بازشناسی آسیب های اخلاقی درنهج البلاغه گردآورنده ربیع صادقی مدرس اخلاق دانشگاه
چکیده :
سخنان امام علی (علیه السلام) در خصوص بازشناسی آسیب های اخلاقی در جامعه ی دینی، با توجه به رویکرد و عملکرد دینداران، حاکی از شدت آسیب پذیری جامعه از عواملی است که حضور اخلاق را در ارکان مختلف زندگی فردی یا اجتماعی، ناکارآمد جلوه می دهد. بر این اساس، ریشه ی بسیاری از انحراف ها و آسیب های اجتماعی، ناشی از عدم رعایت اخلاق است که دامنه ی اثرگذاری آنها بسیار گسترده است. پیمان شکنی، ضیق صدر، خیانت، ظلم، تندخویی، سخن چینی، تملق و چاپلوسی، استبدادی رای، خودفراموشی، قانون گریزی، جهل و تقلید کورکورانه و ... از مهم ترین آسیب های اخلاقی محسوب می شود.
طرح مسئله :
امام علی (علیه السلام) یکی از اهداف بنیادی دین را رویکرد اخلاقی و فضیلت محور در تدبیر امور و اداره ی ارکان مختلف زندگی می داند. از این رو در خط مشی سیاسی امام علی (علیه السلام) پای بندی به ارزشهای اخلاقی و دینی و تحقق حاکمیت دینی، به مفهوم حقیقی آن، جلوه ای برجسته دارد. از آنجا که نهج البلاغه محصول چالش های فکری- عملی حکومت امام علی(علیه السلام) بوده و سیمای اخلاق راستین دینی و ارزشهای معنوی و انسانی در آن، به طور دقیق انعکاس یافته، بازیابی آن از منظر آسیب شناسی اخلاقی، ضرورتی است که دستیابی به آن، دستاوردهای ارزنده ای در جهت پاسداری از ارزشهای اخلاقی- دینی دارد. به ویژه در شرایط امروزی، با برقراری جمهوری اسلامی، یافتن الگوهای ارزشی و اخلاقی برای اداره ی جامعه، در تمام ابعاد، نیاز قطعی است. تا از یک سو توانایی دین را در اداره ی جامعه اثبات کند و از سوی دیگر با ترسیم چارچوب کلی اخلاق اسلامی، آسیب ها و آفت هایی که می تواند نظام جامعه را به چالش بکشاند، شناسایی کرده و با ارائه راهکاری شایسته به مقابله با آن برخیزد. در این نوشتار برآنیم تا مهم ترین آسیب های اخلاقی که نظام جامعه ی دینی را با چالش مواجه می کند، بازشناسیم. ربیع صادقی مدرس اخلاق اسلامی دردانشگاه های لرستان
آسیب های اخلاقی:
منظور از آسیب یا آفت در مسائل اجتماعی، ظهور عیب و نقص و خروج از وضع و پیدایش تباهی است؛ چنانکه آسیب یا معادل آن، آفت در زبان عربی، به معنای عامل تباه کننده ای است که به چیزی اصابت کند:
الافه عرض مفسد لما اصاب من شیء(1)
بنابراین منظور از آسیب شناسی، که در اصل از جمله مفاهیم ورودی از دانش پزشکی به حوزه ی مباحث جامعه شناسایی عوامل اختلال درون نهادها و زیر مجموعه های اجتماعی، در ایفای وظایف و کارکردهای مورد انتظار هر کدام از آنهاست (2) و خواه ناخواه، مراد از آسیب شناسی اخلاق نیز شناخت عوامل و متغیرهایی است که نظام اخلاق اسلامی را از اصول و اهداف اصلی خود دور می کند. از آنجا که آسیب شناسی مفهومی نظری است که همواره باید نسبت به یک عامل دیگر، مانند وضع موجود، وضع مطلوب، یا انتظارات آرمانی بررسی و شناخته شود، به طور کلی باید چارچوبی عام، برای مطلوبیت و سنجش انحراف از معیار در نظر گرفت. از این رو، چون تقوای الهی و زمینه سازی برای تحقق آن و نیز احیای مکارم اخلاق از اصلی ترین اهداف پیامبران به شمار می رود(3) معیار انحراف را از این زاویه بررسی می کنیم و به شناسایی آسیب ها می پردازیم. به دیگر سخن، چون ماهیت جامعه ی دینی، اسلام و مبانی معنوی است، معیار آسیب شناسی را سازگار یا عدم سازگاری نگرش ها و رفتارها با مبانی تقوا و مکارم اخلاق قرار می دهیم و از این منظر آسیب ها را واکاوی می کنیم.
