بازشناسی آسیب های اخلاقی درنهج البلاغه گردآورنده ربیع صادقی مدرس اخلاق دانشگاه


چکیده :

سخنان امام علی (علیه السلام) در خصوص بازشناسی آسیب های اخلاقی در جامعه ی دینی، با توجه به رویکرد و عملکرد دینداران، حاکی از شدت آسیب پذیری جامعه از عواملی است که حضور اخلاق را در ارکان مختلف زندگی فردی یا اجتماعی، ناکارآمد جلوه می دهد. بر این اساس، ریشه ی بسیاری از انحراف ها و آسیب های اجتماعی، ناشی از عدم رعایت اخلاق است که دامنه ی اثرگذاری آنها بسیار گسترده است. پیمان شکنی، ضیق صدر، خیانت، ظلم، تندخویی، سخن چینی، تملق و چاپلوسی، استبدادی رای، خودفراموشی، قانون گریزی، جهل و تقلید کورکورانه و ... از مهم ترین آسیب های اخلاقی محسوب می شود.

طرح مسئله :      

امام علی (علیه السلام) یکی از اهداف بنیادی دین را رویکرد اخلاقی و فضیلت محور در تدبیر امور و اداره ی ارکان مختلف زندگی می داند. از این رو در خط مشی سیاسی امام علی (علیه السلام) پای بندی به ارزشهای اخلاقی و دینی و تحقق حاکمیت دینی، به مفهوم حقیقی آن، جلوه ای برجسته دارد. از آنجا که نهج البلاغه محصول چالش های فکری- عملی حکومت امام علی(علیه السلام) بوده و سیمای اخلاق راستین دینی و ارزشهای معنوی و انسانی در آن، به طور دقیق انعکاس یافته، بازیابی آن از منظر آسیب شناسی اخلاقی، ضرورتی است که دستیابی به آن، دستاوردهای ارزنده ای در جهت پاسداری از ارزشهای اخلاقی- دینی دارد. به ویژه در شرایط امروزی، با برقراری جمهوری اسلامی، یافتن الگوهای ارزشی و اخلاقی برای اداره ی جامعه، در تمام ابعاد، نیاز قطعی است. تا از یک سو توانایی دین را در اداره ی جامعه اثبات کند و از سوی دیگر با ترسیم چارچوب کلی اخلاق اسلامی، آسیب ها و آفت هایی که می تواند نظام جامعه را به چالش بکشاند، شناسایی کرده و با ارائه راهکاری شایسته به مقابله با آن برخیزد. در این نوشتار برآنیم تا مهم ترین آسیب های اخلاقی که نظام جامعه ی دینی را با چالش مواجه می کند، بازشناسیم. ربیع صادقی مدرس اخلاق اسلامی دردانشگاه های لرستان

آسیب های اخلاقی: 

منظور از آسیب یا آفت در مسائل اجتماعی، ظهور عیب و نقص و خروج از وضع و پیدایش تباهی است؛ چنانکه آسیب یا معادل آن، آفت در زبان عربی، به معنای عامل تباه کننده ای است که به چیزی اصابت کند:

  الافه عرض مفسد لما اصاب من شیء(1)

بنابراین منظور از آسیب شناسی، که در اصل از جمله مفاهیم ورودی از دانش پزشکی به حوزه ی مباحث جامعه شناسایی عوامل اختلال درون نهادها و زیر مجموعه های اجتماعی، در ایفای وظایف و کارکردهای مورد انتظار هر کدام از آنهاست (2) و خواه ناخواه، مراد از آسیب شناسی اخلاق نیز شناخت عوامل و متغیرهایی است که نظام اخلاق اسلامی را از اصول و اهداف اصلی خود دور می کند. از آنجا که آسیب شناسی مفهومی نظری است که همواره باید نسبت به یک عامل دیگر، مانند وضع موجود، وضع مطلوب، یا انتظارات آرمانی بررسی و شناخته شود، به طور کلی باید چارچوبی عام، برای مطلوبیت و سنجش انحراف از معیار در نظر گرفت. از این رو، چون تقوای الهی و زمینه سازی برای تحقق آن و نیز احیای مکارم اخلاق از اصلی ترین  اهداف پیامبران به شمار می رود(3) معیار انحراف را از این زاویه بررسی می کنیم و به شناسایی آسیب ها می پردازیم. به دیگر سخن، چون ماهیت جامعه ی دینی، اسلام و مبانی معنوی است، معیار آسیب شناسی را سازگار یا عدم سازگاری نگرش ها و رفتارها با مبانی تقوا و مکارم اخلاق قرار می دهیم و از این منظر آسیب ها را واکاوی می کنیم.

رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال منطق، در عرصه ی کار و عمل بر پایه ی اخلاق به دست می آید. فقدان اخلاق به معنای محو زمینه و بستر شکوفایی انسان در دستیابی به کمال مطلق در چامعه است. زیرا با شکسته شدن مرزهای اخلاق، همه ی حریم ها شکسته می شود و چون حریم ها شکسته شود، پلیدها در روابط اجتماعی پدیدار می شود.

امام علی (علیه السلام) در این زمینه چنین می فرمایند :

ثم ایاکم و تهزیع الاخلاق و تصریفها ؛

مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون سازید (4).

انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی در اجتماع، خطری جدی و ویرانگر است. زیرا وقتی انسان از محدوده ی فرد خارج می شود و در ارتباط با سایر افراد قرار می گیرد، اگر اصول اخلاقی حاکم بر روابط نباشد، انسانیت انسان فرو می ریزد و جامعه رو به زوال و انحطاط می گذارد.

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) کرامتهای اخلاقی موجب برتری و والایی شان انسان ها است. امام علی (علیه السلام) فرمود :

علیکم بمکارم الاخلاق فانه رفعه؛

بر شما باد مکارم اخلاق که آن سبب والایی است.(5)

البته باید توجه داشت هر چه مراتب اداری افراد بالاتر رود و حیطه ی مسئولیت آنها گسترش یابد، اخلاق اسلامی و کمالات انسانی در آنان باید والاتر و برتر باشد. به تعبیر امام علی (علیه السلام) امام و رهبر همچون رودخانه ی پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری است. پس اگر آب آن رودخانه گوارا باشد آب رودهای کوچک نیز گوارا است و اگر شور باشد آب درون آنها نیز شور خواهد شد.(6)

در ادامه به برخی آسیب هایی که ممکن است ناشی از عدم رعایت اصول اخلاقی باشد، اشاره می شود.

1-پیمان شکنی : 

وفای به عهد و پای بندی به تعهدات از نظر اسلام از جمله عالی ترین فضائل اخلاقی است. آیات قرآن (7)و سفارشات معصومین (علیه السلام)(8) حاکی از آن است که وفای به عهد، یکی از شرایط اساسی ایمان است.(9) این اصل اخلاقی در روابط داخلی مسلمانان با یکدیگر خلاصه نمی شود، بلکه مسلمین موظف اند در برابر بیگانگان و کفار نیز این اصل را رعایت کنند. از دیدگاه امام علی (علیه السلام) وفای به عهد، عامل همبستگی و الفت.(10) امنیت و سیادت نظامها و حکومتها (11) بنیاد دینداری است.(12) در واقع قوام امور در هر اجتماعی پای بندی به عهد و پیمان است و پیمان شکنی و ارج نهادن به تعهدات آثار زیانبار و مخربی را به دنبال خواهد داشت. از همین رو امام (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:

فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود؛

چیزی از واجبات خدا در اجتماع مردم با اختلاف هواها و پراکندگی اندیشه شان از بزرگ دانستن وفای به پیمانها نیست .(13)

زیرا انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی او ایجاب می کند که نسبت به تعهدات خویش پای بند باشد. در غیر این صورت، نظام اجتماعی از هم خواهد گسست. امام (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:

قد جعل الله عهده و ذمته امنا افضاه بین العباد برحمه و حریما یسکنون الی منعته و یستقیضون الی جواره فلا ادغال و لا مدالسه ولا خداع؛

خداوند پیمان و زنهارش را امن و آسایشی که از روی رحمت و مهربانیش بین بندگان گسترده قرار داده است و آن را حریم و پایگاهی قرار داده که به استواری آن زیست کرده، در پناه آن بروند پس تبهکاری و فریب در آن نیست.(14)

2-ضیق صدر:    

اصل بردباری و شکیبایی جایگاه والا و ارزشمندی در اخلاق دارد. امام علی (علیه السلام) از آن به عنوان خیر و نیکی یاد کرده اند:

الخیر ان یکثر علمک و ان یعظم حلمک ... ؛

خیر آن است که دانشت افزون و حلم و بردباریت بزرگ شود.(15)

در حقیقت، شرح صدر به معنای ظرفیت فکری و روحی است و گسترش ظرفیت فکری و روحی انسان موجب می شود که بینش و ظرفیت او برای پذیرش حق تقویت شود.

در مقابل ضیق صدر، موجب کم ظرفیتی و تحیر در تصمیم گیری و درماندگی در کار و رفتار نادرست با مردم می شود. امام علی (علیه السلام) فرمودند:

من ضلق صدره لم یصبر علی اداء الحق؛

کسی که سعه صدر ندارد و برای ادای حق تاب نمی آورد.(16)

در واقع بدون صبر و حلم هیچ کاری به نتیجه نخواهد رسید و انسانی که صبر و شکیبایی ندارد، فاقد اختیار بوده و پیوسته اسیر تصمیم گیری های عجولانه و نادرست است. امام علی (علیه السلام) در نامه ای به «حارث همدانی» فرمود:

و اکظم الغیظ و تجاوز عند المقدره و احلم عند الغضب و اصفح مع الدوله ... و احذر الغضب فانه جنند عظیم من جنود ابلیس؛

و خشم را فرو بنشان و هنگام توانایی (از کیفر) بگذرد و هنگام تندخویی؛ بردبار باش و با وجود تسلط داشتن (از انتقام) دوری کن.(17)

لازم به ذکر است که ایشان قبل از دیگران خود به این فضیلت اخلاقی آراسته بود و بیش از دیگران آن را مراعات می کرد؛ چنانکه در دیوان منتسب به حضرت آمده است:

و ذی سفه یواجهنی بجهل

واکره ان اکون مجیبا

یزید سفاهه و ازید حلما

کعود زاد بالاحراق طیبا(18)

دیوان الامام علی

3-خیانت (نقض امانتداری) :

آسیب پذیری نظام اخلاقی، از هر عاملی از نفوذ خیانت در میان افراد اجتماع ناشی می شود. خیانت پدیده ای غیر اخلاقی و صفت انسان های پست است، (19) یه همین دلیل امام علی (علیه السلام) بر امانت داری سفارش نموده اند. زیرا تلقی امانت دارانه از امور و انجام آن با چنین رویکردی، اصلی اساسی در اخلاق است. امام علی (علیه السلام) در بیانی می فرماید:

و من استهان بالامانه و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها فقد احل بنفسه فی الدنیا الذل و الخزی و هو فی الاخره اذل و اخزی؛

کسی که امانت را خوار دارد و در خیانت بی باک باشد و خود و دینش را از آن پاک نسازد در دنیا رسوایی را به خود روا داشته و در آخرت خوراتر و رسواتر است .(20)

امام علی (علیه السلام) اهمیت فوق العاده ای به اصل امانتداری داده اند. در بیانات ایشان امانتداری ستوده شده و از آن به عنوان راس اسلام و مسلمانی یاده شده است.(21) زیرا خیانت، سبب پایمال شدن حقوق مردم و سلب اعتماد اجتماعی خواهد شد. از همین روی امام علی (علیه السلام) پیوسته مردم و کارگزاران را به پرهیز از خیانت امر کرده و از آنان می خواهد با این آسیب مبارزه کنند و خیانتکاران را به سزای اعمال خود برسانند.(22) این شدت و قاطعیت امام، درجه ی آسیب پذیری جامعه را از پدیده ی شوم خیانت روشن می کند.

4-ظلم و بی عدالتی:

از دیدگاه امام علی(علیه السلام) در سایه ی عدالت تعادل و آرامش بر جامعه حاکم شده و زمینه ی تکامل و رشد معنوی انسان فراهم می آید. عدالت روشی مطمئن و قانونی عام و جهان شمول است که آدمیان برای رسیدن به سعادت باید از آن عبور نمایند. شاخصه ی جامعه دینی نیز برقراری عدالت است.

عدالت خواهی و عدالت گرایی از جمله فضائل اخلاقی است که در بیانات امام علی (علیه السلام) مورد توجه قرار گرفته و سیره ی عملی ایشان در حکومت حاکی از آراستگی امام علی (علیه السلام) به این فضیلت اخلاقی است. زیرا عدالت در بنیاد و مبادی اخلاقی امام اصلی است که با اصول دیگری پیوند دارد و طبیعتی است که ممکن نیست او خود را بر ضد آن وادارد، تا آنجا که گویی این عدالت ماده ای است در ارکان جسمی و ساختمان بدنی او؛ در واقع عدالت خونی است در خونش و روحی است در روحش .(23)

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) یکی از مهم ترین عوامل سقوط و انحطاط جوامع و تمدن ها، ستم بر مردم است. رعایت عدالت و حاکمیت آن بر روابط و مناسبات اجتماعی، از جمله مهم ترین اصول اخلاقی است که حافظ سلامت و تداوم نظام اجتماعی است؛ با رعایت عدل و انصاف دوستی و مودت شکل می گیرد و پایدار می ماند.(24) عطوفت و محبت در روابط انسانی، با ظلم و بی عدالتی رخت برمی بندد.(25)

5-تند خویی و خشونت :

حسن خلق و خوش رفتاری، یکی از اصول مسلم اخلاقی است. که مورد توجه و سفارش معصومین (علیه السلام) نیز بوده است. از دیدگاه اما علی (علیه السلام) رفق و مهرورزی عامل اتحاد و همبستگی است و از ویژگی ها و خصوصیت های خردمندان است. در مقابل خشونت و تندی با مردم در حکم جنگ با خدا تلقی می شود، چنانکه فرمود:

و لا تنصبن نفسک لحرب الله فانه لا یدی لک بنقمته و لا غنی بک عن عفوه و رحمته و لا تندمن علی عفو و لا تبجن بعقوبه و لا تسر عن الی بادره وجدت منها مندوحه؛

و مبادا خود را برای جنگ با خدا آماده سازی که تو را توانایی خشم او نبوده، از بخشش و مهربانیش بی نیاز نیستی، و هرگز از بخشش و گذشت پشیمان و به کیفر شاد مباش و به خشمی که می توانی مرتکب نشوی شتاب منما.(26)

امام علی (علیه السلام) در فراز به مهرورزی، خشونت و تندی با افراد را مصداقی از جنگ و ستیز با خدا می داند. در نتیجه اهمیت مهربانی و مدارا با مردم نزد امام تبیین می شود. نیروی محبت، از نظر اجتماعی، نیروی عظیم و موثری است.بهترین اجتماع، اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت عامل مهمی در پایداری و ادامه ی حیات جوامع انسانی و تمدن ها است. قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛

پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو و [پر مهر] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعا از پیرامون تو پراکنده می شدند. پس از آنان درگذر و بر ایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گیری بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد.(27)

در اینجا علت گرایش مردم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میزان محبتی است که نبی اکرم نسبت به مردم مبذول می داشت. بر همین اساس امام (علیه السلام) در آغاز نامه ی خود به مالک فرمود:

و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه و الطف بهم و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا؛

مهربانی با مردم را پوشش دل خود قرار دهد و با همه دوست و مهربان باشد، مبادا همچون حیوان شکاری باشی که خوردن آنها را غنیمت دانی.(28)

آن حضرت همچنین در آغاز فرمان حکومتی خود به عبدالله بن عباس چنین فرمود :

سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک و ایاک و الغضب فانه طیره من الشیطان ؛

با مردم به هنگام دیدار در مجالس رسمی و در مقام داوری گشاده رو باش و از خشم بپرهیزکه سبک مغزی به تحریک  شیطان است.(29)

در نامه ای به محمد بن ابی بکر چنین فرمود:

فاحفض لهم جناحک لهم جانبک و ابسط لهم وجهک؛

بالت را برای ایشان بخوابان (با همگان فروتن باش) و پهلویت را بر ایشان هموار دار (کاری کن که همه از رفتارت سود برند) و با آنان گشاده رو باش.(30)

امام علی (علیه السلام) محبت و رفق را تا آن اندازه مهم می داند که از آن به عنوان راس سیاست یاد می کند(31)و از مهرورزی و خوش خلقی نیز با عنوان بهترین سیاست یاد می کند(32) زیرا خشونت عامل تفرقه و جدایی دلها است. افزون بر این فضایی رعب انگیز و ناامن در سطح جامعه ایجاد می کند.

 6-تکبر و خودخواهی :

ارزش های اخلاقی با هر نوع خودخواهی و خودکامگی در تضاد است. این رذیله ی اخلاقی آسیب های جدی را بر پیکره ی اخلاقی وارد می آورد. بنابراین امام علی (علیه السلام) همیشه تلاش می کردند تا زمینه ها و بستر های خودخواهی در عرصه های گوناگون را بزداید؛ تدابیر اجتماعی و عملکرد امام در عرصه ی حکومت و سیاست، نشانگر اهتمام ایشان به این موضوع است.

امام علی (علیه السلام) ضمن نامه ای به مالک اشتر فرمود:

و لا تقولن مومر و امر می کنم پس باید فرمان مرا بپذیرید و این روش سبب فساد و خرابی دل و ضعف و سستی دین و تغییر و زوال نعمت ها گردد.(33)

خودخواهی انسان را به سرکشی و تعدی می کشاند و این امر با اهداف حاکمیت دینی که بر مبنای رعایت رفق و مداراست، منافات دارد. زیرا با ظهور این پدیده شوم، بین افراد اجتماع حقوق مردم و رعایت کرامت آنها، زیر پا گذاشته شده و اموال آنها چپاول می گردد.

به تعبیر دیگر ناتوان ترین افراد آن انسان نمایی است که معنای قدرت را نشناخته و قدرت را وسیله ی خودکامگی و استبداد تلقی کند و همه ی اصول و حقایق و شخصیت خود را پایمال کند. چنین موجود حقیری به تعبیر قرآن کریم کوس سر می دهد(34) و خود را همسان خدا می پندارد و برای خود عظمت و جبروت الهی قائل می شود و بیان می دارد که به هر حال من باید اطاعت شوم.(35) نظر دقیق درباره ی زوال و سقوط تمدن ها و مدیریت این حقیقت را روشن می سازد، علت اصلی زوال و سقوط تمدن ها و جوامع انسانی را منیت و خودخواهی ناشی شده است. برای ظلم هیچ معنایی جز این وجود ندارد که هستی و خواسته های دیگران زمانی معنی می دهد که یک شخص آن را بخواهد .(36)

7- سخن چینی:

در فرهنگ اسلام، سخن چینی از جمله رذایل اخلاقی است. در کلام معصومین (علیه السلام) سخن چینان، بدترین مخلوقات اند و بهشت نیز بر آنها حرام است.(37) پذیرش و مقبولیت اجتماعی فرد سخن چین، خطری جدی برای دینی است. زیرا سلب اعتماد و امنیت شده و عامل ایجاد تفرقه و پراکندگی می شود.

امام علی (علیه السلام) خطاب به کارگزاران حکومت سفارش کرده اند :

و لیکن ابعاد رعیتک منک و اشنوهم عندک اطلبهم لمعایب الناس ... و لا تعجلن الی تصدیق ساع فان الساعی غاش و ان تشبه بالناصحین؛

و باید از رعیت کسی را بیش از همه دور و دشمن داشته باشی که به گفتن زشتی های مردم اصرار دارد... و در تصدیق و باور داشتن بدگو و سخن چین شتاب منما، زیرا سخن چین، خیانتکار و فریب دهنده است هر چند خود را به صورت پند دهندگان درآورد.(38)

زیرا فرد سخن چین بر تعاملات اجتماعی تاثیر به سزایی دارد و از نتایج آن سوء ظن است، که در این صورت، اعتماد عمومی دچار آسیب می شود و ارتباطات اجتماعی و تعاملات انسانی از شکل صحیح خود خارج شده و رنگ و بوی خصومت می گیرد.

8- تملق و چاپلوسی :                         

تملق از جمله رذائل اخلاقی است که نقش مهمی در آسیب پذیری نظام جامعه دینی دارد. امام علی (علیه السلام) در تعریف چاپلوسی می فرماید:

الثناء باکثر من الاستحقاق ملق ... ؛

ستودن بیش از آنچه شایسته است چاپلوسی می باشد.(39)

میدان دادن به افراد متملق و چاپلوس اصل مهم انتقاد و نقد و نظر را به چاپلوسی و تملق تبدیل می کند.

