مقدمه
طرح نظریه تکامل زیستی موجودات زنده در قرن 19 میلادی ،توسط زیست شناس انگلیسی چارلز داروین ، از جمله همان دستاوردهای علمی ای است که اگر چه در حوضه خاصی از علم ،یعنی زیست شناسی ،شکل گرفته و لیکن بر بسیاری از حوزه های فکری دیگر نیز تاثیر گذار بوده است.
حوزه الاهیات و علم کلام نیز یکی از حوزه هایی است که به نوبه خود تاثیر زیادی از نظریه تکامل پذیرفته و این بدان سبب است که بر اثر پاره ای از دیدگاه های کلامی ، به ویژه آنچه در حوزه کلامی یهودیت و مسیحیت رواج داشته ،انواع موجودات زنده جهان ، به همین شکل و ابعادی که امروز مشاهده می شوند و با خلقتی دفعی ،پا به عرصه وجود گذاشته اند.برای آفرینش موجودات ،طرح و تدبیر قبلی وجود داشته است و خالق هستی از ایجاد موجودات ، هدف و غایتی را دنبال می کرده است . به این ترتیب خلقت انسان نیز به عنوان هدف عالی آفرینش،به حساب می آمد.
از سوی دیگر ،قرار گرفتن اندام موجودات در جای خود که هر کدام به منظور انجام وظیفه ای تعبیه شده اند و همچنین وجود نظم در کل هستی و موجودات آن دلیل محکمی بر وجود صانعی توانا،با شعور و با هدف قلمداد می شد و چنین استدلالی برای اثبات وجود خدا ،در نظر عامه مردم از جایگاه ویژه ای برخوردار بود.
با طرح نظریه تکامل ،بسیاری از مفروضات و مسلمات حوزه الاهیات با چالشی جدی روبهرو گشت، چرا که این نظریه ،مدعی آن بود که انواع موجودات زنده بر اثر تحول تدریجی یک موجود تک سلولی ،به این تنوع و تکثر بی حد و مرز رسیده اند و آفرینش دارای طرح و تدبیر قبلی نبوده ، بلکه یک جریان انتخاب طبیعی هر آنچه را در طبیعت ممکن بوده ،به وجود آورده است و انسان نیز موجود تکامل یافته ای است که در فعل و انفعالات عناصر فاقد شعور طبیعت ،پا به عرصه وجود گذاشت .
به این ترتیب اینک تمسک به نظم وجود در کل هستی و موجودات آن ،برای اثبات صانع توانا و با هدف به شدت مخدوش شده بود.زیرا به نظر می رسید این خود طبیعت و عناصر فاقد شعور آن هستند که با فعل و انفعالات تدریجی خود ،انواع موجودات را به وجود آورده اند و هر عضوی را در جای خود قرار داده اند .
1. Theory of evolution. 2. Charls Robert Drwin
3.تورات،سفر تکوین ،باب های اول و دوم به نقل از تکامل زیستی و آیات آفرینش ،ص 1
اهداف کلی پژوهش
پژوهشی که اینک متن آن پیش روی خواننده گرامی است ،به اختصار اهدافی را دنبال می کند که اهمّ آنها از این قرار است:
الف.طرح و تبیین ابعاد گوناگون برخورد میان نظریه تکامل و الاهیات در غرب و بیان حساس ترین موضع این تعارض.
ب.بیان رویکردها و دیدگاه های متفاوت صاحب نظران در حوزه های کلامی مسیحیت و اسلام
ج.ذکر آیات قرآن کریم پیرامون خلقت انسان و دسته بندی محتوای آن ها.
پرسشهایی که این پژوهش می تواند پاسخگوی آنها باشد
در موضوع مورد بحث ،پرسشهای متعددی برای افراد مختلف به ویژه جوانان دانش آموز و دانشجو وجود دارد که لازم است به نحوی مورد بررسی علمی و پاسخگویی دقیق قرار گیرد . نگارنده در پژوهش حاضر بر آن است تا به پاره ای از این سوالات ،پاسخ لازم را بدهد و ذهن های حق طلب و جستجوگر را از ابهامات اعتقادی مربوط به زمینه بحث ،خالی نماید . بعضی از سوالاتی که خواننده گرامی می تواند پاسخ آنها را از این نوشتار طلب کند ،از قرار زیر است:
1.چرا و چگونه "نظریه تکامل" ،اعتقادات دینی را به معارضه ای ظاهری طلبیده است؟
2.واکنش عالمان دین و متکلمان در قبال نظریه تکامل چه بوده است؟
3.دیدگاه قرآن کریم درباره خلقت انسان چیست؟ آیا این دیدگاه با مفاد نظریه تکامل ،متفاوت است؟
4.در صورت تفاوت دیدگاه قرآن کریم با مفاد نظریه تکامل در خصوص خلقت انسان ، آیا راهی برای جمع میان دیدگاه قرآن و نظریه تکامل وجود دارد؟
1- داروین و طرح نظریه تکامل زیستی موجودات زنده
چارلز داروین ،دانشمند طبیعی دان آماتور انگلیسی ، پس از تحقیق و نمونه برداری گسترده از گیاهان و جانوران و بیست و سه کار مداوم علمی ،سرانجام در روز 24 اکتبر 1859 میلادی ،دیدگاه خود را در خصوص تکامل تدریجی موجودات زنده ،در کتابی تحت عنوان بنیاد انواع به عالمان و پژوهشگران عصر خویش عرضه کرد.انتشار همین کتاب بود که تحولاتی را در بیشتر رشته های علوم به وجود آورد ،نظریه ثبات انواع را متزلزل ساخت و متولیان دین را در مغرب زمین ، به واکنش وا داشت.تلاش علمی داروین تلفیقی از مشاهدات مکرر و بیان نظریه تکامل تدریجی است که ما اصول نظریه او را جهت اطلاع بیشتر و شفافیت ذهن خوانندگان گرامی به اختصار می آوریم.
1-1 اصول نظریه داروین
داروین ، نظریه تکامل تدریجی موجودات زنده را برای توجیه پیدایش ، رشد و شکل گیری همه انواع موجودات زنده جهان ، کافی می داند و از همین رو تلاش می کند تا این دیدگاه را با روشی علمی و در قالبی دقیق و گویا تبیین ناید. به عقیده داروین فرآیندی که طی آن انواع موجودات زنده پا به عرصه وجود گذاشته اند "انتخاب طبیعی " نام دارد ."انتخاب طبیعی در واقع پایه و اساس نظریه داروین است " . همه تلاش او در کتاب بنیاد انواع بر تبیین دقیق و رفع ابهامات آن متمرکز می باشد . داروین معتقد است انتخاب طبیعی که به ایجاد انواع جدید موجودات منتهی می شود ، مبتنی بر سه اصل است:
اصل یکم : تنازع بقا
تحقیقات گسترده و نمونه برداری های داروین از موجودات زنده ، ذهن او را متوجه پیدایش تغییراتی کوچک و تصادفی ، در میان افراد نوع واحدی از جانداران کرده بود از سوی دیگر او به عینه شاهد بود که وسایل امرار و معاش و تغذیه جاندارانی که به کندی رشد می کنند ، به راحتی پاسخگوی نیاز جاندارانی که از رشدی شتابنده و تصاعدی برخوردارند ، می باشد. این امور معمای پیچیده ای را در ذهن داروین به وجود آورده بود.
1. Charles Robert Darwin
2. برای آشنایی با زندگی داروین ر.ک :پیتر مار ستون و اس هم سفری فیلیپ : زندگی و نظرات داروین.
3. دو ترجمه جداگانه از این کتاب به فارسی انجام شده است. یکی توسط عباس شوقی و دیگری توسطنورالدین فرهیخته
4.تکامل زیستی و آیات آفرینش ص 24 5.struggle for existence.