رشد و شکوفایی استعدادهای انسان در جهت کمال منطق، در عرصه ی کار و عمل بر پایه ی اخلاق به دست می آید. فقدان اخلاق به معنای محو زمینه و بستر شکوفایی انسان در دستیابی به کمال مطلق در چامعه است. زیرا با شکسته شدن مرزهای اخلاق، همه ی حریم ها شکسته می شود و چون حریم ها شکسته شود، پلیدها در روابط اجتماعی پدیدار می شود.
امام علی (علیه السلام) در این زمینه چنین می فرمایند :
ثم ایاکم و تهزیع الاخلاق و تصریفها ؛
مبادا اخلاق نیک را در هم شکنید و آن را دگرگون سازید (4).
انحطاط اخلاقی و شکسته شدن مرزهای اخلاقی در اجتماع، خطری جدی و ویرانگر است. زیرا وقتی انسان از محدوده ی فرد خارج می شود و در ارتباط با سایر افراد قرار می گیرد، اگر اصول اخلاقی حاکم بر روابط نباشد، انسانیت انسان فرو می ریزد و جامعه رو به زوال و انحطاط می گذارد.
از دیدگاه امام علی (علیه السلام) کرامتهای اخلاقی موجب برتری و والایی شان انسان ها است. امام علی (علیه السلام) فرمود :
علیکم بمکارم الاخلاق فانه رفعه؛
بر شما باد مکارم اخلاق که آن سبب والایی است.(5)
البته باید توجه داشت هر چه مراتب اداری افراد بالاتر رود و حیطه ی مسئولیت آنها گسترش یابد، اخلاق اسلامی و کمالات انسانی در آنان باید والاتر و برتر باشد. به تعبیر امام علی (علیه السلام) امام و رهبر همچون رودخانه ی پهناوری است که رودهایی کوچک از آن جاری است. پس اگر آب آن رودخانه گوارا باشد آب رودهای کوچک نیز گوارا است و اگر شور باشد آب درون آنها نیز شور خواهد شد.(6)
در ادامه به برخی آسیب هایی که ممکن است ناشی از عدم رعایت اصول اخلاقی باشد، اشاره می شود.
1-پیمان شکنی :
وفای به عهد و پای بندی به تعهدات از نظر اسلام از جمله عالی ترین فضائل اخلاقی است. آیات قرآن (7)و سفارشات معصومین (علیه السلام)(8) حاکی از آن است که وفای به عهد، یکی از شرایط اساسی ایمان است.(9) این اصل اخلاقی در روابط داخلی مسلمانان با یکدیگر خلاصه نمی شود، بلکه مسلمین موظف اند در برابر بیگانگان و کفار نیز این اصل را رعایت کنند. از دیدگاه امام علی (علیه السلام) وفای به عهد، عامل همبستگی و الفت.(10) امنیت و سیادت نظامها و حکومتها (11) بنیاد دینداری است.(12) در واقع قوام امور در هر اجتماعی پای بندی به عهد و پیمان است و پیمان شکنی و ارج نهادن به تعهدات آثار زیانبار و مخربی را به دنبال خواهد داشت. از همین رو امام (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:
فانه لیس من فرائض الله شی ء الناس اشد علیه اجتماعا مع تفرق اهوائهم و تشت آرائهم من تعظیم الوفاء بالعهود؛
چیزی از واجبات خدا در اجتماع مردم با اختلاف هواها و پراکندگی اندیشه شان از بزرگ دانستن وفای به پیمانها نیست .(13)
زیرا انسان موجودی اجتماعی است و زندگی اجتماعی او ایجاب می کند که نسبت به تعهدات خویش پای بند باشد. در غیر این صورت، نظام اجتماعی از هم خواهد گسست. امام (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:
قد جعل الله عهده و ذمته امنا افضاه بین العباد برحمه و حریما یسکنون الی منعته و یستقیضون الی جواره فلا ادغال و لا مدالسه ولا خداع؛
خداوند پیمان و زنهارش را امن و آسایشی که از روی رحمت و مهربانیش بین بندگان گسترده قرار داده است و آن را حریم و پایگاهی قرار داده که به استواری آن زیست کرده، در پناه آن بروند پس تبهکاری و فریب در آن نیست.(14)
2-ضیق صدر:
اصل بردباری و شکیبایی جایگاه والا و ارزشمندی در اخلاق دارد. امام علی (علیه السلام) از آن به عنوان خیر و نیکی یاد کرده اند:
الخیر ان یکثر علمک و ان یعظم حلمک ... ؛
خیر آن است که دانشت افزون و حلم و بردباریت بزرگ شود.(15)
در حقیقت، شرح صدر به معنای ظرفیت فکری و روحی است و گسترش ظرفیت فکری و روحی انسان موجب می شود که بینش و ظرفیت او برای پذیرش حق تقویت شود.