امام علی (علیه السلام) سر منشا این رذیلت را حماقت فرد می داند(40) و خود و دیگران را از این آسیب برحذر می دارد. چنانکه در مقابل ستایش فردی فرمود : من از آنچه زبانت می گوید کمترم و از آنچه در دل داری برتر؛(41)

در منظر امام از سخیف ترین حالات والیان، نزد صالحان جامعه، این است که گمان شود آنها دوست دار فخر، غرور و تکبراند.(42) اگر در جامعه ای حق نصیحت و انتقاد آزاد باشد، روابط اجتماعی و مناسبات سیاسی از سلامت بیشتری برخوردار است. زیرا در صورت آزادی بیان و گشوده بودن راه نصیحت و انتقاد است که کاستی ها و نواقص آشکار و سعی در رفع آنها می شود. از این رو امام علی (علیه السلام) در بیانی فرمود:

من واجب حقوق الله علی العباد النصیحه بمبلغ جهدهم و التعاون علی اقامه الحق بینهم؛

و از جمله حقوق واجبه خدا بر بندگان اندرز دادن و کمک و یاری به یکدیگر است برای اجرای حق بین خودشان به قدر کوشش و توانایی .(43)

در واقع از مهم ترین آفات و عوامل عقب ماندگی جوامع، رواج روحیه ی تملق و چاپلوسی است. از این رو ایجاد محیط نقادی و انتقاد پذیری از ضروریات جامعه دینی و از راه های مقابله با این آفت است. زیرا زمینه ای فراهم می آورد که عیوب مطرح شده و ضعفها جبران شود و از گرایش به استبداد و خودکامگی جلوگیری شود.

9- استبداد رای:

در فرهنگ دینی «مشورت» به مثابه ی راهکاری برای جلوگیری از استبداد و خود محوری و دست یافتن به اندیشه های برتر مورد تاکید قرار گرفته است؛ امام علی (علیه السلام) یکی از ارکان تدبیر و اداره ی جامعه را مشورت می داند . جلوه ی آن را می توان در تضاوب آراء افکار و اندیشه های موافق و مخالف ملاحظه کرد. از این رهگذر صحیح ترین، کامل ترین و بهترین رای حاصل خواهد آمد.(44) بر همین اساس، می توان دریافت که مشورت از لغزش های آدمی کاسته و بر دوستی و همدلی می افزاید، زمامداران را با دیدگاه های گوناگون آشنا می کند و از روش های فراست و کیاست است. امام علی(علیه السلام) درباره ی ضرورت پرهیز از خودآرایی و لزوم مشورت با دیگران فرمود:

من استبد برایه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها؛

هر کس خودرای باشد هلاک شود و کسی که با دیگران مشورت کند خدا آنان را با خود همراه کند .(45)

گستردگی، تخصص و پیچیدگی روزافزون مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی درک آنها را دشوار کرده است؛ چنانکه در بسیاری موارد فهم همه جانبه ی آنها برای یک شخص ناممکن است. از این رو مشورت با متخصصان، برای رسیدن به راه صحیح درست و مصون ماندن از لغزش ضرورت می یابد. در صورت خودآرایی اضمحلال جامعه دینی قطعی خواهد شد؛ چنانکه خودرایی اشعث بن قیس، فرمانده ی سپاه امام علی (علیه السلام) در جنگ صفین باعث ایجاد سستی در سپاه امام در مقابل سپاه معاویه شد.(46)

10-قانون گریزی:

رعایت قانون در روابط و مناسبات اجتماعی و اداره ی جامعه از اهمیت زیادی برخورداراست. زیرا اگر افراد جامعه نسبت به قوانین و ضوابط اجتماعی بی تفاوت باشند، به گونه ای مخاطره آمیز شالوده ی نظام اجتماعی تهدید و کارکرد و کارآیی آن دچار اختلال می شود. پس قانون مندی ضامن بقای نظام اجتماعی و کارکردهای آن است. از نتایج قانون گریزی سلب امنیت از حیات اجتماعی انسان است. قانون برای اجرا و برقرار شدن نظم اجتماعی عادلانه و به منظور پرورش انسان مهذب بوده و شرف و ارزش انسان در تبعیت از قانون است.

امام علی (علیه السلام) همواره به قانون گرایی و رعایت حدود الهی تاکید داشت و هرگاه کسی را به مسئولیتی می گماشت او را با قوانین و ضوابط کار و مسئولیت آشنا می کرد. قانون گرایی ایشان سرانجام مخالفت قدرت طلبان را برانگیخت، زیرا آن حضرت هیچ شریفی را بر غیرشریف و هیچ عربی را بر عجمی، برتری نمی داد و با بزرگان و سرکردگان قبایل سازش نمی کرد و هیچ کس را به هواخواهی خو برنمی انگیخت.(47)

نامه های متعدد امام علی (علیه السلام) به مسئولان حکومت و مردم تحت حکومت، حاکی از اهتمام ایشان برای برقراری یک نظام قانونمند در روابط اجتماعی است. از جمله نامه های ایشان فرمانهای حکومتی به «حذیفه بن یمان» فرماندار مدائن و نیز نامه ای به مردم مدائن است.(48)

11-افراط و تفریط:

افراط و تفریط از دیگر آسیب های اخلاقی است که جامعه ی دینی را- که تمام برنامه هایش براساس اصل اعتدال است- دچار چالش می کند. از این رو امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:

و لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق؛

و کاری که باید بیش از هر کار دوست داشته باشی میانه روی در حق است.(49)

اندیشه ی اجتماعی  امام علی (علیه السلام) مبتنی بر اصل اعتدال است. ایشان میانه روی در امور را جاده ی حق و مسیر هدایت می داند و می فرماید:

الطریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوه؛

راه راست راه میانه است که کتاب باقیمانده (قرآن کریم) و آثار نبوت (سنت حضرت رسول) بر آن (شاهد) است و از آن راه راست؛ و طریقه رسول خدا بیرون می آید و به سوی آن عاقبت امر بازگشت می کند .(50)

به تعبیر دیگر، یک از مهم ترین عوامل انحراف و دوری از آموزه های اصیل دینی، افراط و تفریط در امور است.

12- خود فراموشی:   

یکی از موارد آسیب پذیری نظام اجتماعی در حوزه ی اخلاق و خود فراموشی است. قرآن کریم در نکوهش این عمل چنین می فرماید:

اتامرون الناس بالبر و تنسون و انتم تتلون الکتاب؛

آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید با اینکه خود کتاب می خوانید.(51)

زیرا هدایت مردم و ترویج دین، در گرو آن است که افراد به آنچه می گویند عمل کنند وخود نمونه های عینی از عمل به آموزه های دینی باشند. امام علی (علیه السلام) می فرماید:

و نهوا غیرکم عن المنکر و تناهوا عنه فانما امرتم بالنهی بعد التناهی؛

و از منکر مرتکبین را نهی کنید و خودتان آن را مرتکب نشوید؛ زیرا شما مامور شده اید که از منکر نهی نمایید پس از آنکه خود آن را به جا نیاورید.(52)

از منظر امام علی (علیه السلام)  عالمانی که به علم خود عمل نمی کنند، جاهلانی گمراه به شمار می روند که هرگز نمی توانند نقش هدایت و رهبری بر عهده داشته باشند .(53) از این رو می فرماید:

من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه؛

هر که خود را پیشوای مردم نمود باید پیش از یاد دادن به دیگری نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد0(54)

13- جهل و تقلید کورکورانه :  

یکی از مشخصه های آیین اسلام آن است که اصول دین در آن تقلیدی نیست، بر هر مسلمان واجب است که از راههای عقلی و علمی، خود به تحقیق و بررسی در این زمینه بپردازد.(55) از این رو  امام علی (علیه السلام) معتقداند که دین و ایمان واقعی، نتیجه ی خردورزی است و هرکس بدون تعقل و تفکر دین را بپذیرد، مانند آن است که دین ندارد.(56)

دیدگاه امام ریشه ی استبدادپذیری و حقارت را جهالت و بی بصیرتی دانسته که برای رفع آن لازم است مردم آگاه شوند و تربیت یابند. از این رو می فرماید:

ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم و علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا؛

ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است. اما حقی که شما بر من دارید نصیحت کردن به شماست و رساندن غنیمت تا بیاموزید.(57)

امام علی (علیه السلام)  در بیانی مردمان را به سه دسته تقسیم کرده اند:

الناس ثلاثه فعالم ربانی، متعلم علی سیبل النجاه و همج رعاع.(58)

در این تقسیم بندی آنها که اهل نجات اند، یا عالم ربانی اند و یا رهروانی جستجوگر که از فروغ دانش بهره می گیرند و در راه راست گام برمی دارند و کسانی که از این دایره بیرون هستند، «همج رعاع» یعنی موجوداتی حقیر و بی ارزش و چون حشرات هستند.(59)

امام علی (علیه السلام)  در توصیف این افراد فرمود:

اتباع کل ناعق یملیون مع کل ریح لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجئوا الی رکن و ثیق؛

هر آواز کننده ای را پیرواند و با هر بادی می روند از نور دانش روشنی نطلبیده اند و به پایه استواری پناه نبرداه اند.(60)

جهل در تمام ابعاد زندگی مشکل آفرین است و شان دین، مخالفت با کوری و نادانی و ایجاد بینش و دانایی و گام نهادن در مسیر هدایت و پیروزی از حق است. بنابراین خداوند متعال خطاب به نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی؛

بگو این راه راست من، که من و هرکس پیروی ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم.(61)

رسول خدا و پیروان او به بصیرت دعوت می کنند، نه به جهالت؛ و به اطاعت آگاهانه و نه تقلید کورکورانه. از این رو خداوند فرمان می دهد که ای پیامبر بگو من با یقین و معرفت و حجت قاطع به توحید و عدالت فرا می خوانم و این سیره ی من و پیروان من است .(62)

بر این اساس بسیاری از خسارتها و مصائبی که در طول تاریخ، بر پیکره ی دین و اخلاق اسلامی وارد شده است، ناشی از عدم آگاهانه دین و تقلید کورکورانه بوده است.

نتیجه گیری :

1.از دیدگاه نهج البلاغه اصلاح و فساد جوامع و ملتها وابسته ی تهذیب اخلاقی است. بی تردید بزرگترین مسئولیت علم اخلاق هدایت انسان است. نهج البلاغه به مثابه ی منشور حاکمیت اخلاق در جامعه ترسیمی روشن از مکارم اخلاق و نیز سیاست های کارآمد در جهت تصحیح و ارتقای عملکرد افراد بر طبق هنجارهای اخلاقی در اجتماع ارائه کرده است.

2.طبق اموزه های نهج البلاغه تمسک به اخلاقیات و اصول اخلاقی از عناصر وحدت آفرین در جامعه است که انسان ها را با روحیات و صفات مختلف و خواسته های متفاوت به وحدت می رساند.

3.از دیدگاه  امام علی (علیه السلام)  تزلزل بنیان های اخلاقی آسیب هی جدی بر پیکره ی جامعه وارد نموده و امر سیاست و تدبیر جامعه را مختل می کند. بدین ترتیب نظام جامعه ی دینی با دشواری ها و مشکلات مواجه خواهد شد.

4.آسیب های جامعه ی دینی در حوزه های اخلاق یا ناشی از اخلاق ناپسند افراد جامعه است مانند : استبداد رای، خودخواهی، ضیق صدر ....؛ و یا علمکرد نادرست آنان سرچشمه می گیرد، مانند: استبداد رای، قانون گریزی،خیانت و ... که با توجه به راهکارهای عملی مطرح در نهج البلاغه ، هر دو بعد قابل پیشگیری و اصلاح اند.

منابع : 

قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1373 ش.

آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، 1125ق، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح و تعلیق میر جلال الدین حسینی ارموی، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، 1360 ش.

آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ غررالحلم و دررالکلم، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1407 ق.

ابن ابی الحدید، عز الدین عبداحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم ، مصر:

دارالاحیاء الکتب العربیه، 1378 ق.

ابن میثم، میثم بن علی، 636-698 ق؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1362.

جورداق، جرج، امام علی (علیه السلام) صدای عدالت انسانیت، م: سید هادی خسرو شاهی، موسسه مطبوعاتی فراهانی، 1344 ش.

جعفری، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1360.

جعفری، محمد تقی، حکمت اصول سیاسی در اسلام، تهران : بنیاد نهج البلاغه، 1359 .

خلیل بن احمد فراهیدی، 100-175 ق، قم : موسسه میلاد، 1414 ق.

خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، قم : دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.

دشتی، محمد و محمدی، کاظم؛العجم المفهرس لا لفاظ نهج البلاغه، قم: موسسه النشر الاسلامی، 1406ق.

دورکیم، امیل، قواعد و روش جامع شناسی، م: علی محمد کاردان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران،1373 ش.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ق 4، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق و ضبط محمد. سید کیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1407 ق.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: ناصرخسرو، 1365.

کلینی، محمدبن یعقوب،- ق329،الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق.

الکرم عبدالعزیز، دیوان الامام علی بن ابیطالب (علیه السلام) قم : انتشارات کتابخانه ارومیه، بی تا.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تهران : دارالکتب الاسلامیه، 1362 ش.

المحمودی، محمد باقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1397 ق.

معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه، تهران، نشر ذره، 1372.

مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، بیروت : دارالعلم للملایین، 1979 م.

نصربن مزاحم،- ق 212، وقعه الصفین، تحقیق و شرح عبدالسلام و محمد هارون، قم: مکتبه المرعشی النجفی، 1403 ق.

 

 

 1- فراهیدی 1/90

2- دورکیم 74

3- مجلسی 59/67

4- نهج البلاغه ، خطبه 176

5- مجلسی 53/78

6- ابن ابی الحدید 279/20

بازشناسی آسیب های اخلاقی درنهج البلاغه گردآورنده ربیع صادقی مدرس اخلاق دانشگاه


چکیده :

سخنان امام علی (علیه السلام) در خصوص بازشناسی آسیب های اخلاقی در جامعه ی دینی، با توجه به رویکرد و عملکرد دینداران، حاکی از شدت آسیب پذیری جامعه از عواملی است که حضور اخلاق را در ارکان مختلف زندگی فردی یا اجتماعی، ناکارآمد جلوه می دهد. بر این اساس، ریشه ی بسیاری از انحراف ها و آسیب های اجتماعی، ناشی از عدم رعایت اخلاق است که دامنه ی اثرگذاری آنها بسیار گسترده است. پیمان شکنی، ضیق صدر، خیانت، ظلم، تندخویی، سخن چینی، تملق و چاپلوسی، استبدادی رای، خودفراموشی، قانون گریزی، جهل و تقلید کورکورانه و ... از مهم ترین آسیب های اخلاقی محسوب می شود.

طرح مسئله :      

امام علی (علیه السلام) یکی از اهداف بنیادی دین را رویکرد اخلاقی و فضیلت محور در تدبیر امور و اداره ی ارکان مختلف زندگی می داند. از این رو در خط مشی سیاسی امام علی (علیه السلام) پای بندی به ارزشهای اخلاقی و دینی و تحقق حاکمیت دینی، به مفهوم حقیقی آن، جلوه ای برجسته دارد. از آنجا که نهج البلاغه محصول چالش های فکری- عملی حکومت امام علی(علیه السلام) بوده و سیمای اخلاق راستین دینی و ارزشهای معنوی و انسانی در آن، به طور دقیق انعکاس یافته، بازیابی آن از منظر آسیب شناسی اخلاقی، ضرورتی است که دستیابی به آن، دستاوردهای ارزنده ای در جهت پاسداری از ارزشهای اخلاقی- دینی دارد. به ویژه در شرایط امروزی، با برقراری جمهوری اسلامی، یافتن الگوهای ارزشی و اخلاقی برای اداره ی جامعه، در تمام ابعاد، نیاز قطعی است. تا از یک سو توانایی دین را در اداره ی جامعه اثبات کند و از سوی دیگر با ترسیم چارچوب کلی اخلاق اسلامی، آسیب ها و آفت هایی که می تواند نظام جامعه را به چالش بکشاند، شناسایی کرده و با ارائه راهکاری شایسته به مقابله با آن برخیزد. در این نوشتار برآنیم تا مهم ترین آسیب های اخلاقی که نظام جامعه ی دینی را با چالش مواجه می کند، بازشناسیم. ربیع صادقی مدرس اخلاق اسلامی دردانشگاه های لرستان

آسیب های اخلاقی: 

منظور از آسیب یا آفت در مسائل اجتماعی، ظهور عیب و نقص و خروج از وضع و پیدایش تباهی است؛ چنانکه آسیب یا معادل آن، آفت در زبان عربی، به معنای عامل تباه کننده ای است که به چیزی اصابت کند:

  الافه عرض مفسد لما اصاب من شیء(1)

بنابراین منظور از آسیب شناسی، که در اصل از جمله مفاهیم ورودی از دانش پزشکی به حوزه ی مباحث جامعه شناسایی عوامل اختلال درون نهادها و زیر مجموعه های اجتماعی، در ایفای وظایف و کارکردهای مورد انتظار هر کدام از آنهاست (2) و خواه ناخواه، مراد از آسیب شناسی اخلاق نیز شناخت عوامل و متغیرهایی است که نظام اخلاق اسلامی را از اصول و اهداف اصلی خود دور می کند. از آنجا که آسیب شناسی مفهومی نظری است که همواره باید نسبت به یک عامل دیگر، مانند وضع موجود، وضع مطلوب، یا انتظارات آرمانی بررسی و شناخته شود، به طور کلی باید چارچوبی عام، برای مطلوبیت و سنجش انحراف از معیار در نظر گرفت. از این رو، چون تقوای الهی و زمینه سازی برای تحقق آن و نیز احیای مکارم اخلاق از اصلی ترین  اهداف پیامبران به شمار می رود(3) معیار انحراف را از این زاویه بررسی می کنیم و به شناسایی آسیب ها می پردازیم. به دیگر سخن، چون ماهیت جامعه ی دینی، اسلام و مبانی معنوی است، معیار آسیب شناسی را سازگار یا عدم سازگاری نگرش ها و رفتارها با مبانی تقوا و مکارم اخلاق قرار می دهیم و از این منظر آسیب ها را واکاوی می کنیم.

رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال منطق، در عرصه ی کار و عمل بر پایه ی اخلاق به دست می آید. فقدان اخلاق به معنای محو زمینه و بستر شکوفایی انسان در دستیابی به کمال مطلق در چامعه است. زیرا با شکسته شدن مرزهای اخلاق، همه ی حریم ها شکسته می شود و چون حریم ها شکسته شود، پلیدها در روابط اجتماعی پدیدار می شود.

امام علی (علیه السلام) در این زمینه چنین می فرمایند :

ثم ایاکم و تهزیع الاخلاق و تصریفها ؛

مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون سازید (4).

انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی در اجتماع، خطری جدی و ویرانگر است. زیرا وقتی انسان از محدوده ی فرد خارج می شود و در ارتباط با سایر افراد قرار می گیرد، اگر اصول اخلاقی حاکم بر روابط نباشد، انسانیت انسان فرو می ریزد و جامعه رو به زوال و انحطاط می گذارد.

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) کرامتهای اخلاقی موجب برتری و والایی شان انسان ها است. امام علی (علیه السلام) فرمود :

علیکم بمکارم الاخلاق فانه رفعه؛

بر شما باد مکارم اخلاق که آن سبب والایی است.(5)

البته باید توجه داشت هر چه مراتب اداری افراد بالاتر رود و حیطه ی مسئولیت آنها گسترش یابد، اخلاق اسلامی و کمالات انسانی در آنان باید والاتر و برتر باشد. به تعبیر امام علی (علیه السلام) امام و رهبر همچون رودخانه ی پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری است. پس اگر آب آن رودخانه گوارا باشد آب رودهای کوچک نیز گوارا است و اگر شور باشد آب درون آنها نیز شور خواهد شد.(6)

در ادامه به برخی آسیب هایی که ممکن است ناشی از عدم رعایت اصول اخلاقی باشد، اشاره می شود.