او سرانجام پس از مطالعه آثار اقتصاددان انگلیسی ، رابرت مالتوس ، به راز بزرگ معمای خود دست یافت و(( اصل تنازع بقا و کشمکش برای زندگی)) را به عنوان یکی از اصول نظریه خود برگزید
داروین با بهره گیری از همین اصل به اضافه مشاهدات خود در خصوص تغییر پذیری جانداران به این نتیجه رسید که در تنازع دایمی جانداران برای زندگی ، آن دسته از جاندار انی که از تغییرات مطلوب و مفید برخوردار شده اند ، می توانند جان سالم به در ببرند و در نتیجه ، دسته دیگری که فاقد چنین تغییرات مفیدی بوده اند، به اجبار راه زوال و نیستی را در پیش می گیرند . این امر از یک سو به پیدایش انواع جدید منتهی می شود و از سوی دیگر، تعادل بین جانداران و منابع امرار معاش آنان را برقرار می کند. داروین این حقیقت را این گونه شرح می دهد:
من از دیر باز با علاقه زیاد به مساله تنازع بقا که همه جا جاری و ساری است توجه می کردم، بر اثرمشاهده مدید ، عادات جانوران و گیاهان ، ناگهان این فکر به خاطرم رسید که تحت چنین شرایطی،تغییرات مطلوب محفوظمیماند و تغییرات نا مطلوب از بین می رود . نتیجه این سیر ، پیدایش انواع جدید است. سرانجام در اینجا به نظریهای دست یافته بودم که بتوانم کارم را با آن پیش ببرم.
بخش نسبتا بزرگی از کتاب بنیاد انواع به توضیح و تبیین این اصل اساسی نظریه تکامل اختصاص یافته است. در همین بخش داروین به بهره گیری خود از آرای مالتوس تصریح نموده و می گوید :
این است قانون مالتوس که نسبت به عالم حیوان و نبات عمیقانه ثابت نموده است.
اصل دوم : بقای اصلح
تنازع بقا به طور طبیعی دو نتیجه در پی دارد، اولین نتیجه آن ،انقراض و نابودی موجودی است که فاقد هر گونه صفت یا تغییر مفیدی بوده است و نتیجه دیگر ، بقا و ادامه حیات موجود واجد صفت و یا تغییر مفید می باشد. داروین این اصل را این گونه بیان نموده است :
ما باید یقین کنیم که پدید آمدن هر گونه تغییری که برای افراد یک نوع کم ترین زیان را در بر داشته باشد ناچارا و اجبارا در نهایت آنها را به نابودی میکشاند من پدید آمدن این تغییرات را که برای بقا مساعد و مناسب تر و نابودی آنها که زیان بخشترند رخ داده است ، من انتخاب طبیعی یا بقای اصلح نامیده ام.
1. Thomas Robert Malthus
2. زندگی و نامه های داروین ،به نقل از :ایان باربور :علم و دین ص 106
3. The Doctrine of Malthus 4. تکامل زیستی و آیات آفرینش ص 26
5.Survival of Fittest 6. تکامل زیستی و آیات آفرینش ص 27
داروین معتقد است بروز تغییرات جزیی در افراد نوع واحد و به دنبال آن تنازع بقا ، در نسلهای متوالی و در طول قرنهای پی در پی به پیدایش انواع جدید می انجامد.
اصل سوم : وراثت صفات اکتسابی
داروین برای تکمیل نظریه خود ، به قانون وراثت صفات و تغییرات اکتسابی متوسل شده است . وی معتقد است تغییرات و صفات کوچکی که به طور تصادفی یا تحت تاثیر عواملی چند ،در بعضی افراد نوعی واحد ،ظاهر می شوند به پیروزی آن افراد در تنازع بقا ، یاری می رسانند.
این تغییرات به حکم قانون وراثت به نسل های بعدی منتقل می شوند و در نتیجه به عنوان صفات موروثی باقی می مانند. نسلهای بعد نیز همین روند را در پیش می گیرند ، یعنی هر گونه تغییر جدیدی در افراد آن نسل ، ابتدا موجب پیروزی همان افراد در تنازع بقا می شود و در وهله دوم براساس قانون وراثت به نسل های بعدی منتقل می شود.
داروین اصل سوم نظریه خود را اینگونه بیان می کند :
اگر تغییرات فایده بخش یک موجود آلی گاهی ظاهر گردد و یقینا افرادی که آن تغییرات بر آنها روی داده ، بهترین فرصت را برای غلبه در تنازع بقا خواهند داشت. سپس به مناسبت اصل نیرومند وراثت ، این افراد تولداتی از خود باقی می گذارند که دارای همان خصایص و صفات آنها می باشد و من این قانونی که عبارت از حفظ به وسیله تغییرات مفید یا بقای اصلح و شایسته تر است به اصطلاح "انتخاب طبیعی " خوانده ام.
2- انسان محصول تکامل
داروین در کتاب بنیاد انواع ، هیچ سخنی از تکامل نوع انسان به میان نیاورده بود ، لیکن دوازده سال بعد از آن ، یعنی در سال 1871 با انتشار کتاب تبار انسان ، با بهره گیری از فر آیند انتخاب طبیعی ، پیدایش نوع انسان را نیز همانند سایر انواع جانداران ، معلول بروز تغییرات جزیی ،تنازع بقا و وراثت صفات اکتسابی ، در طول سالیان متمادی دانست . قسمتی از عبارتهای داروین در کتاب تبار انسان از این قرار است:
نتیجه اصلی که در این کتاب بدان رسیده ایم و در حال حاضر مورد قبول بسیاری از طبیعی دان ها یی است که صلاحیت داوری دارند ، این است که آدمی از بعضی حیوانات که سازمان عالی کمتری
1. داروین در جواب این سوال که چه عواملی به بروز این تغییرات در بعضی از افراد نوع واحد ، منتهی می شود عواملی از قبیل اوضاع و احوال محیط زندگی ، استعمال و عدم استعمال اعضا ، عادات و خو گرفتن با آب و هوا ، تغییرات متبادل و اقتصاد در نمو را بر شمرده است.
2. تکامل زیستی و آیات آفرینش ص 28
داشته اند ، اشتقاق یافته است . پایه های این نتیجه گیری هیچ گاه نخواهد لرزید ، زیرا شباهت
فراوان آدمی و حیوانات پست از از نظر رشد جنینی و نیز بسیاری جهات ساختمانی و سرشتی، بسیار مهم و ناچیز – اعضای تحلیل رفته آدمی و بازگشت های غیر عادی خصوصیات جسمی که گاه آدمی بدان محکوم است – واقعیت هایی هستند که انکار ناپذیرند.
انتشار کتاب تبار انسان که مقام قدسی انسان را به سطح سایر جانداران تنزل داده بود ، چالش هایی را پیرامون نظریه تکامل در میان حوزه های کلامی از یک سو و حوزه های تجربی از سوی دیگر پدید آورد. البته نزاع های موجود ، تنها در این مساله خلاصه نمی شد ، بلکه مسائل دیگری نیز که میدان نزاع و کشمکش بودند وجود داشته است . ما تلاش خواهیم کرد در بحث های آینده ، ابعاد گوناگون این نزاع را به اختصار ذکر نموده ، خوانندگان را برای مطالعه تفصیلی به منابع مربوطه ارجاع دهیم.
نکته 1 :داروین ادعای خود را براساس مشاهدات بسیار محکم بنا نکرد ، او مشاهدات محدودی داشت و ایده هایی که به ذهنش رسیده بود بیشتر مشاهدات او مربوط به عرشه کشتی تازی اچ.ام.اس می شد که از بریتانیا حرکت کرده بود.
در زمان ارایه نظریه داروین ،اطلاعات زیادی درباره جزئیات موجودات زنده وجود نداشت و یا میکروسکوپ های بسیار ساده و ابتدایی آن زمان ،ساختار پیچیده حیات قابل مشاهده نبود.
تکامل گرایان به علت برخوردار نبودن از علوم جدید و دقیق همچون بیوشیمی و میکرولوژی ،گمان می کردند که موجودات زنده ساختاری ساده دارند و ممکن است به طور تصادفی به وجود آمده باشند و چون با قوانین ژنتیک آشنا نبودند این گونه تصور می کردند که موجودات به سادگی به انواع جدید دیگر تبدیل می شوند.