در مقابل ضیق صدر، موجب کم ظرفیتی و تحیر در تصمیم گیری و درماندگی در کار و رفتار نادرست با مردم می شود. امام علی (علیه السلام) فرمودند:
من ضلق صدره لم یصبر علی اداء الحق؛
کسی که سعه صدر ندارد و برای ادای حق تاب نمی آورد.(16)
در واقع بدون صبر و حلم هیچ کاری به نتیجه نخواهد رسید و انسانی که صبر و شکیبایی ندارد، فاقد اختیار بوده و پیوسته اسیر تصمیم گیری های عجولانه و نادرست است. امام علی (علیه السلام) در نامه ای به «حارث همدانی» فرمود:
و اکظم الغیظ و تجاوز عند المقدره و احلم عند الغضب و اصفح مع الدوله ... و احذر الغضب فانه جنند عظیم من جنود ابلیس؛
و خشم را فرو بنشان و هنگام توانایی (از کیفر) بگذرد و هنگام تندخویی؛ بردبار باش و با وجود تسلط داشتن (از انتقام) دوری کن.(17)
لازم به ذکر است که ایشان قبل از دیگران خود به این فضیلت اخلاقی آراسته بود و بیش از دیگران آن را مراعات می کرد؛ چنانکه در دیوان منتسب به حضرت آمده است:
و ذی سفه یواجهنی بجهل
واکره ان اکون مجیبا
یزید سفاهه و ازید حلما
کعود زاد بالاحراق طیبا(18)
دیوان الامام علی
3-خیانت (نقض امانتداری) :
آسیب پذیری نظام اخلاقی، از هر عاملی از نفوذ خیانت در میان افراد اجتماع ناشی می شود. خیانت پدیده ای غیر اخلاقی و صفت انسان های پست است، (19) یه همین دلیل امام علی (علیه السلام) بر امانت داری سفارش نموده اند. زیرا تلقی امانت دارانه از امور و انجام آن با چنین رویکردی، اصلی اساسی در اخلاق است. امام علی (علیه السلام) در بیانی می فرماید:
و من استهان بالامانه و رتع فی الخیانه و لم ینزه نفسه و دینه عنها فقد احل بنفسه فی الدنیا الذل و الخزی و هو فی الاخره اذل و اخزی؛
کسی که امانت را خوار دارد و در خیانت بی باک باشد و خود و دینش را از آن پاک نسازد در دنیا رسوایی را به خود روا داشته و در آخرت خوراتر و رسواتر است .(20)
امام علی (علیه السلام) اهمیت فوق العاده ای به اصل امانتداری داده اند. در بیانات ایشان امانتداری ستوده شده و از آن به عنوان راس اسلام و مسلمانی یاده شده است.(21) زیرا خیانت، سبب پایمال شدن حقوق مردم و سلب اعتماد اجتماعی خواهد شد. از همین روی امام علی (علیه السلام) پیوسته مردم و کارگزاران را به پرهیز از خیانت امر کرده و از آنان می خواهد با این آسیب مبارزه کنند و خیانتکاران را به سزای اعمال خود برسانند.(22) این شدت و قاطعیت امام، درجه ی آسیب پذیری جامعه را از پدیده ی شوم خیانت روشن می کند.
4-ظلم و بی عدالتی:
از دیدگاه امام علی(علیه السلام) در سایه ی عدالت تعادل و آرامش بر جامعه حاکم شده و زمینه ی تکامل و رشد معنوی انسان فراهم می آید. عدالت روشی مطمئن و قانونی عام و جهان شمول است که آدمیان برای رسیدن به سعادت باید از آن عبور نمایند. شاخصه ی جامعه دینی نیز برقراری عدالت است.
