مقدمه خداوند متعال پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله را زمانی به پیامبری مبعوث فرمود که مدتی طولانی بود که پیامبری مبعوث نگردیده بود و در نتیجه دینداری در میان انسانها کم رنگ گشته بود و زرومداران به دین ستیزی وظلم مشغول بودند، در این حالت بود که پیامبر صلی‌الله علیه و آله با نوری به نام قرآن مبعوث گردیده و به هدایت مردم پرداخت. البته قبل از قرآن کتابهای آسمانی دیگری نیز از سوی خداوند فرستاده شده بودند که بنا به شواهد تاریخی و دلایل عقلی در گذر زمان تحریف شده و اصالت خودرا از دست داده بوده، پر از خرافاتی بودند که مردم از همه جا بی‌خبر به عنوان دستورات الهی تن به چنین خرافاتی داده بودند، که به عنوان نمونه نگاهی گذرا به مطالب تورات و انجیل فعلی در دست مردم، خواهیم داشت تا مشخص شود که مطالب گفته شده بر اساس تعصب دینی نبوده و از روی حقیقت می‌باشد. دلایل تحریف تورات چنانکه می‌دانیم تورات از جانب خداوند متعال بر حضرت موسی نازل گردیده اما شواهد و مدارک قطعی نشان می‌دهد که تورات اصلی از دست رفته است که در اینجا به سه دلیل عمده اشاره می‌کنیم. *وجود داستان وفات حضرت موسی در متن کتاب اولین دلیل بر این مدعی این است که در تورات فعلی داستان وفات حضرت موسی وحوادث بعد از آن و عزاداری مردم بنی اسرائیل ومدت عمر آن حضرت را شرح می‌دهد. *اعتراف بعضی از کتابهای عهد عتیق سند بعدی اعتراف بعضی از کتابهای عهد عتیق در این باره است مانند عهد عتیق چاپ لندن سال 1901 میلادی، کتاب اول پادشاهان باب هشتم آیه یک تاده که اشاره به سرنوشت نامعلوم الواح تورات دارد. *داستان کشتی گرفتن خدا با حضرت یعقوب و دلیل سوم مطالب نادرستی است که در این کتاب‌ها دیده می‌شود از جمله تصویری که آنها از خداوند متعال در داستان کشتی گرفتن خدا با حضرت یعقوب ارائه می‌دهد. دلایل تحریف انجیل *شرح زندگانی حضرت عیسی و حوادث بعد از آن در مورد انجیلهای چهارگانه نیز وضع به همین منوال می‌باشد، در آنها نیز اولا درباره حضرت عیسی و شرح زندگانی او، داستان به دار زدن حضرت عیسی و حوادث بعد از آن نوشته شده است. *انجیلهای چهارگانه بنابه شواهد تاریخی انجیلهای چهارگانه را سالها بعد از عروج حضرت عیسی نوشته‌اند به طوری که بعد از حضرت عیسی انجیلهای فراوان و مختلفی در دست مردم بوده است تا اینکه بالاخره شورای کلیسا تمام انجیل‌ها را بی اعتبار اعلام کرده و تنها به چهار انجیل از بین آنها رسمیت داد. *محتویات انجیل همچنین بعضی از محتویات انجیل نیز دلیل بر تحریف شدن آن می‌باشد از جمله نسبت‌هایی که به حضرت عیسی در مورد ادعای پسر خدا بودن می‌دهد. مهمترین دلایل تحریف نشدن قرآن اما در میان کتابهای آسمانی که برای هدایت بشر از طرف خداوند نازل گردیده تنها قرآن است که از تحریف بدور مانده و با وجود دعوت خود قرآن مبنی بر مقابله به مثل کردن با آن هر چند به اندازه یک سوره کوچک باشد نیز بشر نتوانسته به مقابله با آن در آمده و بر عکس همیشه در مقابلش اقرار به ضعف خود نموده است که در اینجا به طور فهرست وار به برخی از مهمترین دلایل عدم تحریفش اشاره می‌کنیم: *شواهد عقلی و آن اینکه چون قرآن آخرین کتاب آسمانی است اگر تحریف شده باشد دیگر منبع صحیحی برای هدایت بشر در دست نخواهد بود. *شواهد تاریخی که نشان می‌دهد که مسلمانان به جمع آوری و حفظ و قرائت و نگارش قرآن اهتمام شدید ورزیده‌اند و تمام آن در زمان خود پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله جمع آوری شده و توسط کاتبان متعدد نگاشته شده است و حفاظ فراوانی داشته است. *اعجاز قرآن ساختار برجسته و الهی قرآن که امکان اضافه کردن حتی سوره‌ای را به قرآن را نمی‌دهد و اینکه دشمنان اسلام با وجود تمام تلاشی که برای از بین بردن اسلام داشتند نتوانستند به تحدی قرآن پاسخ دهند و حتی یک سوره مانند آن را بیاورند دلیل بر اعجاز قرآن است. البته زیبایی قرآن فقط در لفظ نیست بلکه دارای معانی و مفاهیم عمیق و والایی نیز می‌باشد. که یکی از اعجازهای معنوی قرآن عدم وجود اختلاف در آن است در حالی که در طی بیست و سه سال و در شرایط مختلف بر پیامبر نازل گشته است. "افلا یتدبرون القرآن و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا" (نساء آیه 82) *تضمیین خدا خود آیات قرآن که اشاره به این مطلب دارد مانند آیه حفظ "انا نحن نزلنا الذکر و انا له لحافظون". *احادیث معتبر احادیث از جمله حدیث ثقلین از پیامبر اکرم صلی‌الله علیه و آله. اظهار نظرهای برجستگان غربی و شرقی در پایان به پاره ای از نظرات و اظهار نظرهای تعدادی از افراد برجسته غربی و شرقی در مورد قرآن می‌پردازیم. جان دیون پورت مولف کتاب عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن می‌نوبسد: همه این معنی را قبول دارند که قرآن با بلیغ‌ترین و فصیح ترین لسان و به لهجه قریش که نجیب ترین و مودب ترین عرب‌ها هستند نازل شده... ومملو از درخشنده ترین اشکال و محکم‌ترین تشبیهات است. گوته ریاضی دان و شاعر معروف آلمانی درباره قرآن می‌گوید: "ما، در ابتدا از قرآن روگردان بودیم اما طولی نکشید که این کتاب توجه ما را به خود جلب نموده و ما را دچار حیرت ساخت تا آنجا که در برابر اصول و قواعد علمی و بزرگ آن سرتسلیم فرود آوردیم، در مطابقه الفاظ با معانی آن عظمت امتیازاتش آشکار می‌گردد، شان و علو و برتری آن بیشتر جلوه گر می‌شود، من معتقدم که این کتاب به زدودی اثر نجات بخش و عمیق خود را در سراسر گیتی به جای گذارده و بالاخره جهان مدار خواهد شد دکتر گوستاولوبون مستشرق فرانسوی و وزیر فرهنگ اسبق آن کشور در کتاب "تمدن اسلام و عرب" می‌نویسد: مکتب اخلاق قرآن عالیترین روش فضایل اخلاقی است، قرآن مردم را به صدقه و احسان و عفت و بزرگواری، اعتدال و میانه روی تشویق نموده و آنها را به اهمیت وفای به عهد وپیمان خوانده و به دوستی با همسایگان و پیوست با خویشاوندان و دادن حقوق مستحقان و مراعات بیوه رنان و درماندگان و اهتمام در امر یتیمان و بی پدران دستور داده است، اینها است آن آداب و تربیت عالیه‌ای که قرآن مردم را به سوی آن دعوت کرده و این تربیت و آداب آن به مراتب بالاتر از انجیل و آداب آن است. تولستوی دانشمند ونویسنده مشهور شوروی در کتابی به نام "حکم محمد" چنین می‌نویسد: "هرکس که بخواهد سادگی و بی پیرایه بودن اسلام را دریابد باید قرآن مجید را مورد مطالعه قرار دهد در آنجا قوانین و تعلیماتی برمبنای حقایق روشن و آشکار صادر و احکام آسان وساده برای عموم بیان شده است، در این کتاب آیات فراوانی است که به خوبی بر مقام عالی دین اسلام و پاکی روح آورنده آن گواهی می‌دهد. بر این اساس است که قرآن چون مطابق فطرت انسانی تنظیم گشته بعنوان بهترین و بزرگترین کتاب بشریت بار سنگین هدایت بشر را بر دوش کشیده و خواستار بیداری بشر از خواب غفلت بوده و به وی گوشزد می‌کند که حقیقت یکی است و تمام پیامبران هدفشان یکی است و هر مکتبی غیر از مکتب الهی نابود شدنی است و اعلان میدارد که" قطعا این قرآن به -آئینی- که خود پایدارتر است راه می‌نماید...اسراء آیه 9". مباحث مرتبط آیا قرآن قابل معارضه است؟ مقایسه‌ای بین قرآن و کتب مقدسه فضائل قرآن منابع عبدالکریم هاشمی نژاد، کتاب قرآن و کتابهای دیگر آسمانی، انتشارات فراهانی آذرماه 1362 دکتر محمد کاظم شاکر، قرآن در آینه پژوهش حسین جوان آراسته، درسنامه علوم قرآنی، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات تسلامی حوزه علمیه قم نویسنده سیما شاه‌محمدی تعداد بازدید ها: 18196 تاریخچه
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم آذر 1393ساعت 21:16  توسط ربیع صادقی  | 
به نوشته ی جماران، وی در بخش دیگری از سخنان خود گفت: «اگر کعبه را ۷۰ هزار بار خراب کنید مانند توهین به مومن است. آن وقت ببینید در جامعه ی ما چه توهین هایی می شود.»

شاگرد علامه طباطبایی با اشاره به وقایع دوران انقلاب و امام خمینی گفت: «ما امام را معصوم نمی دانیم که بگوییم حتی یک اشتباه لفظی نمی کند. امام نمی خواست حکومت کند. اما زمانی که مجاهدین به نزدش رفتند و با او دیدار کردند به آقای مطهری گفت اگر حکومت بخواهد به دست این ها بیافتد من به تلویزیون می روم و دست شاه راه در تلویزیون می بوسم.»

وی سپس با انتقاد از وضعیت دین در جامعه گفت:«ما به مردم یک نیت درست نشان نداده ایم. معارف اسلام را از چه کسی می خواهیم بگیریم؟ همین الآن از این جمعیت بپرسید چند نفر مقدمات نماز را می دانند. حال آن که مردم این همه زجر ها برای انقلاب کشیدند. خدای تعالی ما را برگرداند.»

استاد امجد با اشاره به این که پهلوی تلاش کرد عزاداری را از مردم بگیرد اما نتوانست گفت: «اما اکنون همه چیز لوث شده است. میرزای شیرازی(ره) هنگامی که روضه می خواندند در همان چند کلمه ی اول از هوش می رفت اما امروز هزار زیارتنامه و دعا می خوانیم و اثری ندارد.»

این عارف جلیل القدر در ادامه گفت: «من گفته ام. مملکت و مردمی که در آن نقد و ناقد محترم نباشد و چاپلوس محترم باشد ساقط است. هیچ چیز برایش نمی ماند. ما نوع انسان را ضایع کرده ایم و علما مسئولند. پیش از این نیز گفته ام دو طبقه اگر سالم باشند جامعه سالم خواهد بود. علماء و امرا. منظور از علما همه ی دانشمندان و فرهنگیان است. از معلم مدرسه تا مرجع تقلید. بیایید همه به اسلام بازگردیم.»

یار دیرین آیت الله بهجت در پایان یادآور شد:«این عمامه ی روی سر من نه اصل اسلام است و نه فرع اسلام. اگر ما اشتباهی کردیم به پای اسلام نگذارید. نسل جوان ما چه کند؛ آقای بهجت را ندیده است. علامه طباطبایی را ندیده است. ما هم شیخ انصاری را ندیده ایم. علمایی بوده اند که ۸۰ سال و ۹۰ سال در میان مردم زندگی می کرده اند و مردم یک نقطه ضعف از آن ها نمی دیدند. این ها بودند که دین را در تمامی این مدت در میان مردم نگه داشته بودند. بازاریان ما عادل بودند. ما مسائلمان را از بازاریان می پرسیدیم. اما اکنون چه شده است؟»

+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم آبان 1393ساعت 23:27  توسط ربیع صادقی  | 