1-2 پاره ای از نارسایی های علمی نظریه تکامل
تئوری تکامل داروین که بر سه پایه تنازع بقا ، بقای اصلح و وراثت صفات اکتسابی استوار است ، به قیاس منطقی ای شباهت دارد که هر گاه یکی از مقدمات آن فاقد شرایط انتاج باشد ، آن قیاس ، عقیم و به کلی فاقد نتیجه خواهد بود.
اصول سه گانه نظریه تکامل ، هم در زمان حیات داروین و هم پس از او توسط بسیاری از دانشمندان مورد چون و چرا و ایراد قرار گرفته است.
1.چارلز روبرت داروین :تبار انسان ، به نقل از:محمود بهزاد :داروینیسم و تکامل، ص 199
2.آفرینش ص 5
در زیر به بیان پاره ای آنها می پردازیم.
اولین نارسایی: صفات و تغییرات اکتسابی ، موروثی نیستند . با کشف قانون وراثت توسط دانشمند و کشیک گمنام ، گرگور مندل این حقیقت آشکار شد که تنها آن سلسله از صفات و تغییرات از والدین به فرزندان به ارث می رسند که در سلولهای جنسی والدین وجود داشته باشند که آنها نیز به نوبه خود آن اوصاف را از والدینشان به ارث برده اند. طبق قانون وراثت ، صفات و تغییراتی که در طول حیات موجود زنده ، به طور عارضی و اکتسابی به دست آمده اند هرگز به فرزندان منتقل نخواهند شد . واقع امر این است که شناختن ماهیت مکانیسم وراثت ، بزرگ ترین نقطه ضعف تئوری داروین است.
کشف قانون وراثت ، نظریه داروین را برای بسیاری از طرفداران آن با مشکل جدی رو به رو ساخت .
دومین نارسایی: تنازع بقا ، امری کلی و دائمی نیست . پیدایش صفات و تغییرات جدید که به عقیده داروین ، جانداران را در تنازع بقا یاری می دهد و به بقای اصلح می انجامد ، به دو شکل قابل تصور است.
الف. پیدایش صفات و تغییرات جزئی و ناچیز
این گونه صفات چندان موثر نیستند که بتوانند در تنازع بقا موجود زنده را یاری دهند و موجب تداوم حیات و بقای جاندار گردند.
ب. پیدایش صفات و تغییرات بزرگ و بارز
گر چه پیدایش این گونه صفات مشکوک و مورد تردید جدی است و خود داروین نیز متذکر آنها نشده است ، اما حتی با فرض آن که به لحاظ علمی مورد تایید واقع شوند ، توزیعشان در میان جانداران به نحوی نیست که یک موجود واجد همه صفات مفید و موجود دیگر فاقد همه آنها باشد ، بلکه در کنار صفات مفید ، صفات غیر مفید و به عبارت دیگر نواقصی وجود دارد که نیاز متقابل بسیاری از موجودات به یکدیگر و در نتیجه همزیستی مسالمت آمیز ، برای بقا را موجب می گردد.
مهمترین نقطه ضعف داروین در اهمیت فوقالعادهای است که برای تنازع بقا قائل است . او متوجه نشده بود که روابط موجودات زنده مشتمل بر جنگ و جدال نیست ، بلکه اشکال گوناگون کمک و پشتیبانی متقابل هم بین آنها وجود دارد ، تنها تنازع بقا را دیدن ، خطاست. فقط در عالم گیاهان است که پشتیبانی متقابل ملاحظه نمی شود. اشتباه دیگر داروین جانبداری از دکتر مالتوس است.
1. Gregor Mendel
2.محمود بهزاد :داروینیسم و تکامل ،ص221 به نقل از تکامل زیستی و آفرینش ،ص31
3. نورالدین فرهیخته :داروینیسم و مذهب ، ص 75 به نقل از تکامل زیستی و آفرینش ،ص 32
سومین نارسایی : بقای اصلح و نابودی غیر اصلح ، کلیت ندارد.
نتیجه ای که داروین از انتخاب طبیعی می گیرد ، این است که در طول زمان انواعی از موجودات که
دارای بهترین و کامل ترین صفاتند ، شکل می گیرند و انواع ناقص به تدریج از صحنه حیات منقرض می گردند. این مطلب نیز به شکل قضیه ای کلیه مورد قبول نیست ، زیرا لازمه آن این است که امروز در زمین غیر از نوع انسان که در بالاترین مرتبه تکامل است و واجد بهترین و مفید ترین صفات و تغییرات ، یعنی قدرت و تعقل است ، از وجود انواع دیگر موجودات که فاقد کمترین صفات مفیدند ،خبری نباشد. در صورتی که ما شاهد حضور ابتدایی ترین موجودات ، تا کامل ترین آنها بر صفحه زمین هستیم.
از سوی دیگر انقراض انواعی از جانداران عظیم الجثه که کاوش های زمین شناسی ، زندگی آنها بر روی زمین را در دوران طولانی ای از روزگار گذشته تایید می کنند ، به وسیله اصل تنازع بقا و بقای اصلح ، قابل توجه نیست .
چهارمین نارسایی : پیدایش اعضای پیچیده جانوران به وسیله نظریه تکامل قابل توجه نیست .
پاره ای از اعضا و جوارح موجودات زنده، چنان پیچیده و دارای اجزای متعدد و مرتبطی است که هر گاه همه آن اجزا بالفعل موجود باشند و به وظیفه خود درست عمل کنند ، آن عضو به حال موجود زنده مفید است وال با نقص جز کوچکی ، اجزا آن عضو ، ناقص و فاقد کارآیی مفید خواهند بود . دستگاه چشم ، دستگاه گردش خون و... از جمله همه اعضا پیچیده می باشند . حال فرض کنید طبق دیدگاه داروین ، در فردی از افراد نوعی از انواع جانداران ، جزئی از اجزای متعدد دستگاه چشم پدید آید، این جز به تنهایی هیچ فایده ای به حال فرد واجد آن نخواهد داشت . زیرا دستگاه چشم از اجزای متعددی تشکیل شده است که اگر همه آن اجزا یک جا جمع شوند چشم می تواند وظیفه خود را انجام دهد و الا وجود و عدم وجود جزئی از واحد برای موجود زنده مساوی است .
انتخاب طبیعی که به اعتقاد داروین ، در طول زمان ، اوصاف مفید را جمع میکند و به پیدایش انواع جدید می انجامد، تنها از عهده توجیه پیدایش اجزایی برمیآید که وجود شان به تنهایی و بدون وابستگی به اجزای دیگر ، به حال موجود زنده مفید باشند.لیکن اجزایی که به طور انفرادی فایده ای برای موجود زده ندارند و تنها با مجموعه ای از آنها ، عضو مفیدی ظهور می کند ، به وسیله انتخاب طبیعی قابل توجیه نمی باشند.
اشکالاتی که بطور اختصار ذکر گردید و اشکالات دیگری که ذکر آنها فرصتی دیگر می طلبد ، حاصل
1. استاد شهید مرتضی مطهری این اشکال را به شیوه دقیقی مورد بحث و بررسی قرار داده است . توحید )ص 256
بررسی دقیق و نگاه نقادانه پژوهشگرانی است که از دوران حیات و پس از مرگ داروین تا کنون ، نظریه تکامل را مورد مطالعه قرار داده اند.
بررسی چنین نارسایی هایی به پدیدار شدن نظریات جدیدی درباره تکامل انجامیده است که تا حد زیادی با نظریه داروین تفاوت دارند . مطالعه و بررسی مجموعه این نظریه ها ، ما را به این حقیقت نزدیک میکند که تکامل و نظریه پردازی پیرامون آن ، هر چند با اقبال زیادی مواجه شده است ، اما با اشکال های متعددی نیز روبروست.
3- ابعاد تعارض ظاهری نظریه تکامل با اندیشه های دینی و موضع متکلمان در قبال آن
طرح نظریه تکامل توسط داروین همانگونه که حوزه های گوناگون علم را در غرب ، تحت تاثیر خود قرار داشت . در حوزه دین نیز تاثیراتی به جای گذاشت . این تاثیر گذاری قبل از هر چیز دیگر از آن جا ناشی می شد که در منابع دینی غرب به ویژه در کتب آسمانی که منابع اولیه تعالیم دینی محسوب می شدند ، پیرامون پاره ای موضوعات دیدگاه هایی ابراز شده بود که پس از طرح و تدوین نظریه تکامل ، ان دیدگاهها و باور ها ،به ظاهر مخدوش می شدند و از همین جا ابعاد جدیدی از تعارض علم و دین در مغرب زمین رخ نمود .