عدالت خواهی و عدالت گرایی از جمله فضائل اخلاقی است که در بیانات امام علی (علیه السلام) مورد توجه قرار گرفته و سیره ی عملی ایشان در حکومت حاکی از آراستگی امام علی (علیه السلام) به این فضیلت اخلاقی است. زیرا عدالت در بنیاد و مبادی اخلاقی امام اصلی است که با اصول دیگری پیوند دارد و طبیعتی است که ممکن نیست او خود را بر ضد آن وادارد، تا آنجا که گویی این عدالت ماده ای است در ارکان جسمی و ساختمان بدنی او؛ در واقع عدالت خونی است در خونش و روحی است در روحش .(23)
از دیدگاه امام علی (علیه السلام) یکی از مهم ترین عوامل سقوط و انحطاط جوامع و تمدن ها، ستم بر مردم است. رعایت عدالت و حاکمیت آن بر روابط و مناسبات اجتماعی، از جمله مهم ترین اصول اخلاقی است که حافظ سلامت و تداوم نظام اجتماعی است؛ با رعایت عدل و انصاف دوستی و مودت شکل می گیرد و پایدار می ماند.(24) عطوفت و محبت در روابط انسانی، با ظلم و بی عدالتی رخت برمی بندد.(25)
5-تند خویی و خشونت :
حسن خلق و خوش رفتاری، یکی از اصول مسلم اخلاقی است. که مورد توجه و سفارش معصومین (علیه السلام) نیز بوده است. از دیدگاه اما علی (علیه السلام) رفق و مهرورزی عامل اتحاد و همبستگی است و از ویژگی ها و خصوصیت های خردمندان است. در مقابل خشونت و تندی با مردم در حکم جنگ با خدا تلقی می شود، چنانکه فرمود:
و لا تنصبن نفسک لحرب الله فانه لا یدی لک بنقمته و لا غنی بک عن عفوه و رحمته و لا تندمن علی عفو و لا تبجن بعقوبه و لا تسر عن الی بادره وجدت منها مندوحه؛
و مبادا خود را برای جنگ با خدا آماده سازی که تو را توانایی خشم او نبوده، از بخشش و مهربانیش بی نیاز نیستی، و هرگز از بخشش و گذشت پشیمان و به کیفر شاد مباش و به خشمی که می توانی مرتکب نشوی شتاب منما.(26)
امام علی (علیه السلام) در فراز به مهرورزی، خشونت و تندی با افراد را مصداقی از جنگ و ستیز با خدا می داند. در نتیجه اهمیت مهربانی و مدارا با مردم نزد امام تبیین می شود. نیروی محبت، از نظر اجتماعی، نیروی عظیم و موثری است.بهترین اجتماع، اجتماعی است که با نیروی محبت اداره شود. محبت عامل مهمی در پایداری و ادامه ی حیات جوامع انسانی و تمدن ها است. قرآن خطاب به پیامبر (صلی الله علیه و آله) می فرماید:
فبما رحمه من الله لنت لهم و لو کنت فظا غلیظ القلب لانفضوا من حولک؛
پس به [برکت] رحمت الهی، با آنان نرمخو و [پر مهر] شدی، و اگر تندخو و سخت دل بودی قطعا از پیرامون تو پراکنده می شدند. پس از آنان درگذر و بر ایشان آمرزش بخواه، و در کار [ها] با آنان مشورت کن، و چون تصمیم گیری بر خدا توکل کن، زیرا خداوند توکل کنندگان را دوست می دارد.(27)
در اینجا علت گرایش مردم به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) میزان محبتی است که نبی اکرم نسبت به مردم مبذول می داشت. بر همین اساس امام (علیه السلام) در آغاز نامه ی خود به مالک فرمود:
و اشعر قلبک الرحمه للرعیه و المحبه و الطف بهم و لا تکونن علیهم سبعا ضاریا؛
مهربانی با مردم را پوشش دل خود قرار دهد و با همه دوست و مهربان باشد، مبادا همچون حیوان شکاری باشی که خوردن آنها را غنیمت دانی.(28)
آن حضرت همچنین در آغاز فرمان حکومتی خود به عبدالله بن عباس چنین فرمود :
سع الناس بوجهک و مجلسک و حکمک و ایاک و الغضب فانه طیره من الشیطان ؛
با مردم به هنگام دیدار در مجالس رسمی و در مقام داوری گشاده رو باش و از خشم بپرهیزکه سبک مغزی به تحریک شیطان است.(29)
در نامه ای به محمد بن ابی بکر چنین فرمود:
فاحفض لهم جناحک لهم جانبک و ابسط لهم وجهک؛
بالت را برای ایشان بخوابان (با همگان فروتن باش) و پهلویت را بر ایشان هموار دار (کاری کن که همه از رفتارت سود برند) و با آنان گشاده رو باش.(30)
امام علی (علیه السلام) محبت و رفق را تا آن اندازه مهم می داند که از آن به عنوان راس سیاست یاد می کند(31)و از مهرورزی و خوش خلقی نیز با عنوان بهترین سیاست یاد می کند(32) زیرا خشونت عامل تفرقه و جدایی دلها است. افزون بر این فضایی رعب انگیز و ناامن در سطح جامعه ایجاد می کند.