1- كدام سوره به اسم يكي از غزوات پيامبر نام گذاری شده است؟سوره احزاب
2- آخرین آیه‌ای که در حج الوداع درمکه نازل گردید، کدام آیه بود؟ آیة الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَأَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَرَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلَامَ دِينًا_{مائده 3}.
3- چه چیزی در قرآن آمده که نفس می کشد ولی دارای روح نیست؟صبح در آیه(وَالصُّبْحِ إِذَا تَنَفَّسَ)
4- کدام سوره است که در همه آیات آن کلمه الله وجود دارد؟ سورة مجادله.
5- کدام آیه است که در آن اسم غار آمده است؟ثَانِيَ اثْنَيْنِ إِذْ هُمَا فِي الْغَارِ إِذْ يَقُولُ لِصَاحِبِهِ لَا تَحْزَنْ إِنَّ اللَّهَ مَعَنَا         
6- سوره حشر در رابطه با چه طائفه‌ای نازل گردید ؟ یهود بنی نضیر.
7- کدام حشره است که قرآن سخن او را نقل می‌نماید؟ مورچه.
8- سورة یاسین در کدام جزء قرآن قرار دارد؟ بین جزء 22 و 23 قرار دارد.
9- دعای سجده تلاوت؟ سَجَدَ وَجْهِيْ لِلَّذِيْ خَلَقَهُ، وَشَقَّ سَمْعَهُ وَبَصَرَهُ وَبِحَوْلِهِ وَقُوَّتِهِ
10- فرق «قاسطین و مقسطین» چیست؟ «قاسطین» یعنی ستمکاران «مقسطین» یعنی عدالت‌پیشگان.
11- در سورة «الناس» از چه چیزی به خداوند پناه برده می‌شود؟ از شر وسوسه شیطان از میان جن و انسان.
12- کدام سورة قرآن است که دارای دو سجده می‌باشد؟ سورة حج است که در آن دو سجده وجود دارد.
13- کدام آیة از قرآن بود که در درون کعبه بر پیامبر گرامیr نازل گردید؟آیة إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُكُمْ أَنْ تُؤَدُّوا الْأَمَانَاتِ إِلَى أَهْلِهَا وَإِذَا حَكَمْتُمْ بَيْنَ النَّاسِ أَنْ تَحْكُمُوا بِالْعَدْلِ إِنَّ اللَّهَ نِعِمَّا يَعِظُكُمْ بِهِ إِنَّ اللَّهَ كَانَ سَمِيعًا بَصِيرًا در درون کعبه نازل گردید.
14- یکی از بدترین دشمنان اسلام و رسول خدا r چه کسی بود؟ ابولهب.
15- چنانچه آب برای وضو در دسترس نباشد آیا می‌توان با مشروب وضو گرفت؟خیر باید تیمم نمود.
16- دعاي خارج شدن از مسجدچیست؟«بِسْمِ اللهِ وَالصَّلاَةُ وَالسَّلاَمُ عَلَى رَسُوْلِ اللهِ اللَّهُمَّ إِنِّيْ أَسْأَلُكَ مِنْ فَضْلِكَ، اللَّهُمَّ اعْصِمْنِيْ مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيْمِ»
17- حکم استفراغ به هنگام روزه ماه رمضان چگونه است؟ استفراغ عمدی روزه را باطل می‌کند ، و در صورتی که غیر عمدی باشد روزه صحیح است.
18- دعاي هنگام افطار كردن؟ ذَهَبَ الظَّمَأُ وَابْتَلَّتِ الْعُرُوْقُ، وَثَبَتَ اْلأَجْرُ إِنْ شَاءَ اللهُ
19- حکم ظرفی که سگ درآن آب خورده باشد چیست؟هفت بارشستشوشود ابتداء باخاک .
20- روزه‌گرفتن کافر چه زمانی صحیح است؟ پس از آن که مسلمان شود.
21- چه زمانی ازدواج زن مسلمان با مرد مسیحی جایز است؟ هرگاه که مرد مسیحی دین اسلام را بپذیرد.
22- آیا شهدا معرکه نیاز به غسل میت دارند؟ شهدای معرکه نیاز به غسل ندارند.
23- اولین خانواده‌ای که در مدینه مسلمان گردیدند؟ خانواده عبدالأشهل.
24- ذكر هنگام خارج شدن از منزل چیست؟«بِسْمِ اللهِ، تَوَّكَّلْتُ عَلَى اللهِ، وَلاَ حَوْلَ وَلاَ قُوَّةَ إِلاَّ بِاللهِ» یا«اللَّهُمَ إِنِّي أَعُوذُ بِكَ أَنْ أَضِلَّ أَوْ أُضَلَّ أَوْ أَزِلَّ، أَوْ أُزَلَّ، أَوْ أَظْلِمَ أَوْ أُظْلَمَ، أَوْ أَجْهَلَ أَوْ يُجْهَلَ عَلَيَّ»
25- در چه مکانی اگر انسان حتی قصد گناه را داشته باشد، مورد مؤاخذه قرار می‌گیرد؟ در محدودة حرم مکه.
26- ذكر هنگام داخل شدن از منزل چیست؟«بِسْمِ اللهِ وَلَجْنَا، وَبِسْمِ اللهِ خَرَجْنَا، وَعَلَى رَبِّنَا تَوَكَّلْنَا»
27- آيا كاهن و غيبگو را تصديق كنيم؟ آنچه از غيب خبر میدهند تصديق مكن رسول اكرمr میفرمايد: ((من أتى عرافاً أو كاهناً فصدقه بما يقول فقد كفر بما أنزل على محمد)) . [أحمد] كسيكه نزد غيبگو و جادوگر و فالبين رود و به آنچه از غيب مى گويد تصديق كند به آنچه كه بر محمد ه نازل شده كافر است، يعنى به دين اسلام كافر شده است
28- حروف «قلقله» کدامند؟ حروف قلقله عبارتند از: ق – ط – ب – ج – د.
29- حروف «اظهار» به چه حروفی گفته می‌شود؟ حروف «اظهار» به حروف: أ- هـ - ع – غ – ح – خ گفته می‌شود.
30- چند سوره با حروف مقطعه شروع می شوند؟29سوره.
31- سوره ی که به اسم یکی از ارکان اسلام نام گذاری شده است؟سوره حج
32- اگر کسی در خواب احتلام شود و پس از بیداری منی را مشاهده ننماید آیا غسل بر او واجب می‌شود؟خیرغسل واجب نمی‌شود.
33- حروفی که همراه با «غنه» ادغام می‌شوند کدامند؟ حروف ادغام همراه با غنه عبارتند از: م – ی – ن – و.
34- حروفی که بدون «غنه» ادغام می‌شوند کدام حروفند؟ حروف ادغام بدون غنه: ل – ر می‌باشند.
35- آیا با ماسه می‌توان تیمم نمود؟ بله با ماسه می‌توان تیمم کرد.
36- هرگاه مصلحت با مفسدت یکجا مطرح ‌شوند، چکار باید کرد؟جلوگیری از مفسده و تباهی مقدم بر تحقق مصلحت و خیر است.
37- روزه در چه سالی بر مسلمانان واجب گردید؟ روزه در سال دوم هجرت واجب گردید.
38- آداب غذاخوردن چیستند؟ گفتن بسم الله، خوردن با دست راست، از جلو دست‌برداشتن، کم‌خوری، گفتن الحمد لله، شستن دست و دهان بعد ازغذا.
39- آیا کسی که به جای وضو تیمم کرده می‌تواندامام دوستانش بشود؟ بله هنگام نبودن آب صحیح است.
40- اول وقت نماز ظهر کی آغاز می‌شود ؟ بعد از زوال خورشید.
41- اول وقت نماز عصر کی آغاز می‌شود ؟ هرگاه سایه چیزی به اندازه خود آن چیز بشود.
42- اول وقت نماز مغرب کی آغاز می‌شود؟ بعد از غروب کامل آفتاب.
43- امیر طائفه بنی نجار و امیر طائفه عبدالأشهل چه کسانی بودند؟ اسعد بن زراره و اسید بن حضیر.
44- اول وقت نماز عشاء چه زمانی است؟ پس از پایان سرخی کرانه غروب.
45- کدام دو سوره اند که درسوره اولی کلمه آغاز شده آن پایان سوره دوم است؟کلمه الفجر در سوره فجر پایان سوره قدر است
46- آيا آويزان كردن تميمه(تعويذ و طلسم و مهره) براى شفا يافتن مرض ،یادفع بلا، یاچشم زخم جايز است؟ نه جايز نيست و اين عمل شرك است. پيامبر ه مى فرمايد: ((من علّق تميمة فقد أشرك)) . [أحمد]  كسيكه دعاى نوشته و طلسم براى دفع بلا و چشم زخم و يا چيز ديگر آويزان كند شرك آورده است.
47- به کدام نمازها «صلاة البردین» گفته می‌شود؟ نماز صبح و عصر.
48- سجده تلاوت دارای چه حکمی است؟ برای قاری و شنونده مستحب می‌باشد.
49- معنی «تثویب» در اذان برای نماز صبح چیست؟ تثویب یعنی این که مؤذن در اذان بگوید: «الصَّلاة خَيْرٌ من النَّوْمِ».
50- آیا با آب دریا می‌توان وضو گرفت؟ بله جایز است.
51- آیا در اوقاتی که از نماز نهی شده می‌توان نماز تحیة المسجد را خوانده؟بله تحیة المسجد را در همه اوقات می‌توان خواند.
52- پس از روزه ماه رمضان کدام روزه فضیلتش بیشتر است؟ روزه در ماه محرم.
53- آيا دعا كردن احتياج به واسطه بين خود و خداوند دارد؟ نه دعا كردن احتياج به واسطه مخلوق ندارد، خداوند مى فرمايد: وإذا سألك عبادي عني فإني قريب أجيب دعوة الداع إذا دعان. [البقره 186] . [و چون بندگان مـن از دور و نزديكى من از تو بپرسند بدانند كه من به آنها نزديك هستم، و هر كه مرا بخواند دعاى او را اجابت كنم]  
54- چهار امام اهل سنت کیستند؟ مالک، ابوحنیفه، احمد بن حنبل، شافعی y.
55- «ایام البیض» به چه روزهایی گفته می‌شود؟13 – 14 – 15 هرماه را ایام البیض می‌گویند.
56- بار سفر را تنها برای آن سه مسجد می‌توان بست، آن مساجد کدامند؟ مسجد الحرام، مسجد الأقصی، مسجد نبوی.
57- نماز جمعه بر چه کسانی واجب نیست؟ نماز جمعه بر بردگان، خانم‌ها، کودکان و مسافر واجب نیست.
58- نماز میت دارای چند تکبیر است؟ نماز میت چهار یا پنج یاشش یا هفت یا نه تکبیر دارد.
59- چند گروهند که به آنان زکات تعلق می‌گیرد؟ هشت گروه.
60- طهارت دارای چه حکمی شرعی است؟ به دلیل قرآن و سنت طهارت واجب است.
61- تفاوت میان مسلمان و نامسلمان در چیست؟ خواندن یا نخواندن نماز است.
62- حکم اذان چیست؟ فرض کفایه است – و برای مسافر مستحب می‌باشد.
63- پس از مرگ شوهر، زن او چند ماه را صبر می‌نماید، و بعد از آن است که می‌تواند شوهر کند؟ چهار ماه و ده روز واگر حامله باشد وضع حمل.
64- روزه دارای چند رکن است؟ ارکان روزه عبارتند از: نیت – امساک.
65- حاجیان طواف را از کجا آغاز می‌کنند؟ حجاج طواف را از حجرالاسود آغاز می‌کنند.
66- حکم شرعی ساحرانی که توبه نمی‌کنند چیست؟ مجازات می‌شوند، زیرا باعث گسترش لهو و خرافات می‌گردند.
67- نماز بادمپایی پاکیزه چگونه است؟ مستحب می‌باشد.
68- آیا دادن زکات سواری شخصی واجب است؟ سواری شخصی زکات ندارد.
69- خداوند متعال چه روزه‌ای را بیشتر دوست می‌دارد؟ روزه حضرت داود: زیرا روزی را روزه و روزی دیگر را روزه نمی‌گرفت.
70- اولین مسجدی که در مدینه بنا گردید چی نام داشت؟ مسجد قبا.
71- ربا چند نوع است؟ ربا دو گونه است: ربا الفضل، ربا النسیئة.
72- حج در چه سالی واجب گردید؟ حج در سال نهم هجرت واجب گردید.
73- حج دارای چند نوع مختلف است؟ سه نوع حج وجود دارد. حج قِران – حج إفراد – حج تمتع.
74- آغاز نماز و انجام آن با چه کلماتی است؟ نماز به وسیله «الله اکبر» آغاز و به «سلام» به انجام می‌رسد.
75- فرارسیدن ماه رمضان چگونه اثبات می‌شود؟ به وسیله دیده‌شدن هلال یا سی روز شدن ماه شعبان.
76- در چه شرائطی گفتن لَبِّيْكَ اللَّهُمَّ لبَّيْكَ در حج قطع می‌شود؟ وقتی که روز عید رمی جمرات آغاز شود، تلبیه قطع می‌گردد.
77- اوقات حج در چه ماه‌هایی قرار دارد؟ حج در ماه‌های شوال، ذوالقعده، و ده روز از ذی الحجه انجام می‌گیرد.
78- کدام یک از اقسام حج فضیلت بیشتری دارد؟ حج تمتع دارای فضیلت بیشتری است.
79-
80- کفاره ریختن آب دهان در مسجد چیست؟ کفاره آن پاک‌نمودن است.
81- آیا زن می‌تواند به جای مرد به حج برود؟ بله با محرم جایز است.
82- آیا خانم‌ها در حضور شوهر خواهر باید خود را بپوشانند؟ بله خود را می‌پوشاند، زیرا شوهر خواهر جز و محارم نیست.
83- رسول خدا فرموده است:«من فرزند دو قربانی هستم» آن دو قربانی چه کسانی بودند؟ اسماعیل بن ابراهیم، عبدالله بن عبدالمطلب.
84- سردسته کفار مکه چه کسی بود؟ ابوجهل بن هشام.
85- کدام یک از دختران رسول اللهr دو بار هجرت نمود؟ رقیه همسر عثمان بن عفان t.
86- چه کسی برای اولین بار پیشنهاد اذان اول جمعه را نمود؟ عثمان بن عفان t.
87- چه توسلی جایز نمی باشد؟ توسل به صالحینی که از دنیا رفته اند .         
88- علی t به دست چه کسی به شهادت رسید؟ عبدالرحمن بن ملجم مرادی.
89- بیشتر جبرئیل به چهره چه کسی نازل می‌شدند؟ دحیه کلبی t.
90- سوگند به غیر اسم وصفت خداوند ...........است؟شرک
91- چه کسی اولین تیر را در راه اسلام پرتاب نمود؟ سعد بن ابی وقاص t.
92- رسول خدا r در مورد چه کسی فرمود: «امین این امت است»؟ ابوعبیده عامر بن جراح t.
93- رسول خدا r در مورد چه کسی فرمود: «پاهای او در روز قیامت از کوه احد استوارتر است»؟ عبدالله بن مسعود t.
94- حدیث: «اگر کسی از ضقته قبر مصون بماند همان کس ... می بود» را تکمیل کنید. سعد بن معاذ t.
95- عمر بن خطاب به دست چه کسی به شهادت رسید؟ ابولؤلؤ مجوسی.
96- «ذات النطاقین» لقب کدام زن مسلمان بود؟ اسماء دختر ابوبکر صدیق رضی الله عنهما.
97- محرم اسرار رسول خدا r چه کسی بود؟ حذیفه بن یمان t.
98- کیست با همان پاهای لنگانش بر روی بهشت‌گام می‌نهد؟ عمرو بن جموح t.
99- یونس علیه السلام به میان چه قومی فرستاده شد؟ یونس به میان مردم «نینوا» فرستاده شد.
100- هنگامی که رسول خدا r وارد قباء شدند در منزل چه کسی استراحت فرمودند؟ در منزل کلثوم بن الهدم یا سعد بن خیثمه.
101- سردسته منافقین در مدینه چه کسی بود؟ عبدالله بن ابی بن سلول.
102- چه کسی برای اولین بار قبل از شهادت دو رکعت نماز خواند؟ خبیب بن عدی t.
103- در مهاجرت به مدینه یار و همراه رسول گرامی چه کسی بود؟ ابوبکر صدیق t.
104- تا روز قیامت پیشوای اذان‌گویان چه کسی است؟بلال بن رباح t.
105- در آغاز چند رکعت نماز بر مسلمانان واجب گردیده بود؟50 رکعت نماز.
106- اسراء ومعراج در چه سال رخ داد؟12بعثت یعنی یک سال قبل از هجرت.
107- وقتی که پیامبر r با خدیجه ازدواج نمود چند سال عمرداشتند؟ رسول خدا r در آن هنگام 25 سال داشتند.
108- قاری القرآن مدینه چه کسی بود؟ مصعب بن عمیر t.
109- رسول خدا در مورد چه کسی فرمود: گروه ستمکاران سرکش او را خواهند کشت؟ عمار بن یاسر t.
110- شهیدی که به صلیب کشیده شد چه کسی بود؟ خبیب بن عدی t.
111- چه کسی بود که سه بار هجرت نمود؟ ابوموسی اشعری t.
112- دروازه توبه کی بر روی گناهکاران بسته خواهند شد؟ آنگاه که آفتاب از مغرب بدمد، یا انسان در بستر مرگ درحال جان دادن باشد.
113- رسول خدا r اجازه کشتن چه نوع جانوران و حشراتی را داده است؟ حشرات و جانورانی که برای زندگی جسمی و مادی انسان ایجاد مشکل و مزاحمت بنمایند مانند:ماروعقرب.
114- این حدیث را کامل نمایید:«ای جوان! با بسم الله شروع کن و غذا را با دست راست بردار »؟«و از جلو دست خویش غذا بخور».
115- سند حدیث یعنی چه؟ زنجيرة راويان که با نظم و ترتيب به متن منتهي ميشود.
116- آیا در روز قیامت مردم خداوند را خواهند دید؟ تنها مؤمنین خداوند را در قیامت خواهند دید.
117- اولین صحابی که در قبرستان بقیع دفن گردید چه کسی بود؟ عثمان بن مظعون رضی الله عنه.
118- بار اول چند نفر از مسلمانان به حبشه مهاجرت نمودند؟11 مرد وچهار زن.
119- در غزوه بدر اولین شهید از میان مردم انصار چه کسی بود؟ عمیر بن حمام یا حارثه بن سراقه بود.
120- روز قیامت پیش از هرچیز انسان ازعبادات در چه موردی بازخواست می‌شود؟ در مورد نماز.
121- این حدیث را تکمیل کنید: «پروردگارا زندگی بجز ...»؟ «... زندگی آخرت ارزش ندارد».
122- استدلال به «حدیث حسن» دارای چه حکمی است؟ به حدیث حسن می‌توان استدلال نمود.
123- در غزوه بدر مسلمانان چند نفر بودند؟ 314 یا 315 نفر بودند.
124- ملائک از چه چیزی آفریده شده اند؟ ملائک از نور آفریده شده اند.
125- آیا ایمان ثابت است یا کم و زیاد می‌شود؟ فرمانبرداری خداوند بر ایمان می‌افزاید و نافرمانی او ایمان را کم می‌نماید.
126- حادثه افک درچه غزوه ی رخ داد؟درغزوه بنی مصطلق (مریسیع)
127- مفهوم این آیه را تکمیل کنید: «خداوند هرگز شرك را نمى بخشد ..»؟ «.. و کمتر از آن را برای هرکس که بخواهد می‌بخشد».
128- چه کسی برای اولین بار در علم اصول فقه کتاب نوشت؟ امام شافعی رحمه الله.
129- رسول خدا r در مورد کدام یک از اصحاب فرمود: «سلام بر سوار کار مهاجر»؟ عکرمه فرزند ابوجهل.
130- برای اولین بار چه کسی احادیث را بصورت رسمی جمع‌آوری کرد ؟ محمد بن مسلم بن شهاب زُهری.
131- غزوه تبوک در چه سالی رخ داد؟ در ماه رجب سال نهم هجری.
132- جوان‌ترین شهید غزوه بدر چه کسی بود؟ عمیر بن ابی وقاص.
133- بهشت جایگاه آسایش چه کسانی است؟ اهل ایمان و توحید و تقوی و عدالت.
134- اولین کسی که تنها به گردآوری احادیث صحیح پرداخت چه کسی بود؟ امام محمد بن اسماعیل بخاری t.
135- این حدیث را تکمیل کنید: «برای هیچ مسلمانی روا نیست بیشتر از سه روز...». «... با برادر مسلمان خویش قهر نماید».
136- علم «عروض» را چه کسی پایه‌ریزی کرد؟ خلیل بن احمد.
137- غزوه خندق درچه سالی رخ داد؟سنه 5 هجری ماه شوال.
138- در مورد غزوه‌های رسول خدا و اصحاب برای اولین بار چه کسی کتاب نوشت؟ عروه بن زبیر.
139- آيا كسى از غيب خبر دارد؟خیر
140- لقب «امیرالأمراء» متعلق به چه کسی بود؟ ابوعبیده بن جراح t.
141- «شیخ الاسلام» لقب چه کسی بود؟ احمد بن تیمیه رحمه الله.
142- غزوه بنی مصطلق در چه سنه رخ داد؟سنه5 ماه شعبان روز دوشنبه.
143- اولین سفیر اسلام چه کسی بود؟ معصب بن عمیر t.
144- کدام زن مسلمان همسر دو نفر از خلفاء گردید؟ اسماء دختر عمیس t.
145- کدامیک از علوم است که مسلمانان آن را پایه‌گذاری نمودند؟ در بسیاری از علوم مسلمانان پیشگام بوده اند، از جمله: ریاضی، پزشکی، اصول فقه و اصول حدیث و...
146- چرا رسول خدا در مدینه پیش از هرکاری به ساختن مسجد پرداخت؟ زیرا مسجد مرکزی عبادی، اجتماعی، علمی، فرهنگی و سیاسی است.
147- کدامیک از پیامبران برای آن که خداوند به او فرزندی بدهد سه روز با هیچکس صحبت ننمود؟  زکریا.
148- هاجر همسر کدامیک از پیامبران بود؟ هاجر همسر  ابراهیم بود.
149- کدامیک از خلفا را در خانه اش به شهادت رساندند؟  عثمان بن عفان t.
150- پیامبری که پیشه اش نجاری بود؟  زکریا علیه السلام.
151- چه کسی جالوت را کشت؟ داود علیه السلام.
152- چه کسی در بدر پیشنهاد تغییر مکان را مطرح کرد؟ حباب منذر بن عمرو t.
153- کدامیک از ماه‌های سال بر دیگری برتری دارد؟ ماه مبارک رمضان.
154- کدام سرزمین است که تنها یک بار آفتاب برآن دمیده است؟ بستر نیل جایی که خداوند آن را برای عبور موسی و پیروان او آب را در دو طرف نگاه داشت.
155- کدام شهر مادر همه شهرهاست؟ مکه مکرمه است. وَهَذَا كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ مُبَارَكٌ مُصَدِّقُ الَّذِي بَيْنَ يَدَيْهِ وَلِتُنْذِرَ أُمَّ الْقُرَى وَمَنْ حَوْلَهَا ﴾ [انعام: 92]
156- زشترین نام‌ها نزد خداوند چه نام‌های هستند؟ نام‌های مانند: شاهنشاه، فرمانروای فرمانراوایان و...
157- کدام مادر بود که مادر نداشت؟ حواء همسر آدم.
158- رسول خدا با کدام زن که قبلاً یهودی بود ازدواج نمود؟ صفیه دختر حی رضی الله عنها.
159- سرپرستی مریم مادرعیسی علیه السلام را چه کسی بر عهده گرفت؟ زکریا علیه السلام.
160- پدر پیامبران چه کسی است؟ ابراهیم علیه السلام.
161- آیة سَأَلَ سَائِلٌ بِعَذَابٍ وَاقِعٍ [المعارج: 1] در مورد چه کسی نازل گردید؟ در مورد نضر بن حارث که برخود دعا کرد و روز بدر دچار عذاب گردید.
162- معنی آیةفَفِدْيَةٌ مِنْ صِيَامٍ أَوْ صَدَقَةٍ أَوْ نُسُكٍ  چیست؟روزه سه روز یا اطعام شش مسکین یا ذبح یک گوسفند یاگاو یاشتر.
163- کلمه «فقر» در کدام آیه آمده است؟ در آیة 268 سورة بقره: الشَّيْطَانُ يَعِدُكُمُ الْفَقْرَ وَيَأْمُرُكُمْ بِالْفَحْشَاءِ وَاللَّهُ يَعِدُكُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَفَضْلًا وَاللَّهُ وَاسِعٌ عَلِيمٌ
164- سجده تلاوت دارای چه حکمی است؟ سنت مؤکده است.
165- کلمه «اَکُ» در کدام آیه آمده است؟ آیة 20 سورة مریم: وَلَمْ أَكُ بَغِيًّا
166- منظور از کلمه «اعمی» نابینا در آیةعَبَسَ وَتَوَلَّى أَنْ جَاءَهُ الْأَعْمَى [عبس: 1 – 2] کیست؟ عبدالله بن مکتوم t.
167- خداوند چه اقوامی را با طوفان سخت مجازات نمود؟ قوم لوط و قوم عاد.
168- کدام اقوام بودند که به وسیله صائقه دچار عذاب شدند؟ قوم شعیب و ثمود.
169- چه کسی بود که خداوند او را همراه با خانه در زمین فرو برد؟ قارون.
170- آیه: إِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَالَّذِينَ هَادُوا وَالنَّصَارَى وَالصَّابِئِينَ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَالْيَوْمِ الْآخِرِ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ [البقرة: 62] در مورد چه کسی نازل گردیده است؟ سلمان فارسی t.
171- کدام ملت‌ها را خداوند در آب غرق نمود؟ قوم نوح و فرعون و لشکریانش.
172- کدام پیامبر است که پدر و پدر بزرگ و جد او پیامبر بوده اند؟ یوسف فرزند یعقوب فرزند اسحاق فرزند ابراهیم علیهم السلام.
173- کدام سورة قرآن است که با نام دو میوه آغاز می‌شود؟ سورة «التین».
174- اسم «هدهد» در کدام آیه قرآن آمده است؟ آیه 20 سورة النمل.
175- کدام سورة قرآن است که با نام دو پیامبر پایان می‌یابد؟ سورة «الاعلی» «صحف ابراهیم و موسی».
176- نزدیکان خداوند چه کسانی هستند؟ اهل تدبّر والتزام به قرآن.
177- کلمه «معصیت» چند بار در قرآن همراه «تاء» آمده است؟ در سورة «مجادله» دو بار آمده است.
178- در كدام آيه قرآن مجيد لفظ جلاله يعني الله بيشتر وجود دارد؟آيه 282سوره بقره
179- چه چیزی است که وجود دارد و مخلوق نیست؟ قرآن است که کلام خداوند و غیر مخلوق می‌باشد.
180- معنی آیة وَرَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًاچیست؟ «قرآن را با اندیشه و آرامی بخوانید».
181- اصل و قاعدة «العبرة بعموم اللفظ لا...» را تکمیل کنید؟«... بخصوص السبب».
182- کلمه «الجیاد» در کدام آیة قرآن ذکر شده است؟ آیة 31 سورة ص.
183- «زهراوان» به کدام دو سوره قرآن گفته می‌شود؟ بقره و آل عمران.
184- دعاي پوشيدن لباس نو ؟ اللَّهُمَّ لَكَ الحَمْدُ أَنْتَ كَسَوتَنِيهِ، أسْألك مِنْ خَيرِهِ وخَيْرِ ما صُنع لَهُ، وأعُوذُ بِكَ مِنْ شرِّه وشَرِّ ما صُنِعَ لَهُ
185- در کدام آیة قرآن کلمه شهر به صورت مفرد و جمع آمده است؟ آیة 36 سورة توبه.
186- در کدام سورة قرآن بسم الله الرحمن الرحیم دو بار ذکر شده است؟ سورة نمل.
187- نام چند تن از پیامبران در قرآن آمده است؟25 نفر.
188- کدام گاو بیش از همه شهرت دارد؟ گاوی که خداوند بنی اسرائیل را به ذبح آن دستور داد.
189- کلمه الصدیق در کدام آیه آمده است؟ آیه 46 سورة یوسف.
190- کلمه «اللحیه» در کدام آیه ذکر شده است؟ آیة 94 سورة طه.
191- منظور از آیة إِنَّ شَانِئَكَ هُوَ الْأَبْتَرُچه کسی بود؟ عاص بن وائل.
192- کدام سورة قرآن است که همه آیات آن با حرف «سین» پایان می‌یابد؟ سورة «الناس».
193- کلمه «فَکُّ» در کدام آیه از قرآن ذکر شده است؟ سورة «البلد، آیة 13.
194- آیة عَلَّمَهُ شَدِيدُ الْقُوَى در مورد چه کسی است؟ جبرئیل.
195- چند سوره قرآن با الحمد لله آغاز شده اند؟ سوره‌های الفاتحه – الأنعام – الکهف – الفاطر – سبأ.
196- کلمه «یثرب» در کدام یک از آیات قرآن آمده است؟ آیه 13 سورة الأحزاب.
197- کدام سوره از قرآن است که همه آیات آن با حرف «دال» پایان می‌یابد؟ سورة اخلاص.
198- حدیث «هرکس صادقانه شهادت را از خداوند خواستار شود ...» را تکمیل کنید. «... خدوند درجة شهداء را به او می‌دهد هرچند در بستر خود مرده باشد».
199- حدیث «هرکس عمر او به پایان برسد و جهاد نکند و در اندیشه جهاد نباشد ..» را کامل نمایید. «..با سهمی از نفاق مرده است».
200- کدام آیه قرآن است که همه حروف «الفباء» در آن بکار رفته است؟ آخرین آیه سورة الفتح.
201- کدام یک از سوره‌های قرآن است که دارای دو سجده می‌باشد؟ سورة الحج.
202- در کدام سورة قرآن نام هشت گروه مستحق زکات ذکر شده است؟ سورة توبه آیة 60.
203- جنین به تعبیر قرآن در تاریکی سه‌گانه قرار دارد آن تاریکی‌ها کدامند؟ تاریکی‌های سه‌گانه عبارتند از :پوست شکم، رحم، مشیمه.
204- حرف «اقلاب» کدام است؟ حرف باء.
205- «بلد الأمین» کدام شهر است؟ مکه مکرمه.
206- سفرهای زمستانی و تابستانی قریش به کجا انجام می‌گرفت؟ زمستان‌ها به یمن و تابستان‌ها به شام سفر می‌کردند.
207- آیا نماز کسی که مسح گوش را در وضو فراموش نموده و نمازش را خوانده صحیح است؟ نمازش صحیح است.
208- بزرگ مردم انصار چه کسی بود؟ سعد بن معاذ t.
209- شخص مسافری که بیش ازطلوع آفتاب از خواب برخواسته و آب برای وضو موجود نباشد چه کار باید انجام بدهد؟ در صورت امکان به دنبال آب می‌رود، اما اگر ترس قضاشدن نمازش را داشته باشد، تیمم می‌نماید و نمازش را می‌خواند.
210- خواهر شیری رسول خدا چی نام داشت؟ شیماء ل.
211- حدیث: «هرگاه کسی بگوید همة مردم به گمراهی و تباهی رفته اند ...» را کامل کنید. «... او گمراه‌ترین و تباه‌ترین آنهاست».
212- کسی که نمازش را با تیمم خوانده و قبل از پایان وقت نماز آب را یافته است، آیا نمازش را دوباره می‌خواند؟ نیازی به اعاده نماز ندارد.
213- آیا برای ازدواج گاهی مردم هم مدتی را باید صبر کند؟ هرگاه مردی زنش را طلاق بدهد و بخواهد با خواهر او ازدواج کند، عده و مدتی را باید صبر کند، و زمانیکه یکی از چهار زنش را طلاق داده باشد وقصد ازدواج مجدد داشته باشد وقصدازدواج دیگری دارد.
214- هرگاه کسی روز جمعه وارد مسجد گردید و امام مشغول خواندن خطبه بود، چکار باید بکند؟ دو رکعت نماز کوتاه می‌خواند.
215- این حدیث را که می‌فرماید: «هرکس آخرین سخن لا إله إلا الله ... باشد» را تکمیل نماید. «... به بهشت می‌رود».
216- حدیث: «اگر با نصف یک خرما هم بوده ...» را کامل کنید. «... خود را از آتش جهنم برهانید».
217- چگونه ممکن است زنی در یک ساعت دو بار نکاح و دو بار طلاق داده شود؟ نکاح می‌شود و پیش از معاشرت طلاق داده شده و دیگری او را نکاح نموده و طلاق می‌دهد.
218- حیوانی است که انسان را خدمت می‌کند، اما خرید و فروش آن حرام است؟ سگ.
219- کدام خانم بود که می‌گفت: «من مدام نگران قطع وحی می‌باشم»؟ ام ایمن ل.
230- حدیث «دنیا زندان اهل ایمان و...» را کامل کنید. «... و بهشت اهل کفر و دنیاپرستی است».
231- حدیث «هرکس در امور این دین چیزی را کم و زیاد کند ...» را کامل نمایید. «... کار او مردود است».
232- معنی این حدیث را کامل کنید: «از سوءظن جداً دوری کنید، زیرا». « سوءظن بدترین کلام است».
233- حدیث «فحش و ناسزاگفتن به مسلمان نشانة فسق و مرزشکنی ...» را کامل نمایید؟«... و جنگ با او کفر است».
234- «صاحبان دوگونه چشم از آتش جهنم مصون می‌مانند ...» را کامل کنید. «.... چشمی که از ترس خداوند بگرید، و چشمی که در راه خدا نگهبانی نماید.
235- کسی دیگری را برای طلاق همسر خود وکیل نموده، پس از آن وکیل‌کننده با همسر خود همبستری می‌شود، آیا وکیل می‌تواند پس از آن زن او را طلاق بدهد؟ به دلیل آن که همبستری آنان نشانه ارتباط و علاقه است، پس از آن وکالت باطل می‌شود.
236- چه زمانی همبستری حرام اما مقدمات آن حرام نیست؟ به هنگام حیض و نفاس و قطع آن پیش از استحمام.
237- نام غاری که هنگام هجرت رسول خدا و حضرت ابوبکر در آن پناه گرفتند چه بود؟ غار ثور واقع در جنوب مکه.
238- چه موقع همبستری و مقدمات آن هردو حرام هستند؟ به هنگام حج و عمره در حالت احرام.
239- کدام عبادت است که تنها در وقت ویژه‌ای می‌توان آن را قضاء کرد؟ حج.
240- کتاب سنن ابوداود دارای چند حدیث است؟4800 حدیث.
241- حدیث: «دو چیز در میان مردم نشانه جهل و نادانی است ...» را کامل کنید؟«... توهین به نسب و خانوادة دیگران، و نوحه و زاری بر مردگان».
242- ازدواج با برخی از خانم‌ها تنها در گرو انجام‌دادن عملی خاص است؟ ازدواج با خواهر و عمه و خاله زن تنها زمانی صحیح است که زن طلاق داده شود.
243- زنی که نیاز به غسل دارد و آب در اختیار ندارد چکار باید انجام بدهد؟ چنانچه آب پیدا نکرد، تیمم می‌کند.
244- حکم نماز کسی که به وجود نجاست بر لباس خود آگاه نیست و حکم آن را نمی‌داند چیست؟ نمازش صحیح است.
245- حدیث: «کسی که مجاهدی را تجهیز نماید ...» را تکمیل نمایید. «... همچون آن است که خود به جهاد رفته باشد»
246- حدیث: «کسی که به مردم ترحم نمی‌ورزد » را کامل کنید. «..خداوند هم به آن ترحم نخواهد نمود» متفق علیه.
247- حدیث: کاملترین جهاد ...» را کامل کنید؟«... سخن حق‌گفتن رو در روی حاکم ستمکار است» رواه ابوداود.
248- حدیث: «بهشت و جهنم از بند کفش‌های‌تان ...» را کامل نمایید؟«... به شما نزدیکترند» رواه البخاری.
249- نزدیک به اواخر وقت نماز اگر عادت خانمی قطع شود چکاری را باید انجام دهد؟ ابتداء غسل می‌نماید ونماز میخواند.
250- اگر برای انسان مسافری آب را جهت غسل یا وضو با قیمت بدهند، آب باید بخرد یا می‌تواند تیمم نماید؟ در صورتی توان مالش را داشته باشد و زیادگران نباشد، باید آب را خریداری کند.
251- تکلیف زنی که پس از پایان مدت معمول عادت ماهیانه بازهم مشکل دارد(خون استحاضه دارد)، چکاری را باید انجام بدهد؟ محل عادت را به هنگام نماز می‌بندد و برای هرنماز واجبی وضوی جدیدی می‌گیرد و نمازش را می‌خواند ویا دو نمازراجمع نموده ویک غسل نماید.
252- حدیث: «بهترین انسان‌ها کسانی هستند که عمرشان ..» را کامل کنید؟«. طولانی و عمل نیک‌شان فراوان باشد» رواه الترمذی.
253- حدیث: «کسی که در ظروف نقره‌ای آب بنوشد .» را کامل نمایید؟«در واقع آتش جهنم را برای خود بیمه کرده است»
 254- زنی که در سفر عادت ماهیانه اش قطع می‌شود، و برای غسل ترس به جاماندن از همراهان را داشته باشد چکاری را باید انجام بدهد؟ تیمم می‌کند.
255- چه کسی می‌تواند، ولی عقد نکاح هم عروس و هم داماد بشود؟ پدر بزرگ پدری هردو آنها.
256- حدیث: «هیچکس با زن نامحرمی خلوت نکند مگر ...» را کامل نمایید؟«... آن که محرمی همراه او باشد» متفق علیه.
257- حدیث: ملاک پهلوانی و قهرمانی زور و بازو نیست، بلکه ...» را کامل نمایید؟«... قهرمان کسی است که برخواسته‌های ناروای (خشم)خویش چیره باشد» متفق علیه.
258- حدیث: «دنیا نوعی نعمت است و بهترین آن ...» را کامل کنید. «. زن پرهیزکار و نیکوکار است»
259- حدیث: «کم نیستند آدم‌های ژولیده و رانده‌شده‌ای که ...» را کامل نمایید. «... اگر سوگند خورند، دعایش را می‌پذیرد وتبرعه شان می نماید» رواه مسلم.
260- حکم شرعی کسی که در نماز سخن می‌گوید و نمی‌داند سخن‌گفتن نماز را باطل می‌نماید چیست؟ نماز او صحیح است.
261- حکم شرعی کسی که در سرزمینی غیر اسلامی مسلمانی دیگر را به تصور آن که جنجگوی دشمن است کشته باشد، چیست؟ قصاص و دیه بر او واجب نیست.
262- تنها در آن دو مورد است که نباید از پدر و مادر اطاعت کرد؟ شرک و نافرمانی خداوند.
263- بهترین هجرت در زندگی انسان چگونه هجرتی است؟ هجرت و فاصله‌گرفتن هرچه بیشتر از گناهان است.
264- حدیث:«هیچیک از شما ایمان ندارد و مگر آن که» را کامل نمایید ؟«هرچه را برای خود دوست می‌دارد و برای دیگران نیز دوست داشته باشد».
265- دو گروهند که اگر آنان اصلاح شوند، همه اجتماع اصلاح خواهند شد، کدامند؟ علما و حاکمان.
267- حدیث: «حد فاصل میان انسان و کفر و شرک ...» را کامل نمایید. «... نماز است».
268- حکم شرعی کسی که رکوع  را با امام نرسید چیست؟ آن رکعت برای او به حساب نمی‌آید.
269- در حج عمره پس از احرام چه رکنی را باید انجام داد؟ طواف.
270- کدام دو خودمرده و خون است که رسول خدا r فرموده است برای ما مباح هستند؟ دو خود مرده عبارتند از: «ملخ و ماهی» و دو خون عبارتند از: «کبد و طحال».
271- چه کسی بود آشکارا بدون هراس از مشرکین از مکه خارج گردید؟ عمر بن خطاب t.
272- در بیعت عقبه اول چند نفر از مردم انصار با رسول خدا r بیعت نمودند؟ دوازده نفر.
273- کدام صحابی بود که بعد از شهادت جنازه اش در میان زمین و آسمان بلند گردید؟ عامر بن فهیره غلام ابوبکر.
274- چه کسی پیشنهاد کرد که در جنگ احزاب برگرد مدینه خندق کنده شود؟ سلمان فارسی.
275- صفات: ماحی – عاقب – حاشر لقب چه کسی هستند؟ محمد رسول الله r.
276- چه کسی برای اولین بار در مورد غزوه‌های رسول خدا کتاب نوشت؟ عروه بن زبیر.
277- حدیث: «مرده در گور بخاطر ...» را تکمیل کنید؟«... وصیت به گریه و زاری برای او عذاب می‌شود».
278- کدام زن یهودی بود که برای ازبین بردن پیامبر تلاش کرد وگوشت مسموم به پیامبرویارانش داد؟ زینب بنت حارث زن سلام بن مشکم.
279- چه کسی بود پیش از آن که حتی یک بار هم برای خداوند سجده کند در غزوه احد به شهادت رسید؟ عمرو بن ثابت .
280- کدامیک از اصحاب بر خود نذر کرد که مشرکین را لمس نکند و نگذارد مشرکی هم او را لمس نماید؟ عاصم بن ثابت.
281- چه کسی بیش از همه به رسول خدا شباهت داشت؟ حسن بن علی ب.
282- منظور عمر از این سخن چه کسانی بود: «بزرگواری که بزرگواری دیگر را از بردگی آزاد کرد». ابوبکر و بلال حبشی.
283- حدیث:«آناني را که در تاريکي ها به مساجد مي روند ...» را تکمیل کنید؟«... به نور کاملي در روز قيامت مژده دهيد.»
284- تیراندازان لشکر اسلام در غزوه احد چند نفر و فرمانده آنها چه کسی بود؟50 نفر و فرماندة آنان عبدالله بن جبیر اوسی بود.
285- در ارتباط با جریان «افک» چه کسانی بخاطر تهمت به عایشه شلاق زده شدند؟ حسان بن ثابت ، مسطح بن اثاثه ، حمنه بنت جحش.
286- همسران کدامیک از انبیاء دنیا را بر آخرت ترجیح دادند؟ همسر نوح و همسر لوط علیهما السلام.
287- رسول خدا r با کدام زن مسیحی ازدواج فرمود؟ ماریه قبطیه.
288- مفهوم آیه: لَيْسَ عَلَيْكُمْ جُنَاحٌ أَنْ تَبْتَغُوا فَضْلًا مِنْ رَبِّكُمْ چیست؟«به هنگام حج تجارت و کاسبی حرام و ممنوع نیست».
289- هود علیه السلام به میان کدام قوم فرستاده شد و سرانجام آنها چگونه شد؟ به میان قوم عاد و عاقبت با طوفان سخت نابود شدند.
290- این حدیث را تکمیل نمایید: «هرکس نماز عصر را ترک کند.».«.اعمالش باطل مي گردد »رواه البخاری.
291- روایت: «آرایش اهل ایمان تا همانجایی است که ...» را کامل نمایید؟«... آب وضو آن را می‌شوید».
292- حدیث: «بهترین شما کسی است که قرآن را ...» را کامل کنید؟ فرا گیرد و به دیگران فرا دهد» رواه البخاری.
293- صالح علیه السلام به میان چه قومی برگزیده شد وعاقبت آنها چگونه شد؟به میان قوم ثمود و سرانجام به وسیله صاعقة نابود شدند.
294- در کدام آیه کلمة «الفراش» آمده است؟«در آیة 4 سورة القارعه».
295- حدیث: «هرکس به خداوند و روز قیامت ایمان دارد ...» را تکمیل نمایید؟«... گفتارخوب بگوید یا ساکت باشد».
296- در جزء اخیر کدام دو سوره اند که کلمه آخر اولی کلمه آغازین دومی است. سورة «قدر» و سورة «الفجر».
297- حدیث: «برای سحری برخیزید! زیرا ...» کامل نمایید؟«... برخاستن برای سحری برکت دارد».
298- کلمة «شوکة» در کدام آیه از قرآن آمده است؟ آیة 7 سورة الأنفال.
299- رسول خدا r کدام آیة از قرآن را در صفا و مروه قرائت فرمود؟ آیةإِنَّ الصَّفَا وَالْمَرْوَةَ مِنْ شَعَائِرِ اللَّهِ
300- این حدیث را تکمیل نمایید: « آنکه نماز صبح را ادا کند او در عهد و پيمان خدا است. ...» را کامل نمایید؟«... پس بنگر اي فرزند آدم که خداوند چيزي از عهدش را از تو نطلبد. »
301- چه زنانی هستند که خداوند آنها را نمونه کفر نامیده است؟ زن نوح و زن لوط علیهما السلام.
302- حدیث: «هرگاه وارد مسجد شدید ...» را تکمیل نمایید. «... دو رکعت نماز بخوانید».
303- حدیث: «قرآن را قرائت کنید، زیرا قرآن ...» را کامل نمایید؟«... روز قیامت دوستدارانش را شافعت خواهد کرد».
304- حدیث: «هرکس ماه رمضان را براساس ایمان امید به اجر روزه بگیرد ...» را کامل نمایید؟ «... گناهان پیشین او بخشیده می‌شود.
305- چه کسی به مردم گفت: «من خدای برتر شما هستم»؟ فرعون.
306- در جزء عم چند سجده تلاوت وجود دارد؟ در سورة «الإنشقاق» یک سجده و در سورة «العلق» یک سجده.
307- اصحاب کهف چند نفر بودند؟«بجز خداوند کسی تعداد صحیح آنها را نمی‌داند».
308- مکه کی فتح گردید؟ ماه رمضان سال هشتم هجری.
309- پس از هجرت رسول خدا چند بار حج نمود؟ یک بار.
310- حجة الوداع در چه سالی بود؟ سال دهم هجری.
311- اولین زنی که بعد از خدیجه ل ایمان آورد چه کسی بود؟ ام الفضل همسر عباس ل.
312- اولین کسی که در مدینه به پیشنمازی ایستاد چه کسی بود؟ مصعب بن عمیر t.
313- نام کامل امام مسلم چیست؟ مسلم بن حجاج بن مسلم نیشابوری.
314- نام «ابوهریره» چیست؟ عبدالرحمن بن صخر.
315- ابوسفیان چه نام داشت؟ صخر بن حرب.
316- کنیه عبدالله بن عمر ب چی بود؟ ابوعبدالرحمن.
317- آخر بخش چهارم قرآن کدام سوره است؟ آخر سورة «الزمر».
318- حضرت حمزه در کدام غزوه به شهادت رسید؟ در غزوه احد.
319- نویسنده کتاب «مشکاة المصابیح» چه کسی است؟ محمد بن عبدالله خطیب تبریزی.
320- سورة فاتحه دارای چند کلمه است؟20 کلمه.
321- نویسنده کتاب «الطب النبوی» چه کسی است؟ ابن قیم الجوزیة.
322- رسول خدا r در مورد کسانی که قرآن را به دست فراموشی و بی‌توجهی می‌سپارند، خطاب به خداوند چی می‌فرماید؟«پروردگارا قومم این قرآن را به دست فراموشی سپردند».
323- نویسندة کتاب «العقیدة الطحاویه» کیست؟ احمد بن محمد طحاوی.
324- سورة فاتحه دارای چند حرف است؟113 حرف.
325- کنیه امام بخاری چیست؟ ابوعبدالله.
326- کدام سورة قرآن متن و خلاصه شدة همه مفاهیم قرآنی است؟ سورة فاتحه.
327- نماز نمازخوان را از چه چیزهایی دور می‌گرداند؟از فحشا و فساد.
328- کنیه عبدالله بن عباس ب چیست؟ ابوالعباس.
329- نام ابوذر غفاری چیست؟ جندب بن جناده.
330- «آیة الکرسی» در کدام سورة قرآن است؟ سورة البقره.
331- نویسنده کتاب «المعجم المفهرس» کیست؟ محمد فؤاد عبدالباقی.
332- چه کسی بُت «عزی» را شکست؟ خالد بن ولید t.
333- سورة «البروج» دارای چند آیه است؟22 آیه.
334- دعای شیر؟للَّهُمَّ بَارِكْ لَنَا فِيْهِ وَزِدْنَا مِنْهُ
335- صحابی شاعر رسول خدا چه کسی بود؟ حسان بن ثابت t.
336- کنیه «مقداد بن اسود» چی بود؟ ابو معبد.
337- فضیلت نماز در مسجد الاقصی چگونه است؟ پاداش آن برابر 500 نماز است.
338- اولین قبله مسلمانان کدام شهر بود؟ شهر بیت المقدس.
339- مادر عبدالله بن زبیر چه کسی است؟ اسماء دختر ابوبکر ب.
340- چه کسی امیه بن خلف شکنجه‌گر بلال را به قتل رسانید؟ بلال t خود او را کشت.
341- آیة فَبِأَيِّ آلَاءِ رَبِّكُمَا تُكَذِّبَانِ چند بار در قرآن ذکر شده است؟31 بار.
342- کلمه «جنت» چند بار در قرآن آمده است؟66 بار.
343- کلمة «النار» چند بار در قرآن ذکر شده است؟126 بار.
344- اولین مردی که مسلمان گردید چه کسی بود؟ ابوبکر صدیق t.
345- اولین زنی که اسلام آورد کی بود؟ خدیجه ل.
346- چه کسی بود وقتی که حجاج می‌خواست او را بکشد گفت: «پروردگارا! بعد از من به او مهلت مده کسی دیگر را بکشد»؟ سعید بن جبیر.
347- آخرین صحابی که در مدینه وفات یافت چه کسی بود؟ سهل بن سعد انصاری.
348- چه کسی هجرت رسول خدا را مبدأ تاریخ اسلام قرار داد؟عمربن خطاب بامشوره علی ب
349- در کدامیک از نمازها بود مسلمانان مکلف به تغییر قبله شدند؟ در نماز ظهر بود.
350- طولانی‌ترین آیه قرآن کدام است؟ آیة 282 سورة بقره.
351- روز فتح مکه چه کسی بر روی کعبه اذان گفت؟ بلال بن رباح t.
352- اولین سورة جزء چهاردهم قرآن کدام است؟ سورة «الحجر».
353- سومین سورة قرآن کدام است؟ سورة آل عمران.
354- پس از غزوه تبوک چه کسی امیرالحاج بود؟ ابوبکر صدیق t.
355- رسول خدا روز فتح مکه کلید کعبه را به چه کسی سپرد؟ عثمان بن ابی طلحه t.
356- ترجمان و مفسر قرآن چه کسی بود؟ عبدالله بن عباس t.
357- نام دو نفر از نویسندگان وحی را ذکر کنید؟ ابی بن کعب – زید بن ثابت ب.
358- اولین کسی که آشکارا در مدینه قرآن را قرائت کرد چه کسی بود؟ عبدالله بن مسعود t.
359- نام «ابن جریر» چیست و اهل کجا بود؟ محمد بن جریر طبری و اهل شمال ایران بود.
360- رسول خدا r و عبدالله بن عباس چه نسبتی باهم داشتند؟ عبدالله بن عباس ب پسر عموی رسول خدا r است.
361- کفاره نمازی که انسان ازآن فراموش شده یا خواب رفته چیست؟هرگاه به یادش آمدیا بیدارشد آن رابخواند.
362- چه کسی در کشتن مسیلمه کذاب مشارکت داشت؟ عبدالله بن زید المازنی الأنصاری t.
363- پیامبر گرامی اسلام به چه کسی فرمود:« رفقاً بالقوارير» وکجا؟ انجشه ، درفتح مکه .
364- نویسنده دو کتاب «المصابیح» و شرح السنه» چه کسی است؟ ابومحمد حسین بن مسعود بغوی.
365- در چه سالی غزوه خندق روی داد؟ در سال پنجم هجری.
366- دومین مسجد که در تاریخ بر روی زمین ساخته شد؟ مسجد الأقصی.
367- سورة «الفجر» دارای چند آیه است؟30 آیه
368- در چه سالی رسول خدا r به دنیا آمد؟ در عام الفیل.
369- ذبیح و قربانی لقب چه کسی است؟ اسماعیل فرزند ابراهیم إ.
370- کدامیک از همسران رسول خدا پیش از بقیه فوت نمود؟ خدیجه ل   
371- قرآن چه کسانی را «منعم علیهم» معرفی می‌نماید؟ پیامبران و صدیقین و شهداء و صالحین.
372- همراه رسول خدا هنگام هجرت چه کسی بود؟ ابوبکر صدیق t.
373- سورة انبیاء در کدام جزء قرآن است؟ در جزء 17.
374- «لا إله إلا الله» یعنی چه؟ هیچ معبود بحقی نیست مگر خداوند یکتا و یگانه.
375- سورة بقره مکی یا مدنی است؟ مدنی است
376- نام «ام هانی» که یکی از زنان صحابی است، چیست؟ فاخته دختر ابوطالب ل.
377- سورة «هود» در کدام جزء قرآن است؟ در جزء دوازدهم.
378- پاداش نماز در مسجد پیامبر گرامی چگونه است؟ هزار برابر مساجد دیگر است.
379- معنی «ایمان» نزد متکلمین چیست؟«باور قلبی – اقرار زبانی – و عمل به مسئولیت‌های ایمانی».
380- «بر و نیکی و سعادت» از آن چه کسانی است؟ کسانی که اهل ایمان و توحید و تقوی و عدالت باشند.
381- دقیقاً وسط قرآن در کدام سوره و آیه قرار دارد؟ در سورة الکهف و کلمة «وَلْيَتَلَطَّفْ».
382- «سبع المثانی» نام کدام سوره است؟ سورة فاتحه.
383- چگونه می‌توان مستقیماً از تعالیم تعالی آفرین قرآن استفاده کرد؟ با آشنایی به زبان عربی و لغات اصیل آن و علوم البلاغه و شأن نزول آیات و سیره رسول گرامی r.
384- چرا خداوند اساس دعوت پیامبران را بر «توحید» قرار داده است؟- برای براندازی حکیمانة «فرماروایان و فریادرسان» که به ناحق بر زندگی و اندیشه مردم مسلط شده اند، و عبودیت و فرمانبرداری تنها از خداوند
385- نویسنده کتاب «تلبیس ابلیس» کیست؟ عبدالرحمن بن جوزی بغدادی.                                                                                     
386- سومین کسی که مسلمان گردید کی بود؟ سعد بن ابی وقاص t.
387- نماز واجب در شبانه روز چندتا هستند؟- پنج نماز هستند.
388- بزرگترین بت‌های دوران جاهلیت کدامند؟ لات – منات – عزی.
389- پاداش رفتن به عمره در ماه رمضان چگونه است؟ عمره در ماه رمضان به اندازه یک حج تمتع اجر و پاداشی دارد.
390- شهرت عایشه ل بیشتر به خاطر چه چیزهایی بود؟حفظ احادیث رسول خدا r اهتمام به امور اجتماعی ذکاوت و قوت حافظه.
391- کجای بدن مرد از نظر شرعی عورت است؟ از زانو تا ناف.
392- در کدام نماز مسلمانان برای اولین بار به امر خداوند روی خود را به طرف کعبه برگرداندند؟ نماز عصر
393- طولانی‌ترین سورة قرآن کدام است؟ سورة البقره.
394- کوتاه‌ترین سورة قرآن کدام سوره است؟ سورة الکوثر.
395- کلمه «جاهلیت» چند بار در قرآن آمده است ؟4 بار.
396- نویسنده تفسیر «الدر المنثور» کیست؟ جلال الدین سیوطی.
397- نام ابن کثیر کیست و تفسیر او چی نام دارد؟ نام او اسماعیل بن عمر بن کثیر و تفسیر او مشهور به تفسیر ابن کثیر است.
398- دعاي پايان غذا؟ الْحَمْدُ ِللهِ حَمْدًا كَثِيْرًا طَيِّباً مُبَارَكًا فِيْهِ غَيْر ]مَكْفِيٍّ وَلاَ[ مُوَدَّعٍ، وَلاَ مُسْتَغْنًى عَنْهُ رَبَّناَ
399- امام مسلم کی وفات یافت؟ سال 261 هجری قمری.
400- صحیح‌ترین کتاب در حدیث چه کتاب‌های هستند؟ صحیح بخاری و صحیح مسلم.
401- آخرین همسر پیامبر r چه کسی بود؟ ام المؤمنین میمونه دختر حارث هلالی.
402- رسول خدا r چند بار به حج فرض رفتند؟ یک بار.
403- «ذوالنورین» لقب چه کسی است؟ عثمان بن عفان t.
404- «سیف الله» لقب کدام یک از اصحاب است؟ خالد بن ولید t.
405- چه کسی بر قتل و اسارت یهودیان پیمان‌شکن بنی قریظه فرمان داد؟ سعد بن معاذ t.
406- غزوه خیبر چه زمانی روی داد؟ سال هفتم هجری.
407- اولین سوره آخرین جزء قرآن کدام سوره است؟ سورة النبأ.
408- فتح مکه در چه سالی به وقوع پیوست؟17 ماه رمضان سال هشتم هجری.
409- ابلیس از چه چیزی آفریده شده است؟ از آتش.
410- چه کسانی و در چه سال‌هایی برای اولین بار قرآن را به انگلیسی ترجمه کردند؟«کنت» در سال 1143 میلادی و هیتکلمان در سال 1954 میلادی.
411- کنیه عایشه رضی الله عنها کیست؟ ام عبدالله.
412- دو کتاب از کتابهای امام نووی را نام ببرید؟ المجموع در فقه و شرح صحیح امام مسلم.
413- مسجد الاقصی به دست چه کسی پایه‌ریزی شد؟ اسحاق بن ابراهیم علیهم السلام.
414- چه کسی قصد داشت کعبه را ویران کند؟ ابرهه.
415- آخرین سورة جزء تبارک کدام است؟ سورة «المرسلات».
416- مصر به دست چه کسی فتح گردید؟ عمرو بن عاص t.
 417- اولین آیه‌ای که در مورد جنگ نازل گردید کدام آیه بود؟ آیة 39 سورة الحج.
418- روزه در چه روزهایی حرام است؟ روز عید رمضان و روز عید قربان.
419- بیشترین کفاره چیست؟ کفاره همبستری به هنگام روزه ماه رمضان که عبارت است از: آزادکردن برده‌ای مسلمان یا دو ماه روزة پشت سر هم و یا دادن غذا به شصت نفر مستمند.
420- توسل به دلالت نصوص قرآن وسنت چند نوع است نام ببرید؟دونوع1. توسل جايز2.توسل بدعي و ناجايز  
421- در غزوه احد پرچمدار سپاه اسلام چه کسی بود؟ مصعب بن عمیر t.
422- چند فرشته عرش خداوند را حمل می‌کنند؟ هشت فرشته.
423- معنی آیه: وَلْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ يَدْعُونَ إِلَى الْخَيْرِ وَيَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ چیست؟«بايد از ميان شما گروهي باشند كه ( تربيت لازم را ببينند و قرآن و سنّت و احكام شريعت را بياموزند و مردمان را ) دعوت به نيكي كنند و امر به معروف و نهي از منكر نمايند ، و آنان خود رستگارند».
424- معنی لغوی «شیطان» چیست؟ شیطان به معنی دوری و یا فرورفتن است.
425- قرآن دارای چند جزء است؟30 جزء.
426- پیامبران أولوالعزم را نام ببرید؟ نوح – ابراهیم – موسی – عیسی – محمد صلی الله علیهم أجمعین.
427- به هنگام بعثت، رسول خدا r چند سال داشتند؟40 سال.
428- چه رابطه‌ای میان معنی لغوی و اصطلاحی کلمة «ایمان» وجود دارد؟«ایمان» به معنی در امنیت قراردادن است، یعنی مؤمن با ایمان خود زمینه امنیت دنیا و آخرت را فراهم می‌نماید.
429- فرمانده شهید سپاه اسلام در غزوه مؤته چه کسی بود؟ زید بن حارثه t.
430- ابوبکر صدیق t چند سال خلافت نمود؟ دو سال سه ماه و هشت روز.
431- دیدگاه اسلام در مورد کار و تلاش اقتصادی چگونه است؟ اسلام کار مشروع و مفید را عبادتی ضروری می‌داند.
432- اولین کودکی که پس از هجرت به دنیا آمد چه کسی بود؟ عبدالله بن زبیر t.
433- رسول خدا r پس از هجرت چند بار به حج عمره رفتند؟ چهار بار.
434- عمره حدیبیه در چه سالی بود؟ سال ششم هجری.
435- سورة «سبأ» در کدام جزء قرآن قرار دارد؟ در جزء بیست ودوم قرآن.
436- هیئت نمایندگی نجران در چه سالی به خدمت رسول خدا رسیدند؟سال نهم هجری.
437- کنیه بلال بن رباح t چه بود؟ ابوعبدالله.
438- «رواه الشیخان» یعنی چی؟ یعنی حدیثی که بخاری و مسلم هردو آن را روایت کرده اند.
439- پاداش نماز در مسجد الحرام چگونه است؟ یکصد هزار برابر نماز در جاهای دیگر.
440- کدامیک از همسران پیامبر r پس از فوت رسول خدا r پیش از بقیه فوت نمود؟ زینب دختر جحش.
441- رسول خدا r هنگام وفات چند همسر داشت؟ 9 همسر.
442- اولین نوجوانی که ایمان آورد چه کسی بود؟ علی بن ابی طالب t.
443- بسم الله الرحمن الرحیم چند بار در قرآن ذکر شده است؟114 بار.
444- نام عیسی u چند بار در قرآن آمده است؟25 بار.
445- زنی که پس از مسلمان‌شدن شوهرش در فتح مکه مسلمان گردید؟ هند دختر عتبه همسر ابو سفیان.
446- «با این نیزه ام بهترین و بدترین انسان‌ها را کشته ام» سخن کیست؟ برده‌ای به نام وحشی که حمزه t و مسیلمه کذاب را کشت.
447- دعوت رسول خدا در مکه چند سال به صورت مخفی انجام می‌گرفت؟3 سال.
448- در آغاز دعوت مسلمانان به کجا مهاجرت کردند؟ حبشه.
449- چه کسی رسول خدا را پس از برگشتن از طائف در پناه حمایت خویش قرار داد؟ مطعم بن عدی.
450- اولین مسجدی که قرآن در آن قرائت شد؟ مسجد بنی زریق در مدینه.
451- زید بن ثابت انصاری t کی و کجا وفات یافت؟ سال 45 هجری در مدینه منوره.
452- اولین بار وحی در کجا بر رسول خدا r نازل گردید؟ در غار حراء.
453- خانمی که پدر و برادرش بدست مسلمانان کشته شدند و سرانجام همسر رسول خدا گردید چه کسی بود؟ ام المؤمنین صفیه دختر حی رضی الله عنها.
454- «آیه» إِنَّا فَتَحْنَا لَكَ فَتْحًا مُبِينًادر چه موردی نازل گردید؟ در مورد مصالحه حدیبیه.
455- بلال بن رباح t کجا فوت نمودند؟ در دمشق.
456- اولین زن مسلمان و اولین زن شهید در راه اسلام چه کسانی بودند؟ اولین مسلمان خدیجه و اولین شهید سمیه بود.
457- چه موقع یک نفر در نماز چهار بار تشهد می‌خواند؟ اقتداء به امام در نماز مغرب پس از برخاستن او از رکوع رکعت دوم.
458- سورة «قدر» دارای چند آیه است؟5 آیه.
459- سورة مریم در کدام جزء قرآن قرار دارد؟ جزء 16.
460- آدم علیه السلام در چه روزی آفرینده شد؟ روز جمعه.
461- نام «ابودرداء» t چه بود؟ عويمر بن عامر بن مالک بن قیس الأنصاری.
462- چه کسی پس از سلیمان بن عبدالملک به خلافت رسید؟ عمر بن عبدالعزیز t.
463- چه کسی بود که در روز ولادتش رسول خدا کام او را شیرین کرد و بدست حجاج بن یوسف شهید گردید؟ عبدالله بن زبیر t.
464- اعراب‌گذاری قرآن توسط چه کسی انجام گرفت؟ ابوالأسود دؤلی.
465- كدام سوره با لفظ سورةٌ آغاز مي شود؟سوره نور                                   
466- حکم توسل با این کلمات چیست؟(خداوندا! بحق فلان كس، يا بحق پيامبران و رسولانت و يا بحق بيت الحرام و مشعر الحرام، مي‌خواهم مشكلم را حل كني.) ناجایز وبدعت
467- امام نووی در چه سالی به دنیا آمد؟ در سال 631 هجری.
468- نویسنده کتاب «ریاض الصالحین» کیست؟ یحیی بن شرف نووی.
469- کنیه عمر بن خطاب چیست؟ ابوحفص.
470- کتاب‌های آسمانی کدامند؟ صحیفه ابراهیم علیه السلام و صحیفة موسی علیه السلام – تورات – زبور – انجیل – قرآن.
471- زنی که اسم او در قرآن آمده کیست؟ مریم علیها السلام.
472- كدام سوره به اسم يكي از اوقات نماز ختم مي شود؟سوره قدر
473- چه کسی به فکر جمع‌آوری قرآن افتاد؟ عمر بن خطاب t.
474- چه کسی عملاً قرآن را جمع‌آوری نمود؟ زید بن ثابت t.
475- خلافت ابوبکر t کی آغاز گردید؟ سال 11 هجری.
476- کدام پادشاه بدون دیدن رسول خدا r ایمان آورد و پس از مرگش رسول خدا بر او نماز غائبانه خواند؟ نجاشی پادشاه حبشه.
477- سورة «الرحمن» چند آیه دارد؟78 آیه.
478- آدم علیه السلام چه روزی از بهشت خارج گردید؟ روز جمعه.
479- کدامیک از عشره مبشره بعد از همه وفات یافت؟ سعد بن وقاص t.
480- صحابی به چه کسی گفته می‌شود؟ به کسی که همگام با ایمان همنشین و همراه رسول خدا بوده باشد وبا ایمان از دنیا رفته باشد.
481- کدام صحابی به «غسیل ملائکه» شهرت یافت؟ حنظلة انصاری t.
482- رسول خدا او و پدرش را بسیار دوست می‌داشت؟ اسامه و پدرش زید رضی الله عنهما.
483- چه کسی بود که با دختر و دختر دختر(نوه) رسول خدا ازدواج نمود؟ علی t که با فاطمه وبعدازوفاتش با امامه دختر زینب دختر رسول خدا ازدواج نمود.
484- آخرین صحابی که در کوفه وفات یافت؟ عبدالله بن ابی اوفی t.
485- اولین کسی که حروف و کلمات قرآن را نقطه‌گذاری نمود؟ نصر بن عاصم لیثی – یحیی العدوانی.
486- چه کسی به نقطه‌گذاری قرآن دستور داد؟ عبدالملک بن مروان.
487- یکی از اصحاب که در شام و در حال وضو وفات یافت؟ عبدالله بن بسر t.
488- چه کسی بود که رسول خدا r به او فرمود: «تیراندازی کن پدر و مادرم فدایت شوند»؟ سعد بن ابی وقاص t.
489- چه کسی بود که خطاب به طائفه اش گفت: «شما آخرین مردمی بودید که به اسلام گرویدید، سعی کنید که اولین مرتدین از اسلام نباشید»؟ عثمان ابی العاص ثقفی.      
490- او را میان خانواده اش و رسول خدا مختار کردند، او بودن با رسول خدا را برگزید؟ زید بن حارثه t.
491- بهترین‌بودن امت اسلامی را خداوند به چه چیزی مشروط فرموده است؟ امر به معروف و نهی از منکر و جهاد در راه خداوند.
492- اولین بچه‌ای که در حبشه از میان مسلمانان مهاجر متولد گردید؟ عبدالله بن جعفر بن ابی‌طالب.
493- چه کسی دو دختر رسول خدا را همراه خود از مکه خارج نمود؟ زید بن حارثه t.
494- دانشمند یهودی ساکن مدینه که بعد از هجرت ایمان آورد؟ عبدالله بن سلام t.
495- بیشترین قصه‌های قرآن مکی اند یا مدنی؟ بیشترین قصه‌های قرآن مکی اند.
496- توسل جايز چند نوع است نام ببرید؟ الف- توسل به اسماء و صفات خداوند متعال.خداوند متعال مي‌فرمايد:«و لله الاسماء الحسني فادعوه بها»:(خداوند اسمهاي نيكويي دارد، او را با آن‌ها بخوانيد).
 ب- توسل به اعمال نيكو؛ چنانكه در احاديث و داستان سه نفري كه در غار محبوس شده بودند آمده است.
ج- توسل به دعاي فرد صالح زنده، بدليل عمل آناني كه به خدمت پيامبر مي‌آمدند و از ايشان درخواست دعا مي‌كردند.بجز اين سه نوع، تمام انواع ديگر توسل بدعي و ناجايز می باشند.
497- اصول دین را نام ببرید؟ ایمان به خداوند، و ملائک ، و پیامبران ، و کتاب‌های آسمانی ، و روز قیامت ، و قضا و قدر.
498- اولین کسی که دین ابراهیم علیه السلام را تغییر و مردم عرب را به بت‌پرستی فرا خواند؟ عمرو بن لحی.
499- منافع روزه را ذکر کنید؟ تقویت اراده، احساس و لمس گرسنگی، کسب تقوی و سلامت جسم.
500- همه جانداران طعم آن را خواهند چشید؟ مرگ.
501- در همان روزی که ابوحنیفه وفات یافت او به دنیا آمد؟ امام شافعی t.
 502- حدود شرعی در کدامیک از سوره‌های مدنی یا مکی قرار دارند؟ سوره‌های مدنی.
503- بحث میراث در کدامیک از سوره‌های مکی یا مدنی قرار دارد؟ سوره‌های مدنی.
504- موضوعات مربوط به منافقین در کدامیک از سوره‌های مکی یا مدنی قرآن ذکر شده است؟ سوره‌های مدنی.
505- سوره‌ای که بسان ثلث قرآن است؟ سورة اخلاص.
506- اولین کسی که به مدینه مهاجرت نمود؟ ابوسلمه بن عبدالأسد t.
507- در محلة «سرف»رسول خدا در سال 7 هجری با او ازدواج نمود و در سال 61 هجری در همانجا فوت کرد؟ام المؤمنین میمونه رضی الله عنها.
508- کدامیک از زنان صحابی در بیعت عقبه غزوه‌های احد و حنین و حدیبیه و خیبر شرکت داشت و در غزوه یمامه زخمی گردید؟ ام عمار نسیبه دختر کعب انصاری رضی الله عنها.
509- کدام قبیله‌های یهود در مدینه ساکن بودند؟ بنو قینقاع – بنوالنضیر – بنو قریظه.
510- اولین شهید مردم انصار در راه اسلام چه کسی بود؟ عمیر بن الحمام t.
511- پیامبران خداوند پیش از هرچیز مردم را به چه چیزی فرا می‌خواندند؟ به توحید و یکتاپرستی و نفی شرک وبت پرستی.
512- چه کسانی کعبه را پایه‌ریزی نمودند؟ ابراهیم و اسماعیل علیهما السلام.
513- انجام‌ دادن نمازهای پنجگانه با یک وضو جایز است یا خیر؟ ادای نمازهای پنجگانه با یک وضو صحیح است.
514- کدام پرنده نامه سلیمان را به پادشاه یمن رساند؟ هدهد.
515- انسان در چه عمری به کمال می‌رسد؟ در 40 سالگی.
516- اگر به هنگام وضو مسح فراموش شود چکار باید کرد؟ چنانچه وضوی او خشک نشده باشد، سر را مسح نماید ، و چنانچه زمانی از وضوی او گذشته و آب آن خشک باشد، لازم است که دوباره وضو بگیرد.
517- مسافر و مقیم تا چه مدت زمانی می‌توانند به جای شستن پا بر «خف» مسح نمایند؟ مسافر سه شبانه روز و مقیم یک شبانه روز می‌توانند بر خف مسح کنند.
518- کدام خانم بود که همسر جعفر بن ابی طالب و بعد از او همسر ابوبکرو سپس علی با او ازدواج نمود؟ اسماء دختر عمیس.
519- نام «ابوامامه» صحابی چیست؟ سعد بن سهل انصاری t.
520- اولین کسی که در راه اسلام شمشیر از نیام کشید؟ زبیر بن عوام t.
521- قیامت کی فرا خواهد رسید ؟ تنها خداوند می‌داند.
522- حکم تبريك گفتن ازدواج چیست؟ وکلمات تبریک رابیان نمایید؟ مستحب است .«بارک الله لکم وبارک علیکم ،وجمع بینکما فی خیر»
523- نماز برچه کسانی واجب است؟ مسلمان، عاقل، بالغ.
524- نویسنده کتاب «الموطأ» کیست؟ امام مالک بن انس رحمه الله.
525- برخی از منافع حج را نام ببرید؟«احرا» یادآوری یکسانی و برادری، «طواف» اظهار بندگی خداوند، «رمی جمرات» مبارزه با شیطان، «عرفات» شناخت خویشتن و یادآوری محشر و قیامت.
526- عایشه رضی الله عنها در مورد اخلاق رسول خدا r چه فرموده است؟ «اخلاق رسول خدا برگرفته از قرآن بود»
527- زبیر بن عوام t کجا به شهادت رسید؟ در شهر بصره.
528- بت مورد پرستش مشرکین به نام «مناة» را چه کسی نابود کرد؟ سعد بن زید الأشهلی t.
529- چهار چیز از جلو انسان خارج می‌شوند، حکم شرعی‌شان چگونه است؟ از جلوی انسان: ادرار، «ودی، مذی، منی» خارج می‌گردد، سه مورد اولی نیاز به وضو و چهارمی نیاز به «غسل» دارد.
530- هدف اساسی جهاد مسلحانه در اسلام چیست؟ رهایی بندگان خداوند از بندگی بندگانی همچون خود و فراهم‌ساختن زمینه برای آگاهی از اسلام و پیروی از آن.
531- رسول خداr در مورد چه کسی فرموده: «مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهَذَا مَوْلاهُ»؟ علی بن ابی طالب t.
    532- روز فتح مکه رسول خدا نماز چاشت را کجا خواند؟ در منزل ام هانیء رضی الله عنها.
533- بت «صواع» را چه کسی نابود کرد؟ عمرو بن عاص t.
534- تنها کسی که رسول خدا نام منافقین را برای او بیان کرده بود؟ حذیفه بن یمان t.
535- سه نفر از اصحاب که در غزوه تبوک حاضر نشدند؟ کعب بن مالک، مراره بن ربیع، هلال بن امیه y.
536- رسول خدا r در کجا به دنیا آمدند؟ در مکه مکرمه.
 537- برخی از منافع زکات را بیان کنید؟ مبارزه با خوی بخل، احساس همدردی عملی با مستمندان، احساس مسئولیت اجتماعی، ایجاد محبت و الفت و امنیت اجتماعی و مالی.
538- دو آيه ي كه همه حروف هجاء عربي را دربر دارند كدام ودرچه سوره ی می باشند؟1- آیه 154سوره ال عمران 2- آیه 29 سوره فتح.
539- دیه یا خونبهای قتل چیست؟ اگر عمد باشد قصاص می‌شود، و چنانچه مورد عفو قرار  گیرد یا خطا باشد دیه ی یکصد شتر است.
540- حد زنا برای مجرد و متأهل چیست؟ برای مجرد یکصد ضربه شلاق ویک سال تبعید، برای متأهل رجم(سنگسار).
541- کدام قاضی مسلمان بود که هنگام قرائت آیة فَإِذَا نُقِرَ فِي النَّاقُورِ در نماز صبح غش کرد و فوت نمود؟ زراره بن ابی اوفی.
542- اولین مسجدی که بر روی زمین ساخته شده؟ مسجد الحرام.
543- برخی ازمنافع نماز را برشمارید؟ اجتماعی است برای دیدار دوستان، کلاسی است برای کسب علم و آشنایی با مسایل جاری و روزمره و...
544- تنها اصحابی که نام او در قرآن آمده است؟ زید t.
545- در کتاب صحیح امام مسلم چند حدیث ذکر شده است؟4000 حدیث.
546- در مسافرت به طائف چه کسی همراه رسول خدا بود؟ زید بن حارثه t.
547- مرحب یهودی در غزوه خیبر بدست چه کسی کشته شد؟ محمد بن مسلمه او را زخمی نمود و علی رضی الله عنه او را کشت.
548- کسی که به هنگام نماز دچار شک نقض وضو بشود چکار باید انجام بدهد؟ تنها زمانی از نمازش خارج می‌شود که متوجه علامتی از نقض وضو بشود فقط با شک محض وضوباطل نمیشود.
549- اولین کسی که خمس غنایم را به بیت المال اختصاص داد؟ عبدالله بن جحش.
550- سه صفت از صفات و نشانه‌های منافقین را نام ببرید؟ دروغ‌گفتن، خلاف وعده‌نمودن، خیانت در امانت
551- نام امام ابوحنیفه  کیست؟ نعمان بن ثابت.
    552- لمس یا اشاره ‌نمودن به حجرالاسود چه معنایی دارد؟ تجدید بیعت با خداوند بر فرمانبرداری و عبادت.
553- چه کسی پیش از بعثت و دعوت به رسالت رسول خدا ایمان آورد ؟ورقه بن نوفل.
554- در شب مهاجرت رسول خدا مشرکین در کجا اجتماع نمودند؟ در دار الندوه.
555- امام احمد بن حنبل کی و کجا به دنیا آمد؟ در سال 164 و در شهر بغداد.
556- موضوع قربانی در عید قربان دارای چه پیامی است؟ آمادگی برای قربانی‌نمودن جان و مال در راه گسترش اسلام.
    557- زمین مسجد نبوی پیشتر متعلق به چه کسانی بود؟ متعلق به دو نوجوان یتیم به نام‌های سهل و سهیل بود.
558- رسول خدا پس از واردشدن به مدینه تا ساختن مسجد و منزل در خانه چه کسی به سر می‌برد؟ در منزل ابو ایوب انصاری t.
559- رسول خدا r در مورد زنان چه فرموده است؟«النِّسَاءُ شَقَائِقُ الرِّجَالِ» زنان با مردان همسانند.
560- تنها در دو مورد است که نباید از پدر و مادر اطاعت کرد؟ شرک و نافرمانی خداوند.
561- بهترین هجرت در زندگی انسان چه هجرتی است؟ هجرت و فاصله‌گرفتن هرچه بیشتر از گناهان است.
562- خداوند توسط جبرییل برای چه کسی سلام فرستاد؟ خدیجه رضی الله عنها.
563- برای تبرئة چه کسی خداوند خود پا در میانی فرمود؟ عایشه رضی الله عنها و در ده آیه از سورة نور.
564- کدامیک از همسران رسول خدا بعد از همه فوت نمود ؟ ام سلمه رضی الله عنها.
565- ازچـه كسى شفاعت رسول اكرمrرا بخواهيم؟ازخداوند شفاعت رسول اكرم r را بخواه.
566- اولیاء خدا چه صفاتی را دارا می‌باشند؟«آنانند که ایمان آورده و پرهیزکاری را پیشه کرده اند».
567- میان ساخته‌شدن مسجد الأقصی و مسجد الحرام چند سال فاصله است؟400 سال.
568- چنانچه به هنگام وضو گفتن بسم الله فراموش شود حکم آن وضو چگونه است؟ وضوی کسی که «تسمیه» را فراموش کرده باشد صحیح است.
569- روز حج اکبر به کدام روز گفته می‌شود؟ روز عید قربان.
570- رسول خدا r در مورد مسئولیت انسان چه فرموده است؟«همه شما بسان چوپان و نگهبانید و هریک از شما در مورد رفتار با زیردستان مورد بازخواست قرار می‌گیرد.
571- «فرقان» یعنی چه؟ فرقان یعنی روشن‌کننده حق و باطل.
572- آیا وضوی کسی که یک یا دو بار نشسته چرت بزند باطل می‌شود؟ خیر باطل نمی‌شود.
573- ده روزی که برترین روزهای سال هستند؟ ده روز ماه ذی الحجه.
574- برترین احسان و عبادت کدام است؟ به گونه‌ای که خداوند را عبادت نمایی که انگار او را می‌بینی.
575- «باقیات صالحات» یعنی چه؟ کارها و دست‌آوردهایی که بعد از مرگ می‌مانند.
576- خداوند نور خود را چگونه ترسیم می‌نماید؟ به طاقچه‌ای که در آن چراغی روشن باشد و چراغ درون شیشه‌ای همسان ستاره‌ای مانند در و گوهر باشد...
577- هدف از نزول قرآن چه چیزهایی است؟ برای هدایت، عبادت، عدالت، امنیت و سعادت بشریت.
578- آخرین صحابی که در شام وفات یافت؟ عبدالله بن بسر t.
579- استنجاء چيست ؟پاک کردن خود بعد از قضاي حاجت .
580- آداب داخل شدن به دستشويي کدام است ؟با پاي چپ داخل توالت مي شويم و قبل از ورود( بسم الله اللهم اني اعوذبک من الخبث و الخبائث) مي گوييم.
581- کجا قضاي حاجت کردن جايز نيست ؟ الف:در آب ايستاده ، در زير درختی که ثمر دارباشد و يا ازسايه آن استفاده مي شود .      ب:جاي گذر آب ، در راه.            ج:هر دو مورد . (صحيح)
582- دعاي خروج از توالت چيست ؟غفرانک
583- کدام عمل در استنجاء منع شده است ؟ الف:استفاده از استخوان و مدفوع خشک .        
   ب:با دست راست استنجاء کردن .         ج:هر دو مورد.(صحيح)
584- آيا اين حديث صحيح مي باشد ؟ ( ان النبي کان اذا دخل الخلاء وضع خاتمه)خير ضعيف است
585- مذي چيست ؟ و حکم شرعي آن بگوييد ؟آب سفيد و رقيق و لزجي است که قبل از جماع  وبعد از مداعبه خارج مي شود با آب پاشيدن پاک می شود.
586- حيض چيست ؟خوني است که معمولاهرماه از زن خارج مي شود و نشانه بلوغ و سلامتي زن مي باشد .
587- ادرار بچه کوچک که غذايي جز شير نمي خورد چه حکمي دارد ؟اگر پسر باشد با پاشيدن آب بر روي محل ، تميز مي شود و اگردخترباشد با شستن کامل.
588- ودي چيست ؟ آب سفيد و غليظي است که بعد از ادرارخارج مي شود.
589- طبق حديث پيامبر از چند سالگي ، کودک بر نمازتشويق مي شود؟از 7 سالگي تشويق و در 10 سالگي تنيه مي شود.
590- از اين حديث چه حکمي گرفته مي شود ؟ (خالفوا المشرکين ، وفروا اللحي و احفوا الشوارب )تحریم تقلیدازمشرکین وتحريم تراشيدن ريش و تحريم بلند بودن سبيل
591- نفاس چيست ؟به خون بعد از زايمان گويند .
592- چه کارهايي بر حايض و نفسا حرام است ؟جماع ، نماز ، داخل مسجد نشستن ،روزه،طواف خانه خدا
593- در زمان استحاضه چه کارهايي بر زن حرام است ؟ الف:نماز خواندن .       ب:جماع حرام است .          ج:هيچکدام(صحيح)
594- موقع استماع خطبه جمعه در مسجد ، چه چيزي ممنوع مي باشد ؟حرف زدن
595- حد نصاب زکات طلا چيست ؟20 مثقال (85 گرم)
596- حد نصاب زکات نقره چيست ؟200 درهم
597- حد نصاب زکات گاو چقدر است ؟30 رأس
598- حد نصاب زکات گوسفند چه مقدار مي باشد ؟40 رأس
599- حد نصاب زکات شتر چقدر مي باشد ؟ پنج عددشتر یک گوسفند.
600- روزه روز شک چيست و حکم آن چيست ؟30 شعبان اگر رويت ماه مشکوک باشد و روزه آن روز حرام است .
601- كدام سوره به اسم همه دختران حواء نام گذاری شده است؟
602- کدام سوره به نساء الصغری نام گذاری شده است؟سوره طلاق
603- کدام سوره به زنی نام گذاری شده است؟سوره مریم
604- کدام سوره به نام یکی از ایام هفته نام گذاری شده است؟سوره جمعه
605- دو سوره ی که به دو وقت از اوقات نماز نام گذاری شده اند کدام اند؟سوره فجر وعصر
606- كدام سوره به اسم میوه نام گذاری شده است؟سوره تین
607- كدام سوره تمام آياتش با حرف راء خاتمه پيدا مي كند؟سوره كوثر
608-  كدام سوره تمام آياتش با حرف دال خاتمه پيدا مي كند؟سوره اخلاص
609- كدام سوره با تسبح شروع وبا تسبيح پايان مي يابد؟سوره حشر                        
610- كدام سوره داراي سه آيه وداراي ده حرف واو مي باشد؟سوره عصر
611- كدام سوره در آن اصلا حرف راء وجود ندارد؟سوره اخلاص
612- كدام سوره در آن اصلا حرف ميم وجود ندارد؟سوره كوثر
 