متولیان دین و متکلمان روش واحدی در رویارویی با این بحث اتخاذ نکردند . جمعی به رد و تخطئه تکامل پرداختند و جمعی دیگر کاملا آنرا پذیرفتند و گروهی نیز برای جمع بین تکامل و تعالیم دینی کوشیدند . در این جا به اختصار ابعاد تعارض و دیدگاه های متفاوت متکلمان دینی را گزارش می کنیم.
1 -3 ابعاد تعارض ظاهری نظریه تکامل با اندیشه های دینی در مغرب زمین
به نظر می رسد نظریه تکامل ، حوزه دین را در غرب از چهار جنبه با تعارض رو به رو کرده است.
الف تعارض ظاهری نظریه تکامل با مساله خداشناسی
آنچه در غرب میان عالمان دین به عنوان مهمترین برهان بر وجود خالق مدبّر ذی شعور و هدف دار هستی رواج داشت برهان نظم بود .
طبق این برهان نظم حاکم بر جهان هستی ، علاوه بر آنکه وجود سازنده ای را برای جهان و موجودات آن اثبات می کند قدرت تدبیر ، شعور و هدف دار بودن را نیز برای آن خالق به اثبات می رساند . اما نظریه تکامل ، به ظاهر ،فعل و انفعالات فاقد شعور طبیعت را علت ظهور انواع موجودات جهان قلمداد می کرد و در نتیجه مدبّرانه و هدف دار بودن خلقت را به کلی کنار گذاشت .
اگر چه حادترین موضع تعارض نظریه تکامل با اندیشه های دینی در همین بعد نهفته است اما به نظر می رسد این امر ناشی از عدم تقریر صحیح برهان نظم باشد. در صورتی که برهان نظم آنگونه که در میان متکلمان مسلمان رایج است تقریر گردد، از هر گونه برخوردی از ناحیه نظریه تکامل ، مصون خواهد بود.
نکته:آنچه شایسته است بدان توجه داشته باشیم این است که بین اعتقاد به وجود خدا و و افکار نظریه قبول انواع ملازمه ای وجود ندارد.
ب. تعارض ظاهری نظریه تکامل با منزلت قدسی انسان
در نظریه های دینی غرب ، انسان به عنوان هدف عالی آفرینش که همه هستی برای برآوردن حاجات
و آمال او ایجاد گردیده بود . در این دیدگاه انسان تافته جدا بافته ای بود که با اراده خداوند و با هدف
پیوستن به او پا به عرصه وجود گذاشته بود و سایر مخلوقات نیز در جهت رسیدن او به این هدف بسیج شده بودند . اکنون نظریه تکامل با طرح این موضوع که همه موجودات جهان از جمله انسان در روندی تکاملی و در پرتو فعل و انفعالات فاقد شعور طبیعت ظهور کرده اند ، کرامت قدسی و جایگاه منحصر به فرد انسان را به کلی مخدوش ساخته ، موقعیت انسان را تا سطح سایر موجودات هستی تنزل داده بود.این بعد از تعارض بیشتر از آنجا ناشی می شد که دو طرف دعوا یعنی تجربی مسلکان طرفدار تکامل و پیروان تعالیم کتب مقدس ، پیشینه وجودی انسان را در مقام و منزلت کنونیش دخالت می دادند. در حالی که فرض دیگری که به کلی مورد غفلت هر دو طرف قرار داشت ، آن بود که انسان به عنوان موجودی صاحب عقل و قدرت تفکر، در جهان هستی دارای موقعیت ممتازی است و پیشینه وجودیش (محصول تکامل بودن یا محصول خلقت دفعی بودن) در موقعیت ممتاز فعلی او تاثیر منفی یا مثبتی نخواهد داشت.
1.نظریه جهش، نظریه متابولیسم یا سوخت و ساز ،نظریه ترانسفورمیسم و نظریه جدید تکامل ،همگی از نظریات جدیدی به شمار می روند که پس از نظریه داروین در خصوص تکامل شده اند. باگذشت سالهای طولانی ،بحث پیرامون نظریه تکامل ادامه یافته و در زمان حاضر شکل تازه ای به خود گرفته است. 2.ر.ک: نظریه تکامل زیستی موجودات زنده و برهان نظم ،مجله پژوهشی –علمی دانشکده علوم انسانی دانشگاه اصفهان ش10و11 1376وصص115 ،از نگارنده 1.ایان باربور: علم ودین ،ص 116.
ج : تعارض ظاهری نظریه تکامل با کتاب مقدس
اگر چه از مدت ها پیش از طرح نظریه تکامل ، در اثر پیشرفت های علمی به خصوص در زمینه های کیهان شناسی و زمین شناسی کتاب مقدس مورد تردید و چون و چرا قرار گرفته بود ، لیکن با طرح این نظریه برای نخستین بار اصول عقاید مهم کتاب مقدس – هدفداری جهان ، شان و اشرفیت انسان و نمایش شکوهمند آفرینش انسان و هبوط آدم – دستخوش تردید و تهدید شده بود.
جمعی از ملحدان نیز با بهره گیری از این نظریه به تبلیغ وترویج افکار و آرای الحاد آمیز خود پرداختند و همین امر به واکنش شدید اصحاب کلی در قبال نظریه تکامل منجر گردید این بعد از تعارض نیز آثار وسیعی را در قبال حوزه کلامی مسیحیت پدید آورده است. تاکنون روشن گشت که نظریه تکامل به ظاهر با مسایلی از جمله خداشناسی ، منزلت قدسی انسان ، اصول اخلاقی و کتاب مقدس تعارض دارد . نگارنده در این نوشتار درصدد است تا نظریه تکاملی داروین را با ایات خلقت مقایسه کند و ناسازگاری ظاهری آن دو را پاسخ گوید ، از این رو به ساحت های دیگر تعارض نخواهد پرداخت ،گرچه محققان دیگری به چالش های دیگر این نظریه پاسخ داده اند .
2-3.موضع عالمان دین در قبال نظریه تکامل
واکنش های عالمان دین ، در خصوص نظریه تکامل یکسان نبوده است. در ذیل ، دیدگاه های گوناگونی را که در این زمینه ابراز شده است ، فهرست وار و در دو بخش جداگانه می آوریم.
الف. حوزه دینی مسیحیت
پس از طرح نظریه تکامل ، متکلمان مسیحی واکنش واحدی را در برابر آن از خود نشان ندادند . می توان مجموع دیدگاههای این حوزه را در چهار گروه جمع بندی نمود. در زیر به گزارش اجمالی هر نظر گاه می پردازیم :
1. ردّ متعصّبانه نظریه تکامل و یکی دانستن آن با الحاد ، این دید گاه بیشتر در میان پروتستان های محافظه کار و بنیاد گرایان آمریکایی رایج بوده است .
2. قبول محتاطانه نظریه تکامل به همراه تفاسیر مجتهدانه متون کتاب مقدس ، این دید گاه بیشتر در میان پیروان مذهب کاتولیک رومی رایج بوده است.
3. قبول مشتاقانه نظریه تکامل همراه با جرح و تعدیل بنیانی عقاید دینی متخذ از کتاب مقدس با اعتقاد به الاهی بودن جریان تکامل ، این دیدگاه که در حقیقت نوعی از الاهیات طبیعی جدید به
شمار میرود، در میان تجدد طلبان کلیسا ، رایج بوده است
4. پذیرش نظریه تکامل بودن جرح و تعدیل بنیانی عقاید دینی ، با اعتقاد به اینکه مبنای توجیه عقاید دینی نه الاهیات و حیانی است،(آن گونه که در مکتب کاتولیک رایج بود) و نه الاهیات طبیعی (آن گونه که در میان تجدد طلبان رایج بود) بلکه مبنای توجیح عقاید دینی اعتنا به تجربه دینی است . این اعتقاد در میان پیروان لیبرالیسم کلامی رایج بوده است.