6-تکبر و خودخواهی :
ارزش های اخلاقی با هر نوع خودخواهی و خودکامگی در تضاد است. این رذیله ی اخلاقی آسیب های جدی را بر پیکره ی اخلاقی وارد می آورد. بنابراین امام علی (علیه السلام) همیشه تلاش می کردند تا زمینه ها و بستر های خودخواهی در عرصه های گوناگون را بزداید؛ تدابیر اجتماعی و عملکرد امام در عرصه ی حکومت و سیاست، نشانگر اهتمام ایشان به این موضوع است.
امام علی (علیه السلام) ضمن نامه ای به مالک اشتر فرمود:
و لا تقولن مومر و امر می کنم پس باید فرمان مرا بپذیرید و این روش سبب فساد و خرابی دل و ضعف و سستی دین و تغییر و زوال نعمت ها گردد.(33)
خودخواهی انسان را به سرکشی و تعدی می کشاند و این امر با اهداف حاکمیت دینی که بر مبنای رعایت رفق و مداراست، منافات دارد. زیرا با ظهور این پدیده شوم، بین افراد اجتماع حقوق مردم و رعایت کرامت آنها، زیر پا گذاشته شده و اموال آنها چپاول می گردد.
به تعبیر دیگر ناتوان ترین افراد آن انسان نمایی است که معنای قدرت را نشناخته و قدرت را وسیله ی خودکامگی و استبداد تلقی کند و همه ی اصول و حقایق و شخصیت خود را پایمال کند. چنین موجود حقیری به تعبیر قرآن کریم کوس سر می دهد(34) و خود را همسان خدا می پندارد و برای خود عظمت و جبروت الهی قائل می شود و بیان می دارد که به هر حال من باید اطاعت شوم.(35) نظر دقیق درباره ی زوال و سقوط تمدن ها و مدیریت این حقیقت را روشن می سازد، علت اصلی زوال و سقوط تمدن ها و جوامع انسانی را منیت و خودخواهی ناشی شده است. برای ظلم هیچ معنایی جز این وجود ندارد که هستی و خواسته های دیگران زمانی معنی می دهد که یک شخص آن را بخواهد .(36)
7- سخن چینی:
در فرهنگ اسلام، سخن چینی از جمله رذایل اخلاقی است. در کلام معصومین (علیه السلام) سخن چینان، بدترین مخلوقات اند و بهشت نیز بر آنها حرام است.(37) پذیرش و مقبولیت اجتماعی فرد سخن چین، خطری جدی برای دینی است. زیرا سلب اعتماد و امنیت شده و عامل ایجاد تفرقه و پراکندگی می شود.
امام علی (علیه السلام) خطاب به کارگزاران حکومت سفارش کرده اند :
و لیکن ابعاد رعیتک منک و اشنوهم عندک اطلبهم لمعایب الناس ... و لا تعجلن الی تصدیق ساع فان الساعی غاش و ان تشبه بالناصحین؛
و باید از رعیت کسی را بیش از همه دور و دشمن داشته باشی که به گفتن زشتی های مردم اصرار دارد... و در تصدیق و باور داشتن بدگو و سخن چین شتاب منما، زیرا سخن چین، خیانتکار و فریب دهنده است هر چند خود را به صورت پند دهندگان درآورد.(38)
زیرا فرد سخن چین بر تعاملات اجتماعی تاثیر به سزایی دارد و از نتایج آن سوء ظن است، که در این صورت، اعتماد عمومی دچار آسیب می شود و ارتباطات اجتماعی و تعاملات انسانی از شکل صحیح خود خارج شده و رنگ و بوی خصومت می گیرد.
8- تملق و چاپلوسی :
تملق از جمله رذائل اخلاقی است که نقش مهمی در آسیب پذیری نظام جامعه دینی دارد. امام علی (علیه السلام) در تعریف چاپلوسی می فرماید:
الثناء باکثر من الاستحقاق ملق ... ؛
ستودن بیش از آنچه شایسته است چاپلوسی می باشد.(39)
میدان دادن به افراد متملق و چاپلوس اصل مهم انتقاد و نقد و نظر را به چاپلوسی و تملق تبدیل می کند.