 
 
[ یکشنبه شانزدهم تیر 1392 ] [ 11:49 ] [ موحدين ] [ GetBC(8); آرشیو نظرات ]
+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم آبان 1393ساعت 18:47  توسط ربیع صادقی  | 

 

 در متون وهابی ها هیچ واژه‎ای به اندازه «توحید» و «شرک» به کار نرفته است؛لذا مهم‌ترین پایه اندیشه وهابیون را باید در ذیل این دو واژه بررسی کرد. از دیدگاه محمد بن عبدالوهاب و پیروان او، توحید بر دو بخش است: توحیدربوبیّت و توحیدالوهیّت.منظور اینان از توحید ربوبیّت؛ اعتقاد به یکتایی خداوند در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان است.و منظورشان از توحید الوهیّت، چیزی است که آن را توحید در عبادت معرفی می‌نمایند. از نگاه وهابیان، توحیدی که در برابر شرک قرار می‌گیردترکیبی از هر دو بخش است. بنابراین، امکان دارد کسی به یگانگی خداوندمتعال در آفرینش، تشریع و تدبیر جهانیان معتقد باشد، اما کاملاً «مشرک»باشد! بدین معنا که غیر خداوند یکتا را مورد «عبادت» قرار دهد.

بسیاری ازاندیشمندان شیعه و سنی، وهابیان را به «خوارج» تشبیه، ودیدگاه‎های اینان را به تفصیل با یدگاه‎های آنان مقایسه و تطبیق داده‎اند

تفسیری که وهابیان از «عبادت» ارائه می‌دهند آنچنان وسیع و گسترده است که هرگونه تعظیم و تقدیسی را شامل می شود. از این رو، معتقدند که مسلمانان با تقدیس برخی افراد یا مکان‎ها، و حتی تعظیم قبور پیامبر و ائمه، در واقع آنان را عبادت می‌کنند. از نگاه اینان هرگونه توسل به اولیاء و عرض حاجت در نزد قبورآنان از مصادیق کفر است!

دیدگاه محمد بن عبدالوهاب درباره توحید در یکی از رسائل او به نام«القواعد الأربعة» آمده است. او در این رساله ، با استناد به ظواهربرخی آیات و روایات، برای توحید، چهار رکن ذکر نموده، که در واقع ارکان وهابیت است:

1- کافران زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله) به این که خداوند خالق ومدبّر جهان است اقرار داشتند ولی این اقرار، باعث مسلمان شدن ایشان نمی‎شد.

2- کافران عصر پیامبر(صلی الله علیه و آله) می‌گفتند که برای نزدیک شدن به خداوند و طلب شفاعت، بت‎ها را می‌خوانیم.

3- پیامبر(صلی الله علیه و آله) در میان کسانی ظهور فرمود که از حیث عبادت متفاوت بودند؛ برخی فرشتگان، برخی پیامبران و صالحان، بعضی درختان وسنگ‎ها، و عده‎ای خورشید و ماه را می‌پرستیدند، اما پیامبر با همه آنان جهاد فرمود و میان آنان فرقی نگذاشت.

4- مشرکان زمان ما از مشرکان زمان پیامبر(صلی الله علیه و آله)مشرک‌ تراند! چرا که مشرکان زمان پیامبر تنها به هنگام آسایش شرک می‌ورزیدند و به هنگام دشواری، مخلص می‌شدند، اما مشرکان زمان ما، هم به هنگام آسایش و هم به هنگام دشواری مشرک‌اند! 1

وی در رساله دیگرش به نام «کشف الشبهات» نیز بر این دیدگاه افراطی اصرار ورزیده ، و بیش از 24 بار مسلمانان غیر وهابی را مشرک، و بیش از 25 مرتبه آنان را کافر، بت‌پرست، مرتد، منافق و شیطان خوانده است! این دیدگاه عجیب تقریباً در همه منابع وهابی به چشم می‌خورد. از این رو، بسیاری ازاندیشمندان شیعه و سنی، وهابیان را به «خوارج» تشبیه، ودیدگاه‎های اینان را به تفصیل با یدگاه‎های آنان مقایسه و تطبیق داده‎اند.

از جمله آلوسی بغدادی که خود در زمره طرفداران اندیشه سلفی گری و وهابیت به شمار می رود در کتاب تاریخ نجد بر آنها خرده گرفته و می گوید:

«سعود ابن عبدالعزیز به اطراف لشکر کشی کرد و بزرگان عرب در برابر او سر تعظیم فرو آوردند،ولی متاسفانه او مردم را از زیارت خانه خدا بازداشت و بر خلیفه عثمانی خروج کرد و مخالفان خود را تکفیر نمود.در قسمتی از احکام آنچنان شدت عمل به خرج  دادو درباره برخی از اعمال مسلمین با دیدی ظاهربینانه قضاوت کرد که آنان را متهم به شرک ساخت.در حالی که اسلام آئین سهل و آسان است،نه آئین سخت،آنچنان که علمای نجد اندیشیده اند و پیوسته بر مسلمانان منطقه یورش برده و آنان را به عنوان جهاد فی سبیل الله غارت می کنند»2

توحید

وهابیت در طول سه قرنی که آثار و کتابهای خویش را منتشر می سازد،همه مسلمانان به جز گروه خود را مشرک در توحید عبادی پنداشته و این در حالی است که درنوشته های خویش هیچ تعریفی از عبادت، اختصاص نداده اند و صرفا به کلی گویی بسنده کردند.این مهم شایان توجه است که تبیین و بررسی توحید در عبادت و مصادیق آن کلید پاسخ به شبهات آنان،و گشودن گره هایی است که جمود وهابیان از آن مایه می گیرد،و تا این گره گشوده نشود و عبادت و پرستش به صورت دقیق تفسیر نگردد، هر نوع بحث و مناظره ای با این گروه بی فایده است.

همه مسلمین بر این متفقند که عبادت فقط مخصوص خداست  و توحید در پرستش اصل مشترک در میان تمام پیامبران می باشد چنانکه می فرماید: «و لقد بعثنا فی کل امة رسولا ان اعبدوا الله و اجتنبوا الطاغوت»3

بنابراین اصل کلی که عبادت از آن خداست و هر نوع شرک و دوگانه پرستی از خط توحید محکوم است،اختلافی نیست.

آنچه که دستاویز  دشمنی و اختلاف وهابیت با مذاهب دیگر اسلامی گردیده اختلاف در مصادیق و جزئیات پرستش است.