2.Fandamentalism(=بنیاد گرایی)، نهضت مذهبی محافظه کارا نه ای در فرقه های پروتستان در اوایل قرن بیستم هدف از این نهضت ،حفظ تفسیرهای کهن کتاب مقدس و اصول عقاید ایمان مسیحی در برابر خطر اکتشاف علمی بود.(دائرة المعارف فارسی
.1. تکامل زیستی و آیات آفرینش ،ص 41
ب. حوزه کلامی اسلام
متکلمان مسلمان نیز واکنش واحدی در قبال نظریه تکامل نداشته اند. مجموع دیدگاه های این حوزه را می توان در شش گروه زیر جمع بندی نمود:
1. ردّ قاطع نظریه تکامل با اعتقاد به اینکه ظاهر قریب به نصّ آیات قرآن کریم در خصوص خلقت انسان ، حاکی از خلقت دفعی انسان است.
2. قبول صریح نظریه تکامل ، همراه با تاویل و تفسیر آیات قرآن کریم براساس این نظریه.
3. اعتقاد به اینکه نظریه تکامل ، فرضیه ای بیش نیست و گر چه ظاهر آیات قرآن کریم با خلقت دفعی انسان سازگار است ، اما در صورتی که این فرضیه به قانونی علمی و مسلم تبدیل شود ظواهر آیات قرآن کریم براساس این نظریه قابل توجیه خواهند بود.
4. اعتقاد به اینکه ظاهر آیات قرآن کریم و روایات رسیده از معصومین علیهم السلام ، دلالت بر خلقت دفعی انسان دارد و در صورتی که نظریه تکامل به قطعیت و اعتبار رسد ، خلقت ثبوتی انسان استثنایی معجزه آسا در این قانون است.
5. اعتقاد به اینکه اصل مساله تکامل از اصول مسلم و اثبات شده به شمار می رود و قابل تشکیک نیست ، اگر چه در مسائل فرعی آن اختلاف نظرهایی وجود دارد . قرآن کریم نیز در باب خلقت انسان آیات متنوعی دارد که می توان معانی مختلفی را از آنها برداشت کرد و لیکن بیشتر این آیات مویّد نتیجه نظریه تکامل است.
6. اعتقاد به اینکه نظریه تکامل ، فرضیه ای است که هنوز در میان دانشمندان به نتیجه قطعی نرسیده و حتی در صورتی که این نظریه قطعی شود نیز منافاتی با آیات قرآن کریم نخواهد داشت، زیرا قرآن کریم داستان آدم را به صورت نمادین طرح کرده است.
2. تکامل زیستی و آیات آفرینش ،ص 42
4- دیدگاه قرآن کریم درباره خلقت انسان
پس از طرح نظریه تکامل مهمترین موضوعی که توجه اندیشمندان مسلمان را به خود جلب کرده و پیرامون آن بحث های فراوانی در گرفته ، مساله خلقت انسان است . قرآن کریم به عنوان یگانه متاب آسمانی موجود در جامعه اسلامی که به اعتقاد همه مذاهب اسلامی ، از هر گونه تحریف و دستبردی مصون بوده است . در آیات متعددی از خلقت انسان گفته و پرده از راز وجودی او برداشته است. برای هر فرد مومن به قرآن کریم بسیار حائز اهمیت است که از مفاد و محتوای واقعی این آیات مطلع باشد و نسبت آنها را با نظریه تکامل بشناسد. از همین رو تلاش هایی که در حوزه های اسلامی پیرامون نظریه تکامل صورت گرفته بیشتر معطوف بررسی مساله خلقت انسان از دیدگاه قرآن بوده ، از ابعاد دیگری که در مباحث گذشته به آنها اشاره نمودیم کمتر سخن به میان آمده است . نگارنده در این بخش بر آن است تا آنجا که این مختصر اجازه می دهد ، طی مباحثی چند به بررسی محتوایی آیات خلقت در قر آن کریم بپردازد .
1-4آیات قرآن کریم درباره خلقت انسان
موضوع خلقت انسان در آیات متعددی از قرآن کریم با تعبیر های گوناگون آمده است . در زیر تلا ش نموده ایم به ذکر و طبقه بندی محتوایی آیات یاد شده در سه گروه بپردازیم :
گروه یکم : آیاتی از قرآن که به خلقت انسان از خاک تصریح نموده اند . این آیات عبارتند از :
- و من ایاته ان خلقکم من تراب ثم اذا انتم بشر تنتشرون
و از نشانه های خدا این است که شما را از خاک آفرید و سپس شما به صورت بشر در زمین پراکنده شدید
-منها خلقناکم و فیها نعیدکم و منها نخرجکم تاره اخری
شما را از خاک آفریدیم و به خاک بر می گردانیم و بار دیگر از خاک خارجتان خواهیم کرد
- و الله انبتکم من الارض نباتا ثم یعیدکم فیها و یخرجکم اخراجا
خدا شما را از زمین رویاند و سپس شما را به زمین بر می گرداند و از آن بیرون می آورد.
- ان مثل عیسی عندالله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون
مثل عیسی ، مثل آدم است که خدا او را از خاک آفرید ، آنگاه به او گفت ، باش ، پس موجود شد.
- الذی احسن کل شی خلقه و بدا خلق الانسان من طین.
آن خدایی را که هر چیز را به نیکوترین وجه خلق کرد و آدمیان را نخست از خاک بیافرید .
- ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طین
و همانا ما آدمی را از گل خالص آفریدیم .
اذ قال ربک للملائکه انی خالق للملائکه خالق بشرا من طین . فاذا سویته و نفخت فیه من روحی
فقعوا له ساجدین
ای رسول یاد کن هنگامی را که خدا به فرشتگان گفت که من بشری را از گل می آفرینم. پس آنگاه که او را به خلقت کامل بیاراستم و از روح خود در او بدمیدم بر او به سجده درافتید.
ولقد خلقنا الانسان من صلصال من حما مسنون
و همانه ما انسان را از گل خشکی از گل سیاه عمل آمده آفریدیم.
تصریح به خلقت انسان از خاک در آیات 2 از سوره انعام ، 28 از سوره حجر ، 14 از سوی الرحمن ، 37 از سوره کهف، 5 از سوره حج ، و 67 از سوره غافر به چشم می خورد .
گروه دوم : آیاتی که از قرآن کریم که به خلقت انسان از نطفه ، تصریح دارند .
این آیات از این قرارند :
انا خلقنا الانسان من نطفه امشاج نبتلیه و جعلناه سمیعا بصیرا
ما انسان را از نطفه آمیخته آفریدیم و برای انکه او را آزمایش کنیم قدرت شنوایی و بینایی به او دادیم.
خلقنا الانسان من نطفه فاذا هو خصیم مبین
خدا انسان را از نطفه آفریده و او آشکارا سر کشی می کند .
او لم یر الانسان انا خلقناه من نطفه فاذا هو خصیم مبین
آیا انسان ندیده است که ما او را از نطفه آفریدیم که آشکارا سرکشی می کند .
اولم یک نطفه من منی یمنی ثم کان علقه فخلق فسوی
آیا انسان در ابتدا قطره آب نطفه نبود و سپس خون بسته و آنگاه آفریده و آراسته گردید .
من نطفه خلقه فقدره
خدا انسان را از خون بسته آفرید.
آیات دیگری از قرآکریم که سخن از خلقت انسان از آب دارند نیز در همین گروه قرار می گیرند.
گروه سوم :آیات دیگری از قرآن کریمخ که به خلقت انسان از نفس واحده تصریح نموده اند . تعدادی از این آیات بدین قرارند :
هو الذی خلقکم من نفس واحده و جعل منها زوجها لیسکن الیها
اوست خدایی که همه شما را از یک تن بیافرید و از او نیز جفتش را قرار داد تا به او انس و آرام گیرد.
خلقکم من نفس واحده ثم واحده ثم جعل منها زوجها
خدا انسان را از نفس واحده آفرید و جفت او را نیز قرار داد.