1-پیمان شکنی : 

وفای به عهد و پای بندی به تعهدات از نظر اسلام از جمله عالی ترین فضائل اخلاقی است. آیات قرآن (7)و سفارشات معصومین (علیه السلام)(8) حاکی از آن است که وفای به عهد، یکی از شرایط اساسی ایمان است.(9) این اصل اخلاقی در روابط داخلی مسلمانان با یکدیگر خلاصه نمی شود، بلکه مسلمین موظف اند در برابر بیگانگان و کفار نیز این اصل را رعایت کنند. از دیدگاه امام علی (علیه السلام) وفای به عهد، عامل همبستگی و الفت.(10) امنیت و سیادت نظامها و حکومتها (11) بنیاد دینداری است.(12) در واقع قوام امور در هر اجتماعی پای بندی به عهد و پیمان است و پیمان شکنی و ارج نهادن به تعهدات آثار زیانبار و مخربی را به دنبال خواهد داشت. از همین رو امام (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:

فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود؛

چیزی از واجبات خدا در اجتماع مردم با اختلاف هواها و پراکندگی اندیشه شان از بزرگ دانستن وفای به پیمانها نیست .(13)

زیرا انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی او ایجاب می کند که نسبت به تعهدات خویش پای بند باشد. در غیر این صورت، نظام اجتماعی از هم خواهد گسست. امام (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:

قد جعل الله عهده و ذمته امنا افضاه بین العباد برحمه و حریما یسکنون الی منعته و یستقیضون الی جواره فلا ادغال و لا مدالسه ولا خداع؛

خداوند پیمان و زنهارش را امن و آسایشی که از روی رحمت و مهربانیش بین بندگان گسترده قرار داده است و آن را حریم و پایگاهی قرار داده که به استواری آن زیست کرده، در پناه آن بروند پس تبهکاری و فریب در آن نیست.(14)

2-ضیق صدر:    

اصل بردباری و شکیبایی جایگاه والا و ارزشمندی در اخلاق دارد. امام علی (علیه السلام) از آن به عنوان خیر و نیکی یاد کرده اند:

الخیر ان یکثر علمک و ان یعظم حلمک ... ؛

خیر آن است که دانشت افزون و حلم و بردباریت بزرگ شود.(15)

در حقیقت، شرح صدر به معنای ظرفیت فکری و روحی است و گسترش ظرفیت فکری و روحی انسان موجب می شود که بینش و ظرفیت او برای پذیرش حق تقویت شود.

در مقابل ضیق صدر، موجب کم ظرفیتی و تحیر در تصمیم گیری و درماندگی در کار و رفتار نادرست با مردم می شود. امام علی (علیه السلام) فرمودند:

من ضلق صدره لم یصبر علی اداء الحق؛

کسی که سعه صدر ندارد و برای ادای حق تاب نمی آورد.(16)

در واقع بدون صبر و حلم هیچ کاری به نتیجه نخواهد رسید و انسانی که صبر و شکیبایی ندارد، فاقد اختیار بوده و پیوسته اسیر تصمیم گیری های عجولانه و نادرست است. امام علی (علیه السلام) در نامه ای به «حارث همدانی» فرمود:

و اکظم الغیظ و تجاوز عند المقدره و احلم عند الغضب و اصفح مع الدوله ... و احذر الغضب فانه جنند عظیم من جنود ابلیس؛

و خشم را فرو بنشان و هنگام توانایی (از کیفر) بگذرد و هنگام تندخویی؛ بردبار باش و با وجود تسلط داشتن (از انتقام) دوری کن.(17)

لازم به ذکر است که ایشان قبل از دیگران خود به این فضیلت اخلاقی آراسته بود و بیش از دیگران آن را مراعات می کرد؛ چنانکه در دیوان منتسب به حضرت آمده است:

و ذی سفه یواجهنی بجهل

واکره ان اکون مجیبا

یزید سفاهه و ازید حلما

کعود زاد بالاحراق طیبا(18)

دیوان الامام علی

3-خیانت (نقض امانتداری) :

آسیب پذیری نظام اخلاقی، از هر عاملی از نفوذ خیانت در میان افراد اجتماع ناشی می شود. خیانت پدیده ای غیر اخلاقی و صفت انسان های پست است، (19) یه همین دلیل امام علی (علیه السلام) بر امانت داری سفارش نموده اند. زیرا تلقی امانت دارانه از امور و انجام آن با چنین رویکردی، اصلی اساسی در اخلاق است. امام علی (علیه السلام) در بیانی می فرماید:

و من استهان بالامانه و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها فقد احل بنفسه فی الدنیا الذل و الخزی و هو فی الاخره اذل و اخزی؛

کسی که امانت را خوار دارد و در خیانت بی باک باشد و خود و دینش را از آن پاک نسازد در دنیا رسوایی را به خود روا داشته و در آخرت خوراتر و رسواتر است .(20)

امام علی (علیه السلام) اهمیت فوق العاده ای به اصل امانتداری داده اند. در بیانات ایشان امانتداری ستوده شده و از آن به عنوان راس اسلام و مسلمانی یاده شده است.(21) زیرا خیانت، سبب پایمال شدن حقوق مردم و سلب اعتماد اجتماعی خواهد شد. از همین روی امام علی (علیه السلام) پیوسته مردم و کارگزاران را به پرهیز از خیانت امر کرده و از آنان می خواهد با این آسیب مبارزه کنند و خیانتکاران را به سزای اعمال خود برسانند.(22) این شدت و قاطعیت امام، درجه ی آسیب پذیری جامعه را از پدیده ی شوم خیانت روشن می کند.

4-ظلم و بی عدالتی:

از دیدگاه امام علی(علیه السلام) در سایه ی عدالت تعادل و آرامش بر جامعه حاکم شده و زمینه ی تکامل و رشد معنوی انسان فراهم می آید. عدالت روشی مطمئن و قانونی عام و جهان شمول است که آدمیان برای رسیدن به سعادت باید از آن عبور نمایند. شاخصه ی جامعه دینی نیز برقراری عدالت است.

عدالت خواهی و عدالت گرایی از جمله فضائل اخلاقی است که در بیانات امام علی (علیه السلام) مورد توجه قرار گرفته و سیره ی عملی ایشان در حکومت حاکی از آراستگی امام علی (علیه السلام) به این فضیلت اخلاقی است. زیرا عدالت در بنیاد و مبادی اخلاقی امام اصلی است که با اصول دیگری پیوند دارد و طبیعتی است که ممکن نیست او خود را بر ضد آن وادارد، تا آنجا که گویی این عدالت ماده ای است در ارکان جسمی و ساختمان بدنی او؛ در واقع عدالت خونی است در خونش و روحی است در روحش .(23)

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) یکی از مهم ترین عوامل سقوط و انحطاط جوامع و تمدن ها، ستم بر مردم است. رعایت عدالت و حاکمیت آن بر روابط و مناسبات اجتماعی، از جمله مهم ترین اصول اخلاقی است که حافظ سلامت و تداوم نظام اجتماعی است؛ با رعایت عدل و انصاف دوستی و مودت شکل می گیرد و پایدار می ماند.(24) عطوفت و محبت در روابط انسانی، با ظلم و بی عدالتی رخت برمی بندد.(25)

5-تند خویی و خشونت :

حسن خلق و خوش رفتاری، یکی از اصول مسلم اخلاقی است. که مورد توجه و سفارش معصومین (علیه السلام) نیز بوده است. از دیدگاه اما علی (علیه السلام) رفق و مهرورزی عامل اتحاد و همبستگی است و از ویژگی ها و خصوصیت های خردمندان است. در مقابل خشونت و تندی با مردم در حکم جنگ با خدا تلقی می شود، چنانکه فرمود:

و لا تنصبن نفسک لحرب الله فانه لا یدی لک بنقمته و لا غنی بک عن عفوه و رحمته و لا تندمن علی عفو و لا تبجن بعقوبه و لا تسر عن الی بادره وجدت منها مندوحه؛

و مبادا خود را برای جنگ با خدا آماده سازی که تو را توانایی خشم او نبوده، از بخشش و مهربانیش بی نیاز نیستی، و هرگز از بخشش و گذشت پشیمان و به کیفر شاد مباش و به خشمی که می توانی مرتکب نشوی شتاب منما.(26)

امام علی (علیه السلام) در فراز به مهرورزی، خشونت و تندی با افراد را مصداقی از جنگ و ستیز با خدا می داند. در نتیجه اهمیت مهربانی و مدارا با مردم نزد امام تبیین می شود. نیروی محبت، از نظر اجتماعی، نیروی عظیم و موثری است.بهترین اجتماع، اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت عامل مهمی در پایداری و ادامه ی حیات جوامع انسانی و تمدن ها است. قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛

پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو و [پر مهر] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعا از پیرامون تو پراکنده می شدند. پس از آنان درگذر و بر ایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گیری بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد.(27)

در اینجا علت گرایش مردم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میزان محبتی است که نبی اکرم نسبت به مردم مبذول می داشت. بر همین اساس امام (علیه السلام) در آغاز نامه ی خود به مالک فرمود:

و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه و الطف بهم و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا؛

مهربانی با مردم را پوشش دل خود قرار دهد و با همه دوست و مهربان باشد، مبادا همچون حیوان شکاری باشی که خوردن آنها را غنیمت دانی.(28)

آن حضرت همچنین در آغاز فرمان حکومتی خود به عبدالله بن عباس چنین فرمود :

سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک و ایاک و الغضب فانه طیره من الشیطان ؛

با مردم به هنگام دیدار در مجالس رسمی و در مقام داوری گشاده رو باش و از خشم بپرهیزکه سبک مغزی به تحریک  شیطان است.(29)

در نامه ای به محمد بن ابی بکر چنین فرمود:

فاحفض لهم جناحک لهم جانبک و ابسط لهم وجهک؛

بالت را برای ایشان بخوابان (با همگان فروتن باش) و پهلویت را بر ایشان هموار دار (کاری کن که همه از رفتارت سود برند) و با آنان گشاده رو باش.(30)

امام علی (علیه السلام) محبت و رفق را تا آن اندازه مهم می داند که از آن به عنوان راس سیاست یاد می کند(31)و از مهرورزی و خوش خلقی نیز با عنوان بهترین سیاست یاد می کند(32) زیرا خشونت عامل تفرقه و جدایی دلها است. افزون بر این فضایی رعب انگیز و ناامن در سطح جامعه ایجاد می کند.

 6-تکبر و خودخواهی :

ارزش های اخلاقی با هر نوع خودخواهی و خودکامگی در تضاد است. این رذیله ی اخلاقی آسیب های جدی را بر پیکره ی اخلاقی وارد می آورد. بنابراین امام علی (علیه السلام) همیشه تلاش می کردند تا زمینه ها و بستر های خودخواهی در عرصه های گوناگون را بزداید؛ تدابیر اجتماعی و عملکرد امام در عرصه ی حکومت و سیاست، نشانگر اهتمام ایشان به این موضوع است.

امام علی (علیه السلام) ضمن نامه ای به مالک اشتر فرمود:

و لا تقولن مومر و امر می کنم پس باید فرمان مرا بپذیرید و این روش سبب فساد و خرابی دل و ضعف و سستی دین و تغییر و زوال نعمت ها گردد.(33)

خودخواهی انسان را به سرکشی و تعدی می کشاند و این امر با اهداف حاکمیت دینی که بر مبنای رعایت رفق و مداراست، منافات دارد. زیرا با ظهور این پدیده شوم، بین افراد اجتماع حقوق مردم و رعایت کرامت آنها، زیر پا گذاشته شده و اموال آنها چپاول می گردد.

به تعبیر دیگر ناتوان ترین افراد آن انسان نمایی است که معنای قدرت را نشناخته و قدرت را وسیله ی خودکامگی و استبداد تلقی کند و همه ی اصول و حقایق و شخصیت خود را پایمال کند. چنین موجود حقیری به تعبیر قرآن کریم کوس سر می دهد(34) و خود را همسان خدا می پندارد و برای خود عظمت و جبروت الهی قائل می شود و بیان می دارد که به هر حال من باید اطاعت شوم.(35) نظر دقیق درباره ی زوال و سقوط تمدن ها و مدیریت این حقیقت را روشن می سازد، علت اصلی زوال و سقوط تمدن ها و جوامع انسانی را منیت و خودخواهی ناشی شده است. برای ظلم هیچ معنایی جز این وجود ندارد که هستی و خواسته های دیگران زمانی معنی می دهد که یک شخص آن را بخواهد .(36)

7- سخن چینی:

در فرهنگ اسلام، سخن چینی از جمله رذایل اخلاقی است. در کلام معصومین (علیه السلام) سخن چینان، بدترین مخلوقات اند و بهشت نیز بر آنها حرام است.(37) پذیرش و مقبولیت اجتماعی فرد سخن چین، خطری جدی برای دینی است. زیرا سلب اعتماد و امنیت شده و عامل ایجاد تفرقه و پراکندگی می شود.

امام علی (علیه السلام) خطاب به کارگزاران حکومت سفارش کرده اند :

و لیکن ابعاد رعیتک منک و اشنوهم عندک اطلبهم لمعایب الناس ... و لا تعجلن الی تصدیق ساع فان الساعی غاش و ان تشبه بالناصحین؛

و باید از رعیت کسی را بیش از همه دور و دشمن داشته باشی که به گفتن زشتی های مردم اصرار دارد... و در تصدیق و باور داشتن بدگو و سخن چین شتاب منما، زیرا سخن چین، خیانتکار و فریب دهنده است هر چند خود را به صورت پند دهندگان درآورد.(38)

زیرا فرد سخن چین بر تعاملات اجتماعی تاثیر به سزایی دارد و از نتایج آن سوء ظن است، که در این صورت، اعتماد عمومی دچار آسیب می شود و ارتباطات اجتماعی و تعاملات انسانی از شکل صحیح خود خارج شده و رنگ و بوی خصومت می گیرد.

8- تملق و چاپلوسی :                         

تملق از جمله رذائل اخلاقی است که نقش مهمی در آسیب پذیری نظام جامعه دینی دارد. امام علی (علیه السلام) در تعریف چاپلوسی می فرماید:

الثناء باکثر من الاستحقاق ملق ... ؛

ستودن بیش از آنچه شایسته است چاپلوسی می باشد.(39)

میدان دادن به افراد متملق و چاپلوس اصل مهم انتقاد و نقد و نظر را به چاپلوسی و تملق تبدیل می کند.

امام علی (علیه السلام) سر منشا این رذیلت را حماقت فرد می داند(40) و خود و دیگران را از این آسیب برحذر می دارد. چنانکه در مقابل ستایش فردی فرمود : من از آنچه زبانت می گوید کمترم و از آنچه در دل داری برتر؛(41)

در منظر امام از سخیف ترین حالات والیان، نزد صالحان جامعه، این است که گمان شود آنها دوست دار فخر، غرور و تکبراند.(42) اگر در جامعه ای حق نصیحت و انتقاد آزاد باشد، روابط اجتماعی و مناسبات سیاسی از سلامت بیشتری برخوردار است. زیرا در صورت آزادی بیان و گشوده بودن راه نصیحت و انتقاد است که کاستی ها و نواقص آشکار و سعی در رفع آنها می شود. از این رو امام علی (علیه السلام) در بیانی فرمود:

من واجب حقوق الله علی العباد النصیحه بمبلغ جهدهم و التعاون علی اقامه الحق بینهم؛

و از جمله حقوق واجبه خدا بر بندگان اندرز دادن و کمک و یاری به یکدیگر است برای اجرای حق بین خودشان به قدر کوشش و توانایی .(43)

در واقع از مهم ترین آفات و عوامل عقب ماندگی جوامع، رواج روحیه ی تملق و چاپلوسی است. از این رو ایجاد محیط نقادی و انتقاد پذیری از ضروریات جامعه دینی و از راه های مقابله با این آفت است. زیرا زمینه ای فراهم می آورد که عیوب مطرح شده و ضعفها جبران شود و از گرایش به استبداد و خودکامگی جلوگیری شود.

9- استبداد رای:

در فرهنگ دینی «مشورت» به مثابه ی راهکاری برای جلوگیری از استبداد و خود محوری و دست یافتن به اندیشه های برتر مورد تاکید قرار گرفته است؛ امام علی (علیه السلام) یکی از ارکان تدبیر و اداره ی جامعه را مشورت می داند . جلوه ی آن را می توان در تضاوب آراء افکار و اندیشه های موافق و مخالف ملاحظه کرد. از این رهگذر صحیح ترین، کامل ترین و بهترین رای حاصل خواهد آمد.(44) بر همین اساس، می توان دریافت که مشورت از لغزش های آدمی کاسته و بر دوستی و همدلی می افزاید، زمامداران را با دیدگاه های گوناگون آشنا می کند و از روش های فراست و کیاست است. امام علی(علیه السلام) درباره ی ضرورت پرهیز از خودآرایی و لزوم مشورت با دیگران فرمود:

من استبد برایه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها؛

هر کس خودرای باشد هلاک شود و کسی که با دیگران مشورت کند خدا آنان را با خود همراه کند .(45)

گستردگی، تخصص و پیچیدگی روزافزون مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی درک آنها را دشوار کرده است؛ چنانکه در بسیاری موارد فهم همه جانبه ی آنها برای یک شخص ناممکن است. از این رو مشورت با متخصصان، برای رسیدن به راه صحیح درست و مصون ماندن از لغزش ضرورت می یابد. در صورت خودآرایی اضمحلال جامعه دینی قطعی خواهد شد؛ چنانکه خودرایی اشعث بن قیس، فرمانده ی سپاه امام علی (علیه السلام) در جنگ صفین باعث ایجاد سستی در سپاه امام در مقابل سپاه معاویه شد.(46)

10-قانون گریزی:

رعایت قانون در روابط و مناسبات اجتماعی و اداره ی جامعه از اهمیت زیادی برخورداراست. زیرا اگر افراد جامعه نسبت به قوانین و ضوابط اجتماعی بی تفاوت باشند، به گونه ای مخاطره آمیز شالوده ی نظام اجتماعی تهدید و کارکرد و کارآیی آن دچار اختلال می شود. پس قانون مندی ضامن بقای نظام اجتماعی و کارکردهای آن است. از نتایج قانون گریزی سلب امنیت از حیات اجتماعی انسان است. قانون برای اجرا و برقرار شدن نظم اجتماعی عادلانه و به منظور پرورش انسان مهذب بوده و شرف و ارزش انسان در تبعیت از قانون است.

امام علی (علیه السلام) همواره به قانون گرایی و رعایت حدود الهی تاکید داشت و هرگاه کسی را به مسئولیتی می گماشت او را با قوانین و ضوابط کار و مسئولیت آشنا می کرد. قانون گرایی ایشان سرانجام مخالفت قدرت طلبان را برانگیخت، زیرا آن حضرت هیچ شریفی را بر غیرشریف و هیچ عربی را بر عجمی، برتری نمی داد و با بزرگان و سرکردگان قبایل سازش نمی کرد و هیچ کس را به هواخواهی خو برنمی انگیخت.(47)

نامه های متعدد امام علی (علیه السلام) به مسئولان حکومت و مردم تحت حکومت، حاکی از اهتمام ایشان برای برقراری یک نظام قانونمند در روابط اجتماعی است. از جمله نامه های ایشان فرمانهای حکومتی به «حذیفه بن یمان» فرماندار مدائن و نیز نامه ای به مردم مدائن است.(48)

11-افراط و تفریط:

افراط و تفریط از دیگر آسیب های اخلاقی است که جامعه ی دینی را- که تمام برنامه هایش براساس اصل اعتدال است- دچار چالش می کند. از این رو امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:

و لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق؛

و کاری که باید بیش از هر کار دوست داشته باشی میانه روی در حق است.(49)

اندیشه ی اجتماعی  امام علی (علیه السلام) مبتنی بر اصل اعتدال است. ایشان میانه روی در امور را جاده ی حق و مسیر هدایت می داند و می فرماید:

الطریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوه؛

راه راست راه میانه است که کتاب باقیمانده (قرآن کریم) و آثار نبوت (سنت حضرت رسول) بر آن (شاهد) است و از آن راه راست؛ و طریقه رسول خدا بیرون می آید و به سوی آن عاقبت امر بازگشت می کند .(50)

به تعبیر دیگر، یک از مهم ترین عوامل انحراف و دوری از آموزه های اصیل دینی، افراط و تفریط در امور است.