برای مثال پاسخ به این سئوال که آیا توسل به انبیاء و اولیاء مصداق پرستش قرار می گیرد یا توسل به اسباب است ،مورد اختلاف میان وهابیان و دیگر مسلمانان می باشد. اینجاست که لازم است مقیاس و ضابطه صحیح عبادت مشخص شود تا محدوده منطقی آن به دست آید.

در کتابهای وهابیان توحید از دو بخش اصلی تشکیل گردیده که یکی از آنها را توحید ربوبی و دیگری را توحید الوهی نامگذاری می کنندکه اولی را به توحید در خالقیت  و دومی را توحید در عبادت و پرستش تفسیر می کنند، و یادآور می شوند که همه فرق اسلامی توحید در خالقیت را پذیرفته و به خالقی جز خدای متعال اعتقاد ندارند،ولی آنان در الوهیت و پرستش گرفتار شرک شدند. توسل به پیامبران و صالحان و استغاثه و استمداد از آنان و یا طلب شفاعت از آنان،همه و همه مصادیق عبادت و پرستش است و از این جهت مسلمین با مشرکان زمان رسالت یکسان و همگام هستند.

وهابیت در طول سه قرنی که آثار و کتابهای خویش را منتشر می سازد،همه مسلمانان به جز گروه خود را مشرک در توحید عبادی پنداشته و این در حالی است که درنوشته های خویش هیچ تعریفی از عبادت، اختصاص نداده اند و صرفا به کلی گویی بسنده کردند

تفسیر ربوبیت به خالقیت و الوهیت به پرستش از اشتباهاتی است که وهابیان دچار آن شدند،که هرگز حاضر به تجدید نظر در آن نیستند. زیرا ربوبیت از کلمه رب به معنای صاحب اخذ شده و صاحب یا مالک بودن با خالقیت و آفرینندگی تناسبی ندارد،چه بسا شخصی مالک چیزی باشد که در خلق آن هیچ نقشی نداشته است، بلکه ربوبیت به معنای تدبیر  ،کارگردانی ،و سرپرستی چیزی است که زمینه ادامه حیات او را فراهم می سازد. نظیر چنین اشتباهی در کلمه الوهیت رخ داده است،چرا که الوهیت و کلمه اله به معنای معبود(موجودی که مورد پرستش قرار می گیرد)نیست،و هرگز قرآن با این اصطلاح سخن نمی گوید.  به عنوان مثال به یکی از این آیات اشاره می کنیم که می فرماید:

(لو کان فیهما الهةالا الله لفسدتا فسبحان الله عما یصفون)4

اگر در آسمانها و زمین خدایان دیگری جز الله وجود داشتند،نظام آفرینش دچار فساد و تباهی می شد

مضمون آیه و برهانی که در آن وجود دارد در صورتی صحیح است که اله را به معنای خدا بگیریم و نه معبود،چون در این صورت استدلال آیه نا تمام خواهد بود.چرا که مقصود آیه این نیست که اگر معبودهایی جز خدا بودند جهان دچار تباهی می شد، زیرا در جهان معبودانی  به باطل جز خدای متعال هستند در حالیکه نظام آفرینش همچنان پا برجاست.

 

چکیده

از مجموع آنچه گذشت چنین بر می آید که وهابیان در تلقی درست از مفهوم توحید دچار خطا شده ،و تفسیر نادرستی از توحید الوهی و توحید ربوبی دارند که تعصب کور بر این اشتباه، آنان را از مسیر حق منحرف ساخته و تطبیق مصادیق توحید و شرک را در نزد آنان مشتبه ساخته است.

 

پی نوشتها:

1- القواعد الاربعه، ص4

2- کشف الارتیاب، ص 9، به نقل از تاریخ نجد

3- نحل، 36

4- انبیاء، 22  

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم مهر 1393ساعت 19:7  توسط ربیع صادقی  | 

آداب و سنتهای عید غدیر خم
روز عید سعید غدیر یكی از ایام سرورآل محمد(ص) است كه بعنوان «عیدالاكبر» نامیده شده است. این روز، روز کامل شدن دین و اتمام نعمت های پروردگار، به خاطر واقعه غدیر و انتصاب شایسته و بحق حضرت علی(ع) به امر الهی- به جانشینی رسول معظم(ص) می باشد. از این‌رو شایسته خواهد بود كه به پاس قدردانی از این نعمت عظیم الهی و عرض ادب به ساحت مقدس امیرالمؤمنین علی(ع)، عید سعید غدیر را در خانواده و اجتماع با شكوه فراوان برگزار نماییم و از بركات معنوی این روز عزیز بهره مند باشیم.
آنچه در این مختصر تقدیم می گردد آدابی است كه بزرگان به منظور گرامیداشت روز عید غدیر تعلیم فرموده اند.
1- روزه:
روزه عید غدیر از مستحباتی است كه مكرر بر آن سفارش شده است. امیرالمؤمنین(ع) در خطبه ای كه در روز عیدغدیر ایراد كردند، فرمودند: روزه عید غدیر از مستحباتی است كه خداوند بدان فراخوانده است.
حضرت امام صادق(ع) فرمودند:«یجب علیكم صیامه شكرالله و حمدالله»
برشما لازم است كه در روز عید غدیر، برای سپاسگزاری از خداوند و ستودن او، روز بگیرید.


شخصی از امام صادق(ع) پرسید چه كاری شایسته روز غدیر است و چه عاملی در آن، استحباب دارد؟ .... حضرت پاسخ دادند: روزه و...
پاداش روزه عید غدیر:
امام صادق(ع) فرموده اند:«روزه داشتن در روز عیدغدیر پاداشی معادل روزه گرفتن در همه عمر دنیا را دارد» ، یا فرموده اند«روزه داشتن روز عید غدیرخم، كفاره گناه شصت سال است».


2-افطاری دادن:
از اعمالی كه به انجام آن در روز عید غدیر سفارش شده است، افطاری دادن به روزه داران است.
حضرت علی(ع) فرمودند:«كسی كه در شامگاه عید غدیر، به یك مؤمن افطاری دهد گویا یك میلیون نفر از پیامبران، شهیدان و صدیقان را افطاری داده است. حال، چگونه است پاداش كسی كه گروهی از مردان و زنان را افطاری دهد و من ضامنم نزد خدا كه از كفر و فقر آسوده گردد و اگر در همان روز یا همان شب تا عید غدیر سال دیگر بمیرد، بر خداوند است پاداش او»


3-اطعام:
از سنت های مؤكد دیگر در روز عید غدیر پذیرایی از مؤمنان است.
امام صادق(ع) یكی از وظایف عید غدیر را چنین فرمودند:«و اطعم اخوانك» و برادرانت را طعام ده.


4- آراستن:
از دیرباز، عیدها و جشن ها با نظافت، غبارزدایی، پیراستن و آراستن همراه بوده است. شیعیان باید این روشها را برای عیدغدیر نیز رعایت نمایند؛ چرا كه حضرت امام رضا(ع) می فرمایند: «روز غدیر، روز آراستن و زینت است پس هركس برای روز غدیر، زینت كند، خداوند هر خطای كوچك و بزرگ او را می آمرزد و فرشتگانی را به سوی او می فرستد، آنان نیكی های او را می نگارند و مراتبش را تا عید غدیر سال آینده بالا می برند. اگر او جان دهد، شهید مرده است و اگر زیست كند، خوشبخت زیسته است»
پس چه زیبا خواهد بود كه سر در منازل و اماكن عمومی- تجارتی و اداری چراغانی شود تا شامل این پاداش بزرگ گردد.


5-لباس نو پوشیدن:
ما ایرانیان در عید نوروز كه عید تحویل سال است نه تحول انسان، لباس نو می پوشیم، پس چرا در عید بزرگ ولایت، تن پوش نو نپوشیم؟ بجا خواهد بود كه در این روز بزرگ لباس نو بپوشیم و بپوشانیم.
حضرت امام صادق(ع) می فرماید: «و ان یلبس المؤمن انظف ثیابه و افخرها»
یكی از وظایف روز غدیر این است كه مؤمن، تمیزترین و گرانقدرترین جامه های خویش را بپوشد.


6- بوی خوش:
اسلام درباره بكارگیری بوی خوش و زدن عطر سفارش زیاد دارد. بخصوص در ایام عید سعید غدیر سفارش ویژه ای نسبت به این سنت خوب می كند. امام صادق(ع) در پی وظایف مؤمن در روز غدیر فرمودند«و یتطیب امكانه و انبساط یده»
و مؤمن، به اندازه توان و دست باز بودنش، بوی خوش استعمال كند.


7-دیدار با مؤمنان:
زیارت برادران مؤمن از سنت های مهم در اسلام است، لیكن در روز عید غدیر، دید و بازدید جزو یكی از شعائر مذهبی و ولایی می گردد و بیشتر و بهتر مورد سفارش قرار می گیرد و پاداش افزونتری می یابد.
«هرس در روز غدیر به دیدار مؤمنی رود، خداوند، هفتاد نور در قبرش داخل كند و قبرش را بگستراند و هر روز، هفتاد هزار فرشته به زیارت قبرش آید و به او مژده بهشت دهد»


8- مصافحه (دست دادن):
دست دادن باعث افزایش محبت دو برادر دینی و سبب ریزش گناه و آمرزش می گردد و دست دادن در روز عید غدیر كه عید ولایت است جلوه دیگری دارد، به همین جهت در این روز مصافحه(دست دادن) مورد تأكید و سفارش قرار گرفته است.
حضرت امیرالمؤمنین علی(ع) فرمود «و اذا تلاقیتم فتصافحوا بالتسلیم» در روز غدیر، هنگامی كه باهم ملاقات می كنید همراه با سلام كردن به یكدیگر دست بدهید.


9- تبریك گفتن:
رسم دیرین بشر این است كه وقتی نعمتی به انسان می رسد یا پیروزی نصیبش می شود تبریك گفتن لازمه آن است، و تبریك گفتن در روز عید غدیر از شعائر شیعه می باشد و می شود گفت گرم ترین و واقعی ترین تبریك ها برای عید غدیر است.
حضرت رضا(ع) می فرماید: «و هو یوم التهنیه یهنی بعضكم بعضاً فاذا لقی المؤمن اخاء یقول: الحمدلله الذی جعل من المتمسكین بولایه امیرالمؤمنین و الائمه سلام الله علیهما»
روز عید غدیر روز تهنیت گویی است، بعضی از شما به بعض دیگر تهنیت بگوید و هرگاه مؤمنی با برادرش برخورد كرد، بگوید، ستایش مخصوص خداوندی است كه ما را از پیوستگان به ولایت امیرالمؤمنین(ع)و امامان(ع)قرار داد.


10 - دلجویی و مهرورزی متقابل:
حضرت رضا(ع) روز غدیر را «یوم التودد» خواندند یعنی روز مهر ورزیدن.
در چنین روزی باید معتقدان به ولایت غم را از دل دوستان حضرت به هر نحوی كه مقدور باشد برطرف نمایند.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مهر 1393ساعت 17:18  توسط ربیع صادقی  | 
اسلامِ آمریکایى، پوشاندن لباس اسلام بر نوکرى اجانب و دشمنى با امّت اسلامى است؛ اسلامى که آتش تفرقه میان مسلمین را دامن بزند، به جاى اعتماد به وعده‏‌ الهى، به دشمنان خدا اعتماد کند، به جاى مبارزه با صهیونیسم و استکبار با برادر مسلمان بجنگد، با آمریکاى مستکبر علیه ملّت خود یا ملّت هاى دیگر متّحد شود، اسلام نیست؛ نفاق خطرناک و مهلکى است که هر مسلمان صادقى باید با آن مبارزه کند
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم مهر 1393ساعت 20:33  توسط ربیع صادقی  | 

فهرست

 

 

 

مقدمه  ...................................................................................  2

تعبیراتی از نماز در قرآن  .........................................................  4

چگونه کودکانی متدین تربیت کنیم  ...........................................  6

نقش خانواده در گرایش کودکان و نوجوانان به نماز  ..................  8

تقلید  .....................................................................................  9

اصل تقویت در استمرار بخشی به خواندن نماز  .........................  9

اقامه نماز در صبحگاهان  ........................................................ 11

نماز جماعت  .......................................................................... 11

شیوه های آشناسازی و تقید کودکان به نماز  .......................... 12

نتیجه گیری  .......................................................................... 14

منابع و ماخذ  ........................................................................ 16

 

 

(مقدمه)

با توجه به ارزش و قداست خانواده در می‏یابیم که: خانه، اولین مدرسۀ تربیت اخلاقی و دینی است و کودک به تدریج بر اساس مشاهدات روزمره، پایه‏های اخلاقی خود را پی‏ریزی می‏کند. در محیط خانه کودک تعالیم خوب و بد را فراگرفته و  زیربنای اخلاقی او شکل می‏گیرد. کودک مثال نهال تازه‏ای است که هر طور او را پرورش دهیم، رشد می‏کند و  نیز آنچه را که  بطور منظم در محیط خانه می‏بیند، نسبت به آن انس پیدا می‏کند. مشاهده آداب دینی و عبادات مذهبی بویژه نماز که در شبانه‏روز بطور منظم از  طرف بزرگترها در محیط خانه رخ می‏دهد، در ذهن و روان کودک نقش می‏بندد.

با توجه به حس تقلیــد کودک، مشاهده می‏شود که او با شروع سال دوم زندگی، از حرکــات والدین تقلیــد می‏کند. اگر انجـام این حرکات با نوازش و تشویق والدین همراه باشد، بر رغبت کودکان می‏افزاید. وقتی مادر چادر نماز بر سر می‏گذارد و به نماز می‏ایستد، دختر4 ساله دوان دوان به سراغ چادر یا روســـری خود رفته و آن را بر سر می‏کشد و مانند مادرش به رکوع و سجود می‏رود.

اگر مادر پس از اتمام نماز یک شکلات یا هدیه به کودک دهد، سبب تقویت روحیه نماز خواندن در کودک می‏شود. وقتی کودک بزرگتر می‏شود، از رفتن به کلاس‏های مذهبی‏ای که بصورت قصه و زبان ساده  دین را توضیح دهد، استقبال می‏کند. بنابراین به والدین توصیه می‏شود زندگی انبیاء و داستان‏هایی در مورد نماز را برای کودک خود بازگو کنند.

وقتی کودک خردسال بر اساس تقلید و الگوبرداری از والدین و دیگران، خود به رکوع و سجود می‏رود و حرکات و افعال یک نمازگزار را انجام می‏دهــد و بر اثر تقویت و تشویق، میل و گرایش به نماز در او نیرومند می‏شود، می‏توان اقامه نماز به صورت جماعت را در او قــوت بخشـید. والدینی که اهل عبادت و نمـاز هسـتند، مواقعی که اقوام دور هم جمع می‏شوند، نماز را به جماعت در خانه برگزار نمایند و با خوش رویی، فرزندان خود را به نماز دعوت کنند. به تـــدریج این فـرضیه را می‏توان از منـــزل به مسجد محل کشانید و بدین ترتـیب است که خانواده به نحو احسن می‏تواند فرزند خود را در گرایش به نماز یاری و کمک نماید.

قرآن می‏فرماید: "ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر". "نماز انسان را از فحشاء و منکر باز می‏دارد."

(سورۀ عنکبوت، آیۀ 45)

در جای دیگر می‏فرماید: "اقم الصلاة لذکری". "نماز را برای یاد و توجه من به پا دار."

(سورۀ طه، آیۀ 14)

و در جای دیگر می‏فرماید: "و انما للکبیرة الاعلی الخاشعین". "نماز بار سنگینی است مگر برای افراد خاشع."

(سورۀ بقره، آیۀ 45)

پیامبر گرامی اسلام صلوات الله علیه و آله فرموده‏اند:

"رکعتان من عالم خیر من سبعی رکعة من جاهل". "دو رکعت نماز عالم، بهتر از هفتاد رکعت نماز جاهل است."

در حدیث است: "نماز را در وقتش چنان بخوان که گویا آخرین نماز توست و تو بعد از نماز با دنیا خداحافظی می‏کنی."

( بحار الانوار، ج/84، ص/223)

حضرت علی علیه السلام فرموده‏اند:

"لاقربة بالوافل اذا اضرت بالفرائض". "هرگاه نمازی مستحب به نمازهای واجب ضرر برساند، آنگونه عبادت موجب قرب به خدا نخواهد بود."

(الحیاة، ج/1، ص/318) ( پرتوی از اسرار نماز محسن قرائتی، ناشر: ستاد اقامه نماز، پائیز 1386، صحفه 26).

از آنجایی که روح پرستش از همان ابتدای خلقت انسان در نهاد او جای گرفت، انسان همواره به دنبال پناهگاه مطمئنی بود تا بتـواند به معبـود خویـش دست یابد. روح او خـدا را جستجـو کرد و در حال نماز خواندن، پی به خدا برد. الکسیس کارل فرانسوی می‏نویسد:

( نیایش در مرحلۀ عالی‏تر خود از سطح درخواست و عرض حال، فراتر است.)

نماز به قدری فضیلت دارد که حتی زمانی که پیامبر(ص) صاحب کوثــر شد، برای تشکـر و قدردانی از خداوند متعال، راهی را جهت شکر‏گـــزاری از او طلبید. خداوند فرمود: نخست نمــاز بخوان و بعـد از آن قربانی کن و به مستمندان ده.

جنبه‏های تربیتی نماز، بخشی است که تاثیرات قابل مشاهده نماز را بیان می‏کنند. این تاثیرات عبارتند از:

1ـ تهذیب اخلاق                                                 2- روح خوش‏بینی                                                     3- تکرار نمازها

اعمال مذکور در شبانه‏روز باعث بروز حالات معنوی در انسان نمازگزار می‏گردند.

در مورد اینکه چگونه کودک به نماز علاقه و گرایش داشته باشد و آن را انجام دهد، می‏بایست از ابتدای حیات کودک دقت لازم صورت گیرد. نوع انتخاب همسر نیز خود می‏تواند در زمان شکل‏گیری فرزند، نقش مهمی داشته باشد؛ چراکه کودک بیشترین ساعات خود را درخانه و با مادر سپری می‏کند. وقتی که این قضیه با دقت صورت گیــرد، کودک از همان سنین اولیه، تقلید اعمال دینی بویژه نماز را در رفتار پدر و مادر جویا می‏شود.

برخی از کودکان در سنین 2 الی 3 سالگی و برخی از 4 سالگی این حس را بروز می‏دهند. البته در 6 سالگی به عینیت می‏توان آن را مشاهده کرد. زمان آغاز نماز خود سخنی جداگانه است. در خاندان اهل بیت(ع) کودکان از 5 سالگی نماز می‏خواندند؛ اما در افراد عادی کودکان باید از سنین 7 سالگی به خواندن نماز بپردازند. علت آن هم این است که کودکان تا سن 7 سالگی باید بازی کنند.

(ماهنامه پرورشی تربیت وزارت آموزش و پرورش، شماره 10و11، تابستان 1383، صفحه 19)

بنابراین ما خانواده‏ها باید سعی بر آن داشته باشیم که از همان اوان کودکی فرزندانمان را با نماز آشنا سازیم؛ زیرا سعادت و خوشبختی آنان مهمتـر از هر چیز، در خواندن نماز و عمل به دستورات آن است و به این آیه شریفه قـــرآن تمسک جوییم که:

"ان الصلاة تنهی عن الفحشاء و المنکر". و بدین ترتیب آیندۀ فرزندانمان بیمه خواهد شد.

 (تعبیراتی از نماز در قرآن)

ـ نماز خواندن ارتباط با خدا پیدا کردن است.

ـ نماز به جهان ماورای طبیعت راه یافتن و به خداوند بزرگ ایمان داشتن و تنها در برابر او سر تعظیم فرود آوردن است.

ـ نماز سخن گفتن با خدا و سرانجام به افکار و رفتار و کردار رنگ خدایی دادن است.

ـ نماز هر گونه عوامل اضطراب و دلهره را از بین برده و دل را از آرامش کامل برخوردار می‏سازد.

ـ نماز خود را ساختن و برای جنگیدن با دشمن آماده نمودن است. 

ـ نماز یک وظیفۀ ثابت و معین برای مؤمنان است.

ـ نماز انسان را در برابر گناه بیمه می‏کند و نیز زنگار گناه را از آیینۀ دل می‏زداید.

ـ نماز عمل موثری برای مبازره با شرک و وسیله‏ای برای طرد هر گونه وسوسۀ شیطانی از دل و جان آدمی است.

ـ نماز خواندن و بر آن شکیبایی و استقامت ورزیدن برای انسان و خانوادۀ او مایۀ پاکی، صفای قلب، تقویت روح و دوام یاد خداست.

ـ نماز سمبل پیوند با خالق است. قدرتمندان با تقوا، هرگز دست از آن برنمی‏دارند.

ـ نماز انسان را به تجارت آخرت که کساد در آن نیست، امیدوار می‏سازد.

ـ نماز ستون دین، پیوندخلق و خالق، مربی نفوس، معرج مؤمن و نهی کننده از فحشاء و منکر است.

ـ نماز‏گزارانی که به نماز خودشان تداوم می‏بخشند، بندگان شایستۀ پروردگار هستند.

(روزنامه نگاه، شماره282، نیمه اول آذر ماه 1385)

( اهمیت نماز و جایگاه آن در رفتار اولیاء خدا)

ـ حضـرت عیسی(ع) در گهواره فرمودند: خداوند مرا تا زنده هستم، به نمـــاز و زکــات سفارش کرده است.

(سورۀ مریم، آیۀ 31)

ـ امام حسین(ع) حتی در ظهر روز عاشورا در میدان مبارزه و در برابر تیرهای دشمن هم نماز را رها نکرد.

ـ حضرت ابراهیم(ع) همسر و کودک خویش را در بیابان‏های داغ مکه که آن هنگام هیچ آب و گیاهی نداشت، مسکن داد و گفت: خدایا تا نماز به پا دارند.

(سورۀ ابراهیم، آیۀ 37)

ـ پیشوایان معصوم ما علیهم السلام، هنگام نماز رنگ خود را می‏باختند و می‏فرمودند: وقــت ادای امانت الهی و حضور در پیشگاه خداوند متعال است.

(بحارالانوار، جلد 81)

ـ گرچه بعضی نماز را به طمع بهشت یا ترس از عـذاب جهنم می‏خوانند، اما امیرالمؤمنین علی(ع) نماز را نه برای تجارت یا سپری از آتش، بلکه به خاطر شایستگی خدا برای عبادت انجام می‏داد.

(نهج البلاغه، حکمت 237)

""" برای اهتمام به این برنامه سازنده، اسلام به پدران و مادران سفارش کرده که اطفال خود را قبل از بلوغ مثلاً از سن هشت سالگی به هر نحو که می‏توانید وادار به نماز کنید و گاهی هــم به خاطـر بی‏اعتنایی‏شان، از خود خشونت نشان دهید."""

(محسن قرائتی (پرتوی از اسرار نماز)، ناشر: ستاد اقامه نماز، پاییز 1383، صفحه82)

(چگونه کودکانی متدین تربیت کنیم)

در ارتباط با تربیت دینی و رشد اخلاقی کودکان، باید خود والدین عامل به واجبات و دوری کننده از محرمات باشند. با زبان ساده و کودکانه و به تدریج، نگرش دینی مطلوب را در آنها بوجود آورند و توجـه آنها را به جهان آفرینش و آفرینندۀ عالم جلب کنند. در این زمینه توجه به نکات  زیـر ضروری به نظر می‏رسد: 

1ـ خانواده در تفکر اسلامی، جایگاهی بسیار رفیع دارد. برخی امور در خانواده مهم و بعضی اهم‏اند؛ اما اموری است که با واژه اهم نیز نمی‏توان جایگاه آن را معلوم کرد که از جملۀ این امور تربیت دینی است. تربیت دینی قبل از عوامل دیگر از درون خانواده ریشه می‏گیرد و از طریق تاثیر گذاری خانواده تکوین می‏یابد. 

2ـ صفاتی که بویژه به وسیلۀ مادر به فرزند منتقل می‏شود، اکتسابات بعدی او را در زندگی جهت می‏دهد، در واقع بخش سخن بر ذات و تکوین و نوع رحمی است که کودک در آن شکل پیدا کرده است.

3ـ آغاز خلقت انسان که در کرۀ زمین با خانواده شروع شده، در واقع نشانگر این است که خانواده رکن عالم هستی بوده و خانواده است که به کل هستی جهت می‏دهد.

"""از نکات فــوق در می‏یابیم که در طـول زندگی انسان، هیچ یک از نهادها، سازمان‏ها و عوامل اثـرگذار بر انسان، نمی‏توانند با خانواده و اثرگذاری آن بر کودک (انسان) برابری کنند. والـدین به اندازۀ قابلیت‏ها و شایستگی‏های خود می‏توانند محصول با ارزشی از جهات مختلف به خصوص رشــد دینی، تربیتی و اعتقادی به یادگار بگذراند. خداوند در قرآن به پاس این ارزش و اهمیت، حقوق والـدین را در کنـار توحید و خداشناسی قرار داده است."""

(سورۀ اسراء، آیۀ24)

با توجه به ارزش و قداست خانواده در می‏یابیم که خانه اولین مدرسۀ تربیت اخلاقی و دینی است و کودک به تدریح بر اساس مشاهدات روزمره، پایه‏های اخلاقی خود را پی ریزی می‏کند.

در محیط خانه کودک تعالیم خـوب و بــد را فرا گرفته و به این ترتیب زیر بنای اخلاقی او شکل می‏گیـرد. کودک همانند نهال تازه‏ای است که هر طور او را پرورش دهیم، همان گونه رشد می‏یابد.

(سادات محمد علی (رفتار والدین با فرزندان) انتشارات انجمن اولیاء و مربیان، سال1382)

خانه، پرورشگاه اطـفال است؛ بنابراین اگر والدین و سایر اعضای خانواده دارای روش صحیح و اخلاق نیک باشند، کودکان خوب و به دنبال آن انسان‏های بزرگ، افــراد متعهد و فعال تربیت شده و به جامعه تحویل داده می‏شود و بالعکس. لازم به ذکر است که اسلام پدران و مادران را در امر تربیت دینی و اخلاقی فرزندان خویش مسئول می‏داند.

پیامبر اکرم(ص) در اینباره می‏فرماید: "ادبوا اولادکم فانکم مسئولون".  "( سفینةالبحار ـ ماده ادب)"

حضرت علی(ع) نیز فرموده‏اند:

"اکرموا اولادکم و احسنوا آدابهم." "بحارالانوار، جلد23، صفحه 114"

تربیت دینی کودک در دوران قبل از دبستان، محدود به ایجاد انس به مسائل دینی است. به این معنا که کودک آنچه به طور منظم در محیط خانواده می‏بیند، نسبت به آن انس پیدا می‏کند و همین انس اولیــه، زمینه را بـرای پدید آمدن عادت و انجام فرایض دینی در مراحل بعــدی فــراهم می‏آورد.

مشاهدۀ آداب دینی و عبادات مذهبی بویژه نماز که در هر شبانه‏روز به طور منظم از طرف بزرگترها در محیط خانه انجام می‏شود، در ذهن و روان کودک نقش می‏بندد و با توجه به حس تقلید در او، مشاهده می‏شود که کودک از سال دوم زندگی از حـرکات والدین تقلید می‏کند. اگر انجام این حرکات با نوازش و تشویق والدین همراه باشد، بر رغبت کودک می‏افزاید.

همین تأثیرات روحی و خاطرات شیرین است که در آیندۀ کودک و جهت‏گیری بعدی او بسیار مؤثر خواهد بود.

"""نکتۀ قابل تأکید در اینجا این است که بنا به علایق دینی خود والدین، آنها نباید فرزندانشان را به زیـاده‏خواهی در این زمینه وا دارند. این یک روش صحیح نیست. بلکه بایــد زمینۀ انجـام داوطلبانۀ برخی آداب دینی را برای فرزندان خود فراهم کنند."""

(زرهانی/1385) در زمینۀ رشد عواطف دینی کودکان، می‏توان از ایجاد احساسات مذهبی در آنها استفاده کرد. احساسات مذهبی یکی از عمیق‏ترین گرایش‏های فطری در انسان است که اگر زمینۀ شکوفایی دینی را با دلایل ساده‏ای که برای فرزند قابل فهم باشد فراهم کنیم، قانع و راضی می‏شود.

هرگز نباید ذهن او را با استلال‏هایی که فراتر از درک ذهنی او هستند آشفته ساخت؛ زیرا ظرفیت ذهنی کودک از طریق ارائه دلایل مورد قبولش، جهان بینی او را شکل داده و بینش دینی او را هـدایت می‏کند.

(ملکی حسن (تعلیم و تربیت کودک و نوجوان)، تهران، انتشارات مدرسه)

(نقش خانواده در گرایش کودکان و نوجوانان به نماز )

کودک در خانه به دنیا می‏آید و اولین کسی که با او ارتباط مستمر برقرار می‏کند، مادر و سپس پدر و سایر اعضای خانواده‏اند. نوع اعتقادات و ملاک و معیارهای اخلاقی، خلقی و دینی از والدین به کودک منتقل می‏گردد.

کودک نظرات دینی و اعتقادی خانواده‏اش را می‏پذیرد. ایمان دورۀ کودکی با همۀ پاکی و صفایش ایـن نقیصه را دارد که از آگاهی قوام با تجزیه و تحلیل، سرچشمه نگرفته است؛ بلکه بیشتر جنبۀ انفعال و تأثیر‏پذیری از محیط را دارد و در حقیقت نوعی بازتاب است. با این وجود، تکوین و پیدایش اعتقادات و توأم آن، بستگی به نوع بینش و جهان‏بینی‏ای دارد که درخانواده حاکم است.

به نظر نگارنده، سنگ بنای اولیۀ ایجاد رغبت و انگیزه در گرایش کودک به اعتقادات و متصف شدن وی به مناط و ملاک اخلاقی، از نام و نام‏گذاری آغاز و در طول فرآیند رشد با تقلید، تقویت و با تشویق استمرار یافته و از مرحلۀ نوجوانی به بعد براساس عقل و تفکر در عمق وجود فرد قوام می‏یابد. والدین باید برای فرزندان خود در راه سکونت، نامی نیکو انتخاب کنند.

پیامبر اسلام(ص) می‏فرمایند:

 وظیفۀ پدر نسبت به فرزندش آن است که او را نیکو نام گذارد و به نیکی تربیت کند و به کاری شایسته بگمارد. توانایی کودک است و برایش مسـیر است، از او بپذیرید و آنچه انجام دادنش برای کودک دشوار و طاقت فرساست، از او نخواهید و او را به گناه و طغیان و کارهای احمقانه وادار نکنید.

نتیجه اینکه انتقال ارزش‏ها و مفاهیم اعتقادی و مذهبی به کودک، سبک و سیاق مخصوص به خود را می‏طلبد. به عنوان نمونه نمی‏توان در اثبات وجود خدا برای کـــودک 10 ساله، اصل علیت (برهان استدلالی) را ارائه نمود؛ زیرا او هنوز به مرحلۀ هوش انتزاعی نرسیده تا بتواند درک نماید و همچنین انجام فرایض مذهبی از جمله نماز که امروزه روشی را می‏طلبد که در خور سن و سال کودک باشد.

از نظرگاه علم روانشناسی، می‏توان با استفاده از روش‏های تقلید، تقویت، تشویق و یادگیری ضمنی و مشاهده‏ای و ارائۀ الگوها، آداب و تکالیف مربوط به فریضۀ مقدس «نماز» را به کودک آموخت.

(تقلید)

نظریه پردازان معاصر می‏گویند، تقلید پدیده ایست همگانی و مریوط به هر سنی. توانایی‏ ایست که در ذات نوع بشر وجود دارد و یکی از عوامل موثر در رشد ذهنی نوع انسان، توانایی او در تقلید از دیگران است؛ زیرا تقلید، راه موثری برای یادگیری اعمال جدید است و کودکان بیشتر از سرمشق‏ها یا رفتارهــای دیگران تقلید می‏کنند.

کودکان مایلند از عملی تقلید نمایند که مورد تأیید همه باشد. همین کودک وقتی وارد سومین سن زندگانی خود می‏شود، به جای تقلید از اعمال خاص، از اشخاص خاص تقلید می‏کند. وقتی مادر چادر نماز بر سرمی‏گذارد و به نماز می‏ایستد، دختر بچۀ پنج ساله دوان دوان به سراغ چادر یا روسری خود رفته و آن را بر ‏کشیده و مثل مادرش به رکوع و سجود می‏رود.

(اصل تقویت در استمرار بخشی به خواندن نماز)

مقصود از تقویت، ارائۀ تقویت کننده بلافاصله بعــد از رفتـار است. تقویت کننده‏ها عواملی هستند که برای موجود زنده خوشایندند و همین خوشایندی موجب تکرار عمل بـرای دریافت آن می‏شود. در دورۀ کودکی اول(3 تا 7 سالگی)، کودک وقتی پدر در حال نماز خواندن است، به تقلید از او افعال نماز را انجام می‏دهد و گاهی که پدر در سجده است، از روی بازی گوشی دوران سن خود، به پشت او رفته و سرسره بازی می‏کند.

 پدر بعد از اتمام نماز، باید با ارائه یک هـدیه به کــودک مثل شکلات، سبب تقویت رفتـــار «نماز» در کودک شود.

لازم به یادآوری است که تقویت از نوع سهمی و آن هم نسبتی متغیر داشته باشد. بدین معنا که یک مرتبه پس از دو وعده نماز و بار دیگر بعد از پنج وعده نماز به او هدیه دهد و بار دیگر بعد از ده وعده نماز این کار را تکرار کند. مطلب مهم این که والدین برای تثبیت رفتار کودک «نماز»، باید هدایایی را برای او تهیه نمایند که مورد علاقه‏اش باشند.

در بـرنامۀ تقویت، توجه به اصل پریماک (زمینه روان‏شناسی اتکینسوین و هیلگارد، جلد1) نیز می‏تواند موثر باشد. بدین صورت که هر فعالیتی که جاندار انجام می‏دهد، می‏تواند فعالیتی را که معمولاً کمتر از او سر می‏زند را تقـویت کند. با فراهم آوردن فرصتی برای بازی پس از تکمیل تکالیف نوشتنی، می‏توان توانایی نوشتن را در دانش آمــوزان افزایش داد. این اصل حتی در کودکان سه سالۀ کودکستانی نیز موفقیت‏آمیز بوده است.