یا ایها الناس اتقوا ربکم الذی خلقکم من نفس واحده و خلق منها زوجها و بث منها رجالا کثیرا و نساء
ای مردم تقوای پروردگارتان را پیشه سازید ،همان خدایی که شما را از نفس واحده آفرید و از او جفتش را آفرید مردان و زنان بسیاری پدید آورد .
و هو الذی انشاکم من نفس واحده فمستقر و مستودع قد فصلنا الایات لقوم یفقهون
اوست خدایی که شما را از نفس واحده در آرامگاه(رحم) ودیعت گاه بیافرید . ما ایات خویش را برای اهل بصیرت مفصل بیان نمودیم.
آیات دیگری نیز در قرآن کریم در خصوص خلقت انسان آمده است که می توان آنها را به لحاظ مضمون ، در ردیف یکی از گروه های سه گانه فوق قرار دارد . مطالعه آن آیات را به عهده خواننده محترم وانهادهایم.[1]
2-4 جمع بندی محتوایی آیات خلقت
بر طبق آنچه در بخش پیشین به دست آمد ، مطالعه آیات آفرینش انسان در قرآن کریم ، ما را به سه معنا و محتوا به ظاهر متفاوت رو به رو می سازد
الف. آفرینش از خاک
ب. آفرینش از نطفه
ج. آفرینش از نفس واحده
نظر به اینکه هر سه گروه از آیات قرآن که دربردارنده سه محتوای فوق می باشند در صدد بیان و راز گشایی حقیقی از موضوع خلقت انسان هستند لذا می بایست کلیه آیات یاد شده را در کنار هم قرار داد تا بتوان با توجه به معنا و مفهوم آنها به محتوایی واحد درباره خلقت انسان ، دست یافت. به نظر می رسد فرآیند آفرینش از نطفه که در بررسی محتوایی آیات گروه دوم از آن یاد شد ، چیزی جز حقیقت تناسل و توالد که طبیعا در میان افراد نوع انسان رواج دارد ، نمی باشد. بنابر این آیات گروه دوم تنها در صدد بیان چگونگی تکوین و تولّد انسان ، از پدر و مادر در دو فرآیند انعقاد نطفه و مراحل جنینی می باشند و هیچ گونه ابهامی نسبت به محتوای این آیات وجود ندارد. امّا آفرینش انسان از خاک زمانی می تواند دارای معنا ومفهوم باشد که اولا ، با محتوای آیات گروه دوم (خلقت از نطفه) که برای نوع انسان واقعیتی ملموس است ، منافات و برخورد نداشته باشد و ثانیا ، به تاویل های دور از ذهن و تحمیلی از آیات نیانجامد. با رعایت دو نکته فوق ، بهترین شیوه ای که می توان به وسیله آن ، به درک صحیح معنای آیات گروه اول (خلقت از خاک) دست یافت. این است که کلیه این آیات را منحصر به خلقت اولین انسان بدانیم. . با اختصاص این آیات به خلقت اولیه انسان ، مرتکب هیچ گونه تاویل ناروائی نشده ایم ، ضمن آنکه آیات گروه دوم نیز ، کماکان بر محتوای ظاهری خود ، یعنی خلقت انسان در فرآیند تولید مثل ، باقی هستند.
مطالعه آیات دیگری که هم به خلقت انسان از خاک و هم به خلقت انسان از نطفه اشاره می کنند ، ما را بر این رای استوار می سازد. بعضی از این گونه آیات به قرار زیر است:
یا ایها الناس ان کنتم فی ریب من البعث فانا خلقناکم من تراب ثم من نطفة ثم من علقه ، ثم من مضعة مخلقة و غیر مخلقة...
ای مردم اگر در برپایی قیامت دچار شک هستید ، ما شما را نخست از خاک آفریدیم ، سپس از نطفه و پس از آن از خون بسته و آن گاه بسته از پاره گوشت تمام و غیر تمام...
1.حج (22) : 5 .
- و لقد خلقنا الانسان من سلالة من طین. ثم جعلناه نطفة فی قرار مکین. ثم خلقنا النطفة علقة فخلقناه العلقة مضغة فخلقنا المضغة عظاما . فکسونا العظام لحما ثم انشاناه آخر فتبارک الله احسن الخالقین.
- و همانا ما آدمی را از عصاره ای از گل آفریدیم. آن گاه او را از نطفه گردانیدیم و در جای استوار قرار دادیم. سپس نطفه را به خون بسته و خون بسته را به تکه گوشت و آن گوشت را استخوان و سپس استخوان ها ، گوشت پوشاندیم ، آفرین بر خداوندی که بهترین آفرینند گان است.
دو آیه زیر صریح تر از آیات بالا هستند:
- الذی احسن کل شئ خلقه و بدا خلق الانسان من طین . ثم جعل نسله من سلاسة من ماء مهین.
آن خدایی که هر چیز را به نیکوترین وجه خلقت کرد و آدمیان را نخست از خاک بیافرید ، آن گاه خلقت نژاد نوع بشر را از آب بی قدر مقرّر گردانید.
کلیه آیاتی که به آفرینش انسان از خاک و نطفه بطور یک جا تصریح نموده اند ، موید همین دیدگاه هستند .
با روشن شدن محتوای آیات گروه اول و دوم ، محتوای آیات گروه سوم نیز به خوبی روشن می گردید، زیرا وقتی که آیات گروه اول در صدد بیان آفرینش اول انسان و آیات گروه دوم در صدد بیان آفرینش انسانهایبعدی می باشند، در این صورت آیات گروه سوم ، خلقت نسل بشر را از اولین انسان بیان می کنند. به بیان دیگر پس از آنکه مشخص شد آفرینش از خاک که در برخی آیات قرآن کریم آمده است، مربوط به اوّلین فرد از نوع انسان است و آفرینش از نطفه که محتوای جمع دیگری از آیات قرآن می باشد ، مربوط به نژاد و نسل های متوالی انسان هاست، این سوال به ذهن خطور می کند که آیا ارتباطی میان اولین فرد انسانی و انسان های بعدی از نظر خلقت وجود دارد .
1. مومنون (23):12،13،14.
2. سجده (32):7و 8
3. فاطر (35) :11 ،مومن(40): 67.
آیات گروه سوم که از آفرینش همه انسان ها از نفس واحده ، سخن گفته اند ، تنها درصدد بیان وجود ارتباط بین خلقت اولین انسان و انسان های بعدی هستند ، امّا کیفیت این ارتباط و چگونگی شکل گیری انسان های بعدی و حتی خلقت زوجی برای اولین انسان ، مورد نظر و مقصود این آیات نبوده است . مفسّر عالی قدر علامه طباطبایی(رحم الله)در تفسیر آیات خلقت و جمع بندی محتوایی این گونه آیات ، این دیدگاه را بر سایر دیدگاه ها ترجیح داده و می گوید:
از ظاهر سیاق بر می آید که مراد از «نفس واحده» آدم علیه السّلام و مراد از «زوج ها» حوا باشد که پدر و مادر نسل انسان است که ما نیز از آن نسل هستیم و به طوریکه از ظاهر قرآن کریم بر می آید همه افراد نوع انسان به این دو تن منتهی می شود ، همچنان که از آیات زیر همین معنا بر می آید که« خلقکم من نفس واحد ثم جعل منها زوجها » ،« یا بنی آدم لا یفتننکم الشیطان کما اخرج ابویکم من الجنه » و آیه زیر به حکایت گفتار ابلیس است :«لئن اخرتن الی یوم القیامة لاحتنکن ذریه الا قلیلا»
5 -تبیین موضع تعارض ظاهری بین بیان قرآن و بیان علم درباره خلقت انسان
تنها گروه اول از آیات که به خلقت انسان از خاک تصریح نموده اند ، در ظاهر ، با نظریه تکامل که انسان را موجودی تکامل یافته و شکل گرفته از سایر موجودات ناقص تر عالم ، در روند انتخاب طبیعی می داند ، در تعارض هستند.