12- خود فراموشی:   

یکی از موارد آسیب پذیری نظام اجتماعی در حوزه ی اخلاق و خود فراموشی است. قرآن کریم در نکوهش این عمل چنین می فرماید:

اتامرون الناس بالبر و تنسون و انتم تتلون الکتاب؛

آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید با اینکه خود کتاب می خوانید.(51)

زیرا هدایت مردم و ترویج دین، در گرو آن است که افراد به آنچه می گویند عمل کنند وخود نمونه های عینی از عمل به آموزه های دینی باشند. امام علی (علیه السلام) می فرماید:

و نهوا غیرکم عن المنکر و تناهوا عنه فانما امرتم بالنهی بعد التناهی؛

و از منکر مرتکبین را نهی کنید و خودتان آن را مرتکب نشوید؛ زیرا شما مامور شده اید که از منکر نهی نمایید پس از آنکه خود آن را به جا نیاورید.(52)

از منظر امام علی (علیه السلام)  عالمانی که به علم خود عمل نمی کنند، جاهلانی گمراه به شمار می روند که هرگز نمی توانند نقش هدایت و رهبری بر عهده داشته باشند .(53) از این رو می فرماید:

من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه؛

هر که خود را پیشوای مردم نمود باید پیش از یاد دادن به دیگری نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد0(54)

13- جهل و تقلید کورکورانه :  

یکی از مشخصه های آیین اسلام آن است که اصول دین در آن تقلیدی نیست، بر هر مسلمان واجب است که از راههای عقلی و علمی، خود به تحقیق و بررسی در این زمینه بپردازد.(55) از این رو  امام علی (علیه السلام) معتقداند که دین و ایمان واقعی، نتیجه ی خردورزی است و هرکس بدون تعقل و تفکر دین را بپذیرد، مانند آن است که دین ندارد.(56)

دیدگاه امام ریشه ی استبدادپذیری و حقارت را جهالت و بی بصیرتی دانسته که برای رفع آن لازم است مردم آگاه شوند و تربیت یابند. از این رو می فرماید:

ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم و علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا؛

ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است. اما حقی که شما بر من دارید نصیحت کردن به شماست و رساندن غنیمت تا بیاموزید.(57)

امام علی (علیه السلام)  در بیانی مردمان را به سه دسته تقسیم کرده اند:

الناس ثلاثه فعالم ربانی، متعلم علی سیبل النجاه و همج رعاع.(58)

در این تقسیم بندی آنها که اهل نجات اند، یا عالم ربانی اند و یا رهروانی جستجوگر که از فروغ دانش بهره می گیرند و در راه راست گام برمی دارند و کسانی که از این دایره بیرون هستند، «همج رعاع» یعنی موجوداتی حقیر و بی ارزش و چون حشرات هستند.(59)

امام علی (علیه السلام)  در توصیف این افراد فرمود:

اتباع کل ناعق یملیون مع کل ریح لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجئوا الی رکن و ثیق؛

هر آواز کننده ای را پیرواند و با هر بادی می روند از نور دانش روشنی نطلبیده اند و به پایه استواری پناه نبرداه اند.(60)

جهل در تمام ابعاد زندگی مشکل آفرین است و شان دین، مخالفت با کوری و نادانی و ایجاد بینش و دانایی و گام نهادن در مسیر هدایت و پیروزی از حق است. بنابراین خداوند متعال خطاب به نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی؛

بگو این راه راست من، که من و هرکس پیروی ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم.(61)

رسول خدا و پیروان او به بصیرت دعوت می کنند، نه به جهالت؛ و به اطاعت آگاهانه و نه تقلید کورکورانه. از این رو خداوند فرمان می دهد که ای پیامبر بگو من با یقین و معرفت و حجت قاطع به توحید و عدالت فرا می خوانم و این سیره ی من و پیروان من است .(62)

بر این اساس بسیاری از خسارتها و مصائبی که در طول تاریخ، بر پیکره ی دین و اخلاق اسلامی وارد شده است، ناشی از عدم آگاهانه دین و تقلید کورکورانه بوده است.

نتیجه گیری :

1.از دیدگاه نهج البلاغه اصلاح و فساد جوامع و ملتها وابسته ی تهذیب اخلاقی است. بی تردید بزرگترین مسئولیت علم اخلاق هدایت انسان است. نهج البلاغه به مثابه ی منشور حاکمیت اخلاق در جامعه ترسیمی روشن از مکارم اخلاق و نیز سیاست های کارآمد در جهت تصحیح و ارتقای عملکرد افراد بر طبق هنجارهای اخلاقی در اجتماع ارائه کرده است.

2.طبق اموزه های نهج البلاغه تمسک به اخلاقیات و اصول اخلاقی از عناصر وحدت آفرین در جامعه است که انسان ها را با روحیات و صفات مختلف و خواسته های متفاوت به وحدت می رساند.

3.از دیدگاه  امام علی (علیه السلام)  تزلزل بنیان های اخلاقی آسیب هی جدی بر پیکره ی جامعه وارد نموده و امر سیاست و تدبیر جامعه را مختل می کند. بدین ترتیب نظام جامعه ی دینی با دشواری ها و مشکلات مواجه خواهد شد.

4.آسیب های جامعه ی دینی در حوزه های اخلاق یا ناشی از اخلاق ناپسند افراد جامعه است مانند : استبداد رای، خودخواهی، ضیق صدر ....؛ و یا علمکرد نادرست آنان سرچشمه می گیرد، مانند: استبداد رای، قانون گریزی،خیانت و ... که با توجه به راهکارهای عملی مطرح در نهج البلاغه ، هر دو بعد قابل پیشگیری و اصلاح اند.

منابع : 

قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1373 ش.

آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، 1125ق، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح و تعلیق میر جلال الدین حسینی ارموی، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، 1360 ش.

آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ غررالحلم و دررالکلم، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1407 ق.

ابن ابی الحدید، عز الدین عبداحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم ، مصر:

دارالاحیاء الکتب العربیه، 1378 ق.

ابن میثم، میثم بن علی، 636-698 ق؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1362.

جورداق، جرج، امام علی (علیه السلام) صدای عدالت انسانیت، م: سید هادی خسرو شاهی، موسسه مطبوعاتی فراهانی، 1344 ش.

جعفری، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1360.

جعفری، محمد تقی، حکمت اصول سیاسی در اسلام، تهران : بنیاد نهج البلاغه، 1359 .

خلیل بن احمد فراهیدی، 100-175 ق، قم : موسسه میلاد، 1414 ق.

خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، قم : دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.

دشتی، محمد و محمدی، کاظم؛العجم المفهرس لا لفاظ نهج البلاغه، قم: موسسه النشر الاسلامی، 1406ق.

دورکیم، امیل، قواعد و روش جامع شناسی، م: علی محمد کاردان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران،1373 ش.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ق 4، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق و ضبط محمد. سید کیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1407 ق.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: ناصرخسرو، 1365.

کلینی، محمدبن یعقوب،- ق329،الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق.

الکرم عبدالعزیز، دیوان الامام علی بن ابیطالب (علیه السلام) قم : انتشارات کتابخانه ارومیه، بی تا.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تهران : دارالکتب الاسلامیه، 1362 ش.

المحمودی، محمد باقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1397 ق.

معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه، تهران، نشر ذره، 1372.

مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، بیروت : دارالعلم للملایین، 1979 م.

نصربن مزاحم،- ق 212، وقعه الصفین، تحقیق و شرح عبدالسلام و محمد هارون، قم: مکتبه المرعشی النجفی، 1403 ق.

 

 

 1- فراهیدی 1/90

2- دورکیم 74

3- مجلسی 59/67

4- نهج البلاغه ، خطبه 176

5- مجلسی 53/78

6- ابن ابی الحدید 279/20

بازشناسی آسیب های اخلاقی درنهج البلاغه گردآورنده ربیع صادقی مدرس اخلاق دانشگاه


چکیده :

سخنان امام علی (علیه السلام) در خصوص بازشناسی آسیب های اخلاقی در جامعه ی دینی، با توجه به رویکرد و عملکرد دینداران، حاکی از شدت آسیب پذیری جامعه از عواملی است که حضور اخلاق را در ارکان مختلف زندگی فردی یا اجتماعی، ناکارآمد جلوه می دهد. بر این اساس، ریشه ی بسیاری از انحراف ها و آسیب های اجتماعی، ناشی از عدم رعایت اخلاق است که دامنه ی اثرگذاری آنها بسیار گسترده است. پیمان شکنی، ضیق صدر، خیانت، ظلم، تندخویی، سخن چینی، تملق و چاپلوسی، استبدادی رای، خودفراموشی، قانون گریزی، جهل و تقلید کورکورانه و ... از مهم ترین آسیب های اخلاقی محسوب می شود.

طرح مسئله :      

امام علی (علیه السلام) یکی از اهداف بنیادی دین را رویکرد اخلاقی و فضیلت محور در تدبیر امور و اداره ی ارکان مختلف زندگی می داند. از این رو در خط مشی سیاسی امام علی (علیه السلام) پای بندی به ارزشهای اخلاقی و دینی و تحقق حاکمیت دینی، به مفهوم حقیقی آن، جلوه ای برجسته دارد. از آنجا که نهج البلاغه محصول چالش های فکری- عملی حکومت امام علی(علیه السلام) بوده و سیمای اخلاق راستین دینی و ارزشهای معنوی و انسانی در آن، به طور دقیق انعکاس یافته، بازیابی آن از منظر آسیب شناسی اخلاقی، ضرورتی است که دستیابی به آن، دستاوردهای ارزنده ای در جهت پاسداری از ارزشهای اخلاقی- دینی دارد. به ویژه در شرایط امروزی، با برقراری جمهوری اسلامی، یافتن الگوهای ارزشی و اخلاقی برای اداره ی جامعه، در تمام ابعاد، نیاز قطعی است. تا از یک سو توانایی دین را در اداره ی جامعه اثبات کند و از سوی دیگر با ترسیم چارچوب کلی اخلاق اسلامی، آسیب ها و آفت هایی که می تواند نظام جامعه را به چالش بکشاند، شناسایی کرده و با ارائه راهکاری شایسته به مقابله با آن برخیزد. در این نوشتار برآنیم تا مهم ترین آسیب های اخلاقی که نظام جامعه ی دینی را با چالش مواجه می کند، بازشناسیم. ربیع صادقی مدرس اخلاق اسلامی دردانشگاه های لرستان

آسیب های اخلاقی: 

منظور از آسیب یا آفت در مسائل اجتماعی، ظهور عیب و نقص و خروج از وضع و پیدایش تباهی است؛ چنانکه آسیب یا معادل آن، آفت در زبان عربی، به معنای عامل تباه کننده ای است که به چیزی اصابت کند:

  الافه عرض مفسد لما اصاب من شیء(1)

بنابراین منظور از آسیب شناسی، که در اصل از جمله مفاهیم ورودی از دانش پزشکی به حوزه ی مباحث جامعه شناسایی عوامل اختلال درون نهادها و زیر مجموعه های اجتماعی، در ایفای وظایف و کارکردهای مورد انتظار هر کدام از آنهاست (2) و خواه ناخواه، مراد از آسیب شناسی اخلاق نیز شناخت عوامل و متغیرهایی است که نظام اخلاق اسلامی را از اصول و اهداف اصلی خود دور می کند. از آنجا که آسیب شناسی مفهومی نظری است که همواره باید نسبت به یک عامل دیگر، مانند وضع موجود، وضع مطلوب، یا انتظارات آرمانی بررسی و شناخته شود، به طور کلی باید چارچوبی عام، برای مطلوبیت و سنجش انحراف از معیار در نظر گرفت. از این رو، چون تقوای الهی و زمینه سازی برای تحقق آن و نیز احیای مکارم اخلاق از اصلی ترین  اهداف پیامبران به شمار می رود(3) معیار انحراف را از این زاویه بررسی می کنیم و به شناسایی آسیب ها می پردازیم. به دیگر سخن، چون ماهیت جامعه ی دینی، اسلام و مبانی معنوی است، معیار آسیب شناسی را سازگار یا عدم سازگاری نگرش ها و رفتارها با مبانی تقوا و مکارم اخلاق قرار می دهیم و از این منظر آسیب ها را واکاوی می کنیم.

رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال منطق، در عرصه ی کار و عمل بر پایه ی اخلاق به دست می آید. فقدان اخلاق به معنای محو زمینه و بستر شکوفایی انسان در دستیابی به کمال مطلق در چامعه است. زیرا با شکسته شدن مرزهای اخلاق، همه ی حریم ها شکسته می شود و چون حریم ها شکسته شود، پلیدها در روابط اجتماعی پدیدار می شود.

امام علی (علیه السلام) در این زمینه چنین می فرمایند :

ثم ایاکم و تهزیع الاخلاق و تصریفها ؛

مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون سازید (4).

انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی در اجتماع، خطری جدی و ویرانگر است. زیرا وقتی انسان از محدوده ی فرد خارج می شود و در ارتباط با سایر افراد قرار می گیرد، اگر اصول اخلاقی حاکم بر روابط نباشد، انسانیت انسان فرو می ریزد و جامعه رو به زوال و انحطاط می گذارد.

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) کرامتهای اخلاقی موجب برتری و والایی شان انسان ها است. امام علی (علیه السلام) فرمود :

علیکم بمکارم الاخلاق فانه رفعه؛

بر شما باد مکارم اخلاق که آن سبب والایی است.(5)

البته باید توجه داشت هر چه مراتب اداری افراد بالاتر رود و حیطه ی مسئولیت آنها گسترش یابد، اخلاق اسلامی و کمالات انسانی در آنان باید والاتر و برتر باشد. به تعبیر امام علی (علیه السلام) امام و رهبر همچون رودخانه ی پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری است. پس اگر آب آن رودخانه گوارا باشد آب رودهای کوچک نیز گوارا است و اگر شور باشد آب درون آنها نیز شور خواهد شد.(6)

در ادامه به برخی آسیب هایی که ممکن است ناشی از عدم رعایت اصول اخلاقی باشد، اشاره می شود.

1-پیمان شکنی : 

وفای به عهد و پای بندی به تعهدات از نظر اسلام از جمله عالی ترین فضائل اخلاقی است. آیات قرآن (7)و سفارشات معصومین (علیه السلام)(8) حاکی از آن است که وفای به عهد، یکی از شرایط اساسی ایمان است.(9) این اصل اخلاقی در روابط داخلی مسلمانان با یکدیگر خلاصه نمی شود، بلکه مسلمین موظف اند در برابر بیگانگان و کفار نیز این اصل را رعایت کنند. از دیدگاه امام علی (علیه السلام) وفای به عهد، عامل همبستگی و الفت.(10) امنیت و سیادت نظامها و حکومتها (11) بنیاد دینداری است.(12) در واقع قوام امور در هر اجتماعی پای بندی به عهد و پیمان است و پیمان شکنی و ارج نهادن به تعهدات آثار زیانبار و مخربی را به دنبال خواهد داشت. از همین رو امام (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:

فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود؛

چیزی از واجبات خدا در اجتماع مردم با اختلاف هواها و پراکندگی اندیشه شان از بزرگ دانستن وفای به پیمانها نیست .(13)

زیرا انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی او ایجاب می کند که نسبت به تعهدات خویش پای بند باشد. در غیر این صورت، نظام اجتماعی از هم خواهد گسست. امام (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:

قد جعل الله عهده و ذمته امنا افضاه بین العباد برحمه و حریما یسکنون الی منعته و یستقیضون الی جواره فلا ادغال و لا مدالسه ولا خداع؛

خداوند پیمان و زنهارش را امن و آسایشی که از روی رحمت و مهربانیش بین بندگان گسترده قرار داده است و آن را حریم و پایگاهی قرار داده که به استواری آن زیست کرده، در پناه آن بروند پس تبهکاری و فریب در آن نیست.(14)

2-ضیق صدر:    

اصل بردباری و شکیبایی جایگاه والا و ارزشمندی در اخلاق دارد. امام علی (علیه السلام) از آن به عنوان خیر و نیکی یاد کرده اند:

الخیر ان یکثر علمک و ان یعظم حلمک ... ؛

خیر آن است که دانشت افزون و حلم و بردباریت بزرگ شود.(15)

در حقیقت، شرح صدر به معنای ظرفیت فکری و روحی است و گسترش ظرفیت فکری و روحی انسان موجب می شود که بینش و ظرفیت او برای پذیرش حق تقویت شود.

در مقابل ضیق صدر، موجب کم ظرفیتی و تحیر در تصمیم گیری و درماندگی در کار و رفتار نادرست با مردم می شود. امام علی (علیه السلام) فرمودند:

من ضلق صدره لم یصبر علی اداء الحق؛

کسی که سعه صدر ندارد و برای ادای حق تاب نمی آورد.(16)

در واقع بدون صبر و حلم هیچ کاری به نتیجه نخواهد رسید و انسانی که صبر و شکیبایی ندارد، فاقد اختیار بوده و پیوسته اسیر تصمیم گیری های عجولانه و نادرست است. امام علی (علیه السلام) در نامه ای به «حارث همدانی» فرمود:

و اکظم الغیظ و تجاوز عند المقدره و احلم عند الغضب و اصفح مع الدوله ... و احذر الغضب فانه جنند عظیم من جنود ابلیس؛

و خشم را فرو بنشان و هنگام توانایی (از کیفر) بگذرد و هنگام تندخویی؛ بردبار باش و با وجود تسلط داشتن (از انتقام) دوری کن.(17)

لازم به ذکر است که ایشان قبل از دیگران خود به این فضیلت اخلاقی آراسته بود و بیش از دیگران آن را مراعات می کرد؛ چنانکه در دیوان منتسب به حضرت آمده است:

و ذی سفه یواجهنی بجهل

واکره ان اکون مجیبا

یزید سفاهه و ازید حلما

کعود زاد بالاحراق طیبا(18)

دیوان الامام علی

3-خیانت (نقض امانتداری) :

آسیب پذیری نظام اخلاقی، از هر عاملی از نفوذ خیانت در میان افراد اجتماع ناشی می شود. خیانت پدیده ای غیر اخلاقی و صفت انسان های پست است، (19) یه همین دلیل امام علی (علیه السلام) بر امانت داری سفارش نموده اند. زیرا تلقی امانت دارانه از امور و انجام آن با چنین رویکردی، اصلی اساسی در اخلاق است. امام علی (علیه السلام) در بیانی می فرماید:

و من استهان بالامانه و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها فقد احل بنفسه فی الدنیا الذل و الخزی و هو فی الاخره اذل و اخزی؛

کسی که امانت را خوار دارد و در خیانت بی باک باشد و خود و دینش را از آن پاک نسازد در دنیا رسوایی را به خود روا داشته و در آخرت خوراتر و رسواتر است .(20)

امام علی (علیه السلام) اهمیت فوق العاده ای به اصل امانتداری داده اند. در بیانات ایشان امانتداری ستوده شده و از آن به عنوان راس اسلام و مسلمانی یاده شده است.(21) زیرا خیانت، سبب پایمال شدن حقوق مردم و سلب اعتماد اجتماعی خواهد شد. از همین روی امام علی (علیه السلام) پیوسته مردم و کارگزاران را به پرهیز از خیانت امر کرده و از آنان می خواهد با این آسیب مبارزه کنند و خیانتکاران را به سزای اعمال خود برسانند.(22) این شدت و قاطعیت امام، درجه ی آسیب پذیری جامعه را از پدیده ی شوم خیانت روشن می کند.

4-ظلم و بی عدالتی:

از دیدگاه امام علی(علیه السلام) در سایه ی عدالت تعادل و آرامش بر جامعه حاکم شده و زمینه ی تکامل و رشد معنوی انسان فراهم می آید. عدالت روشی مطمئن و قانونی عام و جهان شمول است که آدمیان برای رسیدن به سعادت باید از آن عبور نمایند. شاخصه ی جامعه دینی نیز برقراری عدالت است.