با توجه به اصل پریماک، برای جذب کودک به نماز، ابتدا باید علاقه‏مندی او را به چیزی مثل اسباب‏بازی کشف نمود و وقت معینی را برای بازی تدارک دید. سعی شود زمان بازی نزدیک به وقت نماز باشد. وقتی کودک وسیلۀ بازی را از مادر طلب نمود، وی با ملاطفت و مهربانی بگوید که بعد از نماز هر چقدر که بخواهی می‏توانی با آن بازی کنی و بعد از نماز مادر باید به وعدۀ خود عمل کند تا کودک درک کند که پس از انجام یک رفتار مطلوب و پسندیده «نماز»، می‏تواند بازی دلخواهش را انجام دهـد.

نکتۀ درخــور توجه این است که توسل به این اصل روانشناسی در جهت نیرومند ساختن رفتار «نماز»، بـا توجه به اینکه کودک هنوز به سن تکلیف نرسیده، نباید با اجبار، زور و یا تهدید باشد. کودک باید محبت، ملاطفت و نرمخویی والدین را کاملاً حس نماید.

 (داستان پردازی)

یکی از مراحل رشد و تکامل دینی در کودک که می‏توان از طریق آن الگوهای مذهبی را ارائه نمود، داستان‏گویی می‏باشد. به نظر دکتر بنیامین اسپاک (ترجمه دکتر منوچهر مهدوی (تربیت و نگهداری کودک)، انتشارات طلوع):

 در پنج سالگی کودک از رفتن به کلاس‏های مذهبی‏ای که به صورت قصه و زبان ساده دین را توضیح هد، خوشش می‏آید و دوست دارد والدین برایش کتاب بخوانند. به والدین توصیه می‏شود که زندگانی انبیائی را که در قرآن آمده است همچون حضرات ابراهیم و یوسف و ... علیهم السلام را انتخاب کرده و برای کودک خود بخوانند.

( اقامه نماز در صبحگاهان)

ایمان در تقویت ارادۀ فـرد نقش مهمی دارد. مؤمن همین که موقع اذان صبح می‏شود، بدون استفاده از ساعت شماطه‏ای یا اینکه کسی او را از خواب بیدار کند، بر می‏خیزد. طی تحقیقی که محققان آلمانی(روزنامه اطلاعات، 26/10/1377) انجام دادند، ارادۀ انسان مهم‏ترین عامل بیدار شدن به موقع می‏باشد. هفته‏نامۀ (فـــوکـــوس) نوشت:

پزشکان دانشگاه (لویک) آلمان این راز را که چگونه انسان سـر ساعت معین از خواب بیدار می‏شود، را کشف کردند. نتیجۀ آزمایش‏ها نشان داد:

حدود یک ساعت قبل از ساعت مشخص بیداری، هورمون‏های (آدرنوکوتروفه) ترشح شده از هیپوفیز در خون افزایش می‏یابد و با این ترشح جسم خــود را برای بیدار شـدن دقیق در ساعت دلخواه آماده می‏کند. نتایج بدست آمـده نشان می‏دهد که ارادۀ بشر حتی در موقع خواب می‏تواند انسان را بطور هدفمند هدایت نماید.

گاهی والدین در هنگام نماز صبح با مشکل دیر برخاستن کودک خود مواجه می‏شوند. هرگز نباید با تندخویی و پرخاشگری فرزند را از خواب بیدار نمود. روش مطلوب برای بیدار کردن، استفاده از ساعت شماطه‏دار است. در حـدود 15 الی 20 دقیقه قبل از اذان، زنگ ساعت به صدا در می‏آید. بعد از زنگ ساعت باید پدر یا مادر به سراغ فرزند بروند و با نوازش و ابراز محبت بگویند: وقت اذان است. هنوز وقت داری، می‏توانی چند لحظه دیگر بخوابی و بعد بلند شـــوی و نمازت را بخوانی.

قابل توجه است که این روش در هـنگام مدرسه رفتن نیز مفید و کارساز است. یعنی برای کودکانی که دیر از خواب بیدار می‏شوند و با تأخیر به مدرسه می‏رسند، بسیار مناسب است.

(نماز جماعت)

وقتی کودک خردسال براساس تقلید و الگوبرداری از والدین و دیگران، خود به رکوع و سجده می‏رود و حرکات و افعال نماز را انجام می‏دهد و بـر اثر تقویت و تشویق، میل و گرایش به نماز در او نیرومند می‏شود، می‏توان اقامۀ نماز به صورت جماعت را در او قــوت بخشید. والدینی که اهـل عبادت و نماز هستند، می‏توانند مواقعی که اقوام دور هم جمع شده‏اند، نماز را به جماعت در خانه برگزار نمایند و با خوشرویی فرزندان خود را به نماز فراخوانند. به تدریج این فریضه را می‏توان از منزل به مسجد محل کشانید. برای این کار پدر باید نزدیکی‏های اذان مغرب، فرزند خود را به پارک ببرد و همین که صدای اذان به گوش رسید، با مهربانی و عطوفت رفتن به مسجد را به فرزند پیشنهاد نماید.

اگر تمایلی از خــود نشان نداد، می‏توان از روش «مدل سازی» استفاده نمود که در روانشناسی کاربردی موثر دارد. یعنی اینکه پدر، کودک دیگری را «که ممکن است پسر همسایه یا هم محلی باشـــد» که با لبی خنــدان به همراه پدرش به مسجد می‏رود را به کودکش نشان دهـد و حتی زمینۀ دوستی آنها را نیز فراهم سازد. در این راستا، همانگی با امام جماعت مسجد محل نیز روش پسندیدۀ دیگری است که ایشان می‏تواند با خوشرویی و با دادن یک هدیه مثل شکلات از او استقبال نماید.

(ماهنامه پرورشی تربیت وزارت آموزش و پرورش، شماره2، آبان ماه 1381، صفحه 27)

(شیوه‏های آشنا سازی و تقید کودکان به نماز )

1ـ شرطی شدن پاسخ:

اگر مراسم مذهبی با وقایع خوشایندی همراه شود، کودک خود به خود به آنها علاقه پیدا می‏کند.

2ـ شرطی شدن عاملی:

 اگر نماز خواندن کودک همراه با پاداش باشد، استمرار و تقویت آن بیشتر خواهد بود.

3ـ طرح سؤال و معمّا:

 رسانیدن کودک به درک و ضرورت استدلال و مجهز شدن به منطق سؤال ابراهیم گونه، تأثیر مهمی در علاقه‏مندی کودک به نماز خواهد داشت.

4ـ دوری از جبر و تحمیل:

 باید آموزش‏های نماز را با توجه به آمادگی کودک انجام داد. اگر این آمادگی روحی و عاطفی میسر نشده باشد، به ناچار از جبر و تحمیل استفاده می‏شود که این قضـیه باعث دلزدگی کودک از نماز می‏شود. تا قبل از سن لازم برای تعلیم نماز که در احادیث 7 سالگی می‏باشد، نباید کودکان را مجبور به یادگیری نمود.

5ـ درونی کردن ارزش‏ها با پند و اندرز:

 در این قسمت باید توجه نمود که از گفتار مستقیم و الفاظ صریح باید پرهیز نمود؛ برای اینکه تأثیر پند و اندرز عمیق‏تر گردد، بهتر است نصایح ما با عمل توأم شود.

6ـ تعظیم و تکریم نماز:

 اگر‏ خانواده و مربیان به نماز اهمیت دهند، ارزش آن در نظر کودک بیشتر می‏شود. پس خانه و مدرسه باید‏ با نگاهی شکوهمندانه به نماز، آنرا تکریم نمایند.

7ـ بیان قصه‏ها و نمایش خاطره‏های زیبا در ارتباط با نماز:

قصه، شعر و نمایش می‏تواند با توجه به نوعی جذبه و کشش که در آن دیـده می‏شود، کودکان را به سمت نماز جذب نمایند. کودکان همیشه دوست دارند همۀ مسائل را مسـتقیماً نفهمند؛ پس از راه داستان، شعر و نمایش می‏توان به راحتی کودکان را به نماز خواندن واداشت.

8ـ توجه به توانمندی‏های کودکان و نوجوانان در اقامۀ نماز:

رسیدن به مرحلۀ رشد اولیه و لازم، می‏طلبد که اصول نماز به کودک گفته شود؛ اما در این میان باید قدرت تحمل کودک و توان او را در نظر گرفت. اگر نماز را پیش او بد جلوه دهیم، یعنی بیش از توان او بخواهیم که به عبادت بپردازد، این تفکر در کودک ایجاد می‏شود که نماز کار سختی است.

9ـ ارائۀ الگوی مناسب:

کودکان از همان سنین اولیه، کار الگوسازی را انجام می‏دهند. والدین و مربیان باید مواظب رفتار خود باشند و سعی کنند در کنار خواندن نماز، با داشتن خصلت‏های نیکویی چون ایثار، گذشت، محبت و  ...، آگاهی لازم را به کودکان انتقال دهند.

10ـ نقش خانواده:

خانواده به عنوان جایگاه زیست اولیۀ کودک، مهمترین نقش را در تربیت کودک دارد. آمادگی کودک نیز از محیط خانواده آغاز می‏شود. اگر خانواده به امری چون: معطر کردن لباس، استفاده از لباس پاکیزه در هنگام نماز، برپایی جماعت در خانه، اختصاص دادن مکانی به عنوان مکان نماز در خانه، اذان گفتن یکی از اعضای خانواده، بردن کودکان مخصوصاً در اعیاد مذهبی به مساجد و اماکن مربوطه، برگزاری نماز جماعـت با مهمانان در خانه، بازی و سرگرمی ضمن آموزش دادن و هدیه دادن، برگزاری جشن تکلیف و اهتمام فرزند، انتقال فرهنگ نماز را به کودک در مسیر راحتی قرار خواهد داد.

11ـ برگزاری جشن تکلیف در خانواده:

باید در خانواده‏ها همانطور که به جشن تولد کودک اهمیت می‏دهند، به جشن تکلـیف او نیز اهمیت دهند. جشن تکلیف می‏تواند خاطرۀ خوشایندی از نماز در ذهن کودک ایجاد کند. خداوند یکی از ایام‏الله را روز به تکلیف رسیدن کودکان می‏داند.

(ماهنامۀ پرورشی تربیت، شماره 10و11، تابستان 1383)

 

(نتیجه‏گیری)

نماز رکن اصلی دین است و باید اصلی‏ترین جایگاه را در زندگی مردم داشته باشد. حیات طیبۀ انسان در سایۀ حاکمیت دین خدا وقتی حاصل خواهد شد که انسان‏ها دل خود را با یاد خدا زنـده نگهدارند و به کمک آن بتوانند با همۀ جاذبه‏های شر و فساد مبارزه کنند و همۀ  بتها را بشکنند و دست تطاول همۀ شیاطین درونی و برونی را از وجود خود قطع کنند.

این ذکر و حضور دائمی فقط به برکت نماز حاصل می‏شود. نماز در حقیقت پشتوانه مستحکم و ذخیرۀ تمام نشدنی در مبارزه‏ای است که آدمی با شیطان نفس خـود که او را به پستی و زبونی می‏کشد، دارد. انسان همیشه به نماز محتاج است و در عرصه‏های خطر محتاج‏تر.

((یکصد و چهارده نکته درباره نماز)، محسن قرائتی، ناشر طرح اقامه نماز، پاییز 1372، صفحه11)

کودکان امانت‏های الهی هستند که در دست والدین خود قرار دارند. پس برای حفاظت از آن‏ها از فسادها و انحرافات فردی و اجتماعی، باید آنان را به دستاویزی محکم متصل نمود. اعمال عبادی باعث می‏شوند که کودک در برقراری روابط اجتماعی نیز موفق باشد.

اگر نماز را به خوبی در وجود کودک رشد دهیم، حالات مذهبی در او پایـدار می‏شوند. همان طور که می‏دانیم، ابتدا با تقلید، نماز را می‏آموزد؛ اما هر چه بالاتر می‏رود، این حالات مذهبی در او ملکه شده و گاهی ترک آن مـوجب اندوه کودک می‏شود.

رفتارهای عبادی باعث می‏شوند تا روح کودک قانع شود و از انجام نماز به لذت روحی خاصی بـرسد. این لذت ممکن است گاهی اوقات با دیدن نماز دیگران نیز بروز کند؛ چـــراکه امام حسین(ع) بارها و بارها از عبادات مادر خود لذت می‏برد و اگر از همان دوران طفولیت کودک شروع به خواندن نماز نماید، این فریضه در وی ملکه می‏گردد و تا آخر عمر به ادای ایـن فریضه ادامه خواهد داد و بیمۀ او در تمامی عمر از فحشاء و منکر خواهد بود.

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مهر 1393ساعت 12:34  توسط ربیع صادقی  | 

چکیده:

قرآن مجید به عنوان کتاب آسمانی و معجزه جاوید پیامبر اسلام (ص)،کتاب هدایت بشر به سر منزل مقصود است. در این مقاله به طور خلاصه به رهنمودهای قرآن برای زندگی بهتر بشر اشاره شده است و نقش انکار ناپذیری آن در زندگی فردی و اجتماعی و حتی بین المللی بشر مورد بررسی قرار گرفته است. قرآن مجید متضمن کلیات برنامه های زندگی بشر است که اگر خوب از این کتاب شریف و برنامه های آن در زندگی خود استفاده کنیم قطعاً محیطی سرشار از صفاو صمیمیت خواهیم داشت هم سعادت دنیوی را کسب خواهیم نمود و هم به سعادت اخروی که هدف نهایی همه ماست خواهیم رسید . در پایان این تحقیق نیز با توجه به اهمیت نماز و تاکیدات بسیار بر نماز در قرآن اشاره ای به تعبیراتی از نماز در قرآن خواهیم کرد

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه:

قرآن برترینو ماندگارترین اثر آسمانی و جاودانه ترین پیامی است که خداوند  برای هدایت بشر بر قلب شریفترین بنده خویش محمد ابن عبدالله (ص)نازل فرمود.

گر چه این کتاب شریف خود را به عنوان شفاء و رحمت برای مومنین معرفی می فرماید  ((وَ نُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَ رَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِین‏))

ام پیامهای حیاتبخش آن ،جان هر تشنه ای را سیراب مینماید و خطابا های شور انگیز و از سر لطف آن ، هر حقیقت جویی را متوجه خود می سازد.

قطعاً روی آوردن افراد غیر مسلمان به تحقیق و پژوهش در باه قرآن و جویا شدن حقایق نهفته در آن،علتی جز این ندارد که این کتاب و پیام آن اختصاص به بک گروه خاص ندارد. گوته، از مشاهیر نویسندگان و شعرای آلمان که از بزرگترین شخصیتهای ادبی قرن نوزدهم می باشد مگوید: ((ما اول بار قرآن روی گردان بودیم ،ولی طولی نکشید که این کتاب توجه ما را به خود جلب کرد وما رابه حیرت در آورد و بالاخره مجبور شدیم که اصول و قواعد آن را تعظیم نموده و بزرگ بشماریم و در تطبیق الفاظ آن با معانی    بکوشیم ))۱-اسراء آیه ۸۲٫

۲-در آمدی بر قرآن ،اسدالله مبشری،به نقل از ره توشه راهیان نور.((

ثم انزل علیه الکتاب نورا لا تطافا مصابیحه و سراجا لا یخبو توقده و بحرا لا یدرک قعره و منهاجا لا یضل نهجه و شعاعا لا یظلم ضوءه فرقانا لا یخمد برهانه و تبیانا لا تهدم ارکانه و شفاء لا تخشی اسقامه سپس قرآن را بر او نازل فرمود:

قرآن نوری است که خاموشی ندارد ،چراغی است که درخشندگی آن زوال نپزیرد ،دریایی است که ژرفای آن درک نشود،راهی است که رونده آن گمراه نشود ،شعله ای است که نور آن تاریک نشود ، جدا کننده ای است که درخشش برهانش نگردد،بنایی است که ستون های آن خراب نگردد،شفا دهنده ای که بیماریهای وحشت انگیز را بزداید

 

 

 

نقش و اهمیت قرآن در زندگی بشر:

قرآن کریم در برگیرنده هدایت و سعادت انسان در دنیا و اخرت می باشد و در تمام مراحل زندگی رهبر و راهنمای انسان به سوی کمال است این قرآن به راهی هدایت میکند که مستقیم ترین راههاست … کسانی که با قرآن مأنوسند به کمک قرآن حق را از باطل تشخیص می دهند . قران کریم ،انسان را به زندگی کردن با معیارهای و ارزشهای انسانی واسلام دعوت می کند.

حضرت علی (ع)میفرماید: ((هر کس قرآن را پیش روی خو قرار داد،رهبر و پیشوای او به بهشت خواهد بود و هر کس آن را به پشت سرافکند طرد کننده و سوق دهنده او به سوی جهنم خواهد بود))

قرآن مجید عامل صعود به بهشت ۲مایه خرمی دلها۳  دریای بیکران معرفت۴ و یگانه عامل توانگری است که عامل اصلی هدایت گر و تربیت کنننده افراد و جوامع بشری به سوی کمال و نیل به ارزشهای اخلاقی و انسانی است.اگر کسی بخواهد به نحو حقیقت اسلام و انسان و جهان و را بشناسد چاره ای جز مراجعه به قران مجید ندارد. در این کتاب الهی ،آنچه آمده هماهنگ با تمام شئون انسان و منطبق بر نظام احسن خلقت است. نقش قران در زندگی بشر در ابعاد مختلف فردی ،اجتماعی ، و حتی بین المللی ، قابل دقت است

 

 

 

 

نیازمندیهای انسان به آفریننده:

انسان نیازمند ارتباط مستقیم با آفریننده و هستی بخش خود است . این ارتباط اگر چه از طریق مناجات و رازگویی درونی و قلبی می گیرد اما دسترسی به کلمات خود خداوند بسیار لذت بخش و اطمینان آور است .چنان که اقبال لاهوری گفته است: ((اگر می خواهی خدا با تو سخن بگو ید،قرآن بخوان))

این ویژگی به طور کامل ،تنها برای قرآن مجید باقی مانده است و هیچ کتاب آسمانی دیگر ،چنین جایگاهی ندارد.

انسان در جستجوی اگاهی هاست:

انسان در ربکاپو و جوی آگاهی های صحیح و معارف بلند و پر معنا است .البته با استفاده از تجربیات بشری و تلاش های عملی ،به بسیاری از آگاهی ها می توان دست یافت ،اما برای اطمینان به درستی یافته های خود و آگاهی به آنچه برای او دست نا یافتنی است ،نیا ز به یک منبع اصیل و غنی بسیار محسوس است. قران مجید در این باره جایگاه ممتازی دارد . تعریفی که قران از انسان دارد (( إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأَرْضِ خَلِیفَة))

و تعریفی که قران از خداوند ارائه کردده است ( لَیْسَ کَمِثْلِهِ شَیْ‏ءٌ)) همراه با بیان صفات جمال و جلال و تعریفی که از نظام هستی و حیات و شعور همگانی موجودات ارائه داده ((و إن من شیء الایسبح بحمده)) و بیانی که پیوستگی و هماهنگی منظم همه کرات و افلاک و زمین و آسمان دارد. (( وَ الشَّمْسِ وَ ضُحاها وَ الْقَمَرِ إِذا تَلاها وَ النَّهارِ إِذا جَلَّاها وَ اللَّیْلِ إِذا یَغْشاها)) و بیان نیازمندی همه جامعه بشری و پویندگان راه حق و حقیقت را به این کتاب آسمانی ضروری و آشکار ساخته است. زیرا بعضی از دانشها به جز از طریق قران برای بشر دست یافتنی نیست ((وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُون))۱ و آنچه را نمیدانستید به شما یاد میدهد.

از جمله آگاهی هایی که جز از طریق قرآن راهی برای دریافت آن نیست،آگاهی درباره جهان پس از مرگ و جزئیات جهان آخرت است.

زیرا هیچ کدام از افراد بشر ،تجربه تکرار و رفت و آمد آن را ندارند و درک بشری هیچ گونه  سابقه ذهنی از آن ندارند در حالی که در سوره ((واقعه))((مرسلات))و… صحنه قیامت به تصویر کشیده شده است.آرزوی موفقیت برای کلیه ی دانشجویان کوشای کشورعزیزم ایران رادارم .ربیع صادقی استاداخلاق دانشگاه علوم پزشکی لرستان

  

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مهر 1393ساعت 12:30  توسط ربیع صادقی  | 

 

 

 

اولين قدم براى ايجاد محبت شناخت يكديگر و روحيات طرفين است ، اينكه يك سلسله مفاهيم و دستورات را شما ياد بگيريد و بدون درك موقعيت مناسب همسرتان آن را بكار بريد چه بسا برعكس نتيجه مى دهد.
خلاصه آنكه عقل و هوش و درايت و ذكاوت همسر در اين راه مهمترين وسيله براى موفقيت است .
اينكه شوهر يا همسر شما از چه چيز خوشحال مى شود و يا ناراحت مى شود؟ نسبت به چه كسانى يا چه كارهائى علاقه مند است ؟ چه وقت خسته است ؟ چه وقت بايد او صحبت كرد و چه صحبتى بايد كرد؟ چه موقع بايد نيازهاى مادى خانواده يا خود را بازگو كنيد، در چه شرائطى بايد گله كرد؟ چگونه بايد گفت ؟
اينها از امورى نيست كه بتوان براى آن مقررات دقيقى وضع كرد. هر انسانى در شرائط خاص خود بسر مى برد، چه زن و چه مرد، روحيات او در اثر خانواده و اجتماع و مدرسه و غيره به اشكال مختلف شكل گرفته است .

اين همسر هوشمند و عاقل است كه در رهگذار زندگى بايد همسر خود را درك كند، او را و موقعيت خانوادگى و اجتماعى و اخلاقى او را درك كند.
همچنانكه اغلب همسران نسبت به لباس و غذا و يا كيفيت آرايش دلخواه يكديگر آگاهى مى يابند و سعى مى كنند حتى المقدور آن را رعايت كنند، مثلا يك بانوى هوشمند سعى نمى كند غذائى درست كند كه فقط خودش ‍ علاقه مند به آن است و شوهرش از آن متنفر است .
درست همين روش را بايد در تمامى مسائل زندگى پياده كرده ، و اين احتياج به شناخت همه جانبه از همسر دارد.

با توقعات و روحيات نامطلوب چگونه بايد برخورد كرد؟
البته معلوم است منظور روحيات فاسد و ضداسلامى همسر شما نيست در مقابل روحيات فاسد و نامناسب همسر بايد ايستادگى كرد اما نه بگونه كه نه تنها از آن اخلاق دست نكشد بلكه به شما هم بدبين شود خاص و موقعيت سنجى همراه با لطف و محبت مى خواهد. اگر همسرتان احساس كند شما دوست او هستيد، سخن دوستانه مخصوصا از يك دوست قابل پذيرش ‍ است . ولو سخت باشد، اما اگر شخصيت او را در اين راستا ناديده گرفتيد، نه تنها از اخلاق نامناسب خود دست نمى كشد بلكه نسبت به شما نيز كم علاقه مى شود.

هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد.
هرگاه خواستيد چيزى تقاضا كنيد، نبايد فقط به فكر گرفتن تقاضاى خود باشيد و به هر قيمتى شده آن را بدست آوريد، اين كار مناسب محيط خانواده نيست بلكه به ميدان جنگ و يا جنگل شبيه تر است .
مثلا شما براى خودتان يا فرزندانتان لباس مى خواهيد، شوهر شما وارد خانه مى شود، بدون در نظر گرفتن موقعيت ، شروع مى كنيد به در خواست كردن ، و چه بسا كه عكس العمل تند او - گرچه نابجاست - روبرو مى شويد و دنبال آن ممكن است مسئله ادامه يابد و كم كم عواقب سوء پيدا كند، و با زياد شدن تدريجى كدورتها رشته محبت پاره مى شود


ولى يك بانوى عاقل مى داند هنگامى كه هنوز شوهر خستگى كار روزانه را بر دوش مى كشد و براى استراحت به خانه آمده ، وقت گذاشتن كار ديگرى بر عهده وى نيست ، او بايد صبر كند تا شوهر خستگى بگيرد، سپس با وى راجع به مسائل مختلف اندكى صحبت كند، چه بسا در امور زندگى دچار مشكلاتى باشد، اعصابش در اثر حادثه اى كوفته شده باشد، مخارج تازه اى برايش پيش آمده باشد، كه اگر بى حساب و كتاب ، تقاضا كند مسلما جواب منفى خواهد گرفت ، و اگر موقعيت مناسب بود با نرمى و از روى محبت ، تقاضاى منطقى خود را بنمايد.

اين همسر اشتباه مى كند.
آن همسرانى كه گمان مى كنند اگر با سرسختى و درشتى و به زحمت انداختن همسر خود خواسته خود را تحميل كرده به دست آورده اند، زيرك و موفق هستند، بسيار در اشتباهند، آنها مثل كسى هستند كه براى خريد قند به مغازه اى رفته بود، صاحب مغازه كه سنگ ترازوى او از گل پخته بود، مقدارى در ترازو گذاشت ، رفت تا قند را بياورد.
خريدار كه به خوردن گل عادت داشت ، موقعيت را مغتنم شمرد و شروع كرد مقدارى از آن گل در ترازو را خوردن ، صاحب مغازه هم متوجه نشد و با آن گلها قند را كشيد و تحويل داد، خريدار بيچاره خوشحال از اينكه زرنگى كرده و صاحب مغازه را فريب داده و گل او خورده است ، رفت غافل از اينكه كم شدن گل موجب كم شدن قند او شده است و او به خود ضرر زده است .

آرى ، آن همسرى كه خوشحال است از اينكه با سختى و ايجاد ناراحتى به خواسته خود رسيده ، در حقيقت با بدست آوردن آن خواسته ، سنگ زيرين زندگى كه همان محبت و علاقه است را به يك يا چند خواسته فروخته است . محبتى كه شيرين تر از قند است را داده و گل آلوده اى را كه با ناراحتى همراه شده گرفته است .

كيفيت محبت و ابعاد آن در انسان
هر انسانى بر حسب بافت روحى عقائد و ارزشهاى مسلط و يا مهمى كه دارد، مسائل و امورى براى او اهميت مى يابد و به نسبت شدت و ضعف شكل گيرى روح و فكر او نسبت به امور مختلف ، از خود عكس العمل نشان مى دهد، انتظار اينكه اگر كسى به چيزى يا انسانى ، علاقه داشت تحت هر شرائط و هر شكلى محبت را حفظ كند، بدون در نظر گرفتن ارزشهاى مهم و مسلط روحى و فكرى وى ، جاهلانه است .
اينكه انسان به چه چيز بايد اهميت دهد و چه چيزى لايق است كه بيش از هر چيزى محبت انسان را جلب كند و محبوب انسان شود يك مسئله است ؟ و اينكه دوست و همسر يا پدر و مادر چه چيز را در درجه اول اهميت قرار مى دهند مسئله ديگرى است ؟
هميشه اينطور نيست كه محبتها بر طبق بايدها باشد، بلكه برعكس در صد كمى از محبتها در آن درجه كه بايد باشد هست .
مثلا ما مسلمانان معتقديم مسلمان بايد محبتش به خدا و رهبران دينى بيش ‍ از محبت او به هر چيز ديگر باشد، ولى آيا در واقعيت چنين است ؟ هرگز، زيرا محبتى كه بسيارى از ماها نسبت به زن و فرزند و مال و مقام و غذا و لباس و آرزوهاى خود داريم با محبتى كه به خدا داريم قابل مقايسه نيست ، ما براى بدست آوردن مسائل غيرالهى با شوق اقدام مى كنيم و تحمل مشقت مى نماييم و انتظارى هم نداريم ، اما همينكه پاى مخارج الهى و تحمل زحمت براى خدا پيش آيد، قدمها سست مى شود و دستها بخيل مى گردد!

اين نمونه ها نشان مى دهد كه ما در اعتقاد خدا را قبول داريم و به او هم محبت مى ورزيم ، اما نه بمقدارى كه معتقديم بايد محبت داشت ، درصدى از محبت به خدا و پيامبر و دين را هر مسلمانى دارد، اما به تناسب حالات روحى افراد و صفاى روح و اخلاق حميده و يا رذيله و مسائل فكر و ارزشهاى ديگر، مقدار اين محبت فرق مى كند، و به تناسب همان مقدار محبت ، براى دين خرج مى كنند.
مثلا اگر مسلمانى به دين 20 درجه محبت دارد اگر موردى پيش آيد كه به آن 50 درجه علاقه دارد، مثلا علاقه او به مال بيش از علاقه به دين باشد، مى بينيم كه مسئله دينى را رها مى كند و آن كار خلاف دين را مرتكب مى شود؟ البته در اين بين مسائل قابل بررسى بسيار است .
منظور اين است كه بدانيم دوستى مراتب دارد، اگر كسى در اثر برخورد با موردى ، نسبت به مسئله اظهار بى علاقه گى كرد، دليل اين نيست كه مطلقا بى علاقه است بلكه فقط مى فهماند به آن چيز ديگر علاقه بيشترى دارد.

معيار و اندازه محبت در زن و شوهر
با اين مقدمه آنچه بيان شد كه زندگى محتاج محبت است و بدون محبت پايه هاى خانواده استوار نيست ، منظور اين نيست كه زن نسبت به شوهر و يا شوهر به زن بايد چنان محبتى داشته باشد كه هيچ چيز را مثل آن دوست نداشته باشد، اينكه بعضى از همسران توقع دارند همسرشان بايد آنها را بر همه چيز و همه كس مقدم دارد، توقع نابجائى است .
توقع معقول از يك همسر آن است كه محبت يك همسر را داشته باشد، يعنى همسر خود را بعنوان يك همسر پذيرفته و محبت همسرى را داشته باشد، دقت كنيد، محبت خاص همسر، يعنى شوهر آن محبتى كه بايد يك شوهر به زن داشته باشد و زن آن محبتى را كه يك زن بايد به شوهر داشته باشد در همان حد زن و شوهرى ، داشته باشد، و طبعا اين درجه مخصوص ‍ و معينى از علاقه خواهد بود.

مرا بيشتر دوست دارى يا...؟
اينكه يك زن شوهرش بپرسد مرا بيشتر دوست دارى يا پدر و مادرت را؟ سؤ ال نامعقولى است ، محبت به پدر و مادر سبك و گونه ديگرى است كه ربطى به زن و شوهر ندارد و اگر شوهر بگويد پدر و مادرم را بيشتر دوست دارم ، نبايد زن ناراحت شود كه پس مرا دوست ندارى يا كمتر دوست دارى - هر كس بايد پدر و مادر را بيش از دوست و همسايه و فاميل و همسر و غيره از مردم عادى دوست داشته باشد، و محبت هر كسى در جاى خود مطلوب است ، بنابراين اگر كسى پدر و مادرش را بر ديگرى مقدم كند، دليل بى محبتى نيست ، توقع اينكه همسر شما، اگر شما را دوست دارد بايد بر همه چيز مقدم كند، انتظار واهى و بيهوده است .
گذشته از اينكه در همان محبت زن و شوهرى هم افراد درجات مختلف دارند، و تا وقتى به حد افراط و تفريط نرسيده نبايد توقع بيشتر داشت .

اينگونه همسر قابل سرزنش است
آرى آن شوهرى كه قنارى خود را بيش از همسرش پذيرفته ، قابل سرزنش ‍ است ، و يا آن همسرى كه لباس و آرايش را بر شوهرش مقدم مى نمايد قابل سرزنش است ، اينكه مرد، به عيش و نوش با دوستان بپردازد و از همسرش ‍ غفلت كند، قابل سرزنش است ، اينكه زن متوقع باشد كه هميشه بايد همراه مرد باشد و مرد را مقيد كند، كه در هر سفرى بايد او هم باشد و مرد حق ندارد با دوستانش به جائى رود يا تنهائى به يك ميهمانى رود، توقع بى جاست .
همچنانكه اگر مردى يا زنى بدون هيچ مصلحتى ، پدر و مادر را در هر كارى خانواده خود دخالت دهد و خواسته همسر را ناديده بگيرد كار بجائى نيست ، اينكه حتما بايد در هر كارى پدر و مادر نظر دهند وگرنه ديگرى ناراحت مى شود كار غلطى است كه نه فرزند بايد انجام دهد و نه پدر و مادر انديشمند بايد توقع اين كار را داشته باشند.

برخوردهاى تند مقطعى معيار بى محبتى نيست
اگر همسر شما، در يك حالت خاص قرار گرفت و كارى كرد كه شما ناراحت شديد، كسى يا چيزى را بر شما مقدم كرد، دليل بر بى محبتى او نيست و يا دليل بر كم محبتى او از مقدارى كه بايد باشد بعنوان يك همسر نيست ، اگر همسر شما تصميم پدر و مادر خود را بر شما مقدم كرد و يا احيانا خواسته يك دوست را بر خواسته شما مقدم كرد، جاى نگرانى نيست .
كدام پدر و مادرى است كه فرزندش را توبيخ نكرده باشد ولى با اين حال دليل بى محبتى آنها نبوده است ، اينكه يك يا چندبار تصميم دوستى مقدم مى شود قابل مقايسه با آن همه توافق او با نظرهاى شما نيست ، يك يا چندبار مخالفت معيار بى محبتى و كم محبتى نيست و نبايد انتظار داشت كه همسر شما به شما چنان محبتى داشته باشد كه تحت هيچ شرائطى با شما مخالفت نكند.
مسلما يك بار مخالفت با شما براى همسر شما سبك تر است از ناراحت كردن دوستى كه احيانا موجب كدورت و جدائى مى گردد.

در محبت توقع بى مورد نداشته باشيد
اگر همسر شما به مال و مقام و آبرو و غذا و لباس اهميت مى دهد، حتما بايد رعايت خواسته او را بنمائيد، زيرا هيچ معلوم نيست كه محبت زناشوئى و زندگى او چنان بالا و شديد باشد كه بتواند از تمامى آنها چشم بپوشد.
و احيانا اگر به خاطر غذا و لباس و غيره ناراحت هم بشود - كه نبايد بشود - شما نبايد اين را دليل بى محبتى او بگيريد بلكه بايد متوجه باشيد كه او به دو يا چند چيز علاقه دارد، هم به شما و هم به مسائل ديگر، و اين انتظار كه همسر من نبايد هيچ چيز ديگرى را دوست داشته باشد يا بايد مرا بيش از همه دوست بدارد بطورى كه هر چيزى را فداى من كند و در سايه اين محبت تمام تمايلات خود را فراموش كند و سختى ها را تحمل كند، انتظارى جاهلانه است كه با شكست و ناكامى مواجه مى شود، و در اين راستا خشونتهائى كه احيانا از همسر شما در اثر غضب و خشم صادر مى شود اگر ادامه نيابد و مقطعى باشد، چه بسا دلالت بر بى محبتى نمى كند، در حال خشم گاهى آدمى خود را و عزيزترين افراد را دشنام مى دهد يا ميزند، ولى بعد پشيمان مى شود.