براساس ظاهر این گروه از آیات ، آفرینش اولین فرد از نوع انسان ، از خاک انجام گرفته و مسبوق به طی هیچ گونه روند تکاملی ای نبوده است. سایر افراد انسان از این فرد متولد شده اند و نسل همه افراد بشر به همان انسان اول بازمی گردد. به خوبی روشن است که آنچه مورد ادعای نظریه تکامل در باره شکل گیری نوع انسان است ، با محتوای ظاهری این آیات هماهنگی ندارد و نقطه تعارض نظریه تکامل با آیات خلقت در همین امر خلاصه می گردد.
سایر آیات قرآن که از آفرینش انسان از نطفه یا نفس واحده سخن گفته اند ، هیچ گونه برخوردی با نظریه تکامل ندارند .ین امر بدان سبب است که در خصوص تداوم نسل آدمی در روند انعقاد نطفه و تولید مثل تناسلی ، هیچ گونه اختلافی میان قرآن و بیان علمی وجود ندارد.
1. تکامل زیستی و آیات آفرینش ص 50 2. زمر(39) 6..همه شما را از یک نفس خلق کرد ،نفسی که پس از خلقتش همسرش از او خلق شد.
3. اعراف(7):27. ای فرزندان آدم زنهار که شیطان شما را نفریبد همچنان که پدر و مادر شما را از بهشت بیرون کرد. 4. سید محمد حسین طباطبایی: تفسیر المیزان ،ج4،ص 214
1-5 دیدگاه نخست : ردّ نظریه تکامل و تمسک به آیات خلقت
تعارض میان داده های علوم و آموزه های دین ، آن گاه قابل تصور است که نظریه علمی از فرضیه به قانون مسلم تبدیل شده باشد و آزمایش ها ، تجارب ، دلایل و شواهد متعدد آن را تایید نمایند. در حالی که ردّ نظریه تکامل تنها در حد فرضیه باقی مانده است و هیچ یک از ویژگی های قانون علمی در آن دیده نمی شود.
علامه سید محمد حسین طباطبایی از جمله اندیشمندانی است که این موضوع را با دقت مورد توجه و بررسی قرار داده و دیدگاه است. وی در تفسیر گران سنگ المیزان ، به تناسب آیات خلقت انسان به بررسی این موضوع و بیان دیدگاه خود پرداخته ، درباره نظریه تکامل چنین می گوید:
این گفتار صرف فرضیه ای بیش نیست و ادله ای که برای اثبات آن اقامه کرده اند از اثباتش قاصر است... زیست شناسی با همه موشکافی ها و طول مدتش تا کنون برای نمونه به هیچ فرد از نوع کاملی بر نخورده که از نوع دیگری متولد شده باشد ،البته به طوریکه خود تولد را مشاهده کنیم، نه دو فرد کاملا شبیه به هم را... . فرضیه تطور انواع فرضیه ای است حدسی ، که اساس علوم طبیعی امروز را تشکیل داده که ممکن است روز دیگری فرضیه ای قوی جای آن را بگیرد.
علامه طباطباییپس از ردّ نظریه تکامل با تمسّک به ظاهر آیات خلقت بر نظریه دفعی بودن خلقت انسان تاکید کرده ، چنین می گوید:
...از ظاهر قرآن بر می آید که نسل حاضر بشر منتهی به آدم و همسرش می شود و آدم و همسرش از پدر و مادر متولد نشده ، بلکه از زمین تکوّن یافته اند... . روشن ترین آیه ای که درباره خلقت آدم در قرآن دیده می شود آیه« ان مثلعیسی عند الله کمثل آدم خلقه من تراب ثم قال له کن فیکون».است ، چون آیه شریفه در پاسخ از احتجاج مسیحیان بر پسر بودن عیسی برای خدا نازل شده ، مسیحیان احتجاج می کردند به اینکه او بدون پدری از جنس انسانی به دنیا آمده و حال آنکه هر کس به دنیا بیاید از پدری متولد می شود ، پس پدر عیسی باید خدا باشد ، آیه شریفه در پاسخ آنان می فرماید:صفت عیسی علیه السّلام مانند آدم است که خدای تعالی او را از خاک زمین خلق کرد ، بدون اینکه پدری داشته باشد که از نطفه او متولد شود پس چرا مسیحیان نمی گویند آدم پسر خداست ، و اگر مراد خلقت از خاک ، منتهی شدن به خلقت آدم به خاک باشد ، همانطور که همه
1.لازم به یاد آوری است که قوانین علمی نیزخود در معرض تغییر و تحول جدی هستند از این رو معارضه قانون علمی با آیات قطعی وحی نیز خود محل بحث و گفتگوی فراوان دارد.
2. سید محمد حسین طباطبایی :تفسیر المیزان،ج16 ،صص 387 و 388 ، با تلخیص.
3.آل عمران (3):59.
جانداران متولد از نطفه نیز خلقشان منتهی به زمین می شود ، در این صورت معنای آیه چنین می شود که صفت عیسی که پدر ندارد مانند صفت آدم است که خلقتش منتهی به خاک می شود ، همچنانکه همه مردم نیز چنینند. و معلوم است که در این صورت دیگر آدم خصوصیتی ندارد تا به خاطر آن عیسای بدون پدر را با وی مقایسه کنند و در نتیجه ، آیه شریفه بی معنی می شود یعنی احتجاج علیه انصاری و پاسخ به دلیل آن نمی شود.
با این بیان روشن می شود که تمامی آیات قرآنی که از خلقت آدم از تراب و یا گل یا امثال آن خبر می دهند ، همه بر مدعای ما دلالت می کنند ، یعنی می فهماند که خلقت او آنی و بدون گذشت زمان و بدون پدر و مادر بوده... .
علامه طباطبایی بر این مطلب تاکید می ورزد که برداشت آفرینش دفعی و مستقل نوع انسان آیات خلقت ، مبتنی بر ظاهر (نه نصّ) این آیات است و برداشت هایی از این دست ، در صورت لزوم قابل تاویل و تطبیق بر دیدگاه های دیگر نیز می باشند.
وی با این سخن راه را برای چگونگی مواجهه با این احتمال که شاید پیشرفت علوم به اعتبار قطعی نظریه تکامل بیانجامد ، باز گذاشته است. از این رو ، در صورتی که فرضیه تکامل در اثر تلاش های علمی و پژوهش های وسیع محققان علوم تجربی به قانونی علمی ، مسلم و بدون خدشه تبدیل گردد ، تاویل و تفسیر آیات خلقت انسان مطابق با این نظریه ، امری ممکن خواهد بود. در جمع بندی نهایی می توان دید گاه علامه طباطبایی را در سه مطلب خلاصه نمود:
الف. نظریه تکامل به لحاظ علمی فرضیه ای بیش نیست.
ب. آیات خلقت ، آفرینش دفعی و مستقل نوع انسان را تاکید می کنند.
ج. در صورت اثبات قطعی نظریه تکامل ، امکان تاویل آیات خلقت بر طبق این نظریه وجود دارد.
دیدگاه نخست در حل تعارض ظاهری نظریه تکامل با آیات خلقت ، رایج ترین و مقبول ترین
دیدگاهی است که از آغاز شکل گیری بحث های مربوط به این موضوع تا کنون ، در میان عالمان و اندیشمندان دینی مطرح بوده است. بیشترین آثار پدید آمده در حوزه های دینی پیرامون این موضوع ، حاوی همین دیدگاه و مباحث مربوط به آن می باشد.
1. سید محمد حسین طباطبایی :تفسیر المیزان،ج16 ،صص 384و385 .
2.ر.ک: همان،ج4،صص 224 و 225 .
3. برخی از اندیشمندان دینی که در مباحث علمی خود پیرامون موضوع محل بحث دیدگاه نخست را برگزیده اند ، به قرار زیر اند:
الف. جعفر سبحانی: داروینیسم یا تکامل انواع . ج. مرتضی مطهری :توحید . ب. ناصر مکارم شیرازی : فیلسوف نماها.
2-5 دیدگاه دوم: آفرینش دفعی و مستقل انسان با تمسک به صریح آیات آفرینش
این دیدگاه از سویی مبتنی بر نارسایی های علمی نظریه مذکور و ادله اقامه شده به نفع آن است از ابتدا تا کنون با مشکلات جدی رو به رو شده ،از سوی دیگر مبتنی بر آرای آن عده از دانشمندان علوم تجربی و زیستی است که ادله و شواهد علمی متعددی از جهان طبیعت و موجودات آن ، علیه نظریه تکامل اقامه نموده اند .