عدالت خواهی و عدالت گرایی از جمله فضائل اخلاقی است که در بیانات امام علی (علیه السلام) مورد توجه قرار گرفته و سیره ی عملی ایشان در حکومت حاکی از آراستگی امام علی (علیه السلام) به این فضیلت اخلاقی است. زیرا عدالت در بنیاد و مبادی اخلاقی امام اصلی است که با اصول دیگری پیوند دارد و طبیعتی است که ممکن نیست او خود را بر ضد آن وادارد، تا آنجا که گویی این عدالت ماده ای است در ارکان جسمی و ساختمان بدنی او؛ در واقع عدالت خونی است در خونش و روحی است در روحش .(23)

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) یکی از مهم ترین عوامل سقوط و انحطاط جوامع و تمدن ها، ستم بر مردم است. رعایت عدالت و حاکمیت آن بر روابط و مناسبات اجتماعی، از جمله مهم ترین اصول اخلاقی است که حافظ سلامت و تداوم نظام اجتماعی است؛ با رعایت عدل و انصاف دوستی و مودت شکل می گیرد و پایدار می ماند.(24) عطوفت و محبت در روابط انسانی، با ظلم و بی عدالتی رخت برمی بندد.(25)

5-تند خویی و خشونت :

حسن خلق و خوش رفتاری، یکی از اصول مسلم اخلاقی است. که مورد توجه و سفارش معصومین (علیه السلام) نیز بوده است. از دیدگاه اما علی (علیه السلام) رفق و مهرورزی عامل اتحاد و همبستگی است و از ویژگی ها و خصوصیت های خردمندان است. در مقابل خشونت و تندی با مردم در حکم جنگ با خدا تلقی می شود، چنانکه فرمود:

و لا تنصبن نفسک لحرب الله فانه لا یدی لک بنقمته و لا غنی بک عن عفوه و رحمته و لا تندمن علی عفو و لا تبجن بعقوبه و لا تسر عن الی بادره وجدت منها مندوحه؛

و مبادا خود را برای جنگ با خدا آماده سازی که تو را توانایی خشم او نبوده، از بخشش و مهربانیش بی نیاز نیستی، و هرگز از بخشش و گذشت پشیمان و به کیفر شاد مباش و به خشمی که می توانی مرتکب نشوی شتاب منما.(26)

امام علی (علیه السلام) در فراز به مهرورزی، خشونت و تندی با افراد را مصداقی از جنگ و ستیز با خدا می داند. در نتیجه اهمیت مهربانی و مدارا با مردم نزد امام تبیین می شود. نیروی محبت، از نظر اجتماعی، نیروی عظیم و موثری است.بهترین اجتماع، اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت عامل مهمی در پایداری و ادامه ی حیات جوامع انسانی و تمدن ها است. قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛

پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو و [پر مهر] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعا از پیرامون تو پراکنده می شدند. پس از آنان درگذر و بر ایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گیری بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد.(27)

در اینجا علت گرایش مردم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میزان محبتی است که نبی اکرم نسبت به مردم مبذول می داشت. بر همین اساس امام (علیه السلام) در آغاز نامه ی خود به مالک فرمود:

و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه و الطف بهم و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا؛

مهربانی با مردم را پوشش دل خود قرار دهد و با همه دوست و مهربان باشد، مبادا همچون حیوان شکاری باشی که خوردن آنها را غنیمت دانی.(28)

آن حضرت همچنین در آغاز فرمان حکومتی خود به عبدالله بن عباس چنین فرمود :

سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک و ایاک و الغضب فانه طیره من الشیطان ؛

با مردم به هنگام دیدار در مجالس رسمی و در مقام داوری گشاده رو باش و از خشم بپرهیزکه سبک مغزی به تحریک  شیطان است.(29)

در نامه ای به محمد بن ابی بکر چنین فرمود:

فاحفض لهم جناحک لهم جانبک و ابسط لهم وجهک؛

بالت را برای ایشان بخوابان (با همگان فروتن باش) و پهلویت را بر ایشان هموار دار (کاری کن که همه از رفتارت سود برند) و با آنان گشاده رو باش.(30)

امام علی (علیه السلام) محبت و رفق را تا آن اندازه مهم می داند که از آن به عنوان راس سیاست یاد می کند(31)و از مهرورزی و خوش خلقی نیز با عنوان بهترین سیاست یاد می کند(32) زیرا خشونت عامل تفرقه و جدایی دلها است. افزون بر این فضایی رعب انگیز و ناامن در سطح جامعه ایجاد می کند.

 6-تکبر و خودخواهی :

ارزش های اخلاقی با هر نوع خودخواهی و خودکامگی در تضاد است. این رذیله ی اخلاقی آسیب های جدی را بر پیکره ی اخلاقی وارد می آورد. بنابراین امام علی (علیه السلام) همیشه تلاش می کردند تا زمینه ها و بستر های خودخواهی در عرصه های گوناگون را بزداید؛ تدابیر اجتماعی و عملکرد امام در عرصه ی حکومت و سیاست، نشانگر اهتمام ایشان به این موضوع است.

امام علی (علیه السلام) ضمن نامه ای به مالک اشتر فرمود:

و لا تقولن مومر و امر می کنم پس باید فرمان مرا بپذیرید و این روش سبب فساد و خرابی دل و ضعف و سستی دین و تغییر و زوال نعمت ها گردد.(33)

خودخواهی انسان را به سرکشی و تعدی می کشاند و این امر با اهداف حاکمیت دینی که بر مبنای رعایت رفق و مداراست، منافات دارد. زیرا با ظهور این پدیده شوم، بین افراد اجتماع حقوق مردم و رعایت کرامت آنها، زیر پا گذاشته شده و اموال آنها چپاول می گردد.

به تعبیر دیگر ناتوان ترین افراد آن انسان نمایی است که معنای قدرت را نشناخته و قدرت را وسیله ی خودکامگی و استبداد تلقی کند و همه ی اصول و حقایق و شخصیت خود را پایمال کند. چنین موجود حقیری به تعبیر قرآن کریم کوس سر می دهد(34) و خود را همسان خدا می پندارد و برای خود عظمت و جبروت الهی قائل می شود و بیان می دارد که به هر حال من باید اطاعت شوم.(35) نظر دقیق درباره ی زوال و سقوط تمدن ها و مدیریت این حقیقت را روشن می سازد، علت اصلی زوال و سقوط تمدن ها و جوامع انسانی را منیت و خودخواهی ناشی شده است. برای ظلم هیچ معنایی جز این وجود ندارد که هستی و خواسته های دیگران زمانی معنی می دهد که یک شخص آن را بخواهد .(36)

7- سخن چینی:

در فرهنگ اسلام، سخن چینی از جمله رذایل اخلاقی است. در کلام معصومین (علیه السلام) سخن چینان، بدترین مخلوقات اند و بهشت نیز بر آنها حرام است.(37) پذیرش و مقبولیت اجتماعی فرد سخن چین، خطری جدی برای دینی است. زیرا سلب اعتماد و امنیت شده و عامل ایجاد تفرقه و پراکندگی می شود.

امام علی (علیه السلام) خطاب به کارگزاران حکومت سفارش کرده اند :

و لیکن ابعاد رعیتک منک و اشنوهم عندک اطلبهم لمعایب الناس ... و لا تعجلن الی تصدیق ساع فان الساعی غاش و ان تشبه بالناصحین؛

و باید از رعیت کسی را بیش از همه دور و دشمن داشته باشی که به گفتن زشتی های مردم اصرار دارد... و در تصدیق و باور داشتن بدگو و سخن چین شتاب منما، زیرا سخن چین، خیانتکار و فریب دهنده است هر چند خود را به صورت پند دهندگان درآورد.(38)

زیرا فرد سخن چین بر تعاملات اجتماعی تاثیر به سزایی دارد و از نتایج آن سوء ظن است، که در این صورت، اعتماد عمومی دچار آسیب می شود و ارتباطات اجتماعی و تعاملات انسانی از شکل صحیح خود خارج شده و رنگ و بوی خصومت می گیرد.

8- تملق و چاپلوسی :                         

تملق از جمله رذائل اخلاقی است که نقش مهمی در آسیب پذیری نظام جامعه دینی دارد. امام علی (علیه السلام) در تعریف چاپلوسی می فرماید:

الثناء باکثر من الاستحقاق ملق ... ؛

ستودن بیش از آنچه شایسته است چاپلوسی می باشد.(39)

میدان دادن به افراد متملق و چاپلوس اصل مهم انتقاد و نقد و نظر را به چاپلوسی و تملق تبدیل می کند.

امام علی (علیه السلام) سر منشا این رذیلت را حماقت فرد می داند(40) و خود و دیگران را از این آسیب برحذر می دارد. چنانکه در مقابل ستایش فردی فرمود : من از آنچه زبانت می گوید کمترم و از آنچه در دل داری برتر؛(41)

در منظر امام از سخیف ترین حالات والیان، نزد صالحان جامعه، این است که گمان شود آنها دوست دار فخر، غرور و تکبراند.(42) اگر در جامعه ای حق نصیحت و انتقاد آزاد باشد، روابط اجتماعی و مناسبات سیاسی از سلامت بیشتری برخوردار است. زیرا در صورت آزادی بیان و گشوده بودن راه نصیحت و انتقاد است که کاستی ها و نواقص آشکار و سعی در رفع آنها می شود. از این رو امام علی (علیه السلام) در بیانی فرمود:

من واجب حقوق الله علی العباد النصیحه بمبلغ جهدهم و التعاون علی اقامه الحق بینهم؛

و از جمله حقوق واجبه خدا بر بندگان اندرز دادن و کمک و یاری به یکدیگر است برای اجرای حق بین خودشان به قدر کوشش و توانایی .(43)

در واقع از مهم ترین آفات و عوامل عقب ماندگی جوامع، رواج روحیه ی تملق و چاپلوسی است. از این رو ایجاد محیط نقادی و انتقاد پذیری از ضروریات جامعه دینی و از راه های مقابله با این آفت است. زیرا زمینه ای فراهم می آورد که عیوب مطرح شده و ضعفها جبران شود و از گرایش به استبداد و خودکامگی جلوگیری شود.

9- استبداد رای:

در فرهنگ دینی «مشورت» به مثابه ی راهکاری برای جلوگیری از استبداد و خود محوری و دست یافتن به اندیشه های برتر مورد تاکید قرار گرفته است؛ امام علی (علیه السلام) یکی از ارکان تدبیر و اداره ی جامعه را مشورت می داند . جلوه ی آن را می توان در تضاوب آراء افکار و اندیشه های موافق و مخالف ملاحظه کرد. از این رهگذر صحیح ترین، کامل ترین و بهترین رای حاصل خواهد آمد.(44) بر همین اساس، می توان دریافت که مشورت از لغزش های آدمی کاسته و بر دوستی و همدلی می افزاید، زمامداران را با دیدگاه های گوناگون آشنا می کند و از روش های فراست و کیاست است. امام علی(علیه السلام) درباره ی ضرورت پرهیز از خودآرایی و لزوم مشورت با دیگران فرمود:

من استبد برایه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها؛

هر کس خودرای باشد هلاک شود و کسی که با دیگران مشورت کند خدا آنان را با خود همراه کند .(45)

گستردگی، تخصص و پیچیدگی روزافزون مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی درک آنها را دشوار کرده است؛ چنانکه در بسیاری موارد فهم همه جانبه ی آنها برای یک شخص ناممکن است. از این رو مشورت با متخصصان، برای رسیدن به راه صحیح درست و مصون ماندن از لغزش ضرورت می یابد. در صورت خودآرایی اضمحلال جامعه دینی قطعی خواهد شد؛ چنانکه خودرایی اشعث بن قیس، فرمانده ی سپاه امام علی (علیه السلام) در جنگ صفین باعث ایجاد سستی در سپاه امام در مقابل سپاه معاویه شد.(46)

10-قانون گریزی:

رعایت قانون در روابط و مناسبات اجتماعی و اداره ی جامعه از اهمیت زیادی برخورداراست. زیرا اگر افراد جامعه نسبت به قوانین و ضوابط اجتماعی بی تفاوت باشند، به گونه ای مخاطره آمیز شالوده ی نظام اجتماعی تهدید و کارکرد و کارآیی آن دچار اختلال می شود. پس قانون مندی ضامن بقای نظام اجتماعی و کارکردهای آن است. از نتایج قانون گریزی سلب امنیت از حیات اجتماعی انسان است. قانون برای اجرا و برقرار شدن نظم اجتماعی عادلانه و به منظور پرورش انسان مهذب بوده و شرف و ارزش انسان در تبعیت از قانون است.

امام علی (علیه السلام) همواره به قانون گرایی و رعایت حدود الهی تاکید داشت و هرگاه کسی را به مسئولیتی می گماشت او را با قوانین و ضوابط کار و مسئولیت آشنا می کرد. قانون گرایی ایشان سرانجام مخالفت قدرت طلبان را برانگیخت، زیرا آن حضرت هیچ شریفی را بر غیرشریف و هیچ عربی را بر عجمی، برتری نمی داد و با بزرگان و سرکردگان قبایل سازش نمی کرد و هیچ کس را به هواخواهی خو برنمی انگیخت.(47)

نامه های متعدد امام علی (علیه السلام) به مسئولان حکومت و مردم تحت حکومت، حاکی از اهتمام ایشان برای برقراری یک نظام قانونمند در روابط اجتماعی است. از جمله نامه های ایشان فرمانهای حکومتی به «حذیفه بن یمان» فرماندار مدائن و نیز نامه ای به مردم مدائن است.(48)

11-افراط و تفریط:

افراط و تفریط از دیگر آسیب های اخلاقی است که جامعه ی دینی را- که تمام برنامه هایش براساس اصل اعتدال است- دچار چالش می کند. از این رو امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:

و لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق؛

و کاری که باید بیش از هر کار دوست داشته باشی میانه روی در حق است.(49)

اندیشه ی اجتماعی  امام علی (علیه السلام) مبتنی بر اصل اعتدال است. ایشان میانه روی در امور را جاده ی حق و مسیر هدایت می داند و می فرماید:

الطریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوه؛

راه راست راه میانه است که کتاب باقیمانده (قرآن کریم) و آثار نبوت (سنت حضرت رسول) بر آن (شاهد) است و از آن راه راست؛ و طریقه رسول خدا بیرون می آید و به سوی آن عاقبت امر بازگشت می کند .(50)

به تعبیر دیگر، یک از مهم ترین عوامل انحراف و دوری از آموزه های اصیل دینی، افراط و تفریط در امور است.

12- خود فراموشی:   

یکی از موارد آسیب پذیری نظام اجتماعی در حوزه ی اخلاق و خود فراموشی است. قرآن کریم در نکوهش این عمل چنین می فرماید:

اتامرون الناس بالبر و تنسون و انتم تتلون الکتاب؛

آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید با اینکه خود کتاب می خوانید.(51)

زیرا هدایت مردم و ترویج دین، در گرو آن است که افراد به آنچه می گویند عمل کنند وخود نمونه های عینی از عمل به آموزه های دینی باشند. امام علی (علیه السلام) می فرماید:

و نهوا غیرکم عن المنکر و تناهوا عنه فانما امرتم بالنهی بعد التناهی؛

و از منکر مرتکبین را نهی کنید و خودتان آن را مرتکب نشوید؛ زیرا شما مامور شده اید که از منکر نهی نمایید پس از آنکه خود آن را به جا نیاورید.(52)

از منظر امام علی (علیه السلام)  عالمانی که به علم خود عمل نمی کنند، جاهلانی گمراه به شمار می روند که هرگز نمی توانند نقش هدایت و رهبری بر عهده داشته باشند .(53) از این رو می فرماید:

من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه؛

هر که خود را پیشوای مردم نمود باید پیش از یاد دادن به دیگری نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد0(54)

13- جهل و تقلید کورکورانه :  

یکی از مشخصه های آیین اسلام آن است که اصول دین در آن تقلیدی نیست، بر هر مسلمان واجب است که از راههای عقلی و علمی، خود به تحقیق و بررسی در این زمینه بپردازد.(55) از این رو  امام علی (علیه السلام) معتقداند که دین و ایمان واقعی، نتیجه ی خردورزی است و هرکس بدون تعقل و تفکر دین را بپذیرد، مانند آن است که دین ندارد.(56)

دیدگاه امام ریشه ی استبدادپذیری و حقارت را جهالت و بی بصیرتی دانسته که برای رفع آن لازم است مردم آگاه شوند و تربیت یابند. از این رو می فرماید:

ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم و علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا؛

ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است. اما حقی که شما بر من دارید نصیحت کردن به شماست و رساندن غنیمت تا بیاموزید.(57)

امام علی (علیه السلام)  در بیانی مردمان را به سه دسته تقسیم کرده اند:

الناس ثلاثه فعالم ربانی، متعلم علی سیبل النجاه و همج رعاع.(58)

در این تقسیم بندی آنها که اهل نجات اند، یا عالم ربانی اند و یا رهروانی جستجوگر که از فروغ دانش بهره می گیرند و در راه راست گام برمی دارند و کسانی که از این دایره بیرون هستند، «همج رعاع» یعنی موجوداتی حقیر و بی ارزش و چون حشرات هستند.(59)

امام علی (علیه السلام)  در توصیف این افراد فرمود:

اتباع کل ناعق یملیون مع کل ریح لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجئوا الی رکن و ثیق؛

هر آواز کننده ای را پیرواند و با هر بادی می روند از نور دانش روشنی نطلبیده اند و به پایه استواری پناه نبرداه اند.(60)

جهل در تمام ابعاد زندگی مشکل آفرین است و شان دین، مخالفت با کوری و نادانی و ایجاد بینش و دانایی و گام نهادن در مسیر هدایت و پیروزی از حق است. بنابراین خداوند متعال خطاب به نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی؛

بگو این راه راست من، که من و هرکس پیروی ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم.(61)

رسول خدا و پیروان او به بصیرت دعوت می کنند، نه به جهالت؛ و به اطاعت آگاهانه و نه تقلید کورکورانه. از این رو خداوند فرمان می دهد که ای پیامبر بگو من با یقین و معرفت و حجت قاطع به توحید و عدالت فرا می خوانم و این سیره ی من و پیروان من است .(62)

بر این اساس بسیاری از خسارتها و مصائبی که در طول تاریخ، بر پیکره ی دین و اخلاق اسلامی وارد شده است، ناشی از عدم آگاهانه دین و تقلید کورکورانه بوده است.

نتیجه گیری :

1.از دیدگاه نهج البلاغه اصلاح و فساد جوامع و ملتها وابسته ی تهذیب اخلاقی است. بی تردید بزرگترین مسئولیت علم اخلاق هدایت انسان است. نهج البلاغه به مثابه ی منشور حاکمیت اخلاق در جامعه ترسیمی روشن از مکارم اخلاق و نیز سیاست های کارآمد در جهت تصحیح و ارتقای عملکرد افراد بر طبق هنجارهای اخلاقی در اجتماع ارائه کرده است.

2.طبق اموزه های نهج البلاغه تمسک به اخلاقیات و اصول اخلاقی از عناصر وحدت آفرین در جامعه است که انسان ها را با روحیات و صفات مختلف و خواسته های متفاوت به وحدت می رساند.

3.از دیدگاه  امام علی (علیه السلام)  تزلزل بنیان های اخلاقی آسیب هی جدی بر پیکره ی جامعه وارد نموده و امر سیاست و تدبیر جامعه را مختل می کند. بدین ترتیب نظام جامعه ی دینی با دشواری ها و مشکلات مواجه خواهد شد.

4.آسیب های جامعه ی دینی در حوزه های اخلاق یا ناشی از اخلاق ناپسند افراد جامعه است مانند : استبداد رای، خودخواهی، ضیق صدر ....؛ و یا علمکرد نادرست آنان سرچشمه می گیرد، مانند: استبداد رای، قانون گریزی،خیانت و ... که با توجه به راهکارهای عملی مطرح در نهج البلاغه ، هر دو بعد قابل پیشگیری و اصلاح اند.

منابع : 

قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1373 ش.

آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، 1125ق، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح و تعلیق میر جلال الدین حسینی ارموی، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، 1360 ش.

آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ غررالحلم و دررالکلم، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1407 ق.

ابن ابی الحدید، عز الدین عبداحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم ، مصر:

دارالاحیاء الکتب العربیه، 1378 ق.

ابن میثم، میثم بن علی، 636-698 ق؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1362.

جورداق، جرج، امام علی (علیه السلام) صدای عدالت انسانیت، م: سید هادی خسرو شاهی، موسسه مطبوعاتی فراهانی، 1344 ش.

جعفری، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1360.

جعفری، محمد تقی، حکمت اصول سیاسی در اسلام، تهران : بنیاد نهج البلاغه، 1359 .

خلیل بن احمد فراهیدی، 100-175 ق، قم : موسسه میلاد، 1414 ق.

خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، قم : دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.

دشتی، محمد و محمدی، کاظم؛العجم المفهرس لا لفاظ نهج البلاغه، قم: موسسه النشر الاسلامی، 1406ق.

دورکیم، امیل، قواعد و روش جامع شناسی، م: علی محمد کاردان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران،1373 ش.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ق 4، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق و ضبط محمد. سید کیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1407 ق.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: ناصرخسرو، 1365.

کلینی، محمدبن یعقوب،- ق329،الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق.

الکرم عبدالعزیز، دیوان الامام علی بن ابیطالب (علیه السلام) قم : انتشارات کتابخانه ارومیه، بی تا.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تهران : دارالکتب الاسلامیه، 1362 ش.

المحمودی، محمد باقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1397 ق.

معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه، تهران، نشر ذره، 1372.

مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، بیروت : دارالعلم للملایین، 1979 م.

نصربن مزاحم،- ق 212، وقعه الصفین، تحقیق و شرح عبدالسلام و محمد هارون، قم: مکتبه المرعشی النجفی، 1403 ق.