معيار محبت اين نيست كه هيچ وقت خشم نكند، آرى آن محبت بى اندازه كه به عشق تعبير مى شود مانع از غضب است ولى هرگز ميان زن و شوهر نبايد انتظار چنين عشق عميق داشت ، علاقه و محبت زوجين به يكديگر، در حد اعتدال كافى است .

منتظر محبت نباشيد، محبت كنيد.

حتى دشمن را هم مى شود دوست كرد

بسيارى از افراد از جمله دو دوست يا همسران جوان و غير جوان وقتى در اثر بروز مشكلات و مسائل مختلف كه اغلب آنها ناشى از جهال طرفين است چه در مقام برخورد و چه در مقام پاسخگوئى و عكس العمل - كه مى توانسته اند حتى آتشى را كه ديگرى شعله ور كرده است با پاسخ مناسب خاموش كنند اما به آتش افروزى پرداختند. به هر دليل كه ميان آنها كدورت ايجاد شد، گمان مى كنند كه ديگر از دوست و همسر خود سرد شده و نسبت به او بى علاقه شده اند. و چاره جز بريدن و جدا شدن ندارند.
اين افراد غافلند از اينكه محبت و صفا همانطور قابل زوال و نيستى است ، قابل ايجاد و برقرارى هم هست ، محبت مثل حيات نيست كه چون برود ديگر برنگردد، حتى آهن سرد را هم دوباره مى شود گرم كرد و جوش ‍ داد.
گرچه توقع محبت و دوستى از افرادى كه نسبت به هم سرد و بى تفاوت شده اند مشكل است ، ولى نتيجه بسيار عالى است ، شما كه قبول داريد اگر اين سردى موجود تبديل به حرارت و صفا شود باز دوست و همسر خود را مى خواهيد، بسيار خوب ، دست بكار شويد و با عوامل محبت زا اين محبت را ايجاد كنيد و مطمئن باشيد كه موفق خواهيد شد.
خداوند به پيامبرش مى فرمايد: بدى را به نيكى پاسخ ده ، خواهى يافت كه دشمن تو همانند دوست صميمى خواهد شد(75) و چه بسيارند افرادى كه موفق شده اند از اين روش به نيكى استفاده كنند، و زندگى خود را مجددا با صفا گردانند.

محبت را بايد هميشه گرم نگهداشت
محبت و صفا و گرمى و و صميميت كه لازمه زندگى مشترك و رمز موفقيت خانواده است ، هر چند پديده بسيار مهم و گرانقدرى است كه هرگز با معيارهاى مادى قابل مقايسه نيست و آنقدر ارزشمند است كه حقيقت ارزشمند مقام انسانى زيبنده آن است و به هر موجودى كه اين اكسير زده شود، نسبت به محبوب سر از پا نمى شناسد، و غافلان از محبت هرگز نمى توانند حال و هواى يك عاشق علاقمند را درك كنند.
به هر حال هر قدر كه اين علاقه ارزشمند است ، مثل تمام امور ارزشمند ديگر ايجاد و محافظت از آن نيز كار راحتى نخواهد بود.
غرض ما اين است كه دوستان مخصوصا همسران جوان بدانند كه محبت خود بخود نمى ماند، اين اكسير ارزشمند را در وجود خود و همسرتان بايد همواره پر حرارت نگه داريد، به علاقه و محبت سابق تكيه نكنيد، تا مى توانيد محبت كنيد، لطف كنيد، صفا نشان دهيد، و عوامل محبت كه در ميان شما حاكم است به سردى و ظلمت گرايش پيدا نكند.

كسى كه گرمى و نور نمى خواهد زحمتى هم نمى كشد و همه چيز على القاعده سرد و بى نور است ، اما كسيكه نور و گرمى مى خواهد بايد آتش ‍ روشن كند، و اگر مى خواهد نور و حرارت باقى باشد، بايد همواره اين آتش ‍ را روشن نگه دارد و الا اگر غافل شود و بجاى رعايت آتش سرگرم مثلا مطالعه و مسائل ديگر شود، بناچار آتش خاموش مى شود، نور و گرماى موجود نبايد ما را از ادامه آن غافل نكند.
كانون خانواده نيز همينطور است ، شور و حرارتى كه اول ازدواج بدست مى آيد، نبايد عروس و داماد را غافل كند و بدون توجه به اينكه اين حرارت و صفا احتياج به مواظبت و نگه دارى دارد، مشغول زندگى شوند، و چون مدتى گذشت كم كم آتش محبت و صفا رو به افول نهد و چون بفكر روشن نگه داشتن آن در طول زندگى نبوده اند، پس از مدتى كانون دل خود را سرد و بى رونق نسبت به يكديگر احساس مى كنند.
پس همواره مراقب باشيد، چه زن و چه مرد، نبايد مشكلات منزل و خارج ، كسب و كار و لباس و آرايش و مرض و سلامتى و غيره چنان ما را به خود مشغول كند كه هرگز متوجه مساله اصلى خانوادگى يعنى صفا و صميميت نشويم .

آرى گاهى هم خود را از مسائل اطراف جدا كنيد و محاسبه كنيد كه همسرتان علاقه اش نسبت به شما چگونه است ، شما نسبت به او چه علاقه داريد، اگر احساس نقصانى مى كنيد سعى كنيد كه آن را با ايجاد محبت برطرف

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

اخلاق در خانواده : محبت اساس موفقيت خانواده

اعضاء يك خانواده كه ركن مهم آن زن و شوهر هستند، گذشته از ضرورتهائى كه آنها را دور هم جمع مى كند، بايد از پيوندى مقدس و درونى كه همان محبت و احساس علاقه به يكديگر است ، برخوردار باشند.
زن و شوهر نبايد به حكم ضرورت ، با هم زندگى كنند، در هنگام ساختن يك بنا، ميان آجرها هرگز علاقه در كار نيست ، فقط به حكم ضرورت در كنار هم قرار گرفته اند.
ولى در كانون خانواده چطور؟ آيا در زندگى مشترك آنها هم بايد به حكم ضرورتها و ناچاريها با هم باشند؟ مسلما خير، كانون خانواده بايد از بنياد محكمترى كه همان علاقه و محبت است ، برخوردار باشد، حكمت متعاليه حضرت حق ، در يك حسابرسى و نقشه كشى دقيق بهترين فرصت را براى پى ريزى اين بنياد در اوائل ازدواج ايجاد كرده است ، شور و نشاط جوانى ، شهوت و احساس محبت بسيار به همسر در اوائل ازدواج ، فرصت طلائى است كه همراه با پيوند جنسى ، پيوند دو قلب هم انجام گيرد و اين عروس و داماد هستند كه بايد از اين فرصت و بهانه ، نهايت استفاده را بكنند، و با انجام عوامل محبت آن را به گونه اى گسترش دهند كه تا پايان عمر همديگر را دوست و دلسوز هم بدانند.
 

اخلاق در خانواده : فرصت طلائى براى پيوند جاودانه

عروس و داماد بايد توجه داشته باشند آن شور و عشق اوليه ازدواج كه به خاطر مسائل جنسى و تازگى آن موجب علاقه شديد آنها نسبت به يكديگر شده است تا آخر عمر خود بخود باقى نمى ماند، اگر از اين فرصت طلائى براى ايجاد پيوند عميق دوستى و حقيقى ميان خود در ماوراى مسائل جنسى استفاده نكنيد، هنگام رنگ باختن مسائل جنسى ، دچار مسائل عديده اى خواهيد شد كه چه بسا تا آخر عمر دست به گريبان شما خواهد بود.
اين شور و علاقه اگر فقط بر مبناى مسائل جنسى باشد پس از مدتى نه چندان طولانى حساسيت خود را از دست مى دهد و واقعيت زندگى بعد مهم زندگى مى شود، زيرا آن هيجانات و تحريكات شهوى و جذبه هاى اوليه از كار افتاده و آن ميل شديد كاسته شده و كسانى كه موفق شده باشند در آن فرصت محبت خود را در دل يكديگر جا كنند، پشتوانه اى محكم جايگزين آن نموده اند كه تا آخر عمر ضامن اجرائى سعادت آنان خواهد بود. و ما در اين مبحث بر آنيم كه توفيق الهى راههاى ايجاد اين محبت را كه پايه يك زندگى شيرين است جستجو كنيم ، تا بتوانيم اعضاء خانواده را مثل دو دوست در كنارهم داشته باشيم و دوست نداريم كه پس از گذشت مدتى از سر آغاز ازدواج ، وقتى كه واقعيات زندگى نمايان شد و گرد و غبار شهوات كاسته شد، زن و شوهر خود را نسبت به يكديگر بى علاقه ببيند.
زندگى نبايد بگونه باشد كه با هم بسازند، سازش بوى جنگ و سپس تظاهر به صلح از روى ناچارى مى دهد، بايد با هم بجوشند، غمخوار يكديگر باشند، از ديدن يكديگر لذت ببرند، نشاط مى يابد، سرمست مى شود و روحيه مى گيرد - خلاصه دلها بايد با هم باشد نه جسم تنها، آن خانواده اى كه اساس آن بخاطر ناچاريها است زندان است نه خانه ، آن زن و شوهرى كه به خاطر فرزندانشان با هم هستند و مى ترسند اگر جدا شوند فرزندانشان ضايع گردند، خانه آنها اداره است ، ميان زن و شوهر اگر غير از محبت چيز ديگرى سبب اجتماعشان گردد موفق نخواهند بود، و اعضاء خانواده چه زن و چه شوهر به سختى بايد مراقب باشند و اين حقيقت را با تمام وجود درك كنند و بپذيرند كه خانه ، زندان نيست و آنها هم سلولى نيستند، خانه اداره نيست و آنها مثل دو كارمند نيستند، خانه ميدان جنگ نيست و آنها در مقابل دشمن قرار ندارند، اينها هيچ نيست ، خانه كانون گرم صفا و محبت است و در يك كلمه خانه محيط دوستانه زندگى است و ازدواج يك اشتراك و همكارى مقدس براى رسيدن به سعادت مى باشد.

نياز به محبت
مسائل و احتياجات زندگى نبايد زن و شوهر را از توجه به نيازهاى يكديگر و شخصيت آنها غافل كند، زوجين بايد دقت كنند، حتى اگر دنبال زندگى شيرين هستند بايد در درجه اول همسر خود را سالم و با نشاط داشته باشند، اگر هزاران وسيله رفاهى فراهم شود اما دل خوش و نشاط نباشد زندگى شيرين نيست .
حتى اگر يكى از طرفين از روى كوته فكرى به فكر سعادت و رفاه خود بيش ‍ از طرف ديگر هم باشد باز بايد كارى كند كه نشاط و سلامتى روحى و جسمى همسر خود را به بهترين وجه فراهم كند، گرچه اساس اين تفكر كه همسر خود را فقط به خاطر بهره ورى و سودجوئى يكطرفه خواستن ، فكرى خام و ابلهانه است .
در اين راستاست كه بايد به شدت مراقب باشند، تا حقيقت هستى و رگ حساس همسر خود كه همان روح و روحيات اوست نه تنها لطمه نخورد كه از نشاط و سلامتى بيشترى برخوردار شود.
همه مى دانيم زندگى مشكلات دارد، موانع و سختيها در راه خواسته هاى به حق يا ناحق موجود است و مهمترين عامل موفقيت در مبارزه با مشكلات ، استقامت و همت و دلگرمى است ، روحيه شخص خود باخته و دلسرد و بى رمق در مقابل كوچكترين حوادث از كاهى كوهى مى سازد، تا چه رسد به كوه مشكلات ، اينجا چه بايد كرد؟ يك همسر شايسته مخصوصا بانوان چه بايد بكنند؟ آيا بايد صرف نظر از مشكلات شوهر و مسائل درونى و بيرونى او، به فكر توقعات خود اگر چه بجا هم هست ، باشند؟ و نه تنها موجب دلگرمى نشده كه روحيه او را خرابتر گردانند؟ هرگز.
در اين موارد بيش از خواسته هاى خود سعى كنيد به فكر همسرتان باشيد، با محبت و ملاطفت و اظهار لطف و صفا و انجام نمودهائى از تواضع و خوش رفتارى ، روح او را آرامش داده و موجب شويد خانه محيط آرام بخشى براى او باشد و شما باعث تجديد قواى روحى و جسمى او باشيد - حالا كه بسيارى از مردم اجتماع بر خلاف دستورات دين و مكتب اهل بيت عليهم السلام و بر خلاف وجدان و عقل خود، گرگ صفتى پيش گرفته اند، و منتظرند با كوچكترين بهانه ، يكديگر را پاره كنند، و همچون گرگها بر سر منافع مادى به جان يكديگر افتاده اند، سعى كنيد كه محيط خانه براى وى جاى امنى باشد به دور از اين جنگ و گريز.

اخلاق در خانواده : راه كمك به همسر و دلگرمى در زندگى

خستگى مال روح است نه جسم و نه مشكلات ، درد و رنج مال روح است نه بدن ، ترس و بزدلى مال روح است نه بدن ، خود باختگى مال روح است نه بدن ، خلاصه مركز اصلى اغلب صفات انسان روح است ، گرچه زمينه آن در مسائل مادى ايجاد مى شود، مشكلات در خارج وجود انسان پديد مى آيند، ولى روح خسته مى شود.

آنچه سخت است وجود مشكلات نيست ، بلكه سختى در خستگى روح است ، والا روح بلند و پر استقامت از مقابله با مشكلات نه تنها ضرر نمى بيند كه آبديده تر هم مى شود و بر تجربيات خود نيز در مقابله با مشكلات مى افزايد.
مشكل حقيقى اين است كه سختيهاى زندگى روح كسى را افسرده و خسته و بى طاقت كند، روح اگر افسرده باشد دچار بزرگترين نقصها شده است گرچه هيچ مشكلى در زندگى مادى نداشته باشد، و برعكس روح اگر با نشاط و نيرومند شد بزرگترين موفقيتها را داشته و بدست خواهد آورد، گر چه مشكلات چون كوهها بر سر راه او باشند.
راه موفق شدن در زندگى براى هر كسى در مقابله با مشكلات و سختيها يكى از دو راه است : 1 - برداشتن مشكلات خارجى و موانع 2 - تقويت روحيه ، راه اول ، راهى است كه اغلب مردم به آن مى انديشند و آن را تنها راه حل مشكل نيز مى پندارند، و سعى مى كنند كه اين مشكلها بوجود نيايد و اگر هم آمد مى خواهند همانها را برطرف كنند، و به همان نيز قانع هستند، و هر كس را نيز بدون مشكل مادى يافتند خوشبخت مى دانند و طبعا هر كه مشكلات مادى دارد همچون فقر و مرض و شغل پائين و غيره بى چاره و ناكام مى پندارند، و اين طرز فكر در عكس العمل مردم نسبت به طبقات جامعه كاملا هويدا است .
و لذا چون راه حل اين مشكلات را در بر طرف كردن آن مى دانند، اگر نتوانند مثلا به يك بيمار كمك كنند و يا نياز نيازمندى را بر طرف كنند، خود را ناتوان از كمك به وى مى بينند، در مسائل خانوادگى هم اگر با اين سطح فكر رفتار كنيم ، چه بسا همسرى بگويد من كه نمى توانم در مسائل مالى ، ادارى و غيره به او كمك كنم ، پس وظيفه اى ندارم .

اما راه حل دومى نيز هست كه بسيار مؤ ثرتر و مفيدتر نيز خواهد بود، به اين صورت كه انسان توجه كند، فشار مشكلات بر روح آدمى است ، لذا با تقويت روحيه خود و يا كسى كه درگير مشكلات است او را در مقابله با مشكلات قدرتمند گرداند، كارى كند كه خود بتواند مشكلاتش را بر طرف كند، يعنى درست از همان راهى كه مشكلات فشار مى آورند، آن را برطرف كنيم ، اينراه از جهتى بسيار آسان تر و عمومى تر خواهد بود، و بسيار نيز مؤ ثر مى باشد.
وقتى كسى را يافتند كه در اثر مشكلات تحت فشار روحى قرار دارد نگران است و دلگرمى را از دست داده ، روحيه او را تقويت كنيد، تفاوت و امتياز مهم اين راه از روش اول اين است كه اگر بخواهيم مشكلات خارجى را برطرف كنيم ، چون مشكلات انواع مختلف دارند، يكنفر نمى تواند از هر جهت به او كمك كند.
همچنانكه تعداد زياد مشكلات اگر با كمك مداوم تواءم باشد موجب تنبلى و وابستگى روحى مى شود و امكان كمك هم براى امثال همسران نيست ، بر خلاف روش دوم كه ربطى به زيادى مشكلات و تنوع آنها و مخراج گسترده ندارد.
گفتن چند جمله سنجيده و مؤ ثر، همراه با اخلاق و رفتار محبت آميز و تشويق صميمانه ، بهترين كمك براى تقويت روحيه است چه از معلم به شاگرد، يا همسر به همسر، يا پدر به فرزندان و ديگران .
بعد از بيان آن مقدمه عروس و داماد مى توانند بخوبى رمز هميارى و خدمت به يكديگر را دريابند.
اگر ساختمان وجودى هر انسانى به گونه اى است كه خواه يا ناخواه در مقابل تشويق و دلگرمى و صميميت و محبت قوت مى گيرد و متاءثر مى شود.

چرا از اين وسيله مهم در راه موفقيت زندگى استفاده نكنيد؟ با محبت و ايجاد علاقه و اخلاق خوب و مودبانه و صفا و صميميت مى توانيد پشوانه محكمى براى زندگى خود و موفقيت شوهر در مقابله با مشكلات و در نتيجه سعادت خود فراهم كنيد.

انسان نيازمند و تشنه محبت است
انسان هر قدر هم كه بزرگ باشد، چه از نظر سن و يا مقام ، باز از تنهائى گريزان است ، احتياج به دوستى صميمى و يكرنگ دارد، دوست دارد علاقه خود را براى كسى كه نسبت به وى علاقه مند است صرف كند، بشرط آنكه طرف او واقعا طرف به وى علاقه مند باشد.
زوجين بايد سعى كنند، اين نياز را برطرف كنند، يعنى از نظر دوستى نيز يكديگر را غناء كنند، اگر پاى محبت در ميان آمد، فضاى محبت و عالم دوستى و شور و هيجان محبت ، عالم ديگرى دارد با آثار و روشهاى مخصوص بخود.

خلاصه آنكه در فضاى محبت معادلات و معيارها بطور كلى دگرگون مى شود، و انسان به جهت ساختمان روحى خود مثل يك ماهى مى ماند كه در فضاى محبت ، نشاط مى يابد و رشد مى كند، خطاها، سختى ها، كمبودها، مرضها، همه و همه جلوه ديگرى دارند، تو گوئى اكسيرى است كه اگر به سخت ترين مشكلات زده شود آن را راحت و زيبا مى كند.
افسوس كه قدر اين گوهر و ارتباط و تاءثير آن در زندگى خانوادگى و اجتماعى ناشناخته است .
انسان تشنه محبت است ، اگر آب زلال محبتى از كسى يافت با تمام وجود به او علاقه مند مى شود و انس مى گيرد وگرنه بناچار وقتى آب زلال و شيرين نبود به آب شور هم بسنده مى كند.
براى همسرتان آب شيرين ، و گوارائى باشيد در محبت ، و غذاى لذيذ و خوشمزه اى از محبت تدارك ببينيد كه مشتاقانه بسوى خانه آيد، نه آب شور دواى تلخى كه بناچار بايد خورد و تحمل كرد.

شرط اول محبت ، شناخت روحيات همسر است .
اولين قدم براى ايجاد محبت شناخت يكديگر و روحيات طرفين است ، اينكه يك سلسله مفاهيم و دستورات را شما ياد بگيريد و بدون درك موقعيت مناسب همسرتان آن را بكار بريد چه بسا برعكس نتيجه مى دهد.
خلاصه آنكه عقل و هوش و درايت و ذكاوت همسر در اين راه مهمترين وسيله براى موفقيت است .
اينكه شوهر يا همسر شما از چه چيز خوشحال مى شود و يا ناراحت مى شود؟ نسبت به چه كسانى يا چه كارهائى علاقه مند است ؟ چه وقت خسته است ؟ چه وقت بايد او صحبت كرد و چه صحبتى بايد كرد؟ چه موقع بايد نيازهاى مادى خانواده يا خود را بازگو كنيد، در چه شرائطى بايد گله كرد؟ چگونه بايد گفت ؟
اينها از امورى نيست كه بتوان براى آن مقررات دقيقى وضع كرد. هر انسانى در شرائط خاص خود بسر مى برد، چه زن و چه مرد، روحيات او در اثر خانواده و اجتماع و مدرسه و غيره به اشكال مختلف شكل گرفته است .

اين همسر هوشمند و عاقل است كه در رهگذار زندگى بايد همسر خود را درك كند، او را و موقعيت خانوادگى و اجتماعى و اخلاقى او را درك كند.
همچنانكه اغلب همسران نسبت به لباس و غذا و يا كيفيت آرايش دلخواه يكديگر آگاهى مى يابند و سعى مى كنند حتى المقدور آن را رعايت كنند، مثلا يك بانوى هوشمند سعى نمى كند غذائى درست كند كه فقط خودش ‍ علاقه مند به آن است و شوهرش از آن متنفر است .
درست همين روش را بايد در تمامى مسائل زندگى پياده كرده ، و اين احتياج به شناخت همه جانبه از همسر دارد.

با توقعات و روحيات نامطلوب چگونه بايد برخورد كرد؟
البته معلوم است منظور روحيات فاسد و ضداسلامى همسر شما نيست در مقابل روحيات فاسد و نامناسب همسر بايد ايستادگى كرد اما نه بگونه كه نه تنها از آن اخلاق دست نكشد بلكه به شما هم بدبين شود خاص و موقعيت سنجى همراه با لطف و محبت مى خواهد. اگر همسرتان احساس كند شما دوست او هستيد، سخن دوستانه مخصوصا از يك دوست قابل پذيرش ‍ است . ولو سخت باشد، اما اگر شخصيت او را در اين راستا ناديده گرفتيد، نه تنها از اخلاق نامناسب خود دست نمى كشد بلكه نسبت به شما نيز كم علاقه مى شود.

هر سخن جائى و هر نكته مقامى دارد.
هرگاه خواستيد چيزى تقاضا كنيد، نبايد فقط به فكر گرفتن تقاضاى خود باشيد و به هر قيمتى شده آن را بدست آوريد، اين كار مناسب محيط خانواده نيست بلكه به ميدان جنگ و يا جنگل شبيه تر است .
مثلا شما براى خودتان يا فرزندانتان لباس مى خواهيد، شوهر شما وارد خانه مى شود، بدون در نظر گرفتن موقعيت ، شروع مى كنيد به در خواست كردن ، و چه بسا كه عكس العمل تند او - گرچه نابجاست - روبرو مى شويد و دنبال آن ممكن است مسئله ادامه يابد و كم كم عواقب سوء پيدا كند، و با زياد شدن تدريجى كدورتها رشته محبت پاره مى شود


ولى يك بانوى عاقل مى داند هنگامى كه هنوز شوهر خستگى كار روزانه را بر دوش مى كشد و براى استراحت به خانه آمده ، وقت گذاشتن كار ديگرى بر عهده وى نيست ، او بايد صبر كند تا شوهر خستگى بگيرد، سپس با وى راجع به مسائل مختلف اندكى صحبت كند، چه بسا در امور زندگى دچار مشكلاتى باشد، اعصابش در اثر حادثه اى كوفته شده باشد، مخارج تازه اى برايش پيش آمده باشد، كه اگر بى حساب و كتاب ، تقاضا كند مسلما جواب منفى خواهد گرفت ، و اگر موقعيت مناسب بود با نرمى و از روى محبت ، تقاضاى منطقى خود را بنمايد.

اين همسر اشتباه مى كند.
آن همسرانى كه گمان مى كنند اگر با سرسختى و درشتى و به زحمت انداختن همسر خود خواسته خود را تحميل كرده به دست آورده اند، زيرك و موفق هستند، بسيار در اشتباهند، آنها مثل كسى هستند كه براى خريد قند به مغازه اى رفته بود، صاحب مغازه كه سنگ ترازوى او از گل پخته بود، مقدارى در ترازو گذاشت ، رفت تا قند را بياورد.
خريدار كه به خوردن گل عادت داشت ، موقعيت را مغتنم شمرد و شروع كرد مقدارى از آن گل در ترازو را خوردن ، صاحب مغازه هم متوجه نشد و با آن گلها قند را كشيد و تحويل داد، خريدار بيچاره خوشحال از اينكه زرنگى كرده و صاحب مغازه را فريب داده و گل او خورده است ، رفت غافل از اينكه كم شدن گل موجب كم شدن قند او شده است و او به خود ضرر زده است .

آرى ، آن همسرى كه خوشحال است از اينكه با سختى و ايجاد ناراحتى به خواسته خود رسيده ، در حقيقت با بدست آوردن آن خواسته ، سنگ زيرين زندگى كه همان محبت و علاقه است را به يك يا چند خواسته فروخته است . محبتى كه شيرين تر از قند است را داده و گل آلوده اى را كه با ناراحتى همراه شده گرفته است .

كيفيت محبت و ابعاد آن در انسان
هر انسانى بر حسب بافت روحى عقائد و ارزشهاى مسلط و يا مهمى كه دارد، مسائل و امورى براى او اهميت مى يابد و به نسبت شدت و ضعف شكل گيرى روح و فكر او نسبت به امور مختلف ، از خود عكس العمل نشان مى دهد، انتظار اينكه اگر كسى به چيزى يا انسانى ، علاقه داشت تحت هر شرائط و هر شكلى محبت را حفظ كند، بدون در نظر گرفتن ارزشهاى مهم و مسلط روحى و فكرى وى ، جاهلانه است .
اينكه انسان به چه چيز بايد اهميت دهد و چه چيزى لايق است كه بيش از هر چيزى محبت انسان را جلب كند و محبوب انسان شود يك مسئله است ؟ و اينكه دوست و همسر يا پدر و مادر چه چيز را در درجه اول اهميت قرار مى دهند مسئله ديگرى است ؟
هميشه اينطور نيست كه محبتها بر طبق بايدها باشد، بلكه برعكس در صد كمى از محبتها در آن درجه كه بايد باشد هست .
مثلا ما مسلمانان معتقديم مسلمان بايد محبتش به خدا و رهبران دينى بيش ‍ از محبت او به هر چيز ديگر باشد، ولى آيا در واقعيت چنين است ؟ هرگز، زيرا محبتى كه بسيارى از ماها نسبت به زن و فرزند و مال و مقام و غذا و لباس و آرزوهاى خود داريم با محبتى كه به خدا داريم قابل مقايسه نيست ، ما براى بدست آوردن مسائل غيرالهى با شوق اقدام مى كنيم و تحمل مشقت مى نماييم و انتظارى هم نداريم ، اما همينكه پاى مخارج الهى و تحمل زحمت براى خدا پيش آيد، قدمها سست مى شود و دستها بخيل مى گردد!

اين نمونه ها نشان مى دهد كه ما در اعتقاد خدا را قبول داريم و به او هم محبت مى ورزيم ، اما نه بمقدارى كه معتقديم بايد محبت داشت ، درصدى از محبت به خدا و پيامبر و دين را هر مسلمانى دارد، اما به تناسب حالات روحى افراد و صفاى روح و اخلاق حميده و يا رذيله و مسائل فكر و ارزشهاى ديگر، مقدار اين محبت فرق مى كند، و به تناسب همان مقدار محبت ، براى دين خرج مى كنند.
مثلا اگر مسلمانى به دين 20 درجه محبت دارد اگر موردى پيش آيد كه به آن 50 درجه علاقه دارد، مثلا علاقه او به مال بيش از علاقه به دين باشد، مى بينيم كه مسئله دينى را رها مى كند و آن كار خلاف دين را مرتكب مى شود؟ البته در اين بين مسائل قابل بررسى بسيار است .
منظور اين است كه بدانيم دوستى مراتب دارد، اگر كسى در اثر برخورد با موردى ، نسبت به مسئله اظهار بى علاقه گى كرد، دليل اين نيست كه مطلقا بى علاقه است بلكه فقط مى فهماند به آن چيز ديگر علاقه بيشترى دارد.

معيار و اندازه محبت در زن و شوهر
با اين مقدمه آنچه بيان شد كه زندگى محتاج محبت است و بدون محبت پايه هاى خانواده استوار نيست ، منظور اين نيست كه زن نسبت به شوهر و يا شوهر به زن بايد چنان محبتى داشته باشد كه هيچ چيز را مثل آن دوست نداشته باشد، اينكه بعضى از همسران توقع دارند همسرشان بايد آنها را بر همه چيز و همه كس مقدم دارد، توقع نابجائى است .
توقع معقول از يك همسر آن است كه محبت يك همسر را داشته باشد، يعنى همسر خود را بعنوان يك همسر پذيرفته و محبت همسرى را داشته باشد، دقت كنيد، محبت خاص همسر، يعنى شوهر آن محبتى كه بايد يك شوهر به زن داشته باشد و زن آن محبتى را كه يك زن بايد به شوهر داشته باشد در همان حد زن و شوهرى ، داشته باشد، و طبعا اين درجه مخصوص ‍ و معينى از علاقه خواهد بود.

مرا بيشتر دوست دارى يا...؟
اينكه يك زن شوهرش بپرسد مرا بيشتر دوست دارى يا پدر و مادرت را؟ سؤ ال نامعقولى است ، محبت به پدر و مادر سبك و گونه ديگرى است كه ربطى به زن و شوهر ندارد و اگر شوهر بگويد پدر و مادرم را بيشتر دوست دارم ، نبايد زن ناراحت شود كه پس مرا دوست ندارى يا كمتر دوست دارى - هر كس بايد پدر و مادر را بيش از دوست و همسايه و فاميل و همسر و غيره از مردم عادى دوست داشته باشد، و محبت هر كسى در جاى خود مطلوب است ، بنابراين اگر كسى پدر و مادرش را بر ديگرى مقدم كند، دليل بى محبتى نيست ، توقع اينكه همسر شما، اگر شما را دوست دارد بايد بر همه چيز مقدم كند، انتظار واهى و بيهوده است .
گذشته از اينكه در همان محبت زن و شوهرى هم افراد درجات مختلف دارند، و تا وقتى به حد افراط و تفريط نرسيده نبايد توقع بيشتر داشت .

اينگونه همسر قابل سرزنش است
آرى آن شوهرى كه قنارى خود را بيش از همسرش پذيرفته ، قابل سرزنش ‍ است ، و يا آن همسرى كه لباس و آرايش را بر شوهرش مقدم مى نمايد قابل سرزنش است ، اينكه مرد، به عيش و نوش با دوستان بپردازد و از همسرش ‍ غفلت كند، قابل سرزنش است ، اينكه زن متوقع باشد كه هميشه بايد همراه مرد باشد و مرد را مقيد كند، كه در هر سفرى بايد او هم باشد و مرد حق ندارد با دوستانش به جائى رود يا تنهائى به يك ميهمانى رود، توقع بى جاست .
همچنانكه اگر مردى يا زنى بدون هيچ مصلحتى ، پدر و مادر را در هر كارى خانواده خود دخالت دهد و خواسته همسر را ناديده بگيرد كار بجائى نيست ، اينكه حتما بايد در هر كارى پدر و مادر نظر دهند وگرنه ديگرى ناراحت مى شود كار غلطى است كه نه فرزند بايد انجام دهد و نه پدر و مادر انديشمند بايد توقع اين كار را داشته باشند.

برخوردهاى تند مقطعى معيار بى محبتى نيست
اگر همسر شما، در يك حالت خاص قرار گرفت و كارى كرد كه شما ناراحت شديد، كسى يا چيزى را بر شما مقدم كرد، دليل بر بى محبتى او نيست و يا دليل بر كم محبتى او از مقدارى كه بايد باشد بعنوان يك همسر نيست ، اگر همسر شما تصميم پدر و مادر خود را بر شما مقدم كرد و يا احيانا خواسته يك دوست را بر خواسته شما مقدم كرد، جاى نگرانى نيست .
كدام پدر و مادرى است كه فرزندش را توبيخ نكرده باشد ولى با اين حال دليل بى محبتى آنها نبوده است ، اينكه يك يا چندبار تصميم دوستى مقدم مى شود قابل مقايسه با آن همه توافق او با نظرهاى شما نيست ، يك يا چندبار مخالفت معيار بى محبتى و كم محبتى نيست و نبايد انتظار داشت كه همسر شما به شما چنان محبتى داشته باشد كه تحت هيچ شرائطى با شما مخالفت نكند.
مسلما يك بار مخالفت با شما براى همسر شما سبك تر است از ناراحت كردن دوستى كه احيانا موجب كدورت و جدائى مى گردد.

در محبت توقع بى مورد نداشته باشيد
اگر همسر شما به مال و مقام و آبرو و غذا و لباس اهميت مى دهد، حتما بايد رعايت خواسته او را بنمائيد، زيرا هيچ معلوم نيست كه محبت زناشوئى و زندگى او چنان بالا و شديد باشد كه بتواند از تمامى آنها چشم بپوشد.
و احيانا اگر به خاطر غذا و لباس و غيره ناراحت هم بشود - كه نبايد بشود - شما نبايد اين را دليل بى محبتى او بگيريد بلكه بايد متوجه باشيد كه او به دو يا چند چيز علاقه دارد، هم به شما و هم به مسائل ديگر، و اين انتظار كه همسر من نبايد هيچ چيز ديگرى را دوست داشته باشد يا بايد مرا بيش از همه دوست بدارد بطورى كه هر چيزى را فداى من كند و در سايه اين محبت تمام تمايلات خود را فراموش كند و سختى ها را تحمل كند، انتظارى جاهلانه است كه با شكست و ناكامى مواجه مى شود، و در اين راستا خشونتهائى كه احيانا از همسر شما در اثر غضب و خشم صادر مى شود اگر ادامه نيابد و مقطعى باشد، چه بسا دلالت بر بى محبتى نمى كند، در حال خشم گاهى آدمى خود را و عزيزترين افراد را دشنام مى دهد يا ميزند، ولى بعد پشيمان مى شود.

معيار محبت اين نيست كه هيچ وقت خشم نكند، آرى آن محبت بى اندازه كه به عشق تعبير مى شود مانع از غضب است ولى هرگز ميان زن و شوهر نبايد انتظار چنين عشق عميق داشت ، علاقه و محبت زوجين به يكديگر، در حد اعتدال كافى است .

منتظر محبت نباشيد، محبت كنيد.