امام علی (علیه السلام) سر منشا این رذیلت را حماقت فرد می داند(40) و خود و دیگران را از این آسیب برحذر می دارد. چنانکه در مقابل ستایش فردی فرمود : من از آنچه زبانت می گوید کمترم و از آنچه در دل داری برتر؛(41)
در منظر امام از سخیف ترین حالات والیان، نزد صالحان جامعه، این است که گمان شود آنها دوست دار فخر، غرور و تکبراند.(42) اگر در جامعه ای حق نصیحت و انتقاد آزاد باشد، روابط اجتماعی و مناسبات سیاسی از سلامت بیشتری برخوردار است. زیرا در صورت آزادی بیان و گشوده بودن راه نصیحت و انتقاد است که کاستی ها و نواقص آشکار و سعی در رفع آنها می شود. از این رو امام علی (علیه السلام) در بیانی فرمود:
من واجب حقوق الله علی العباد النصیحه بمبلغ جهدهم و التعاون علی اقامه الحق بینهم؛
و از جمله حقوق واجبه خدا بر بندگان اندرز دادن و کمک و یاری به یکدیگر است برای اجرای حق بین خودشان به قدر کوشش و توانایی .(43)
در واقع از مهم ترین آفات و عوامل عقب ماندگی جوامع، رواج روحیه ی تملق و چاپلوسی است. از این رو ایجاد محیط نقادی و انتقاد پذیری از ضروریات جامعه دینی و از راه های مقابله با این آفت است. زیرا زمینه ای فراهم می آورد که عیوب مطرح شده و ضعفها جبران شود و از گرایش به استبداد و خودکامگی جلوگیری شود.
9- استبداد رای:
در فرهنگ دینی «مشورت» به مثابه ی راهکاری برای جلوگیری از استبداد و خود محوری و دست یافتن به اندیشه های برتر مورد تاکید قرار گرفته است؛ امام علی (علیه السلام) یکی از ارکان تدبیر و اداره ی جامعه را مشورت می داند . جلوه ی آن را می توان در تضاوب آراء افکار و اندیشه های موافق و مخالف ملاحظه کرد. از این رهگذر صحیح ترین، کامل ترین و بهترین رای حاصل خواهد آمد.(44) بر همین اساس، می توان دریافت که مشورت از لغزش های آدمی کاسته و بر دوستی و همدلی می افزاید، زمامداران را با دیدگاه های گوناگون آشنا می کند و از روش های فراست و کیاست است. امام علی(علیه السلام) درباره ی ضرورت پرهیز از خودآرایی و لزوم مشورت با دیگران فرمود:
من استبد برایه هلک و من شاور الرجال شارکها فی عقولها؛
هر کس خودرای باشد هلاک شود و کسی که با دیگران مشورت کند خدا آنان را با خود همراه کند .(45)
گستردگی، تخصص و پیچیدگی روزافزون مسائل سیاسی، فرهنگی و اقتصادی درک آنها را دشوار کرده است؛ چنانکه در بسیاری موارد فهم همه جانبه ی آنها برای یک شخص ناممکن است. از این رو مشورت با متخصصان، برای رسیدن به راه صحیح درست و مصون ماندن از لغزش ضرورت می یابد. در صورت خودآرایی اضمحلال جامعه دینی قطعی خواهد شد؛ چنانکه خودرایی اشعث بن قیس، فرمانده ی سپاه امام علی (علیه السلام) در جنگ صفین باعث ایجاد سستی در سپاه امام در مقابل سپاه معاویه شد.(46)
10-قانون گریزی:
رعایت قانون در روابط و مناسبات اجتماعی و اداره ی جامعه از اهمیت زیادی برخورداراست. زیرا اگر افراد جامعه نسبت به قوانین و ضوابط اجتماعی بی تفاوت باشند، به گونه ای مخاطره آمیز شالوده ی نظام اجتماعی تهدید و کارکرد و کارآیی آن دچار اختلال می شود. پس قانون مندی ضامن بقای نظام اجتماعی و کارکردهای آن است. از نتایج قانون گریزی سلب امنیت از حیات اجتماعی انسان است. قانون برای اجرا و برقرار شدن نظم اجتماعی عادلانه و به منظور پرورش انسان مهذب بوده و شرف و ارزش انسان در تبعیت از قانون است.