صاحبان دیدگاه دوم بر این باورند که بررسی دقیق آیات آفرینش ، نتیجه ای جز خلقت دفعی و مستقل نوع انسان در پی نخواهد داشت و این نتیجه نه تنها مبتنی بر ظاهر آیات که مطابق با نصّ و صریح آیات خلقت نیز می باشد. انتساب خلقت دفعی نوع انسان به نصّ و صریح آیات قرآن ، نقطه اصلی تمایز دیدگاه دوم با دیدگاه نخست است.
براساس این دیدگاه در صورتی که نظریه تکامل به لحاظ علمی به درجه اعتبار کامل نایل شود و نارسایی های آن به یمن پیشرفت علوم مرتفع گردد ، نیز هرگز مجاز به تاویل آیات آفرینش بر طبق این نظریه نیستیم. در فرض مذکور ، تردید نا پذیر بودن وحی الاهی که آیات آفرینش نیز جزیی از آن است دلیلی محکم بر استثنا پذیر بودن قانون تکامل در خصوص انسان است . مطابق این دیدگاه ، در صورت قطعیت یافتن نظریه تکامل ، آفرینش دفعی انسان که مقتضای صریح آیات خلقت است،
استثنایی در روند خلقت تدریجی موجودات خواهد بود.
متفکر و اندیشمند بزرگ معاصر علامه محمد تقی جعفری(قدس سره)از جمله اندیشمندانی است که موضوع محل بحث را به دقت مورد بررسی قرار داده و دیدگاه فوق را برگزیده است. وی بخش بزرگی از کتاب آفرینش و انسان را به بررسی نظریه تکامل اختصاص داده و بر این باور است که دلایل اقامه شده به نفع نظریه تکامل ، هرگز قادر نخواهند بود آن را از حد یک فرضیه فراتر برند. بخشی از کلام وی در این باره از این قرار است:
استدلالات قائلین به فرضیه تحول ، امروزه کم و بیش در دسترس دانش پژوهان و دانشوران قرار گرفته است ، ولی با نظر به یک یک و مجموع آن استدلالات نتیجه قطعی که از مقدمات علمی محسوس به دست می آید اخذ نشده است.[2]
وی پس از استناد به اظهار نظرهای برخی دانشمندان طبیعی ، مباحث خود پیرامون این نظریه
را این گونه به پایان برده است:
این بود خلاصه دو نظریه اثبات و نفی که درباره مکتب ترانسفورمیسم ابراز شده است. ما در این بحث به عنوان یک دانشمند طبیعی اظهار نظر نکرده ایم بلکه مقصود ما این است که نظریه تحول انواع، آنچنانکه شهرت پیدا کرده است ، مستند به حس و قطعی نمی باشد.
علامه جعفریدلالت آیات قرآن کریم بر خلقت دفعی و مستقل انسان را دلالتی صریح می داند و در باره چنین می گوید:
...این مساله چنان که از آیات قرآنی و فصل دوم از سفر اول که سفر تکوین تورات است ، بر می آید به طور صریح خلقت انسان را نوع مستقل معرفی کرده است و این که انسان از نوع سابقی تحول پیدا نکرده است و این که انسان از نوع سابقی تحول پیدا نکرده است.
وی در چگونگی توجیه آفرینش دفعی و مستقل نوع انسان ، بیانی زیبا و درخور توجه دارد که بخش هایی از آن را در زیر آورده ایم:
اگر ما با نظر دقیق به جریان انفجار کرات فضایی و نیروی با عظمتی که آنها را به حالت سیستماتیک نگه داشته است و مساله کره زمین و شروع اولین زنده در روی زمین و انقسام آن به نر و ماده توجه کنیم ، قبول کردن امکان چنین خلقت برای ما دشوار نخواهد بود. ما هنگامی که به جریان منظم دستگاه فعلی طبیعت متوجه شویم فراموش می کنیم که تعریفات ما درباره ماده و طبیعت آن مقداررسا نیست که پدیده های غیر مسبوق طبیعت را به تفسیر کند مثلا در نظر بگیریم :
1. کرات فضایی چرا منفجر شده است ؟...
2.آیا ماده اولیه کرات فضایی توام با حرکت بوده است یا ساکن و در هر دو صورت به چه علت ؟
3. اولین زنده روی زمین چگونه ایجاد شد؟ احساس برای اولین بار از ترکیب کدامین مواد به و جود آمده است؟
4. انقسام زنده به نر و ماده با کدامین جریان طبیعی ایجاد شده است؟
اگر ما برای طبیعت و نوامیس آن چنین توانایی را قبول کنیم که تمامی عملیات فوق را انجام داده ، جهش ها کرده است. چرا این طبیعت از قابلیت مقداری گل به شکل آدم سرپیچی می کند و اگر قوانین و نوامیس طبیعت تحت سلطه یک موجود برتر می باشد که ما آن را خدا معرفی می کنیم ، چه استحاله ای در این جا وجود دارد؟
خلاصه ما نمی توانیم با مقدار معلومات معدود و گسیخته ای که در دسترس ما قرار گرفته است ، چنین حادثه ای را منکر شویم که یک موجود به نام انسان به طور استقلال به قدرت خداوند بزرگ ، قدم به عرصه هستی گذاشته است
1. همان، ص 101 2. محمد تقی جعفری : آفرینش و انسان ،ص 109
تذکر:
دو دیدگاه بالا که هر یک به نوعی تعارض ظاهری نظریه تکامل و آیات آفرینش را پاسخ داده اند عمده ترین دیدگاه هایی هستند که تا کنون از سوی محققان و اندیشمندان حوزه دینی پیرامون این موضوع ابراز شده ا ند.
در این میان بعضی از افراد نیز سعی کرده اند از یک سو نظریه تکامل و به نارسایی های علمی و ایراد های مطرح شده از سوی دانشمندان علوم طبیعی چشم فرو بندند و از یک سو تلاش کرده اند آیات آفرینش قرآن کریم را منطبق با نظریه مذکور جلوه دهند.
1. برای آگاهی بیشتر نسبت به موضوع مورد بحث ، ر.ک:
-.ر.ک: یدالله سحا بی : خلقت انسان
نتیجه
نظریه تکامل زیستی که از قرن 19 میلادی مطرح شده و هم اکنون نیز تلفیق علم ژنتیک رنگ تازه ای به خود گرفته و در قالب نئوداروینسیم مطرح می باشد . در تضاد آشکار با اساسی ترین قانون زیست شناسی یعنی"حیات فقط از حیات بوجود می آید" است . این نظریه در مقابل بسیاری از سوالات مطرح شده- همچون چگونه اولین سلول بوجود آمد ؟ و یا سوال ساده تری که-چگونه اولین پروتئین بوجود آمد؟ جوابی ندارد .
در حوزه مسیحیت با طرح این نظریه" برای نخستین بار اصول عقاید مهم کتاب مقدس _هدفداری جهان ,شان و اشرفیت انسان و نمایش شکوهمند آفرینش و هبوط آدم _ دستخوش تردید و تهدید شده بود" ودر حوزه کلام اسلامی حتی اگر تعارضی باشد بین آیات قرآن کریم و. این نظریه آنگاه ظاهر آیات قرآن کریم براساس این نظریه قابل توجیه خواهند بود.
1. آفرینش ص6
2.ایان بار بور : علم و دین ص 12 به نقل تکامل زیستی و آیات آفرینش
کتا بنا مه
- ابراهیم کلانتری : تکامل زیستی و آیات آفرینش ,تهران – موسسه اندیشه معاصر
- هارون یحیی : آفرینش – ترجمه امیر صالحی طالقانی – تهران – انتشارات قدیانی
- مرتضی مطهری : توحید – تهران - صدرا
- سید محمد حسین طباطبا ئی – تفسیر المیزان – ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی – قم – انتشارات وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه –
- محمد تقی جعفری : آفرینش و انسان- قم دار التبلیغ