حتى دشمن را هم مى شود دوست كرد

بسيارى از افراد از جمله دو دوست يا همسران جوان و غير جوان وقتى در اثر بروز مشكلات و مسائل مختلف كه اغلب آنها ناشى از جهال طرفين است چه در مقام برخورد و چه در مقام پاسخگوئى و عكس العمل - كه مى توانسته اند حتى آتشى را كه ديگرى شعله ور كرده است با پاسخ مناسب خاموش كنند اما به آتش افروزى پرداختند. به هر دليل كه ميان آنها كدورت ايجاد شد، گمان مى كنند كه ديگر از دوست و همسر خود سرد شده و نسبت به او بى علاقه شده اند. و چاره جز بريدن و جدا شدن ندارند.
اين افراد غافلند از اينكه محبت و صفا همانطور قابل زوال و نيستى است ، قابل ايجاد و برقرارى هم هست ، محبت مثل حيات نيست كه چون برود ديگر برنگردد، حتى آهن سرد را هم دوباره مى شود گرم كرد و جوش ‍ داد.
گرچه توقع محبت و دوستى از افرادى كه نسبت به هم سرد و بى تفاوت شده اند مشكل است ، ولى نتيجه بسيار عالى است ، شما كه قبول داريد اگر اين سردى موجود تبديل به حرارت و صفا شود باز دوست و همسر خود را مى خواهيد، بسيار خوب ، دست بكار شويد و با عوامل محبت زا اين محبت را ايجاد كنيد و مطمئن باشيد كه موفق خواهيد شد.
خداوند به پيامبرش مى فرمايد: بدى را به نيكى پاسخ ده ، خواهى يافت كه دشمن تو همانند دوست صميمى خواهد شد(75) و چه بسيارند افرادى كه موفق شده اند از اين روش به نيكى استفاده كنند، و زندگى خود را مجددا با صفا گردانند.

محبت را بايد هميشه گرم نگهداشت
محبت و صفا و گرمى و و صميميت كه لازمه زندگى مشترك و رمز موفقيت خانواده است ، هر چند پديده بسيار مهم و گرانقدرى است كه هرگز با معيارهاى مادى قابل مقايسه نيست و آنقدر ارزشمند است كه حقيقت ارزشمند مقام انسانى زيبنده آن است و به هر موجودى كه اين اكسير زده شود، نسبت به محبوب سر از پا نمى شناسد، و غافلان از محبت هرگز نمى توانند حال و هواى يك عاشق علاقمند را درك كنند.
به هر حال هر قدر كه اين علاقه ارزشمند است ، مثل تمام امور ارزشمند ديگر ايجاد و محافظت از آن نيز كار راحتى نخواهد بود.
غرض ما اين است كه دوستان مخصوصا همسران جوان بدانند كه محبت خود بخود نمى ماند، اين اكسير ارزشمند را در وجود خود و همسرتان بايد همواره پر حرارت نگه داريد، به علاقه و محبت سابق تكيه نكنيد، تا مى توانيد محبت كنيد، لطف كنيد، صفا نشان دهيد، و عوامل محبت كه در ميان شما حاكم است به سردى و ظلمت گرايش پيدا نكند.

كسى كه گرمى و نور نمى خواهد زحمتى هم نمى كشد و همه چيز على القاعده سرد و بى نور است ، اما كسيكه نور و گرمى مى خواهد بايد آتش ‍ روشن كند، و اگر مى خواهد نور و حرارت باقى باشد، بايد همواره اين آتش ‍ را روشن نگه دارد و الا اگر غافل شود و بجاى رعايت آتش سرگرم مثلا مطالعه و مسائل ديگر شود، بناچار آتش خاموش مى شود، نور و گرماى موجود نبايد ما را از ادامه آن غافل نكند.
كانون خانواده نيز همينطور است ، شور و حرارتى كه اول ازدواج بدست مى آيد، نبايد عروس و داماد را غافل كند و بدون توجه به اينكه اين حرارت و صفا احتياج به مواظبت و نگه دارى دارد، مشغول زندگى شوند، و چون مدتى گذشت كم كم آتش محبت و صفا رو به افول نهد و چون بفكر روشن نگه داشتن آن در طول زندگى نبوده اند، پس از مدتى كانون دل خود را سرد و بى رونق نسبت به يكديگر احساس مى كنند.
پس همواره مراقب باشيد، چه زن و چه مرد، نبايد مشكلات منزل و خارج ، كسب و كار و لباس و آرايش و مرض و سلامتى و غيره چنان ما را به خود مشغول كند كه هرگز متوجه مساله اصلى خانوادگى يعنى صفا و صميميت نشويم .

آرى گاهى هم خود را از مسائل اطراف جدا كنيد و محاسبه كنيد كه همسرتان علاقه اش نسبت به شما چگونه است ، شما نسبت به او چه علاقه داريد، اگر احساس نقصانى مى كنيد سعى كنيد كه آن را با ايجاد محبت برطرف كنيد.باتشکر ربیع صادقی استاداخلاق اسلامی دانشگاه علوم ژزشکی لرستان



 


 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مهر 1393ساعت 21:24  توسط ربیع صادقی  | 
مام جعفر بن محمد الصادق ، ششمين امام و جانشين رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي باشد که خداوند متعال آن حضرت را به جانشيني رسولش برگزيده و رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ طبق دستور الهي، دوازده جانشين خود را مشخص نمودند که ... 

امام جعفر بن محمد الصادق ، ششمين امام و جانشين رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ مي باشد که خداوند متعال آن حضرت را به جانشيني رسولش برگزيده و رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ طبق دستور الهي، دوازده جانشين خود را مشخص نمودند که امام صادق ـ عليه السلام ـ پس از شهادت پدر بزرگوارشان امام باقر ـ عليه السلام ـ ، عهده دار مقام الهي امامت گرديد.

ولادت آن حضرت در شهر مدينه سال 83ق بود و در شوال 148 در سن 65 سالگي به شهادت رسيده و در قبرستان بقيع به خاک سپرده شد و به مدت 34 سال امامت نمود.[1]

مشهورترین لقب ششمین امام شیعیان

يکي از لقب هاي مشهور آن حضرت، صادق مي باشد که با نگاهي به روايات مي توان گفت که اين لقب را همانند مقام امامت، خداوند متعال به آن حضرت عطا نموده و رسول گرامي اسلام ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ از طريق وحي اين خبر را داده بود چنان چه محمد بن مسلم روايت مي کند که نزد امام باقر ـ عليه السلام ـ نشسته بود که حضرت جعفر ـ عليه السلام ـ وارد شد... . امام باقر ـ عليه السلام ـ آن حضرت را بغل کرد و به سينه چسباند سپس به من فرمود: اي محمد! اين امام تو بعد از من است، به او اقتدا کن و از او دانش فراگير که به خدا قسم اين همان صادق است که رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ آن را براي ما وصف نمودند و آگاه باش که شيعيان او در دنيا و آخرت پيروز و دشمنانش در دنيا و آخرت بر لسان هر پيامبري نفرين شده هستند.[2]

امّا اين که چرا در ميان ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ ؛ امام ششم را صادق مي نامند باز از روايات روشن مي گردد که رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ راز و روز اين لقب را که خداوند متعال بر آن امام عطا نموده است بيان کرده اند که به چند روايت به عنوان تبرک اشاره مي شود:

1. صادق نام آسماني آن حضرت ـ عليه السلام ـ

 ابي حمزه ثمالي از امام سجاد ـ عليه السلام ـ پرسيدند: يابن رسول الله مرا از اماماني خبر ده که پس از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ ، اطاعتش بر ما واجب است؟

امام ـ عليه السلام ـ يکايک ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ را شمرد و رسيد به نام مبارک امام جعفر ـ عليه السلام ـ که فرمود: نام او در نزد اهل آسمان صادق است. ابي حمزه ثمالي گويد: پرسيد: سرورم همه شما صادقيد، پس چرا فقط او صادق است؟ امام ـ عليه السلام ـ فرمود: پدرم از پدرش از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل کرده که فرمود: وقتي فرزندم جعفر بن محمد بن علي بن حسين بن علي بن ابي طالب متولد شد به او صادق بگوييد، زيرا پنجمين فرزند او که جعفر نام دارد، ادعاي امامت خواهد کرد و بر خدا دروغ خواهد بست و او نزد خداي متعال جعفر کذاب است.[3]

2. صادق دستور رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ :

همان گونه که از روايت اول فهميده شد، لقب صادق بدستور خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ است که طبري آورده رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ فرمودند: وقتي فرزندم جعفر بن محمد بن علي بن حسين متولد شد او را صادق بناميد، زيرا از فرزندان او پسري به دنيا خواهد آمد که به او جعفر کذاب خواهند گفت. واي بر او از جرأتي که بر خدا مي کند و ظلمي که به امام زمانش مي کند.[4]

شبيه اين روايت از امام زين العابدين ـ عليه السلام ـ از رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ نقل کرده که در آخر آن آمده، (جعفر کذاب) ادعاي امامتي را که حقش نيست خواهد کرد و به کذاب مشهور خواهد شد.[5]

بنابراين لقب مبارک امام ششم شيعيان حضرت جعفر بن محمد ـ عليهما السلام ـ را خداوند متعال، صادق ناميد. تا امتيازي باشد بين آن امام حق و راستين از جعفري که به دروغ ادعاي امامت مي کند و از اين روايات مي توان نتيجه گرفت که بر خلاف مردم عادي، القاب مبارک ائمه اطهار ـ عليهم السلام ـ اعطا شده از سوي خداوند متعال مي باشد که همواره شامل اهل بيت عصمت و طهارت ـ عليهم السلام ـ گرديده تا بشريت راه هدايت و سعادت را تشخيص داده و براي رسيدن به کمال اخروي از آن حضرات پيروي کنند و اطاعت آن حضرات را همانند اطاعت رسول خدا ـ صلي الله عليه و آله و سلم ـ که اطاعت خداوند متعال مي باشد، بدانند.

 

پی نوشت ها:

[1]. ر.ک: شيخ مفيد، محمد، الارشاد في معرفه حجج الله علي العباد، ترجمه هاشم رسولي محلاتي، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامي، چاپ سوم، 1383ش، ج2، باب 12، ص252.

[2]. خزاز قمي رازي، کفاية الاثر في النص علي الائمة الاثني عشر، قم، انتشارات بيدار، 1401ق، ص253؛ مجلسي، محمد باقر، بحارالأنوار، بيروت، موسسه الوفاء، چاپ دوم، 1403ق، ج47، ص15، روايت 12.

[3]. شيخ صدوق، کمال الدين و تمام النعمه، قم، انتشارات موسسه نشر اسلامي، 1405ق، ص320؛ بحارالأنوار، همان، ج50، ص227.

[4]. ابن جرير طبري، محمد، دلائل الامامه، قم، موسسه البعثه، چاپ اول، 1413ق، ص248.

[5]. شيخ صدوق، علل الشرائع، نجف، المکتبة الحيدريه، 1386ق، ج1، ص234.

 

مرکز مطالعات و پاسخ گویی به شبهات حوزه علمیه قم

 
     
 
  اخبار و مطالب برگزیده کاربران
+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم شهریور 1393ساعت 22:6  توسط ربیع صادقی  | 
نقل گردیده كه در زمان خلافت عمر، جمعی از اُسرای ایرانی را به نزد او آوردند. این گروه به منظور رعایت ادب نزد خلیفه، دستها را روی سینه بر هم گذاشته بودند. عمر از آنان پرسید چرا اینگونه ایستاده اید؟ آنان پاسخ دادند رسم ما آن است كه در نزد بزرگان برای رعایت ادب و نشان دادن تواضع خویش، این چنین بایستیم. عمر این مرام را پسندید، و از آن پس دستور داد برای رعایت ادب و تواضع به درگاه الهی دستها را بر هم گذاشته و نماز را اقامه كنند، و این خلاف سنت و دستور رسول خدا "ص" بود.[۳]
البته اهل
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 12:42  توسط ربیع صادقی  | 
 سلام

يسن وضع اليد اليمنى على اليسرى تحت سرته أو فوقها وهو سنة باتفاق ثلاثة من الأئمة وقال المالكية : إنه مندوب أما كيفيته فانظرها تحت الخط ( المالكية قالوا : وضع اليد اليمنى على اليسرى فوق السرة وتحت الصدر مندوب لا سنة بشرط أن يقصد المصلي به التسنن - يعني اتباع النبي صلى الله عليه و سلم في فعله - فإن قصد ذلك كان مندوبا . أما إن قصد الاعتماد والاتكاء فإنه يكره بأي كيفية . وإذا لم يقصد شيئا . بل وضع يديه هكذا بدون أن ينوي التسنن فإنه لا يكره على الظاهر بل يكون مندوبا أيضا . هذا في الفرض أما في صلاة النفل فإنه يندب هذ الوضع بدون تفصيل
الحنفية قالوا : كيفيته تختلف باختلاف المصلي . فإن كان رجلا فيسن في حقه أن يضع باطن كفه اليمنى على ظاهر كف اليسرى محلقا بالخنصر والإبهام على الرسغ تحت سرته . وإن كانت امرأة فيسن لها أن تضع يديها على صدرها من غير تحليق
الحنابلة قالوا : السنة للرجل والمرأة أن يضع باطن يده اليمنى على ظهر يده اليسرى ويجعلها تحت سرته
الشافعية قالوا : السنة للرجل والمرأة وضع بطن كف اليد اليمنى على ظهر كف اليسرى تحت صدره وفوق سرته مما يلي جانبه الأيسر . وأما أصابع يده اليمنى بهو مخير بين أن يبسطها في عرض مفصل اليسرى وبين أن ينشرها في جهة ساعدها . كما تقدم إيضاحه في مذهبهم قريبا )
الكتاب : الفقه على المذاهب الأربعة
المؤلف : عبد الرحمن الجزيري

حنفیه در این زمینه گفته‏اند: تکتف (دست‏ها را به نشانه خضوع به سینه چسباندن در نماز) مستحب است و واجب نیست و بهتر است مردان، کف دست راست را بر پشت دست چپ و زیر ناف خود بگذارند و زنان دستان خود را روی سینه قرار دهند.
شافعیه معتقدند: تکتف، بر مرد و زن مستحب و بهتر است در نماز، کف دست راست بر پشت دست چپ، زیر سینه و بالای ناف و متمایل به سمت چپ بدن قرار گیرد.
حنابله نیز گفته‏اند: تکتف سنت شمرده میشود و بهتر است نمازگزار، کف دست راست خود را بر پشت دست چپ گذاشته، آن را زیر ناف قرار دهد.
مالکیه در این مساله از دیگر مذاهب اهل سنت جدا شده و گفته‏اند: در نمازهای واجب، رها کردن دست‏ها مستحب است. گروهی نیز پیش از مالکیه همچون عبداللّه بن زبیر، سعید بن مسیب، سعد بن جبیر، عطاء، ابن جریج، نخعی، حسن‏بصری، ابن سیرین و برخی دیگر از فقیهان بر این اعتقاد بودند.
لیث بن سعد هم این عقیده را دارد با این تفاوت که گفته است: مگر این که قیام طول بکشد و نماز گزار به زحمت افتد که دراین صورت، قبض جایز است.


البته اختلافات بين اهل سنت بسيار شدیدتر از اختلاف بین شیعه و سنی است که علتش همان دوری از اسلام راستین است
+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 12:38  توسط ربیع صادقی  | 

شیعیان دوازده امامی از آن روی نمازشان را با دست باز به جای می آورند که به روش و سنت پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) عمل کرده باشند، دلیل آنها روایت های فراوانی است که بیان می کند پیامبر (ص) و ائمه (ع) هنگام خواندن نماز دست های خود را باز و به دو سمت پهلو می چسباندند و عمل بستن دست ها موقع نماز، تشبه به مجوس هاست. هم چنین روایت های موثقی اعمال پیامبر (ص) را موقع خواندن نماز از اوّل تا آخر نقل کردند، اما عمل بستن دست ها بر روی همدیگر در آنها مشاهده نمی شود. به هر حال عمل قبض ید در نماز حادثه ای است که بعد از رحلت پیامبر (ص) در دوران خلافت خلیفه ی دوم اتفاق افتاد و از این جهت اهل سنت با دست بسته نماز می خوانند، البته بعضی از آنها هم بدان عمل نمی کنند.

پاسخ تفصیلی

گذاشتن دست ها بر روی همدیگر روشی است که در دوران پیامبر (ص) وجود نداشت و آن حضرت با دستان باز نماز بجای می آوردند[1] و چون شیعیان در تمام زمینه ها از پیامبر (ص) و ائمه ی اطهار (ع) پیروی می کنند، این گونه نماز خود را می خوانند، ولی روش بستن دست ها بدعتی است که بعد از رحلت پیامبر (ص) ایجاد شد؛ یعنی در دوران پیامبر اکرم (ص) اصلا وجود نداشت و در دوران خلیفه ی دوم شروع شد، از آن زمان به بعد این حالت باب شده[2] و الآن هم اکثر سنی ها به روش خلیفه ی دوم عمل می کنند،[3] ولی امامان معصوم (ع) این روش را تشبه به اهل کفر و از اعمال مجوس ها می دانند و به شیعیان فرموده اند که به روش و سنت پیامبر (ص) عمل کنند و نماز با دستان باز بخوانند.

در حدیثی ابی حمید ساعدی تمام اعمال پیامبر (ص) را به هنگام نماز از اوّل تکبیر الاحرام تا آخر سلام نماز ذکر نموده است، اما هیچ گونه عملی مثل بستن دست ها را در نماز پیامبر (ص) ذکر نکرده است، بلکه ذکر کرده که حضرت رسول (ص) بعد از تکبیر دست ها را پایین آورده است و به دو پهلو چسباندند.[4]

این را هم می دانیم که ممکن نیست پیامبر (ص) عمل مستحبی را در طول حیاتشان ترک کرده باشند.

و هم چنین حماد بن عیسی از امام صادق (ع) خواستند تا نماز صحیح و کامل را به او آموزش بدهند و آن حضرت (ع) رو به قبله ایستاد و تمام مستحبات را به جا آورد و بعد تکبیر الاحرام گفته و قرائت را شروع کرده و ادامه دادند و نماز را همان طوری که الآن شیعیان می خوانند، خواندند و با سلام نماز را به اتمام رساندند.[5] در این روایت امام (ع) همان نمازی که پیامبر (ص) می خواندند را به حماد بن عیسی آموزش دادند و حالت گذاشتن دست روی دست دیگر را ذکر نکرده اند و اگر این عمل سنت بود، امام حتما آن را بیان می کردند.

هم چنین روایات زیادی از ائمه (ع) وجود دارد که فرموده اند: این عمل تشبه به مجوس و اهل کفر است و نباید به آن عمل کرد. ما به ذکر چند مورد در این جا اکتفا می کنیم:

1. روی محمد بن مسلم ،عن الصادق (ع) او الباقر (ع) قال: قلت له: الرجل یضع یده فی الصلاة -و حکی- الیمنی علی الیسری؟ فقال: ذلک التکفیر لا یفعل.[6]

2. و روی زراره عن ابی جعفر (ع) انه قال: و علیک بالاقبال علی صلاتک، و لا تکفر ،فانما یصنع ذلک المجوس.[7]

3. روی الصدوق باسناده عن علی (ع) انه قال: لا یجمع المسلم یدیه فی صلاته و هو قائم بین یدی الله عز و جل یتشبه باهل الکفر، یعنی المجوس.[8]

برای مطالعه بیشتر مراجعه شود به:

الانصاف فی مسائل دام فیها الخلاف، آیت الله شیخ جعفر سبحانی، ج 1، ص 169- 193.

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم مرداد 1393ساعت 12:30  توسط ربیع صادقی  | 

اولین نعمت کدام است ؟

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ‌(ص) مَنْ أَحَبَّنَا أَهْلَ الْبَيْتِ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى أَوَّلِ النِّعَمِ قِيلَ وَ مَا أَوَّلُ النِّعَمِ قَالَ طِيبُ الْوِلَادَةِ وَ لَا يُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَتْ وِلَادَتُه.

رسول خدا (ص) فرمود: هر كه ما خاندان را دوست بدارد، خدا را به اولين نعمت شکر کرده است، عرض شد : اولين نعمت كدام است؟ فرمود: حلال‏زاده‏گى، دوست ندارد ما را مگر حلال زاده.

*ملاک حلال زادگی

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (ص) يَا عَلِيُّ مَنْ أَحَبَّنِي وَ أَحَبَّكَ وَ أَحَبَّ الْأَئِمَّةَ مِنْ وُلْدِكَ فَلْيَحْمَدِ اللَّهَ عَلَى طِيبِ مَوْلِدِهِ فَإِنَّهُ لَا يُحِبُّنَا إِلَّا مَنْ طَابَتْ وِلَادَتُهُ وَ لَا يُبْغِضُنَا إِلَّا مَنْ خَبُثَتْ وِلَادَتُه.

همچنین آن حضرت در این باره به امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: اى على هر كه مرا و تو را و امامان از اولاد ترا دوست دارد، خدا را بر حلال‏زادگى خودش حمد كند، زيرا دوست ندارد، ما را مگر حلال‏زاده و دشمن ندارد، ما را مگر حرام‌زاده.

* صدیقون چه کسانی هستند؟

قَالَ رَسُولُ اللَّهِ: الصِّدِّيقُونَ ثَلَاثَةٌ حَبِيبٌ النَّجَّارُ مُؤْمِنُ آلِ يَاسِينَ الَّذِي يَقُولُ «اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِينَ. اتَّبِعُوا مَنْ لا يَسْئَلُكُمْ أَجْراً وَ هُمْ مُهْتَدُونَ»یاسین 20و21 وَ حِزْقِيلُ مُؤْمِنُ آلِ فِرْعَوْنَ وَ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ ع وَ هُوَ أَفْضَلُهُم.

پیامبر اسلام در روایتی دیگر امیر المومنین علیه السلام را مصداق بارز و کامل صدیقون معرفی می کنند و با اشاره به علو مکان امیر المومنین ، می فرمایند: صديقان سه‏ نفرند:

1-حبيب نجار، مؤمن آل ياسين كه مي گويد «پيروى كنيد از رسولان و پيروى كنيد از كسانى كه مزدى از شما نمي خواهد و رهبرند»

2- حزقيل مؤمن آل فرعون

3- و على بن ابى طالب كه بهتر از همه است.

امالی شیخ صدوق

 
     
 
 
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم مرداد 1393ساعت 21:36  توسط ربیع صادقی  | 
بسم الله الرحمن الرحیم توجیه علمی طلوع خورشید ازمغرب و رد شمس برای اما م علی علیه السلام اما دراثر كشفیات جدید دانشمندان وستاره شناسان كه سالیان متمادی روی سیاره ی مریخ تحقیق داشته اند ، اخیرا صحت وامكان عملی وعینی طلوع خورشید از مغرب به معنای واقعی خود ثابت شده است كه ما دراین نوشتار ابتداء به ذكر روایات مربوطه در زمینه طلوع خورشید از مغرب ، وروایات رد شمس برای امام علی علیه السلام از منابع فریقین می پردازیم ، وسپس این كشف علمی جدید را برای خوانندگان عزیز نقل می كنیم . تفاسیر شیعه درباره طلوع خورشید ازمغرب : 1-عن زراره وحمران ومحمدبن مسلم عن ابی جعفر وابی عبدالله علیهما السلام فی قوله تعالی : ( ... یوم یاتی بعض آیات ربك لاینفع نفسا ایمانها ... – انعام : 158) قال : طلوع الشمس من مغربها وخروج الدجال والدخان ...) . (تفسیر عیاشی ج 2ص128، المیزان ج7 ص404 ، البرهان فی تفسیر القرآن ج2ص502ح3741 ، كنز الدقایق ج 4 ص 491) ترجمه: (زراره وحمران ومحمد بن مسلم ازامام باقر وامام صادق علیهما السلام روایت كرده اند كه درتفسیر قول خداوند (یوم یاتی بعض آیات ربك ...) فرمودند: منظور طلوع خورشید از مغرب وخروج دابه ودخان است ) . 2-عن حفص بن غیاث عن جعفربن محمد علیهماالسلام قال سال رجل ابی علیه السلام عن حروب امیر المومنین علیه السلام وكان السائل من محبینا ، قال: فقال : ابوجعفر علیه السلام ان الله بعث محمدا صلی الله علیه وآله بخمسه اسیاف ثلاثه منها شاهره لاتغمد الی ان تضع الحرب اوزارها حتی تطلع الشمس من مغربها ، فاذا طلعت الشمس من مغربها آمن الناس كلهم فی ذالك الیوم ، فیومئذ (لاینفع نفسا ایمانها لم تكن آمنت من قبل ، اوكسبت فی ایمانها خیرا – انعام :158) . ( تفسیرعیاشی ج1ص385ح129، البرهان فی تفسیر القرآن ج2ص502ح3742) . ترجمه : (از حفص بن غیاث روایت شده كه امام جعفر صادق علیه السلام فرمودند : مردی از پدرم درباره جنگهای امیر المومنین علیه السلام پرسید ؟ وسائل از دوستداران ما بود ، امام باقر علیه السلا فرمودند: خداوند محمد صلی الله علیه وآله را با پنج شمشیر فرستاد كه سه مورد آن ازغلاف خود بیرون آمده وبه غلاف نخواهد رفت تا آنگاه كه جنگ به نتیجه اش برسد ، وجنگ به نتیجه نمی رسد مگر آنگاه كه خورشید ازمغرب خود طلوع كند ، پس هرگاه خورشید از مغرب طلوع كرد، مردم همگی دراین روز ایمان می آورند ، اما آنروز ( برای هیچ كس ایمان آوردنش فایده ندارد ، درصورتی كه پیش از آن ایمان نیاورده باشد ، یا ازایمانش خیری ندیده باشد) . 3-عن ابن مسكان عن ابی جعفر علیه السلام فی قوله تعالی : ( یوم یاتی بعض آیات ربك ...) قال : اذا طلعت الشمس من مغربها ، فكل من آمن فی ذلك الیوم لا تنفعه ایمانه ). ( المیزان ج7ص203، تفسیر قمی: ج1ص222). ( ابن مسكان از امام باقر علیه السلام درتفسیر قول خداوند : ( یوم یاتی بعض آیات ربك ...) فرمودند : هنگامی كه خورشید از مغرب خود طلوع كند، هركس دراین روز ایمان بیاورد ایمانش برای او سودی ندارد ). ازتفاسیرعامه : 1-( عن ابوسعید الخدری عن النبی صلی الله علیه وآله فی قوله : (یوم یاتی بعض آیات ربك ...) قال طلوع الشمس من مغربها ) ترجمه: ابوسعید خدری از پیامبر خدا صلی الله علیه وآله روایت كرده است كه درتفسیر قول خداوند ( یوم یاتی ...) فرمودند: منظور طلوع خورشید است از مغربش ). 2-(عن ابوهریره قال قال رسول الله صلی الله علیه وآله : لاتقوم الساعه حتی تطلع الشمس من مغربها ، فاذا طلعت ورآها الناس آمنوا اجمعون ، فذلك حین ( لاینفع نفس ایمانها ...) ثم قرا الایه). ( تفسیرالدرالمنثور للسیوطی ج3ص57) ترجمه : ( ازابوهریره روایت شده گفت: رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمودند: ساعت قیامت برپا نخواهد شد تا آنگاه كه خورشید از مغرب خود طلوع كند ، وچون خورشید ازمغرب طلوع كرد ومردم آن را دید ند همگی ایمان می آورند ، امااین هنگام (برای هیچ كس ایمان آورد نش فایده نخواهد داشت ... سپس حضرت آیه را خواندند ) . 3-( واخرج عبدبن حمید بن ابی هریره قال قال رسول الله صلی الله علیه وآله : العظائم سبع مضت واحده وهی الطوفان ، وبقیت فیكم ست طلوع الشمس من مغربها ، والدخان ، ودابه الارض ، و یاجوج وما جوج والصور) . (الدرالمنثور للسیوطی ج3ص59) ترجمه : عبد بن حمید بن ابی هریره روایت كرده گفت : رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود: نشانه های بزرگ هفت چیز است : یكی از آنها طوفان نوح بود ، ودرمیان شما شش نشانه ی بزرگ دیگر باقی مانده است : طلوع خورشید ازمغربش ، ودود ، ودابه الارض ، ویاجوج وماجوج ، وصور اسرافیل ). 4- ( واخرج البخاری فی تاریخه ، وابوالشیخ فی العظمه ، وابن عساكر عن كعب قال اذا ارادالله ان تطلع الشمس من مغربها ادارها بالقطب فجعل مشرقها مغربها ومغربها مشرقها ) . ( الدرالمنثور ج3ص61) ترجمه : ( بخاری درتاریخ خود وابوالشیخ درالعظمه وابن العساكر از كعب روایت كرده است كه گفت: هرگاه خداوند اراده فرماید كه خورشید ازمغربش طلوع كند ، آن را بر محور قطبش به گردش در آورده ، ومشرق آنرا مغرب ، ومغرب آنرا مشرق كند ) . 5-(واخرج ابن شعبه عن ابی اسامه قال ان صبح یوم القیامه یطول كطول ثلاث لیالی ، فیقوم اللذ ین یخشون ربهم فیصلون حتی اذا فرغوا من صلواتهم اصبحوا ینظرون الی الشمس من مطلعها ، فاذا هی قد طلعت من مغربها والله اعلم ).( الدرالمنثور ج3ص63). ترجمه : ( ابن شعبه از ابی اسامه روایت كرده است كه گفت صبح قیامت طولانی شود به اندازه طول سه شب ، آنان كه از خدا می ترسند بپا می خیزند ونماز می خوانند ، چون ازنماز فارغ شدند به سوی محل طلوع خورشید نظاره می كنند ، ناگهان می بینند كه خورشید از مغربش طلوع كرد . خدا بهتر می داند ) . ونیز درصحیح بخاری هم آمده است ابوهریره از پیامبر صلی الله علیه وآله نقل می كند كه فرمودند: قیامت برپا نمی شود تا این كه خورشید از مغرب طلوع كند ). ( صحیح بخاری ج5ص 238ح6141) اظهارات شیخ مفید درمورداین حادثه : ( شیخ مفید درباره چگونگی این اتفاق می نویسد: خورشید هنگام ظهور در آسمان راكد می شود وساعتی چند تا به هنگام عصر پیدا نباشد ، آنگاه از مغرب آشكار گردد). (ارشاد شیخ مفید ج2ص368) همانطور كه درنقل اظهارات دانشمندان ستاره شناس خواهد آمد می بینیم كه اظهارات شیخ مفید درزمینه ی ركود خورشید وطلوع دوباره ی آن ازمغرب با اظهارات آنان مطابقت دارد ‍! نظررشید رضا صا حب تفسیرالمنار : ( رشید رضا در رد حدیث ابوذر درباره سجود خورشید واین كه به خورشید گفته می شود این بار از مغرب طلوع كن می گوید متن این حدیث یكی از متن های پر از اشكال است ...) . (منبع سایت مدرسه علوم دینی اهل سنت ...) اما تحقیقات دانشمندان ستاره شناس : كشفی كه جهانیان را ما ت ومبهوت ساخت ! ( بیش از یك قرن است كه سیاره مریخ مورد توجه دانشمندان وستاره شناسان قرار داشته است ، تا این كه نظریاتی مطرح شد كه احتمال می داد در مریخ حیات وجود داشته باشد زیرا كه این سیاره از لحاظ فاصله از خورشید در رده دوم بعد از زمین قرار می گیرد ، و این بدین معنا ست كه گرمائی كه از خورشید به آن می رسد به احتمال وجود نوعي حیات دراین سیاره كمك می كند ... و در سه سال اخیر این توجه چند برابرهم شد، زیرا آنان براساس محاسبات نجومی دریافته بودند كه این سیاره در اواخر سال 2003 پس از هزاران سال در نزدیك ترین فاصله خود از زمین قرار می گیرد ، رصد خانه های سراسر دنیا تلسكوپهای خود را به سوی مریخ تنظیم كردند تا بتوانند حركات آنرا دنبال كنند ومنتظر نزدیك شدنش به زمین باشند ودراین فرصت بتوانند عكس های واضح تری از آن بگیرند ... عجیب ترین چیزی كه دانشمندان در هنگام رصد این سیاره با آن برخورد كردند این بود كه سرعت مریخ پیرامون محورش درجهت مشرق درماه ‍ژولای سال گذشته به كندی گرائید ، ودرروز چهار شنبه برابر 30 ژولای گردش مریخ در جهت مشرق متوقف شد ، ودرماه های اوت وسپتامبرگردش مریخ بطور معكوس یعنی درجهت مغرب تغییر كرد و تا روز 29 سپتامبر گردش مریخ در جهت معكوس ادامه داشت ، واینك متن انگلیسی مطالب فوق كه درسایت (http://www.space.com ) آمده است وسپس ترجمه آن از نظرتان می گذرد: For the past few weeks, Mars has appeared to slow in its eastward trajectory, almost see For the past few weeks, Mars has appeared to slow in its eastward trajectory, Almost seeming to waver, as if it had become uncertain. On Wednesday, July 30, that steady eastward course will come to a stop. Then, for the next two months, the planet will move backward against the star background-toward the west. On Sept 29 it will pause again before resuming its normal eastward direction. All the planets exhibit retrograde motion at one time or another. Ancient astronomers were unable to come up with a satisfactory explanation for it., http://www.space.com منبع : ترجمه متن فوق : (درطول چند هفته گذشته چنین بنظر می رسد كه گردش سیاره مریخ درجهت مشرق به كندی می گراید ، تقریبا این طور بنظر می رسد كه مریخ متردداست آیا در جهت غرب یعنی درخلاف جهت خود گردش خواهد كرد، درروز 29سپتامبر حركتش یكبار دیگر متوقف خواهد شد تا بار دیگر حركت عادی خودرا به سمت شرق از سر گیرد ، همه سیارات دیگر روزی گردش قهقرائی را از خود نشان خواهند داد ، ستاره شناسان باستان ازارائه توضیح قابل قبولی برای این پدیده عاجزبودند) . اما حدیث رد شمس از كرامات پیامبران واوصیاء آنان این كشفیه مسئله رد شمس وامكان عملی وعلمی آن را هم حل كرد ، وپاسخی دندان شكن به مخالفان اهل بیت علیهم السلام داد ، كه ردشمس برای امام علی علیه السلام را از خرافات واختراعات شیعیان می شمردند ، زیرا همان طوركه برای سیاره ی مریخ دیده شد ، به صورت دوره ای برای هریك از سیارات منظومه ی شمسی از جمله زمین این اتفاق ممكن ، بلكه اجتناب ناپذیراست ، وبرای یك دوره ی زمانی هم برای كره محل سكونت ما زمین این اتفاق می افتد ، وروزی زمین هم مانند مریخ از حركت باز ایستاده ، به صورت معكوس حركتی را آغاز خواهد كرد و درآ ن زمان است كه خورشید از مغرب زمین طلوع خواهد كرد . كه درحقیقت با گردش معكوس زمین است كه درتصور ما خورشید از مغرب طلوع می كند ، وگرنه خورشید درمدار خود ثابت است . اعجازانبیاء واوصیاء الهی اما طلوع خورشید ازمغرب خارج ازاین اتفاق دوره ای ، وبا اراده خا لق آن وبا اعجاز پیامبر ویا وصی او كه خلیفه ونماینده خدا درزمینند اتفاق افتاده است ، همان طور كه برای حضرت یوشع وداود وسلیمان اتفاق افتاد ، وبرای امام علی علیه السلام درزمان پیامبر وپس از پیامبر صلي الله علیه وآله اتفاق افتاده است . كه محدثین خاصه وعامه روایت آن را به تواتر نقل كرده ، بلكه درمورد آن كتاب ها به نگارش درآورده اند ، وبرای متدینین ادیان الهی كه برای پیامبران واوصیا ئشان اعتقاد به معجزات وكرامات دارند این امرهیچ نوع استبعادی نداشته ، قا بل قبول است ، ومسلمانان كه دركتاب آسمانی شان قرآن داستان رد شمس برای حضرت سلیمان ، وشق القمر برای پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله ، وطلوع خورشید درتفاسیر معتبر ذكر شده است این امر هیچ جای تعجب نیست . رد شمس برای حضرت سلیمان نبی در تفاسیر وكتب حدیثی شیعه از امام صادق علیه السلام ذیل آیه شریفه 31 تا 33 از سوره ی (ص) روایت شده است : (روی عن الصادق علیه السلام انه قال : ان سلیمان بن داود عرض علیه ذات یوم با لعشی الخیل فاشتغل بالنظر الیها حتی توارت الشمس بالحجاب ، فقال للملائكة : ردوا الشمس علی حتی اصلی فی وقتها ، فردوها ، فقام فمسح ساقیه وعنقه ، وامراصحابه الذین فاتتهم الصلواة معه بمثل ذالك ، وكان ذلك وضوئهم للصلواة ، ثم قام فصلی ، فلما فرغ غابت الشمس وطلعت النجوم). (من لایحضره الفقیه ج1ص129ح607) ترجمه : ( از امام صادق علیه السلام روایت شده كه روزی عصرگاهان اسبان جنگی را برایش نمایش دادند وسرگرم نظاره برآنان شد تا هنگامی كه خورشید درپس افق درحجاب شد ، به فرشتگان (موكل خورشید) فرمود خورشید را برای من برگردانید تا نمازم را دروقتش بخوانم ، فرشتگان خورشید را برایش باز گرداندند ، بپا خاست دوساق پا وگردنش را شستشوكرد ، وبه یارانش كه همراه او نمازشان قضا شده بود دستور داد كه مانند اوعمل كنند ، واین عمل وضوی آنان برای نماز بود ، سپس برخاست ونماز گذارد ، چون از نماز فراغت یافت خورشید غروب كرد وستارگان شب طلوع كردند ). درسوره (ص) آیه 33 خداوند می فرما ید : (اذعرض علیه بالعشی الصافنات الجیاد . فقال انی احببت حب الخیرعن ذكر ربی حتی توارت بالحجاب . ردوها علی فطفق مسحا بالسوق والاعناق ) . ترجمه :(هنگامی كه عصرگاهان برای سلیمان اسب های جنگی به نمایش گذاشته شد ند . گفت : من به خاطر دوست داشتن این اسبان خوب از یاد پروردگارم غافل شدم تا خورشید غروب كرد . آن را برایم برگردانید ، پس (وضوء گرفت ) وبرساق پاها وگردن خود مسح كشید) . دراین آیه از قرآن باصراحت به بازگشت خورشید برای حضرت سلیمان تصریح شده است ، ومفسرین خاصه وعامه ذیل این آیه از پیامبر اكرم صلی الله علیه وآله وائمه معصومین علیهم السلام روایات بسیاری نقل كرده ، به باز گشت خورشید برای حضرت یوشع بن نون ودیگران اشاره دارند . ضمنا درتفاسیراهل بیت علیهم السلام همانطور كه دربیان امام صادق علیه السلام دیدیم (مسحا با لسوق) وضوء برای نماز تفسیر شده ، اما درتفاسیرعامه ( مانند الدرالمنثورسیوطی ) آن را بمعنی زدن ساق پا وگردن اسبان با شمشیر دانسته اند ، كه این عمل از پیامبر خدا درمورد اسبان بی گنا ه ستمی نارواست ، بخصوص كه این اسبان ازسپاه پیامبر بوده برای جهاد بادشمن تربیت ونگهداری می شده اند . رد شمس برای امام علی علیه السلام حدیث رد شمس برای امام علی علیه السلام از طرق خاصه وعامه بتواتر نقل شده ، كه جزء حوادث سال هفتم وبدنبال جنگ خیبر اتفاق افتاده است ، وبجز چند عالم متعصب از عامه مانند ابن حزم وابن جوزی وابن تیمیه وابن كثیر كه به تعبیر علامه امینی اینان حاملان روح خبیث اموی هستند ، بقیه دراین باره تردیدی نداشته ، تاجائی كه دراین زمینه كتاب نوشته وآن را از اتفاقات مسلم واز كرامات حضرت رسول وعلی علیهما الصلوات والسلام بر شمرده اند ، كه به ذكر یك نمونه ازآن پرداخته ، خوانندگان عزیز را بمنظور اطلاعات بیشتر به كتاب شریف الغدیر ج3ص 126 به بعد ارجاع می دهیم . ( عن اسماء بنت عمیس ان رسول الله صلي الله علیه وآله صلی الظهر بالصهباء من ارض خیبر ثم ارسل علیا فی حاجة فجاء وقد صلی رسول الله العصر فوضع راسه فی حجر علی ولم یحركه حتی غابت الشمس ، فقال رسول الله صلی الله علیه وآله الهم ان عبدك علیا احتبس نفسه علی نبیه فرد علیه شرقها ، قالت اسماء فطلعت الشمس حتی رفعت علی الجبال فقام علی فتوضا وصلی العصر ثم غابت الشمس ) . ( الغدیرج 3 ص 140 ، احقاق الحق ج 5 ص 522 ، واز منابع عامه مشكل الاثار طحاوی ج 2ص8ط حیدر آباد دكن) ترجمه : ( ازاسماء بنت عمیس روایت شده كه رسول خدا صلی الله علیه وآله نماز ظهر را درصهباء از اراضی خیبر خواند ، سپس علی را به دنبال كاری فرستاد ، وقتی علی برگشت كه حضرت نماز عصر را خوانده بودند ، حضرت سرش را در دامان علی گذاشت وسر خودرا تكان نداد تا این كه خورشید غروب كرد ، رسول خدا صلی الله علیه وآله فرمود : خداوندا علی برای پیامرش خویشتن داری كرد خورشید را برایش بطرف مشرقش باز گردان ، اسماء می گوید : خورشید طلوع كرد تا از كوه ها بالا رفت ، علی ع برخاسته وضوء گرفت و نماز عصر را خواند سپس خورشید غروب كرد ) . كه درروایات دیگر آمده است پیامبر درحال تلقی وحی بوده ، وعلی علیه السلام هم با اشاره نمازش را خوانده است ،اما برای این كه حضرت علی نمازش را كامل بخواند از خدا خواست كه خورشید را برای او برگرداند . علامه امینی 43 مورد از روات ومولفین حدیث رد شمس برای امام علی علیه السلام را ذكرمیكنند. << علی آل کاظمی >>
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم تیر 1393ساعت 19:50  توسط ربیع صادقی  | 
خطبه بدون نقطه حضرت علی علیه السلام