امام علی (علیه السلام) همواره به قانون گرایی و رعایت حدود الهی تاکید داشت و هرگاه کسی را به مسئولیتی می گماشت او را با قوانین و ضوابط کار و مسئولیت آشنا می کرد. قانون گرایی ایشان سرانجام مخالفت قدرت طلبان را برانگیخت، زیرا آن حضرت هیچ شریفی را بر غیرشریف و هیچ عربی را بر عجمی، برتری نمی داد و با بزرگان و سرکردگان قبایل سازش نمی کرد و هیچ کس را به هواخواهی خو برنمی انگیخت.(47)
نامه های متعدد امام علی (علیه السلام) به مسئولان حکومت و مردم تحت حکومت، حاکی از اهتمام ایشان برای برقراری یک نظام قانونمند در روابط اجتماعی است. از جمله نامه های ایشان فرمانهای حکومتی به «حذیفه بن یمان» فرماندار مدائن و نیز نامه ای به مردم مدائن است.(48)
11-افراط و تفریط:
افراط و تفریط از دیگر آسیب های اخلاقی است که جامعه ی دینی را- که تمام برنامه هایش براساس اصل اعتدال است- دچار چالش می کند. از این رو امام علی (علیه السلام) خطاب به مالک اشتر می فرماید:
و لیکن احب الامور الیک اوسطها فی الحق؛
و کاری که باید بیش از هر کار دوست داشته باشی میانه روی در حق است.(49)
اندیشه ی اجتماعی امام علی (علیه السلام) مبتنی بر اصل اعتدال است. ایشان میانه روی در امور را جاده ی حق و مسیر هدایت می داند و می فرماید:
الطریق الوسطی هی الجاده علیها باقی الکتاب و آثار النبوه؛
راه راست راه میانه است که کتاب باقیمانده (قرآن کریم) و آثار نبوت (سنت حضرت رسول) بر آن (شاهد) است و از آن راه راست؛ و طریقه رسول خدا بیرون می آید و به سوی آن عاقبت امر بازگشت می کند .(50)
به تعبیر دیگر، یک از مهم ترین عوامل انحراف و دوری از آموزه های اصیل دینی، افراط و تفریط در امور است.
12- خود فراموشی:
یکی از موارد آسیب پذیری نظام اجتماعی در حوزه ی اخلاق و خود فراموشی است. قرآن کریم در نکوهش این عمل چنین می فرماید:
اتامرون الناس بالبر و تنسون و انتم تتلون الکتاب؛
آیا مردم را به نیکی فرمان می دهید و خود را فراموش می کنید با اینکه خود کتاب می خوانید.(51)
زیرا هدایت مردم و ترویج دین، در گرو آن است که افراد به آنچه می گویند عمل کنند وخود نمونه های عینی از عمل به آموزه های دینی باشند. امام علی (علیه السلام) می فرماید:
و نهوا غیرکم عن المنکر و تناهوا عنه فانما امرتم بالنهی بعد التناهی؛
و از منکر مرتکبین را نهی کنید و خودتان آن را مرتکب نشوید؛ زیرا شما مامور شده اید که از منکر نهی نمایید پس از آنکه خود آن را به جا نیاورید.(52)
از منظر امام علی (علیه السلام) عالمانی که به علم خود عمل نمی کنند، جاهلانی گمراه به شمار می روند که هرگز نمی توانند نقش هدایت و رهبری بر عهده داشته باشند .(53) از این رو می فرماید:
من نصب نفسه للناس اماما فعلیه ان یبدا بتعلیم نفسه قبل تعلیم غیره و لیکن تادیبه بسیرته قبل تادیبه بلسانه؛
هر که خود را پیشوای مردم نمود باید پیش از یاد دادن به دیگری نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد0(54)
13- جهل و تقلید کورکورانه :
یکی از مشخصه های آیین اسلام آن است که اصول دین در آن تقلیدی نیست، بر هر مسلمان واجب است که از راههای عقلی و علمی، خود به تحقیق و بررسی در این زمینه بپردازد.(55) از این رو امام علی (علیه السلام) معتقداند که دین و ایمان واقعی، نتیجه ی خردورزی است و هرکس بدون تعقل و تفکر دین را بپذیرد، مانند آن است که دین ندارد.(56)
دیدگاه امام ریشه ی استبدادپذیری و حقارت را جهالت و بی بصیرتی دانسته که برای رفع آن لازم است مردم آگاه شوند و تربیت یابند. از این رو می فرماید:
ایها الناس ان لی علیکم حقا و لکم علی حق فاما حقکم علی فالنصیحه لکم و توفیر فیئکم و علیکم و تعلیمکم کیلا تجهلوا و تادیبکم کیما تعلموا؛
ای مردم مرا بر شما حقی و شما را بر من حقی است. اما حقی که شما بر من دارید نصیحت کردن به شماست و رساندن غنیمت تا بیاموزید.(57)
امام علی (علیه السلام) در بیانی مردمان را به سه دسته تقسیم کرده اند:
الناس ثلاثه فعالم ربانی، متعلم علی سیبل النجاه و همج رعاع.(58)
در این تقسیم بندی آنها که اهل نجات اند، یا عالم ربانی اند و یا رهروانی جستجوگر که از فروغ دانش بهره می گیرند و در راه راست گام برمی دارند و کسانی که از این دایره بیرون هستند، «همج رعاع» یعنی موجوداتی حقیر و بی ارزش و چون حشرات هستند.(59)
امام علی (علیه السلام) در توصیف این افراد فرمود:
اتباع کل ناعق یملیون مع کل ریح لم یستضیئوا بنور العلم و لم یلجئوا الی رکن و ثیق؛
هر آواز کننده ای را پیرواند و با هر بادی می روند از نور دانش روشنی نطلبیده اند و به پایه استواری پناه نبرداه اند.(60)
جهل در تمام ابعاد زندگی مشکل آفرین است و شان دین، مخالفت با کوری و نادانی و ایجاد بینش و دانایی و گام نهادن در مسیر هدایت و پیروزی از حق است. بنابراین خداوند متعال خطاب به نبی اکرم (صلی الله علیه و آله) فرمود:
قل هذه سبیلی ادعو الی الله علی بصیره انا و من اتبعنی؛
بگو این راه راست من، که من و هرکس پیروی ام کرد با بینایی به سوی خدا دعوت می کنیم.(61)
رسول خدا و پیروان او به بصیرت دعوت می کنند، نه به جهالت؛ و به اطاعت آگاهانه و نه تقلید کورکورانه. از این رو خداوند فرمان می دهد که ای پیامبر بگو من با یقین و معرفت و حجت قاطع به توحید و عدالت فرا می خوانم و این سیره ی من و پیروان من است .(62)
بر این اساس بسیاری از خسارتها و مصائبی که در طول تاریخ، بر پیکره ی دین و اخلاق اسلامی وارد شده است، ناشی از عدم آگاهانه دین و تقلید کورکورانه بوده است.