 

 

 1- فراهیدی 1/90

2- دورکیم 74

3- مجلسی 59/67

4- نهج البلاغه ، خطبه 176

5- مجلسی 53/78

6- ابن ابی الحدید 279/20

بازشناسی آسیب های اخلاقی درنهج البلاغه گردآورنده ربیع صادقی مدرس اخلاق دانشگاه


چکیده :

سخنان امام علی (علیه السلام) در خصوص بازشناسی آسیب های اخلاقی در جامعه ی دینی، با توجه به رویکرد و عملکرد دینداران، حاکی از شدت آسیب پذیری جامعه از عواملی است که حضور اخلاق را در ارکان مختلف زندگی فردی یا اجتماعی، ناکارآمد جلوه می دهد. بر این اساس، ریشه ی بسیاری از انحراف ها و آسیب های اجتماعی، ناشی از عدم رعایت اخلاق است که دامنه ی اثرگذاری آنها بسیار گسترده است. پیمان شکنی، ضیق صدر، خیانت، ظلم، تندخویی، سخن چینی، تملق و چاپلوسی، استبدادی رای، خودفراموشی، قانون گریزی، جهل و تقلید کورکورانه و ... از مهم ترین آسیب های اخلاقی محسوب می شود.

طرح مسئله :      

امام علی (علیه السلام) یکی از اهداف بنیادی دین را رویکرد اخلاقی و فضیلت محور در تدبیر امور و اداره ی ارکان مختلف زندگی می داند. از این رو در خط مشی سیاسی امام علی (علیه السلام) پای بندی به ارزشهای اخلاقی و دینی و تحقق حاکمیت دینی، به مفهوم حقیقی آن، جلوه ای برجسته دارد. از آنجا که نهج البلاغه محصول چالش های فکری- عملی حکومت امام علی(علیه السلام) بوده و سیمای اخلاق راستین دینی و ارزشهای معنوی و انسانی در آن، به طور دقیق انعکاس یافته، بازیابی آن از منظر آسیب شناسی اخلاقی، ضرورتی است که دستیابی به آن، دستاوردهای ارزنده ای در جهت پاسداری از ارزشهای اخلاقی- دینی دارد. به ویژه در شرایط امروزی، با برقراری جمهوری اسلامی، یافتن الگوهای ارزشی و اخلاقی برای اداره ی جامعه، در تمام ابعاد، نیاز قطعی است. تا از یک سو توانایی دین را در اداره ی جامعه اثبات کند و از سوی دیگر با ترسیم چارچوب کلی اخلاق اسلامی، آسیب ها و آفت هایی که می تواند نظام جامعه را به چالش بکشاند، شناسایی کرده و با ارائه راهکاری شایسته به مقابله با آن برخیزد. در این نوشتار برآنیم تا مهم ترین آسیب های اخلاقی که نظام جامعه ی دینی را با چالش مواجه می کند، بازشناسیم. ربیع صادقی مدرس اخلاق اسلامی دردانشگاه های لرستان

آسیب های اخلاقی: 

منظور از آسیب یا آفت در مسائل اجتماعی، ظهور عیب و نقص و خروج از وضع و پیدایش تباهی است؛ چنانکه آسیب یا معادل آن، آفت در زبان عربی، به معنای عامل تباه کننده ای است که به چیزی اصابت کند:

  الافه عرض مفسد لما اصاب من شیء(1)

بنابراین منظور از آسیب شناسی، که در اصل از جمله مفاهیم ورودی از دانش پزشکی به حوزه ی مباحث جامعه شناسایی عوامل اختلال درون نهادها و زیر مجموعه های اجتماعی، در ایفای وظایف و کارکردهای مورد انتظار هر کدام از آنهاست (2) و خواه ناخواه، مراد از آسیب شناسی اخلاق نیز شناخت عوامل و متغیرهایی است که نظام اخلاق اسلامی را از اصول و اهداف اصلی خود دور می کند. از آنجا که آسیب شناسی مفهومی نظری است که همواره باید نسبت به یک عامل دیگر، مانند وضع موجود، وضع مطلوب، یا انتظارات آرمانی بررسی و شناخته شود، به طور کلی باید چارچوبی عام، برای مطلوبیت و سنجش انحراف از معیار در نظر گرفت. از این رو، چون تقوای الهی و زمینه سازی برای تحقق آن و نیز احیای مکارم اخلاق از اصلی ترین  اهداف پیامبران به شمار می رود(3) معیار انحراف را از این زاویه بررسی می کنیم و به شناسایی آسیب ها می پردازیم. به دیگر سخن، چون ماهیت جامعه ی دینی، اسلام و مبانی معنوی است، معیار آسیب شناسی را سازگار یا عدم سازگاری نگرش ها و رفتارها با مبانی تقوا و مکارم اخلاق قرار می دهیم و از این منظر آسیب ها را واکاوی می کنیم.

رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال منطق، در عرصه ی کار و عمل بر پایه ی اخلاق به دست می آید. فقدان اخلاق به معنای محو زمینه و بستر شکوفایی انسان در دستیابی به کمال مطلق در چامعه است. زیرا با شکسته شدن مرزهای اخلاق، همه ی حریم ها شکسته می شود و چون حریم ها شکسته شود، پلیدها در روابط اجتماعی پدیدار می شود.

امام علی (علیه السلام) در این زمینه چنین می فرمایند :

ثم ایاکم و تهزیع الاخلاق و تصریفها ؛

مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون سازید (4).

انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی در اجتماع، خطری جدی و ویرانگر است. زیرا وقتی انسان از محدوده ی فرد خارج می شود و در ارتباط با سایر افراد قرار می گیرد، اگر اصول اخلاقی حاکم بر روابط نباشد، انسانیت انسان فرو می ریزد و جامعه رو به زوال و انحطاط می گذارد.

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) کرامتهای اخلاقی موجب برتری و والایی شان انسان ها است. امام علی (علیه السلام) فرمود :

علیکم بمکارم الاخلاق فانه رفعه؛

بر شما باد مکارم اخلاق که آن سبب والایی است.(5)

البته باید توجه داشت هر چه مراتب اداری افراد بالاتر رود و حیطه ی مسئولیت آنها گسترش یابد، اخلاق اسلامی و کمالات انسانی در آنان باید والاتر و برتر باشد. به تعبیر امام علی (علیه السلام) امام و رهبر همچون رودخانه ی پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری است. پس اگر آب آن رودخانه گوارا باشد آب رودهای کوچک نیز گوارا است و اگر شور باشد آب درون آنها نیز شور خواهد شد.(6)

در ادامه به برخی آسیب هایی که ممکن است ناشی از عدم رعایت اصول اخلاقی باشد، اشاره می شود.

1-پیمان شکنی : 

وفای به عهد و پای بندی به تعهدات از نظر اسلام از جمله عالی ترین فضائل اخلاقی است. آیات قرآن (7)و سفارشات معصومین (علیه السلام)(8) حاکی از آن است که وفای به عهد، یکی از شرایط اساسی ایمان است.(9) این اصل اخلاقی در روابط داخلی مسلمانان با یکدیگر خلاصه نمی شود، بلکه مسلمین موظف اند در برابر بیگانگان و کفار نیز این اصل را رعایت کنند. از دیدگاه امام علی (علیه السلام) وفای به عهد، عامل همبستگی و الفت.(10) امنیت و سیادت نظامها و حکومتها (11) بنیاد دینداری است.(12) در واقع قوام امور در هر اجتماعی پای بندی به عهد و پیمان است و پیمان شکنی و ارج نهادن به تعهدات آثار زیانبار و مخربی را به دنبال خواهد داشت. از همین رو امام (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:

فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود؛

چیزی از واجبات خدا در اجتماع مردم با اختلاف هواها و پراکندگی اندیشه شان از بزرگ دانستن وفای به پیمانها نیست .(13)

زیرا انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی او ایجاب می کند که نسبت به تعهدات خویش پای بند باشد. در غیر این صورت، نظام اجتماعی از هم خواهد گسست. امام (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:

قد جعل الله عهده و ذمته امنا افضاه بین العباد برحمه و حریما یسکنون الی منعته و یستقیضون الی جواره فلا ادغال و لا مدالسه ولا خداع؛

خداوند پیمان و زنهارش را امن و آسایشی که از روی رحمت و مهربانیش بین بندگان گسترده قرار داده است و آن را حریم و پایگاهی قرار داده که به استواری آن زیست کرده، در پناه آن بروند پس تبهکاری و فریب در آن نیست.(14)

2-ضیق صدر:    

اصل بردباری و شکیبایی جایگاه والا و ارزشمندی در اخلاق دارد. امام علی (علیه السلام) از آن به عنوان خیر و نیکی یاد کرده اند:

الخیر ان یکثر علمک و ان یعظم حلمک ... ؛

خیر آن است که دانشت افزون و حلم و بردباریت بزرگ شود.(15)

در حقیقت، شرح صدر به معنای ظرفیت فکری و روحی است و گسترش ظرفیت فکری و روحی انسان موجب می شود که بینش و ظرفیت او برای پذیرش حق تقویت شود.

در مقابل ضیق صدر، موجب کم ظرفیتی و تحیر در تصمیم گیری و درماندگی در کار و رفتار نادرست با مردم می شود. امام علی (علیه السلام) فرمودند:

من ضلق صدره لم یصبر علی اداء الحق؛

کسی که سعه صدر ندارد و برای ادای حق تاب نمی آورد.(16)

در واقع بدون صبر و حلم هیچ کاری به نتیجه نخواهد رسید و انسانی که صبر و شکیبایی ندارد، فاقد اختیار بوده و پیوسته اسیر تصمیم گیری های عجولانه و نادرست است. امام علی (علیه السلام) در نامه ای به «حارث همدانی» فرمود:

و اکظم الغیظ و تجاوز عند المقدره و احلم عند الغضب و اصفح مع الدوله ... و احذر الغضب فانه جنند عظیم من جنود ابلیس؛

و خشم را فرو بنشان و هنگام توانایی (از کیفر) بگذرد و هنگام تندخویی؛ بردبار باش و با وجود تسلط داشتن (از انتقام) دوری کن.(17)

لازم به ذکر است که ایشان قبل از دیگران خود به این فضیلت اخلاقی آراسته بود و بیش از دیگران آن را مراعات می کرد؛ چنانکه در دیوان منتسب به حضرت آمده است:

و ذی سفه یواجهنی بجهل

واکره ان اکون مجیبا

یزید سفاهه و ازید حلما

کعود زاد بالاحراق طیبا(18)

دیوان الامام علی

3-خیانت (نقض امانتداری) :

آسیب پذیری نظام اخلاقی، از هر عاملی از نفوذ خیانت در میان افراد اجتماع ناشی می شود. خیانت پدیده ای غیر اخلاقی و صفت انسان های پست است، (19) یه همین دلیل امام علی (علیه السلام) بر امانت داری سفارش نموده اند. زیرا تلقی امانت دارانه از امور و انجام آن با چنین رویکردی، اصلی اساسی در اخلاق است. امام علی (علیه السلام) در بیانی می فرماید:

و من استهان بالامانه و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها فقد احل بنفسه فی الدنیا الذل و الخزی و هو فی الاخره اذل و اخزی؛

کسی که امانت را خوار دارد و در خیانت بی باک باشد و خود و دینش را از آن پاک نسازد در دنیا رسوایی را به خود روا داشته و در آخرت خوراتر و رسواتر است .(20)

امام علی (علیه السلام) اهمیت فوق العاده ای به اصل امانتداری داده اند. در بیانات ایشان امانتداری ستوده شده و از آن به عنوان راس اسلام و مسلمانی یاده شده است.(21) زیرا خیانت، سبب پایمال شدن حقوق مردم و سلب اعتماد اجتماعی خواهد شد. از همین روی امام علی (علیه السلام) پیوسته مردم و کارگزاران را به پرهیز از خیانت امر کرده و از آنان می خواهد با این آسیب مبارزه کنند و خیانتکاران را به سزای اعمال خود برسانند.(22) این شدت و قاطعیت امام، درجه ی آسیب پذیری جامعه را از پدیده ی شوم خیانت روشن می کند.

4-ظلم و بی عدالتی:

از دیدگاه امام علی(علیه السلام) در سایه ی عدالت تعادل و آرامش بر جامعه حاکم شده و زمینه ی تکامل و رشد معنوی انسان فراهم می آید. عدالت روشی مطمئن و قانونی عام و جهان شمول است که آدمیان برای رسیدن به سعادت باید از آن عبور نمایند. شاخصه ی جامعه دینی نیز برقراری عدالت است.

عدالت خواهی و عدالت گرایی از جمله فضائل اخلاقی است که در بیانات امام علی (علیه السلام) مورد توجه قرار گرفته و سیره ی عملی ایشان در حکومت حاکی از آراستگی امام علی (علیه السلام) به این فضیلت اخلاقی است. زیرا عدالت در بنیاد و مبادی اخلاقی امام اصلی است که با اصول دیگری پیوند دارد و طبیعتی است که ممکن نیست او خود را بر ضد آن وادارد، تا آنجا که گویی این عدالت ماده ای است در ارکان جسمی و ساختمان بدنی او؛ در واقع عدالت خونی است در خونش و روحی است در روحش .(23)

از دیدگاه امام علی (علیه السلام) یکی از مهم ترین عوامل سقوط و انحطاط جوامع و تمدن ها، ستم بر مردم است. رعایت عدالت و حاکمیت آن بر روابط و مناسبات اجتماعی، از جمله مهم ترین اصول اخلاقی است که حافظ سلامت و تداوم نظام اجتماعی است؛ با رعایت عدل و انصاف دوستی و مودت شکل می گیرد و پایدار می ماند.(24) عطوفت و محبت در روابط انسانی، با ظلم و بی عدالتی رخت برمی بندد.(25)

5-تند خویی و خشونت :

حسن خلق و خوش رفتاری، یکی از اصول مسلم اخلاقی است. که مورد توجه و سفارش معصومین (علیه السلام) نیز بوده است. از دیدگاه اما علی (علیه السلام) رفق و مهرورزی عامل اتحاد و همبستگی است و از ویژگی ها و خصوصیت های خردمندان است. در مقابل خشونت و تندی با مردم در حکم جنگ با خدا تلقی می شود، چنانکه فرمود:

و لا تنصبن نفسک لحرب الله فانه لا یدی لک بنقمته و لا غنی بک عن عفوه و رحمته و لا تندمن علی عفو و لا تبجن بعقوبه و لا تسر عن الی بادره وجدت منها مندوحه؛

و مبادا خود را برای جنگ با خدا آماده سازی که تو را توانایی خشم او نبوده، از بخشش و مهربانیش بی نیاز نیستی، و هرگز از بخشش و گذشت پشیمان و به کیفر شاد مباش و به خشمی که می توانی مرتکب نشوی شتاب منما.(26)

امام علی (علیه السلام) در فراز به مهرورزی، خشونت و تندی با افراد را مصداقی از جنگ و ستیز با خدا می داند. در نتیجه اهمیت مهربانی و مدارا با مردم نزد امام تبیین می شود. نیروی محبت، از نظر اجتماعی، نیروی عظیم و موثری است.بهترین اجتماع، اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت عامل مهمی در پایداری و ادامه ی حیات جوامع انسانی و تمدن ها است. قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:

فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛

پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو و [پر مهر] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعا از پیرامون تو پراکنده می شدند. پس از آنان درگذر و بر ایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گیری بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد.(27)

در اینجا علت گرایش مردم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میزان محبتی است که نبی اکرم نسبت به مردم مبذول می داشت. بر همین اساس امام (علیه السلام) در آغاز نامه ی خود به مالک فرمود:

و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه و الطف بهم و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا؛

مهربانی با مردم را پوشش دل خود قرار دهد و با همه دوست و مهربان باشد، مبادا همچون حیوان شکاری باشی که خوردن آنها را غنیمت دانی.(28)

آن حضرت همچنین در آغاز فرمان حکومتی خود به عبدالله بن عباس چنین فرمود :

سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک و ایاک و الغضب فانه طیره من الشیطان ؛

با مردم به هنگام دیدار در مجالس رسمی و در مقام داوری گشاده رو باش و از خشم بپرهیزکه سبک مغزی به تحریک  شیطان است.(29)

در نامه ای به محمد بن ابی بکر چنین فرمود:

فاحفض لهم جناحک لهم جانبک و ابسط لهم وجهک؛

بالت را برای ایشان بخوابان (با همگان فروتن باش) و پهلویت را بر ایشان هموار دار (کاری کن که همه از رفتارت سود برند) و با آنان گشاده رو باش.(30)

امام علی (علیه السلام) محبت و رفق را تا آن اندازه مهم می داند که از آن به عنوان راس سیاست یاد می کند(31)و از مهرورزی و خوش خلقی نیز با عنوان بهترین سیاست یاد می کند(32) زیرا خشونت عامل تفرقه و جدایی دلها است. افزون بر این فضایی رعب انگیز و ناامن در سطح جامعه ایجاد می کند.

 6-تکبر و خودخواهی :

ارزش های اخلاقی با هر نوع خودخواهی و خودکامگی در تضاد است. این رذیله ی اخلاقی آسیب های جدی را بر پیکره ی اخلاقی وارد می آورد. بنابراین امام علی (علیه السلام) همیشه تلاش می کردند تا زمینه ها و بستر های خودخواهی در عرصه های گوناگون را بزداید؛ تدابیر اجتماعی و عملکرد امام در عرصه ی حکومت و سیاست، نشانگر اهتمام ایشان به این موضوع است.

امام علی (علیه السلام) ضمن نامه ای به مالک اشتر فرمود:

و لا تقولن مومر و امر می کنم پس باید فرمان مرا بپذیرید و این روش سبب فساد و خرابی دل و ضعف و سستی دین و تغییر و زوال نعمت ها گردد.(33)

خودخواهی انسان را به سرکشی و تعدی می کشاند و این امر با اهداف حاکمیت دینی که بر مبنای رعایت رفق و مداراست، منافات دارد. زیرا با ظهور این پدیده شوم، بین افراد اجتماع حقوق مردم و رعایت کرامت آنها، زیر پا گذاشته شده و اموال آنها چپاول می گردد.

به تعبیر دیگر ناتوان ترین افراد آن انسان نمایی است که معنای قدرت را نشناخته و قدرت را وسیله ی خودکامگی و استبداد تلقی کند و همه ی اصول و حقایق و شخصیت خود را پایمال کند. چنین موجود حقیری به تعبیر قرآن کریم کوس سر می دهد(34) و خود را همسان خدا می پندارد و برای خود عظمت و جبروت الهی قائل می شود و بیان می دارد که به هر حال من باید اطاعت شوم.(35) نظر دقیق درباره ی زوال و سقوط تمدن ها و مدیریت این حقیقت را روشن می سازد، علت اصلی زوال و سقوط تمدن ها و جوامع انسانی را منیت و خودخواهی ناشی شده است. برای ظلم هیچ معنایی جز این وجود ندارد که هستی و خواسته های دیگران زمانی معنی می دهد که یک شخص آن را بخواهد .(36)

7- سخن چینی:

در فرهنگ اسلام، سخن چینی از جمله رذایل اخلاقی است. در کلام معصومین (علیه السلام) سخن چینان، بدترین مخلوقات اند و بهشت نیز بر آنها حرام است.(37) پذیرش و مقبولیت اجتماعی فرد سخن چین، خطری جدی برای دینی است. زیرا سلب اعتماد و امنیت شده و عامل ایجاد تفرقه و پراکندگی می شود.

امام علی (علیه السلام) خطاب به کارگزاران حکومت سفارش کرده اند :

و لیکن ابعاد رعیتک منک و اشنوهم عندک اطلبهم لمعایب الناس ... و لا تعجلن الی تصدیق ساع فان الساعی غاش و ان تشبه بالناصحین؛

و باید از رعیت کسی را بیش از همه دور و دشمن داشته باشی که به گفتن زشتی های مردم اصرار دارد... و در تصدیق و باور داشتن بدگو و سخن چین شتاب منما، زیرا سخن چین، خیانتکار و فریب دهنده است هر چند خود را به صورت پند دهندگان درآورد.(38)

زیرا فرد سخن چین بر تعاملات اجتماعی تاثیر به سزایی دارد و از نتایج آن سوء ظن است، که در این صورت، اعتماد عمومی دچار آسیب می شود و ارتباطات اجتماعی و تعاملات انسانی از شکل صحیح خود خارج شده و رنگ و بوی خصومت می گیرد.

8- تملق و چاپلوسی :                         

تملق از جمله رذائل اخلاقی است که نقش مهمی در آسیب پذیری نظام جامعه دینی دارد. امام علی (علیه السلام) در تعریف چاپلوسی می فرماید:

الثناء باکثر من الاستحقاق ملق ... ؛

ستودن بیش از آنچه شایسته است چاپلوسی می باشد.(39)

میدان دادن به افراد متملق و چاپلوس اصل مهم انتقاد و نقد و نظر را به چاپلوسی و تملق تبدیل می کند.