«الحمد لله اهل الحمد و ماواه،و له اوكد الحمد و احلاه،و اسعد الحمد و اسراه،و اطهر الحمد و اسماه،و اكرم الحمد و اولاه.

الواحد الاحد الصمد لا والد له و لا ولد.سلط الملوك و اعداها و اهلك العداة و ادحاها،و اوصل المكارم و اسراها،و سمك السماء و علاها،و سطح المهاد و طحاها،و اعطاكم ماءها و مرعاها،و احكم عدد الامم و احصاها،و عدل الاعلام و ارساها.

الا له الاول لا معادل له،و لا راد لحكمه لا اله الا هو الملك السلام المصور العلام الحاكم الودود،المطهر الطاهر،المحمود امره المعمور حرمه المامول كرمه.

علمكم كلامه و اراكم اعلامه،و حصل لكم احكامه،و حلل حلاله و حرم حرامه،و حمل محمدا الرسالة،و رسوله المكرم المسود المسدد الطهر المطهر،اسعد الله الامة،لعلو محله،و سمو سؤدده و سداد امره و كمال مراده.

اطهر ولد آدم مولودا،و اسطعهم سعودا،و اطولهم عمودا،و ارواهم عودا،و اصحهم عهودا،و اكرمهم مردا و كهولا.صلاة الله له و لآله الاطهار،مسلمة مكررة معدودة و لآل ودهم الكرام،محصلة مرددة مادام للسماء امر مرسوم و حد معلوم.

ارسله رحمة لكم،و طهارة لاعمالكم،و هدوء داركم،و دحور عاركم،و صلاح احوالكم،و طاعة لله و رسله،و عصمة لكم و رحمة.

اسمعوا له،و راعوا امره،و حللوا ما حلل،و حرموا ما حرم،و اعمدوا رحمكم الله لدوام العمل،و ادحروا الحرص و اعدموا الكسل،و ادروا السلامة و حراسة الملك و روعها،و هلع الصدور و حلول كلها و همها.

هلك و الله اهل الاصرار،و ما ولد والد للاسرار،كم مؤمل امل ما اهلكه،و كم مال و سلاح اعد صار للاعداء عده و عمده.

اللهم لك الحمد و دوامه،و الملك و كماله،لا اله الا هو،وسع كل حلم حلمه،و سدد كل حكم حكمه،و حدر كل علم علمه.

عصمتكم و لواكم و دوام السلامة اولاكم،و للطاعة سددكم،و للاسلام هداكم،و رحمكم و سمع دعائكم و طهر اعمالكم و اصلح احوالكم. و اساله لكم دوام السلامة،:و كمال السعادة،و الآلاء الدارة،و الاحوال السارة،و الحمد لله وحده.»
برچسب‌ها: خطبه بدون نقطه حضرت علی علیه السلام, ولادت مولای متقیان بر صاحب العصر و الزمان مبارک

 

ترجمه خطبه بدون نقطه

« ستایش مخصوص خدایی است که سزاوار ستایش و مآل آن است. از آنِ اوست رساترین ستایش و شیرین ترین آن و سعادت بخش ترین ستایش و سخاوت بار ترین(و شریف ترین) آن و پاک ترین ستایش و بلند ترین آن و ممتاز ترین ستایش و سزاوارترین آن.

یگانه و یکتای بی نیاز(ی که همه نیازمندان و گرفتاران آهنگ او نمایند). نه پدری دارد و نه فرزندی.

شاهان را (به حکمت و آزمون) مسلّط ساخت وبه تاختن واداشت. و ستمکاران (و متجاوزان) را هلاکت نمود و کنارشان افکند. و سجایای بلند را (به خلایق) رسانید و شرافت بخشید. و آسمان را بالا برد و بلند گردانید. بستر زمین را گشود و گسترش داد و محکم نمود و گسترده ساخت. آن را امتداد داد و هموار کرد و (برای زندگی) آماده و مهیّا فرمود. آب و مرتعش را به شما ارزانی داشت... تعداد اقوام را (برای زندگی در آن) به درستی (و حکمت) مقرّر فرمود و بر شمار (یکایک) آنان احاطه یافت. و نشانه های بلند (هدایت) مقرّر فرمود و آنها را بر افراشته و استوار ساخت.

معبود نخستین که نه او را هم طرازی است و نه حکمش را مانعی. خدایی نیست جز او، که پادشاه است و (مایۀ) سلامت، صورتگر است و دانا، فرمانروا و مهربان، پاک و بی آلایش. فرمانش ستوده است و حریم کویش آباد (به توجّه پرستندگان و نیازمندان) است و سخایش مورد امید.

کلامش را به شما آموخت و نشانه هایش را به شما نمایاند. و احکامش را برایتان دست یافتنی نمود. آنچه روا بود حلال و آنچه در خور ممنوعیت بود، حرام شمرد.

بار رسالت را بر دوش محمّد(صلّی الله علیه و آله) افکند. (همان) رسول گرامی که بدو سروری و درستی (در گفتار و کردار و رفتار) ارزانی شده، پاک و پیراسته است.

خداوند این امّت را  به خاطر برتریِ مقام و بلندیِ شرف و استواری دین او و کامل بودنِ آرمانش سعادت بخشید. او بی آلایش ترین فردِ از آدمیان در هنگامه ولادت و فروزنده ترین ستاره یمن و سعادت است. او بلند پایه ترین آنان (در نیاکان) است و زیباترین آنها در (نسل و) شاخسار. و درست پیمان ترین و کریم ترین آنان است در نوجوانی و بزرگسالی.

درود خداوند از آن او و خاندان پاکش باد، درودی خالص و پی در پی و مکرّر (برای آنان) و برای دوست داران بزرگوارشان، درودی ماندگار و پیوسته، (برای همیشه:) تا وقتی که برای آسمان حکمی مرقوم است و نقشی مقرّر.

او فرستاد تا برایتان رحمتی باشد و مایه پاکیزگی اعمالتان و آرامش سرای (زندگی) شما و بر طرف شدن نقاط ننگ (: و شرم آور کار)تان. و تا مایه صلاح حالتان باشد و اطاعت شما از خدا و رسولانش و موجب حفظ شما و رحمتی (بس بزرگ و فراگیر).
از او فرمان برید و بر دستورش مواظبت ورزید. آنچه را حلال دانست، حلال و هر چه را حرام داشت حرام بشمارید. خدایتان رحمت کند؛ آهنگ کوششی پیوسته نمایید و آزمندی را از خود برانید و تنبلی را وا نهید. رسم سلامت و حفظ حاکمیّت و بالندگی آن را – و آنچه را که موجب دغدغه سینه ها (:و تشویش دلها) و روی کردِ درماندگی و پریشانی به سوی آنهاست – بشناسید.»

 

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم خرداد 1393ساعت 10:40  توسط ربیع صادقی  | 
: آموزش وپرورش زیر ساخت منابع انسانی کشور را تامین می کند.

دکترفانی با اشاره به تعریف تربیت مبنی بر ایجاد  رفتار مطلوب  پایدار در متربی افزود : بخشی از رفتارهای مطلوب موجود در جامعه از فرهنگ دینی و بخش دیگر آن از فرهنگ ایرانی حاکم بر جامعه  سرچشمه می گیرد و وظیفه ما این است ،تلاش کنیم ، دانش آموزان این فرهنگ را در وجود  خود نهادینه کنند.

وزیر آموزش وپرورش ، لازمه نهادینه سازی فرهنگ  در دانش آموزان را تولید محتوا متناسب با نیازهای جامعه ، روش های آموزشی  متناسب با شرایط سنی دانش آموزان  و معلم و مربی خوب دانست و تصریح کرد:در حال حاضر  بیش از یک میلیون معلم ، مدیر ،کارمند و مربی در آموزش وپرورش وجود دارد که اولویت اصلی این وزارتخانه در گام اول ساماندهی  و در گام بعد بهسازی و به روز کردن  آن ها ست .

وی با تاکید بر ایجاد و افزایش  انگیزه در معلمان و ایجاد مهارت حرفه ای در آنان گفت : فراهم سازی این لوازم برای معلمان به آنان در نهادینه سازی فرهنگ ، تولید محتوای متناسب  با شرایط روز ، منطبق بر فرهنگ  دینی و ملی ایرانی در قالب کتاب های درسی و وسایل آموزشی و کمک آموزشی  کمک خواهدکرد .

وزیرآموزش وپرورش با اشاره به تقویت مدیریت در آموزش وپرورش  بویژه مدیران مدارس و آماده سازی  آن ها برای تعامل با دانش آموزان اظهار کرد : براساس توصیه های موکد  رئیس جمهور محترم در مراسم « بازگشایی  مدارس» مبنی بر تقویت  روحیه نقد ، انتقاد  ، سئوال و پرسشگری در دانش آموزان و ایجاد و غنی سازی زنگ های گفتگو، کتابخوانی واحیای انشاء در آموزش وپرورش  در همین زمان کوتاه ، اقدامات خوبی در این راستا انجام گرفته و دستور العمل های لازم  آماده ابلاغ  شده است.

وی با اشاره به مطلب فوق یادآور شد : امیدواریم با این اقدامات بتوانیم ،گام های موثری در نهادینه سازی فرهنگ میان دانش آموزان  برداریم.

وی با برشماری کارکردهای آموزش و پرورش در دنیا  ادامه داد : یکی از کارکردهای عمومی  آموزش و پرورش در  دنیا ،انتقال فرهنگ کشور به نسل آینده است .

* ارتقای کیفیت آموزشی و پرورشی ، راهبرد اصلی آموزش وپرورش است

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم خرداد 1393ساعت 17:57  توسط ربیع صادقی  | 


 امام صادق علیه السلام درمناظره با طبیب هندی در دربار منصور خلیفه عباسی

از اومی پرسد آیا میدانی چرا خداوند قلب را به شکل صنوبر ساخته ؟

طبیب می گوید : نه .

 
 
  

                ضرورت خنک شدن قلب ومغر


 امام صادق علیه السلام درمناظره با طبیب هندی در دربار منصور خلیفه عباسی

از اومی پرسد آیا میدانی چرا خداوند قلب را به شکل صنوبر ساخته ؟

طبیب می گوید : نه .

حضرت می فرماید : قلب صنوبری شکل آفریده شده است تا هنگام آویختگی نوک

باریکش وارد ریه شده واز نسیم آن خنک گردد، ونیز مغز سراز حرارت آن آسیب

نبیند.

سپس می فرماید ریه را دردوقسمت آفریده تا قلب میان فشارهای آن دوقسمت

(هنگام باز وبسته شدن) داخل شده وهوا بگیرد .
 توضیح مربوط از آل کاظمی:

(شاید یکی از فلسفه های استحباب وضوء گرفتن با آب سرد ، وخشک نکردن آب

وضوء  همین خنک شدن قلب باشد زیرا با آب سرد که وضوء گرفته می شود خون

موجود دردست ها وصورت خنک شده هنگامی که  به قلب برمی گرد موجب
خنک شدن قلب خواهد شد) .

درباره وضوی امام هادی علیه السلام آمده است به کسی که برای آن حضرت آب

وضوء می آورد می فرماید:

(...اما عرفت رسمی انی لا اتطهر الا بماء بارد؟):(آیا نمی دانی که من جز

با آ ب سرد وضوء نمی گیرم - مستدرک الوسائل ج1ص213).

 ( وامام صادق علیه السلام می فرماید:
( من توشا وتمندل کتبت له حسنه ،
ومن توضا ولم یتمندل حتی یجف وضوئه کتبت له ثلاثون حسنه ) :
(هرکس وضو بگیرد وبا حوله آب وضیش را
خشک کند برای او یک حسنه می نویسند ،
 وهرکس وضوء بگیرد واز حوله استفاده نکند
تا آب وضویش خشک شود برای او سی حسنه خواهند نوشت -
 وسائل الشیعه ج1 ص244. )
                      8/8/1392  نوسینده : علی آل کاظمی





+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1393ساعت 17:10  توسط ربیع صادقی  | 
آیه"عبس و تولى" در مورد کیست؟ اگر در مورد پیامبر است، آیا مقام عصمت ایشان ناسازگارى ندارد؟


در بین مفسران شیعه، در مورد این که چه کسى در این آیات مورد عتاب قرار گرفته است، اختلاف وجود دارد. بعضى از مفسران قائلند در مورد پیامبر اسلام‏صلى الله وعلیه وآله وارد شده است و برخى دیگر مى‏گویندشان نزول آن درباره مردى از "بنى‏امیه" مى‏باشد که نزد پیامبرصلى الله وعلیه وآله نشسته بود و در همان حال "عبدالله بن ام مکتوم" وارد شد. هنگامى که آن مرد چشمش به "عبدالله" افتاد، لباس خود را جمع کرد و قیافه دَرهَم کشیده و صورت خود را برگردانید. این شأن نزول در حدیثى از امام صادق‏علیه‏السلام نقل گردیده است.(1)
به هر حال هدف سوره، عتاب هر کسى است که ثروتمندان را بر ضعفا و مؤمنان مساکین مقدّم مى‏دارد. صاحب مجمع البیان قائل به وجه اول است و شأن نزول آن را در مورد رسول خداصلى الله وعلیه وآله مى‏داند که روزى "عبدالله" بر پیامبر وارد شد، در حالى که حضرت با چند تن از سران قریش در حال مذاکره بود، به امید اینکه آنها به اسلام ایمان بیاورند. عبدالله مکرراً سخنان پیامبر را قطع مى‏کرد و از آن جناب مى‏خواست از قرآن برایم بخوانید. تکرار این امر باعث ناراحتى در سیماى حضرت شد. در این جا آیات فوق نازل گردید. پیامبر از آن به بعد "عبدالله بن ام مکتوم" را گرامى مى‏داشت و مى‏فرمود: "مرحباً بمن عاتبنى فیه ربّى؛ مرحبا به کسى که پروردگارم به خاطر او مرا مورد عتاب قرار داد" سپس نیازهاى او را برآورده مى‏فرمود. کسانى که گفته‏اند در
مورد پیامبر است، توجیهاتى گفته‏اند که این مطلب در حدّ ترک اولى است و منافاتى با عصمت ندارد، چرا که معناى ترک اولى این است که در این جا بهتر بود این عمل را انجام نمى‏داد، ولى انجامش به هیچ وجه معصیت الهى نمى‏باشد، زیرا اولاً: پیامبر هدفى جز نفوذ در سران قریش و گسترش دعوت اسلام نداشت؛ ثانیاً: چهره درهم کشیدن در برابر نابینا مشکلى ایجاد نمى‏کند، به علاوه عبدالله بن ام‏مکتوم نیز رعایت آداب مجلس را نکرده بود، ولى چون خداوند اهمیت فوق‏العاده‏اى به محبت و ملاطفت کردن با مؤمنان مستضعف قائل است، همین مقدار بى‏اعتنایى را در برابر مؤمن از پیامبرش نمى‏پسندد و او را مورد عتاب قرار مى‏دهد. (2)
نمونه‏هاى دیگرى از عتاب نسبت به رسول خدا وارد شده است، ولى هیچ کدام از این موارد مستلزم کاستن از قدر و مقام پیغمبرصلى الله وعلیه وآله نیست و باید دید فایده این عتاب‏ها چیست؟ نمونه‏اى از این عتاب‏ها عبارتند از:

مورد آن توضیح داده‏اند. این عتاب‏ها نه تنها (حتى به طور ضمنى) از مقام پیغمبر نمى‏کاهد، بلکه فوائد فراوانى نیز بر آن مترتب است که مفسران بیان کرده‏اند. یکى از آن فوائد این است که بزرگ‏ترین کامیابى و سعادت این است که پروردگار مهربان بنده‏اى را مشمول عنابت خود گردانیده و جزئیات و کلیات اعمالش را تحت نظر بگیرد. هر وقت بخواهد خطایى کند، متوجهش سازد و اگر کوچک‏ترین عملى انجام داد که ترکش سزاوارتر است و یا کارى را ترک کرد که انجامش نیکوتر مى‏باشد، از وى بازخواست نماید و حتى بعضى اوقات از شدت محبت یا براى مصالح دیگرى، به وى عتاب نماید. از سوى دیگر شما سایر مؤمنان نیز، توجه داشته باشند و
این مسائل اخلاقى را مورد عنایت خود قرار دهند. این عتاب‏ها در تهذیب و تربیت مؤمنان بسیار مؤثر بوده و آنها را از بدى‏ها ترسانده و به کارهاى شایسته ترغیب مى‏نماید. (3)
گروه دیگرى قائلند که این آیات دلالت روشنى ندارد که مراد رسول خداصلى الله وعلیه وآله باشد و بالاتر این که در این آیات شواهدى وجود دارد که منظور غیر رسول خدا است، چون همه مى‏دانیم صفت عبوس از صفات رسول خدا نمى‏باشد و آن جناب حتى با کفار عبوس نبوده، چه رسد به مؤمنان رشد یافته. سید مرتضى مى‏گوید که اصولاً از اخلاق رسول خدا نبوده و در طول حیات شریفش سابقه نداشته که دل اغنیا را به دست آورده و از فقرا روبرگرداند، در حالى که خدا در مورد پیامبرش فرموده: "انّک لعلى خُلُق عظیم". (4)
مرحوم علامه طباطبایى بعد از ذکر چند شاهد دیگر قرآنى بر تأیید این نظر مى‏فرماید:
"علاوه بر این که زشتى عمل نامبرده چیزى است که عقل به زشتى آن حکم مى‏کند و هر عاقلى از آن متنفر است، تا چه رسد به خاتم انبیاصلى الله وعلیه وآله و چنین قبیح عقلى احتیاج به نهى لفظى ندارد، چون هر عقلى تشخیص مى‏دهد که دارایى و ثروت به هیچ وجه ملاک فضیلت نیست و ترجیح دادن جانب یک ثروتمند به خاطر ثروتش بر جانب فقیر، رفتارى زشت و ناستوده است". پس نمى‏تواند مورد عقاب پیامبر باشد.
پی نوشت ها : 1 - "اى پیغمبر! چرا بر خود حرام مى‏کنى آنچه را که خداوند بر تو حلال کرده است؟". که مفسرین در تحریم، .
1- مجمع البیان، ج 10، ص 437.
2- تفسیر نمونه، ج 26، ص 123
3- تفسیر نوین، تفسیر سوره عبس، ص 68.
4- قلم (68
+ نوشته شده در  یکشنبه هفتم اردیبهشت 1393ساعت 16:25  توسط ربیع صادقی  | 

در سال سيزدهم بعثت، به دنبال انعقاد پيمان عقبه دوم در شب سيزدهم ذي‌حجه، ميان پيامبر اسلام (صلّی الله علیه وآله وسلّم) و يثربيان كه طى آن، مردم يثرب پيامبر را به آن شهر دعوت نموده و قول حمايت و دفاع از آن حضرت دادند، و از فرداى آن شب مسلمانان مكه به تدريج به يثرب هجرت كردند، سران قريش دانستند پايگاه تازه ‏اى براى نشر دعوت اسلام در يثرب آماده شده است، از اين رو احساس خطر كردند، چه، مى ‏ترسيدند كه پس از آن همه آزار و اذيت كه به پيامبر و پيروان او رسانده‏ اند، پيامبر در صدد انتقام برآيد و اگر هم فرضاً قصد جنگ نداشته باشد، ممكن است راه بازرگانى قريش به شام را كه از كنار يثرب عبور مى ‏كرد، مورد تهديد قرار دهد. براى رويارويى با چنين خطرى، در آخر ماه صفر سال 14 بعثت در «دارالندوه» (مجلس شوراى مكه) اجتماع كردند و به چاره انديشى پرداختند.

در اين شورا برخى از حاضران پيشنهاد كردند كه پيامبر تبعيد يا زندانى شود، ولى پيشنهاد رد شد. سرانجام تصميم گرفتند او را به قتل برسانند، اما كشتن پيامبر كار آسانى نبود؛ زيرا بنى هاشم آرام نمى ‏نشستند و به خونخواهى بر مى ‏خاستند. سرانجام تصميم گرفتند كه از هر قبيله جوانى آماده شود تا شبانه دسته جمعى بر سر حضرت محمّد (صلّی الله علیه وآله وسلّم) بريزند و او را در بستر خواب قطعه قطعه كنند، در اين صورت قاتل، يك نفر نخواهد بود و بنى هاشم نمى ‏توانند به خونخواهى برخيزند؛ زيرا جنگ با همه قبائل براى آنان مقدور نخواهد بود و ناچار به گرفتن خون‌بها راضى خواهند شد و ماجرا خاتمه خواهد يافت.

قريش براى اجراى نقشه خود شب اول ربيع الاول را انتخاب كردند.

 

خداوند بعدها هر سه نقشه ی آنان را يادآورى نموده و فرمود:

«به يادآور هنگامى را كه كافران نقشه مى ‏كشيدند كه تو را به زندان بيفكنند، يا به قتل برسانند و يا (از مكه) خارج سازند. آنها چاره مى ‏انديشيدند (و تدبير مى ‏كردند) و خداوند هم تدبير مى ‏كرد و خدا بهترين چاره جويان (و مدبران) است».(1)

 

به دنبال اين تصميم قريش، فرشته وحى پيامبر را از نقشه شوم مشركان آگاه ساخت و دستور الهى را ابلاغ كرد كه پيامبر شهر مكه را به عزم يثرب ترك كند.

 

در اينجا براى شكست نقشه دشمن لازم بود پيامبر (صلّی الله علیه وآله وسلّم) از شيوه «رد گم كردن» استفاده كند تا بتواند از شهر خارج شود. براى اين منظور لازم بود فرد جانباز و فداكارى شب در بستر پيامبر بخوابد تا گروهى كه به خانه ی او يورش مى ‏برند، تصور كنند او هنوز خانه را ترك نگفته است و در نتيجه فكر آنان فقط متوجه خانه او شود و از كنترل راهها غفلت كنند. چنين فردى جز على (علیه السلام) كسى نبود.

 

از اين نظر پيامبر نقشه سران قريش را با على در ميان گذاشت و فرمود:

امشب در بستر من بخواب و آن پارچه سبزى را كه من هر شب بر روى خود مى‏ كشيدم، بر روى خود بكش تا تصور كنند كه من در بستر خفته ‏ام (مرا تعقيب نكنند).

 

على (علیه السلام) به اين ترتيب عمل كرد، مأموران قريش از سر شب خانه پيامبر را محاصره كردند و بامداد كه با شمشيرهاى برهنه به خانه هجوم بردند، على (علیه السلام) از بستر بلند شد.

آنان که نقشه خود را تا آن لحظه صد در صد دقيق و موفق مى ‏پنداشتند، با ديدن على سخت برآشفتند و روى به وى كرده گفتند: محمّد كجاست؟

على فرمود: مگر او را به من سپرده بوديد كه از من مى‏ خواهيد؟ كارى كرديد كه او ناچار شد خانه را ترك كند.

 

در اين هنگام به سوى على (علیه السلام) يورش بردند و به نقل «طبرى» او را آزردند و آنگاه وى را به سوى مسجدالحرام كشيدند و پس از بازداشت مختصرى او را آزاد ساختند و در سمت مدينه به تعقيب پيامبر پرداختند، در حالى كه پيامبر در غار «ثور» پنهان شده بود.(2)

 

قرآن مجيد اين فداكارى بزرگ على (علیه السلام) را در تاريخ جاودانگى بخشيده و طى آيه‏اى او را از كسانى معرفى مى‏ كند كه در راه خدا جان خود را فدا مى ‏كنند:

 

«بعضى از مردم باايمان (همچون على در «ليلة المبيت» به هنگام خفتن در جايگاه پيامبر) جان خود را براى كسب خشنودى خدا مى ‏فروشند و خداوند نسبت به بندگانش مهربان است.» (3)

 

مفسران مى ‏گويند: اين آيه درباره فداكارى بزرگ على (علیه السلام) در ليلة المبيت نازل شده است.(4)

خود حضرت نيز در شوراى شش نفرى كه به دستور عمر براى تعيين خليفه تشكيل گرديد، با اين فضيلت بزرگ بر اعضاى شورا احتجاج كرد و فرمود:

شما را به خدا سوگند مى ‏دهم آيا جز من چه كسى در آن شب پرخطر كه پيامبر عازم غار «ثور» بود، در بستر او خوابيد و خود را سپر بلا نمود؟

همگى گفتند: كسى جز تو نبود.(5)

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

1- (وَ إِذْ يَمْكُرُ بِكَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِيُثْبِتُوكَ أَوْ يَقْتُلُوكَ أَوْ يُخْرِجُوكَ وَيَمْكُرُونَ وَيَمْكُرُ اللَّهُ وَاللَّهُ خَيْرُ الْماكِرِينَ). (انفال: 30)

2- به مآخذ زير مراجعه كنيد،

- ابن هشام، عبدالملك، السيرة النبوية، تحقيق: مصطفى السقا، ابراهيم الابيارى و عبدالحفيظ شلبى، قاهره، مكتبة مصطفى البابى الحلبى (افست مكتبه الصدر تهران) 1355 هـ.ق، ج 2، ص 124-128.

- ابن اثير، الكامل فى التاريخ، بيروت، دارصادر، 1399 هـ.ق، ج 2، ص 102.

- محمّد بن سعد، الطبقات الكبرى، بيروت، دارصادر (بى تا) ج 1، ص 228.

- شيخ مفيد، الارشاد، قم، مكتبه بصيرتى، (بى تا) ص 30.

- الحاكم النيشابورى، المستدرك على الصحيحين، اعداد: عبدالرحمن المرعشى، چاپ اول، بيروت، دارالمعرفه، 1406 هـ.ق، ج 3، ص 4.

- طبرى، محمّد بن جرير، تاريخ الامم و الملوك، بيروت، دارالقاموس الحديث، (بى تا) ج 2، ص 244.

3- و من الناس من يشرى نفسه ابتغأ مرضات الله و الله روف بالعباد(بقره، 207).

4- به مآخذ زير مراجعه كنيد:

- ابن ابى الحديد، شرح نهج البلاغه، تحقيق: محمّد ابوالفضل ابراهيم، چاپ اول، قاهره، داراحيا الكتب العربيه، 1378 هـ.ق، ج 13، ص 262.

- مظفر، محمّد حسن، دلائل الصديق، چاپ دوم، قم، مكتبه بصيرتى، 1395 هـ.ق، ج 2، ص 80.

مرحوم مظفر، از مفسران و دانشمندان برجسته اهل تسنن همچون ثعلبى، قندوزى و حاكم نقل مى‏كند كه همگى گفته ‏اند: اين آيه درباره على (علیه السلام) نازل شده است.

5- به مآخذ زير مراجعه كنيد:

شيخ صدوق، محمّد بن على بن بابويه، الخصال، تصحيح: على اكبر غفارى، قم، منشورات جامعة المدرسين فى الحوزة العلمية بقم، 1403 هـ.ق، ج 2، ص 560.

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1392ساعت 19:31  توسط ربیع صادقی  |