امام علی (علیه السلام) سر منشا این رذیلت را حماقت فرد می داند(40) و خود و دیگران را از این آسیب برحذر می دارد. چنانکه در مقابل ستایش فردی فرمود : من از آنچه زبانت می گوید کمترم و از آنچه در دل داری برتر؛(41)

در منظر امام از سخیف ترین حالات والیان، نزد صالحان جامعه، این است که گمان شود آنها دوست دار فخر، غرور و تکبراند.(42) اگر در جامعه ای حق نصیحت و انتقاد آزاد باشد، روابط اجتماعی و مناسبات سیاسی از سلامت بیشتری برخوردار است. زیرا در صورت آزادی بیان و گشوده بودن راه نصیحت و انتقاد است که کاستی ها و نواقص آشکار و سعی در رفع آنها می شود. از این رو امام علی (علیه السلام) در بیانی فرمود:

من واجب حقوق الله علی العباد النصیحه بمبلغ جهدهم و التعاون علی اقامه الحق بینهم؛

و از جمله حقوق واجبه خدا بر بندگان اندرز دادن و کمک و یاری به یکدیگر است برای اجرای حق بین خودشان به قدر کوشش و توانایی .(43)

در واقع از مهم ترین آفات و عوامل عقب ماندگی جوامع، رواج روحیه ی تملق و چاپلوسی است. از این رو ایجاد محیط نقادی و انتقاد پذیری از ضروریات جامعه دینی و از راه های مقابله با این آفت است. زیرا زمینه ای فراهم می آورد که عیوب مطرح شده و ضعفها جبران شود و از گرایش به استبداد و خودکامگی جلوگیری شود.

9- استبداد رای:

در فرهنگ دینی «مشورت» به مثابه ی راهکاری برای جلوگیری از استبداد و خود محوری و دست یافتن به اندیشه های برتر مورد تاکید قرار گرفته است؛ امام علی (علیه السلام) یکی از ارکان تدبیر و اداره ی جامعه را مشورت می داند . جلوه ی آن را می توان در تضاوب آراء افکار و اندیشه های موافق و مخالف ملاحظه کرد. از این رهگذر صحیح ترین، کامل ترین و بهترین رای حاصل خواهد آمد.(44) بر همین اساس، می توان دریافت که مشورت از لغزش های آدمی کاسته و بر دوستی و همدلی می افزاید، زمامداران را با دیدگاه های گوناگون آشنا می کند و از روش های فراست و کیاست است. امام علی(علیه السلام) درباره ی ضرورت پرهیز از خودآرایی و لزوم مشورت با دیگران فرمود:

من استبد برایه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها؛

هر کس خودرای باشد هلاک شود و کسی که با دیگران مشورت کند خدا آنان را با خود همراه کند .(45)

گستردگی، تخصص و پیچیدگی روزافزون مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی درک آنها را دشوار کرده است؛ چنانکه در بسیاری موارد فهم همه جانبه ی آنها برای یک شخص ناممکن است. از این رو مشورت با متخصصان، برای رسیدن به راه صحیح درست و مصون ماندن از لغزش ضرورت می یابد. در صورت خودآرایی اضمحلال جامعه دینی قطعی خواهد شد؛ چنانکه خودرایی اشعث بن قیس، فرمانده ی سپاه امام علی (علیه السلام) در جنگ صفین باعث ایجاد سستی در سپاه امام در مقابل سپاه معاویه شد.(46)

10-قانون گریزی:

رعایت قانون در روابط و مناسبات اجتماعی و اداره ی جامعه از اهمیت زیادی برخورداراست. زیرا اگر افراد جامعه نسبت به قوانین و ضوابط اجتماعی بی تفاوت باشند، به گونه ای مخاطره آمیز شالوده ی نظام اجتماعی تهدید و کارکرد و کارآیی آن دچار اختلال می شود. پس قانون مندی ضامن بقای نظام اجتماعی و کارکردهای آن است. از نتایج قانون گریزی سلب امنیت از حیات اجتماعی انسان است. قانون برای اجرا و برقرار شدن نظم اجتماعی عادلانه و به منظور پرورش انسان مهذب بوده و شرف و ارزش انسان در تبعیت از قانون است.

امام علی (علیه السلام) همواره به قانون گرایی و رعایت حدود الهی تاکید داشت و هرگاه کسی را به مسئولیتی می گماشت او را با قوانین و ضوابط کار و مسئولیت آشنا می کرد. قانون گرایی ایشان سرانجام مخالفت قدرت طلبان را برانگیخت، زیرا آن حضرت هیچ شریفی را بر غیرشریف و هیچ عربی را بر عجمی، برتری نمی داد و با بزرگان و سرکردگان قبایل سازش نمی کرد و هیچ کس را به هواخواهی خو برنمی انگیخت.(47)

نامه های متعدد امام علی (علیه السلام) به مسئولان حکومت و مردم تحت حکومت، حاکی از اهتمام ایشان برای برقراری یک نظام قانونمند در روابط اجتماعی است. از جمله نامه های ایشان فرمانهای حکومتی به «حذیفه بن یمان» فرماندار مدائن و نیز نامه ای به مردم مدائن است.(48)

11-افراط و تفریط:

افراط و تفریط از دیگر آسیب های اخلاقی است که جامعه ی دینی را- که تمام برنامه هایش براساس اصل اعتدال است- دچار چالش می کند. از این رو امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:

و لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق؛

و کاری که باید بیش از هر کار دوست داشته باشی میانه روی در حق است.(49)

اندیشه ی اجتماعی  امام علی (علیه السلام) مبتنی بر اصل اعتدال است. ایشان میانه روی در امور را جاده ی حق و مسیر هدایت می داند و می فرماید:

الطریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوه؛

راه راست راه میانه است که کتاب باقیمانده (قرآن کریم) و آثار نبوت (سنت حضرت رسول) بر آن (شاهد) است و از آن راه راست؛ و طریقه رسول خدا بیرون می آید و به سوی آن عاقبت امر بازگشت می کند .(50)

به تعبیر دیگر، یک از مهم ترین عوامل انحراف و دوری از آموزه های اصیل دینی، افراط و تفریط در امور است.

12- خود فراموشی:   

یکی از موارد آسیب پذیری نظام اجتماعی در حوزه ی اخلاق و خود فراموشی است. قرآن کریم در نکوهش این عمل چنین می فرماید:

اتامرون الناس بالبر و تنسون و انتم تتلون الکتاب؛

آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید با اینکه خود کتاب می خوانید.(51)

زیرا هدایت مردم و ترویج دین، در گرو آن است که افراد به آنچه می گویند عمل کنند وخود نمونه های عینی از عمل به آموزه های دینی باشند. امام علی (علیه السلام) می فرماید:

و نهوا غیرکم عن المنکر و تناهوا عنه فانما امرتم بالنهی بعد التناهی؛

و از منکر مرتکبین را نهی کنید و خودتان آن را مرتکب نشوید؛ زیرا شما مامور شده اید که از منکر نهی نمایید پس از آنکه خود آن را به جا نیاورید.(52)

از منظر امام علی (علیه السلام)  عالمانی که به علم خود عمل نمی کنند، جاهلانی گمراه به شمار می روند که هرگز نمی توانند نقش هدایت و رهبری بر عهده داشته باشند .(53) از این رو می فرماید:

من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه؛

هر که خود را پیشوای مردم نمود باید پیش از یاد دادن به دیگری نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد0(54)

13- جهل و تقلید کورکورانه :  

یکی از مشخصه های آیین اسلام آن است که اصول دین در آن تقلیدی نیست، بر هر مسلمان واجب است که از راههای عقلی و علمی، خود به تحقیق و بررسی در این زمینه بپردازد.(55) از این رو  امام علی (علیه السلام) معتقداند که دین و ایمان واقعی، نتیجه ی خردورزی است و هرکس بدون تعقل و تفکر دین را بپذیرد، مانند آن است که دین ندارد.(56)

دیدگاه امام ریشه ی استبدادپذیری و حقارت را جهالت و بی بصیرتی دانسته که برای رفع آن لازم است مردم آگاه شوند و تربیت یابند. از این رو می فرماید:

ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم و علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا؛

ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است. اما حقی که شما بر من دارید نصیحت کردن به شماست و رساندن غنیمت تا بیاموزید.(57)

امام علی (علیه السلام)  در بیانی مردمان را به سه دسته تقسیم کرده اند:

الناس ثلاثه فعالم ربانی، متعلم علی سیبل النجاه و همج رعاع.(58)

در این تقسیم بندی آنها که اهل نجات اند، یا عالم ربانی اند و یا رهروانی جستجوگر که از فروغ دانش بهره می گیرند و در راه راست گام برمی دارند و کسانی که از این دایره بیرون هستند، «همج رعاع» یعنی موجوداتی حقیر و بی ارزش و چون حشرات هستند.(59)

امام علی (علیه السلام)  در توصیف این افراد فرمود:

اتباع کل ناعق یملیون مع کل ریح لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجئوا الی رکن و ثیق؛

هر آواز کننده ای را پیرواند و با هر بادی می روند از نور دانش روشنی نطلبیده اند و به پایه استواری پناه نبرداه اند.(60)

جهل در تمام ابعاد زندگی مشکل آفرین است و شان دین، مخالفت با کوری و نادانی و ایجاد بینش و دانایی و گام نهادن در مسیر هدایت و پیروزی از حق است. بنابراین خداوند متعال خطاب به نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:

قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی؛

بگو این راه راست من، که من و هرکس پیروی ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم.(61)

رسول خدا و پیروان او به بصیرت دعوت می کنند، نه به جهالت؛ و به اطاعت آگاهانه و نه تقلید کورکورانه. از این رو خداوند فرمان می دهد که ای پیامبر بگو من با یقین و معرفت و حجت قاطع به توحید و عدالت فرا می خوانم و این سیره ی من و پیروان من است .(62)

بر این اساس بسیاری از خسارتها و مصائبی که در طول تاریخ، بر پیکره ی دین و اخلاق اسلامی وارد شده است، ناشی از عدم آگاهانه دین و تقلید کورکورانه بوده است.

نتیجه گیری :

1.از دیدگاه نهج البلاغه اصلاح و فساد جوامع و ملتها وابسته ی تهذیب اخلاقی است. بی تردید بزرگترین مسئولیت علم اخلاق هدایت انسان است. نهج البلاغه به مثابه ی منشور حاکمیت اخلاق در جامعه ترسیمی روشن از مکارم اخلاق و نیز سیاست های کارآمد در جهت تصحیح و ارتقای عملکرد افراد بر طبق هنجارهای اخلاقی در اجتماع ارائه کرده است.

2.طبق اموزه های نهج البلاغه تمسک به اخلاقیات و اصول اخلاقی از عناصر وحدت آفرین در جامعه است که انسان ها را با روحیات و صفات مختلف و خواسته های متفاوت به وحدت می رساند.

3.از دیدگاه  امام علی (علیه السلام)  تزلزل بنیان های اخلاقی آسیب هی جدی بر پیکره ی جامعه وارد نموده و امر سیاست و تدبیر جامعه را مختل می کند. بدین ترتیب نظام جامعه ی دینی با دشواری ها و مشکلات مواجه خواهد شد.

4.آسیب های جامعه ی دینی در حوزه های اخلاق یا ناشی از اخلاق ناپسند افراد جامعه است مانند : استبداد رای، خودخواهی، ضیق صدر ....؛ و یا علمکرد نادرست آنان سرچشمه می گیرد، مانند: استبداد رای، قانون گریزی،خیانت و ... که با توجه به راهکارهای عملی مطرح در نهج البلاغه ، هر دو بعد قابل پیشگیری و اصلاح اند.

منابع : 

قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1373 ش.

آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، 1125ق، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح و تعلیق میر جلال الدین حسینی ارموی، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، 1360 ش.

آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ غررالحلم و دررالکلم، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1407 ق.

ابن ابی الحدید، عز الدین عبداحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم ، مصر:

دارالاحیاء الکتب العربیه، 1378 ق.

ابن میثم، میثم بن علی، 636-698 ق؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1362.

جورداق، جرج، امام علی (علیه السلام) صدای عدالت انسانیت، م: سید هادی خسرو شاهی، موسسه مطبوعاتی فراهانی، 1344 ش.

جعفری، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1360.

جعفری، محمد تقی، حکمت اصول سیاسی در اسلام، تهران : بنیاد نهج البلاغه، 1359 .

خلیل بن احمد فراهیدی، 100-175 ق، قم : موسسه میلاد، 1414 ق.

خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، قم : دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.

دشتی، محمد و محمدی، کاظم؛العجم المفهرس لا لفاظ نهج البلاغه، قم: موسسه النشر الاسلامی، 1406ق.

دورکیم، امیل، قواعد و روش جامع شناسی، م: علی محمد کاردان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران،1373 ش.

راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ق 4، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق و ضبط محمد. سید کیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1407 ق.

طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: ناصرخسرو، 1365.

کلینی، محمدبن یعقوب،- ق329،الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق.

الکرم عبدالعزیز، دیوان الامام علی بن ابیطالب (علیه السلام) قم : انتشارات کتابخانه ارومیه، بی تا.

مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تهران : دارالکتب الاسلامیه، 1362 ش.

المحمودی، محمد باقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1397 ق.

معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه، تهران، نشر ذره، 1372.

مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، بیروت : دارالعلم للملایین، 1979 م.

نصربن مزاحم،- ق 212، وقعه الصفین، تحقیق و شرح عبدالسلام و محمد هارون، قم: مکتبه المرعشی النجفی، 1403 ق.

 

 

 1- فراهیدی 1/90

2- دورکیم 74

3- مجلسی 59/67

4- نهج البلاغه ، خطبه 176

5- مجلسی 53/78

6- ابن ابی الحدید 279/20

قرآن و امام حسین »

قرآن و امام حسین » مقدمه
«بسم اللّه الرّحمن الرّحیم»
الحمدللّه ربّ العالمین و صلّى اللّه على سیّدنا محمّد و آله اجمعین‏
سالهاست در فکر ترویج تفسیر قرآن هستم و در این راستا خداوند توفیقاتى مرحمت فرموده است. در سال هشتاد که از حج برگشتم، پیشنهاد دوستان در ستاد تفسیر، مرا در شب و روز عید غدیر به فکر واداشت که آیا مى‏توان مسیر سخنرانى‏هاى محرم را قرآنى کرد، یعنى سیماى امام حسین‏علیه السلام و اهداف آن عزیز را ومسائل کربلا و صحنه‏هایى که پیش آمد از جهاد، تصمیم، عشق، ایمان، خلوص و شهادت تا نماز، پذیرش عذر و توبه‏ى حُر تا پیشگامى حضرت در فرستادن فرزندش قبل از دیگران به میدان نبرد و تا آیاتى که حضرت از آغاز سفر تا کربلا تلاوت فرمودند و تا وفادارى یاران و امثال آن را که صدها آیه‏ى قرآن به آن اشاره دارد، در قالب قرآن مطرح کنیم تا محتواى سخنرانى‏ها، قرآن، ولى نمونه‏هاى عینى و مصادیق آن از کربلا باشد.
با خود گفتم که اگر قرآن به جاى مسائل دیگر مطرح شود، آثار نورانى خود را در دل‏ها خواهد داشت و نوعى مهجوریت‏زدایى از قرآن خواهد بود، به علاوه جمله‏ى معروف پیامبرصلى الله علیه وآله را که فرمود: هرگز میان قرآن واهلبیت من فاصله‏اى نیست، با تمام وجود لمس خواهیم کرد. «انّى تارکٌ فیکم الثّقلین کتاب اللّه و عترتى ما اِن تمسّکتم بهما لن تَضلّوا ابداً فاِنّهما لن‏یفترقا حتّى یَردا علىّ الحوض»
گفتم: اگر این فکر بخواهد پخته و بى‏عیب مطرح شود، زمان زیادى مى‏خواهد، ولى از سوى دیگر از دست دادن محرم نیز حیف است. لذا تقریباً در یک شبانه روز آیاتى که با حرکت امام حسین‏علیه السلام ارتباطى داشت در ده گفتار به قلم آوردم که در هر گفتار حدود ده تا بیست آیه‏ى مناسب را به دوستان مبلّغ و سخنران ارائه دهم و البتّه آن عزیزان آیات و روایات مشابه را به آن اضافه خواهند کرد و این مقدمه‏اى باشد که کم‏کم اُنس ما به قرآن بیشتر شود و به رهبران معصوم نزدیک‏تر شویم.
 امام رضاعلیه السلام فرمود: اگر از هرچه من گفتم سؤال کنید که از کدام آیه استفاده کرده‏ام؟ جواب خواهم داد که این سخن من برخاسته از فلان آیه است.
 گفتار اوّل برگرفته از کتاب «همگامى امام حسین با قرآن» و گفتار سوّم را از «موسوعه کلمات امام حسین» و باقى گفتارها را به لطف خدا خودم نوشتم.
 به امید روزى که همه‏ى داستان‏هاى ما قرآنى، استدلال‏ها قرآنى، درسهاى عرفان، اخلاق و عقائد قرآنى، مسائل زندگى، اجتماعى، سیاسى، اقتصادى و نظامى ما قرآنى، روابط بین‏الملل و حتّى روضه‏هاى ما با محوریت قرآن و کلمات نورانى اهل‏بیت پیامبرعلیهم السلام (عِدل قرآن) باشد و از نقل خواب‏ها، تاریخ‏ها، لفظبافى‏ها و داستان‏هاى سست بکاهیم و به سراغ نور واقعى برویم و دیگر شاهد آن نباشیم که عاشقان امام حسین‏علیه السلام بهره‏ى کمى از قرآن ببرند، همان گونه که گروهى دیگر بهره‏کمى از اهل‏بیت‏علیهم السلام مى‏برند و عملاً شاهد جدایى میان جلسات حفظ و قرائت قرآن و شبى با قرآن با جلسات عزادارى و هیآت مذهبى باشیم که کم‏کم از تاریخ و حماسه‏ى بسیار مهم کربلا کاسته شود. باید بدانیم که روزگارى علامه امینى‏هاقدس سره روى منبر بوده‏اند و امروز که قشر تحصیل کرده بیشترى با سؤالات فراوان داریم باید چگونه باشیم!؟
 خدایا! قرآن را نور فکر، عقیده، قلم، بیان و عملِ فرد و جامعه‏ى ما قرار بده.
 


ادامه مطلب
تاريخ : سه‌شنبه ۱٤ آبان ،۱۳٩٢ | ٧:٤٦ ‎ب.ظ | نویسنده : رسول صادقی- زینب صداقت پیشه

روضه مسلم : دندانش را شکستند.ابش را ندادند .سرش را بردروازه شهر آویزان کردند .....

 تلنگر : چقدر رفتار کوفیان با امام شبیه برخوردشان با نماینده اوبود .


تاريخ : سه‌شنبه ٢۳ مهر ،۱۳٩٢ | ٥:٠۸ ‎ق.ظ | نویسنده : رسول صادقی- زینب صداقت پیشه
روز عرفه و فرصتها

دین و اندیشه اسلامی » روز عرفه و فرصتها




روز عرفه و فرصتها

پدید آورنده : یاسر جهانی پور ، صفحه 33

مقدمه

یکی از ویژگی های مؤمن این است که می خواهد دائماً خود را به خدا نزدیک کند و پیوسته در جهت جلب رضای اوست. همانطور که در روایات بسیاری به توبه یا دعا و...سفارش شده و از طرف دیگر مکانها یا زمانهای خاصی برای اجات دعا یا قبولی توبه ذکر شده، برای جلب رضایت حق نیز اوقات یا مکانهایی بیان شده که مؤمن می تواند در آنها، به خداوند تقرّب جوید. خداوند، مهربان و بخشنده بوده و رحمت او همیشه بر خلقش جاری است، اما باید بدانیم برخی از اوقات یا در برخی از مکانها رحمت خداوند بر خلق بیشتر بوده و بخشش معاصی راحت تر می باشد، یکی از همین اوقات روز عرفه است. برای کسی که در جستجوی رحمت الهی است روز عرفه فرصت خوبی است تا بتواند رضایت خداوند را جلب نموده و از گناهان خود توبه کند در این نوشته سعی می کنیم به برخی از این فرصتها اشاره کنیم.

عرفه و فرصت خداشناسی

روز عرفه دارای فضایل بسیاری است، هم برای کسانی که در عرفات حاضرند و هم برای کسانی که در اماکنی غیر از عرفات اند، به همین دلیل بر مؤمنان لازم است نهایت بهره برداری از این روز شریف را بنمایند. یکی از مهمترین و بهترین فرصتهای موجود در این روز، فرصت خداشناسی است، تأمّل و تدبّر در دعای عرفه امام حسین که در حقیقت بیان و شرح حقایق توحیدی و مراتب آن است ما را به این موضوع یعنی خداشناسی نزدیکتر می کند. اینکه خداوند انسان را چگونه خلق فرمود، چگونه روزی داد، چقدر بر بندگان نعمت ارزانی داشت، چقدر از گناهان ایشان بخشید،و... همه از مواردی است که در دعای عرفه ذکر شده است. با قرائت دعای عرفه خدا را بهتر می شناسیم، وقتی فهمیدیم که نهایت مرتبه توحید آن است که غیر از خدا نبینیم و غیر از او نخواهیم، سعی می کنیم تا خود را به آن مرتبه برسانیم، همانکه امام فرمود: ایکون لغیرک من الظهور ما لیس لک حتی یکون هو المظهر لک متی غبت حتی تحتاج الی دلیل یدلّ علیک عمیت عین لا تراک؛ آیا برای غیر تو ظهوری هست که برای تو نباشد تا آن غیر بخواهد مظهر تو باشد؟ چه وقت غایب بوده ای تا به دلیلی احتیاج باشد که بر تو دلالت کند؟ کور باد چشمی که تو را نبیند. همه اینها با تأمّل و تفکر در دعای عرفه بدست می آید، برای آنانکه اراده دارند معرفت خود را نسبت به حقتعالی زیاد کنند. در این فصل سعی می کنیم به برخی از راههای افزایش خداشناسی اشاره کنیم.

الف: استفاده کردن از نعمتهای در دسترس

خداوند می فرماید: الّذی جعل لکم الأرض فراشاً و السّماء بناءً و انزل من السّماء ماء فاخرج به من الثّمرات رزقاً لکم فلاتجعلوا للّه انداداً و انتم تعلمون؛(1) آن (خداوندی) که زمین را برای شما فرشی (گسترده) و آسمان را بنایی (افراشته) قرار داد و از آسمان، آبی فرو فرستاد و به آن از میوه ها، روزی برای شما بیرون آورد، پس برای خداوند شریک و همتایی قرار ندهید با آنکه خودتان می دانید(که هیچ یک از شرکا و بت ها، نه شما را آفریده اند و نه روزی می دهند و اینها فقط کار خداست). اینکه انسان بداند از نعمتهای خداوند استفاده می کند و روزی خود را از آنها تأمین می کند، او را به این موضوع راهنمایی می کند که اولاً آنکه این نعمتها را به او ارزانی داشته، اگر اراده فرماید می تواند همه را از او بگیرد. چنانکه می بینیم هر گاه به سبب گناهان مردم، خشکسالی شده و آسمان باران را از زمین دریغ می کند مردم به تضرع و زاری به درگاه خداوند رفته، تا شاید حق از گناهان آنها درگذرد و درهای رحمت خود را برایشان بگشاید. و ثانیاً به لطف و رحمت و مهربانی خداوند پی می برد که چگونه لحظه ای بندگان را مهمل نگذاشته و روزی آنها را دائماً عنایت می فرماید.

امام حسین(ع) در دعای روز عرفه در مورد نعمتهای الهی و توجه بندگان به خداوند روزی دهنده می فرماید: فایّ نعمک یا الهی احصی عدداً و ذکراً ام ایّ عطایاک اقوم بها شکراً و هی یا ربّ اکثر من ان یحصیها العادّون؛ پروردگارا کدام نوع از نعمت های بی حسابت را به ذکر و شماره می توان آورد، به شکرانه کدامیک از عطاهایت می توان قیام نمود در صورتی که نعمتت بیش از آن است که حسابگران به شمار آرند.

ب: تفکر در ربوبیت خداوند

دقت در سیر تکاملی موجودات زنده، و تحوّل و دگرگونی های موجودات بی جان، و فراهم آمدن زمینه های تربیت موجودات، و ریزه کاری هایی که در هر یک از این قسمت ها نهفته شده است یکی از بهترین طرق خداشناسی است. هماهنگی هایی که در هر یک از این قسمت ها نهفته شده است یکی از بهترین طرق خداشناسی است. هماهنگی هایی که در میان اعضاء بدن ماست که غالباً بدون آگاهی ما برقرار می باشد، یکی از نمونه های زنده آن است. فی المثل هنگامی که حادثه مهمی در زندگی ما رخ می دهد، و باید با تمام توان در برابر آن بپاخیزیم، در یک لحظه کوتاه فرمانی هماهنگ به تمام ارگان های بدن ما  به صورت ناآگاه  صادر می شود، بلافاصله، ضربان قلب بالا می رود، تنفس شدید می شود، تمام نیروهای بدن بسیج می گردند، مواد غذایی و اکسیژن هوا از طریق خون به طور فراوان به تمام سلول ها می رسند، اعصاب آماده کار، و عضلات آماده حرکت بیشتر می شوند، نیروی تحمّل انسان بالا می رود، احساس درد کمتر می شود، خواب از چشم می پرد، خستگی از اعضا فرار می کند، احساس گرسنگی به کلّی فراموش می شود. چه کسی این هماهنگی عجیب را در این لحظه حساس، با این سرعت، در میان تمام ذرات وجود انسان، ایجاد می کند؟ آیا این پرورش جز از ناحیه خداوند عالم و قادر ممکن است؟! آیات قرآن پر است از نمونه های این پرورش الهی که بخواست خدا هر کدام در جای خود خواهد آمد و هر کدام دلیل روشنی برای شناخت خدا هستند.(2) امام حسین(ع) ربوبیت خداوند را در دعا چنین بیان می فرماید: معترفم که نعمتهایت را که بس زیادند در وجود حادث من نیست که بتوانم آن نعمتها را شماره کنم که پیوسته مرا با آن نعمتها از بدو خلقت و اول زندگانی منظور داشتی و احتیاجم را به غنا و بی نیازی مبدّل ساختی و رنج و الم را از من رفع نمودی و اسباب و وسایل آسایش عطا فرمودی و دفع هر سختی نمودی و از هر غم و اندوه مرا رهانیدی و عافیت در تن و سلامت در دین بخشیدی.

ج: تفکر در قدرت الهی و مقایسه قدرت حقتعالی با بندگان

خداوند در بیان قدرت خود می فرماید: قل من یرزقکم من السّماء و الأرض أمّن یملک السّمع و الأبصار و من یخرج الحیّ من المیّت و یخرج المیّت من الحیّ و من یدبّر الأمر فسیقولون اللّه فقل أفلا تتّقون؛(3) بگو: چه کسی از آسمان و زمین شما را روزی می دهد؟ یا چه کسی مالک گوش و چشم هاست؟ و چه کسی زنده رااز مرده و مرده را از زنده بیرون می آورد و چه کسی کار هستی را سامان می دهد؟ (در پاسخ) خواهند گفت: خدا. پس بگو: آیا از کیفر پرستش غیر خدا پروا نمی کنید؟

همچنین در مقایسه قدرت خود با دیگران چنین می فرماید: هذا خلق اللّه فارونی ما ذا خلق الّذین من دونه بل الظّالمون فی ضلالٍ مبین؛(4) این آفرینش خداست، پس به من نشان دهید که (معبودان) غیر او چه آفریده اند؟ آری، ستمگران(مشرک) در گمراهی آشکارند.

امام حسین(ع) در دعای روز عرفه می فرماید: و هو للدّعوات سامع و للکربات دافع و للدرجات رافع و للجبابرة قامع، فلا اله غیره و لا شی ء یعدله و لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر او دعای بندگان را می شنود و سختی های ایشان را از بین می برد و مقامشان را بالا می برد و گردنکشان را سرکوب می کند پس غیر آن ذات یکتا هیچ خدایی نیست و او را عدیل نباشد و مثل و مانند ندارد و او شنوا و بیناست.

د: تفکر در طبیعت

خداوند در آیات بسیاری انسان را به تفکّر در طبیعت و جهان آفرینش دعوت کرده است از آن جمله می فرماید: انّ اللّه فالق الحبّ و النّوی؛(5) همانا خداوند، شکافنده دانه و هسته است. فالق الاصباح و جعل اللّیل سکناً و الشّمس و القمر حسباناً ذلک تقدیر العزیز العلیم؛(6) (خداوند) شکافنده سپیده دم است، و شب را مایه آرامش قرار داد و خورشید و ماه را اسباب شمارش (ایّام). این است اندازه گیری خداوند قدرتمند دانا. حضرت علی(ع) می فرماید: خداوند با نشانه های تدبیر استوار و خواسته های حکیمانه در خلق نظام احسن، در برابر غفلتها، آشکارا جلوه کرده است.(7)

عرفه و فرصت توبه و استغفار

یکی دیگر از فرصتهای موجود در این روز که شاید مهمترین فرصت باشد، فرصت توبه است، فرصتی که به جرأت می توان گفت در هیچ روزی مثل این روز تکرار نخواهد شد. توبه مهمترین چیزی است که بنده به آن احتیاج دارد. در این روز خداوند توبه بسیاری را قبول فرموده و از گناهان بندگان در می گذرد، کافی استکه عزم بر ترک گناه کرده و به حقیقت از کرده های خود پشیمان باشیم، آنگاه خود را غرق در رحمت خداوند خواهیم دید.

تا کنون کردی گنه دیگر مکن  تیره کردی آب، افزون تر مکن  

و به این نکته توجه داشته باشیم که شاید روز عرفه دیگری در کار نباشد تا بخواهیم از آن استفاده کنیم، شاید این آخرین باشد، پس زنهار زنهار ای برادر:

چو پنجاه سالت برون شد زدست  غنیت شمر پنج روزی که هست  
مخسب ای گنه کرده خفته، خیز  به قدر گنه آب چشمی بریز  

احادیثی در باب توبه در روز عرفه

روز عرفه، روزی است که خداوند توبه داوود و آدم (علیهما السلام) را قبول فرمود.(8) در عظمت و بزرگی روز عرفه و قبولی توبه در آن، همین روایت بس که امام صادق(ع) فرمود: من لم یغفر له فی شهر رمضان لم یغفر له الی قابل الّا ان یشهد عرفه؛(9) کسی که در ماه رمضان بخشیده نشود، برای او بخششی، (در مواقع دیگر سال) نخواهد بود جز اینکه در عرفه حاضر باشد.

در خبری از رسول خدا(ص) است که فرمود: در ذی الحجه شبی است که آن سیّد شبهاست و آن شب ابراهیم خلیل است و در این شب خدای تعالی توبه داوود را قبول کرد و آن شب عرفه است. هر که در این شب عملی کند از عبادت، او را مزد صد و هفتاد سال عبادت دهند و دعایش را اجابت کنند.(10)

همچنین علی بن ابراهیم از صادق آل محمد(ص) چنین روایت می کند که پس از آنکه آدم(ع) در زمین صفا از مفارقت بهشت که در جوار حق تعالی بود در حال سجده چهل روز گریست، جبرئیل بر وی نازل گردید و گفت: ای آدم چرا اینقدر گریه می کنی؟ آدم گفت: ای جبرئیل چگونه گریه نکنم در صورتی که خداوند مرا از جوار خود خارج نمود و بزمین سقوط نمودم. جبرئیل گفت: ای آدم توبه کن. آدم(ع) گفت: چگونه توبه کنم؟ آن گاه خداوند در محل کعبه، قبّه ای از نور برای او پدید آورد و نور آن اطراف مکه و کوه های مکه را فرا گرفت پس آنجا حرم شد و جبرئیل(ع) مأمور گردید که در آنجا علامتی بگذارد و گفت: ای آدم برخیز و غسل کن و محرم شو و روزی که آدم(ع) از بهشت سقوط نمود اول ذی القعدة الحرام بود و روزی که محرم شد و داخل در عرفات گردید هشتم ماه ذی الحجة الحرام بود و مأمور شد بتلبیه و چون ظهر روز عرفه شد مأمور شد غسل کند و پس از نماز عصر خداوند کلماتی بوی القاء کرد و آن کلمات این بود: سبحانک اللّهم و بحمدک لا اله الّا انت عملت سوء و ظلمت نفسی و اعترفت بذنبی فاغفر لی انّک انت التّوّاب الرّحیم و آدم(ع) با حال گریه و مناجات در عرفات ماند بعد از غروب روانه گردید بسوی مشعر الحرام و چون صبح شد خدا را بکلماتی خواند و خداوند توبه او را قبول نمود.(11)

عرفه و فرصت دعا

یکی از فرصتهای مهم در روز عرفه، که بسیار مورد تأکید ائمه معصومین و بزرگان دین قرار گرفته است، فرصت دعا و مسئلت از خداوند است. چنانکه در فصل قبل گفتیم بنا به فرموده امام سجاد(ع) این روز روزی است که در آن درهای رحمت الهی باز بوده و خداوند عطای خود را بر مردم گسترانیده و بر همگان تفضّل فرموده است، به همین خاطر توبه در آن مقبول و دعا به اجابت خواهد رسید. کسی که به عظمت این روز بزرگ پی نبرده و مقام آن را نشناخته باشد. به جای درخواست حاجات خود از خداوند به سراغ خلق او رفته، طلب نیاز از آنها می کند.

احادیثی در فضیلت دعا در روز عرفه

در روایت معتبری است که امام سجاد(ع) در روز عرفه مردان و زنانی را دید که گدایی می کنند فرمود: هؤلاء شرار خلق اللّه، الناس مقبلون علی اللّه و هم مقبلون علی النّاس؛(12) اینها بدترین خلق خدا هستند(زیرا رحمت خداوند در این روز را نادیده گرفتند همانا) مردم به خدا روی می آورند و آنها روی به مردم می آورند. مهمترین وظیفه یک مؤمن در این روز آن است که علاوه بر اینکه خود به عنایت حقتعالی توجه دارد دیگران را نیز به رحمت و مغفرت و عطایای حق در این روز مبارک متوجه کند و از آنها بخواهد پیوسته دعا کرده و حاجات خود را از خداوند طلب کنند. اهمّیت دعا در این روز به قدری است که سید بن طاووس در اقبال، حدیثی از امام باقر(ع) نقل فرموده مبنی بر اینکه چنانچه روزه داری در این روز سبب ضعف از دعا شود باید این روز را افطار کرد. عن حنّان بن سدیر عن ابیه عن ابی جعفر(ع) قال: سألته عن صوم عرفه فقلت: جعلت فداک انّهم یزعمون انّه یعدل صیام سنه؟ قال: کان ابی(ع) لایصومه، قلت: و لم ذلک جعلت فداک قال: انّ یوم عرفه یوم دعاء و مسأله، فاتخوف ان یضعفنی عن الدعاء و... حنان بن سدیر از پدرش نقل می کند که از ابی جعفر(ع) درباره روزه روز عرفه پرسیدم و عرض کردم: فدایت شوم آنها (اهل سنت) گمان می کنند روزه آن روز برابر روزه یک سال است، فرمود: پدرم آن روز را روزه نمی گرفت (من هم نمی گیرم) عرض کردم: فدایت شوم چرا؟ فرمود: روز عرفه روز دعا و درخواست از خداست بیم آن دارم که ضعف روزه مرا از دعا باز دارد...

مرحوم ابن فهد حلی(ره) با عنایت به حدیث فوق می فرماید: روز عرفه روز دعا و مسئلت از درگاه حقتعالی است و به همین دلیل خوردن در آن افضل از روزه گرفتن می باشد، با آنکه در روایات ترغیب به روزه گرفتن در آن بسیار شده است.(13)

به خاطر اهمیت دادن به دعاست که در این روز دعاهای بسیاری از معدن اهل بیت عصمت و طهارت وارد شده است که همگی نشان از جلب رضایت و مغفرت پروردگار و طلب توبه از درگاه ذات کبریایی او دارند.(14)

عرفه و فرصت زیارت امام حسین(ع)

در مورد زیارت امام حسین(ع) در روز عرفه فوائد و فضیلتهای بسیاری وارد شده که حاکی از اهمیّت و جلالت شأن و بزرگی امام حسین(ع) و زمین کربلا است. آنچه از ظاهر برخی روایات معلوم می شود آن است که روز عرفه خداوند ابتدا بر زوّار قبر امام حسین توجه می فرماید و آنگاه به حاضران در عرفات. پس بهترین فرصت برای کسی که در چنین روزی در کربلا حاضر است، این است که علاوه بر بهره گیری از رحمت بی پایان خداوند، امام را نیز واسطه در پیشگاه خداوند قرار داده و حوائج خود را بطلبد و البته بهترین عمل در این مکان مقدّس، قرائت دعای امام حسین در روز عرفه است. از امام صادق(ع) روایت شده است که فرمود: انّ اللّه تبارک و تعالی یتجلّی لزوّار قبر الحسین(ع) قبل اهل العرفات و یقضی حوائجهم و یغفر ذنوبهم و یشفّعهم فی مسائلهم ثمّ یأتی اهل عرفه فیفعل بهم ذلک.(15) خداوند تبارک و تعالی در روز عرفه، قبل از اهل عرفات، بر زوار قبر امام حسین(ع) تجلّی فرموده و حوائج ایشان را رفع و گناهانشان را می بخشد و در مشکلاتشان یاری خواهد نمود آنگاه به سراغ اهل عرفات آمده و مثل همین انجام می دهد.

همچنین امام صادق(ع) در حدیث دیگری فرمود: اذا کان یوم عرفه نظر اللّه تعالی الی زوّار قبر الحسین بن علی(ع) فقال: ارجعوا مغفوراً لکم ما مضی و لا یکتب علی احد ذنب سبعین یوماً من یوم ینصرف.(16) چون روز عرفه شود خداوند بر زوار قبر حسین(ع) نظر انداخته می فرماید: بازگردید در حالی که گناهان گذشته شما را بخشیده ام و بر هیچیک از شما  از زمان انصراف از زیارت  گناهی تا هفتاد روز نمی نویسم( در صورتی که گناه به عمد نباشد زیرا زیارت ائمه باید که همراه با معرفت باشد و معرفت ائمه مقتضی این است که انسان از گناه دوری کند. اگر با زیارت ایشان باز هم بنده به سراغ گناه برود معنایش آن است که زیارتش همراه با معرفت نبوده است.)

توجه به این نکته ضروری است که زیارتی دارای فضیلت و ثوابهای مذکور است که همراه با

معرفت و شناخت باشد، چنانکه در روایت امام صادق(ع) است که فرمود: من اتاه فی یوم عرفه عارفاً بحقه کتب له الف حجّة و الف عمرة مقبولة و الف غزوة مع نبیّ مرسل او امام عادل؛(17) هر کس در روز عرفه به زیارت حسین(ع) بیاید در حالیکه حق او را بشناسد، خداوند برای او ثواب هزار حج و هزار عمره مقبول و هزار غزوه می نویسد که همراه نبی مرسل یا امام عادلی بر پا کرده باشد.

پس روز عرفه روز بهره گیری از فرصتهای بسیاری است که بواسطه فزونی رحمت خداوند در این روز می توان از آنها بهره گرفت، روزی که تنها در سال یک بار به انسان رو می کند، بنابراین اگر بخواهیم می توانیم که از این روز استفاده کامل را ببریم. بیاییم تلاش کنیم رحمت خداوند را هرچه بیشتر به سمت خود جلب کنیم.

پی نوشت ها:

1. سوره بقره، آیه 22.

2. تفسیر نمونه، آیت اللّه ناصر مکارم شیرازی، دارالکتب الاسلامیه، 1374، ج 1، ص 36.

3. سوره یونس، آیه 31.

4. سوره لقمان، آیه 11.

5. سوره انعام، آیه 95.

6. همان، آیه 96.

7. ترجمه نهج البلاغه محمد دشتی، مؤسسه انتشارات مشهور، 1379، ص 347.

8. مسار الشیعه، شیخ مفید، چاپ کنگره جهانی هزاره شیخ مفید قم، 1413، ص 37.

9. الاقبال بالاعمال الحسنه، سید بن طاووس، مرکز انتشارات دفتر تبلیغات، 1376، ج 1، ص 28.

10. روض الجنان و روح الجنان، ابوالفتوح رازی، بنیاد پژوهش های آستان قدس رضوی، 1408 ق، ج 20، ص 256.

11. مخزن العرفان در تفسیر قرآن، سیده نصرت امین بانوی اصفهانی، نهضت زنان مسلمان، 1361، ج 1، ص 277.

12. علم اخلاق اسلامی، ترجمه جامع السعادات، سید جلال الدین مجتبوی، انتشارات حکمت، 1377، ج 3، ص 143.

13. اقبال الأعمال، ج 2، ص 60.

14. عدة الداعی، ابن فهد حلی، دارالکتب الاسلامیه، 1407 ق، ص 54.

15. ر.ک اقبال، ج 2، ص 61 و ج 3، ص 251.

16. مصباح المتهجد شیخ طوسی، مؤسسه فقه الشیعه لبنان، 1411 ق، ص 715.

17. کامل الزیارات، جعفر بن محمد بن قولویه، مؤسسه النشر الاسلامی، 1417 ق، ص 319.

18. الامالی شیخ صدوق، مرکز الطباعة و النشر فی مؤسسه البعثه، 1417 ق، ص 207.

        


تصاویر

DSC00034