نتیجه گیری :
1.از دیدگاه نهج البلاغه اصلاح و فساد جوامع و ملتها وابسته ی تهذیب اخلاقی است. بی تردید بزرگترین مسئولیت علم اخلاق هدایت انسان است. نهج البلاغه به مثابه ی منشور حاکمیت اخلاق در جامعه ترسیمی روشن از مکارم اخلاق و نیز سیاست های کارآمد در جهت تصحیح و ارتقای عملکرد افراد بر طبق هنجارهای اخلاقی در اجتماع ارائه کرده است.
2.طبق اموزه های نهج البلاغه تمسک به اخلاقیات و اصول اخلاقی از عناصر وحدت آفرین در جامعه است که انسان ها را با روحیات و صفات مختلف و خواسته های متفاوت به وحدت می رساند.
3.از دیدگاه امام علی (علیه السلام) تزلزل بنیان های اخلاقی آسیب هی جدی بر پیکره ی جامعه وارد نموده و امر سیاست و تدبیر جامعه را مختل می کند. بدین ترتیب نظام جامعه ی دینی با دشواری ها و مشکلات مواجه خواهد شد.
4.آسیب های جامعه ی دینی در حوزه های اخلاق یا ناشی از اخلاق ناپسند افراد جامعه است مانند : استبداد رای، خودخواهی، ضیق صدر ....؛ و یا علمکرد نادرست آنان سرچشمه می گیرد، مانند: استبداد رای، قانون گریزی،خیانت و ... که با توجه به راهکارهای عملی مطرح در نهج البلاغه ، هر دو بعد قابل پیشگیری و اصلاح اند.
منابع :
قرآن کریم، ترجمه محمد مهدی فولادوند، دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی، 1373 ش.
آقا جمال خوانساری، محمد بن حسین، 1125ق، شرح غررالحکم و دررالکلم، تصحیح و تعلیق میر جلال الدین حسینی ارموی، تهران : انتشارات دانشگاه تهران، 1360 ش.
آمدی، عبدالواحد بن محمد؛ غررالحلم و دررالکلم، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1407 ق.
ابن ابی الحدید، عز الدین عبداحمید بن هبه الله، شرح نهج البلاغه، تحقیق: محمد ابوالفضل ابراهیم ، مصر:
دارالاحیاء الکتب العربیه، 1378 ق.
ابن میثم، میثم بن علی، 636-698 ق؛ شرح نهج البلاغه ابن میثم، قم: دفتر تبلیغات اسلامی، 1362.
جورداق، جرج، امام علی (علیه السلام) صدای عدالت انسانیت، م: سید هادی خسرو شاهی، موسسه مطبوعاتی فراهانی، 1344 ش.
جعفری، محمد تقی، ترجمه و تفسیر نهج البلاغه، تهران : دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1360.
جعفری، محمد تقی، حکمت اصول سیاسی در اسلام، تهران : بنیاد نهج البلاغه، 1359 .
خلیل بن احمد فراهیدی، 100-175 ق، قم : موسسه میلاد، 1414 ق.
خمینی، روح الله، تحریرالوسیله، قم : دفتر انتشارات اسلامی، بی تا.
دشتی، محمد و محمدی، کاظم؛العجم المفهرس لا لفاظ نهج البلاغه، قم: موسسه النشر الاسلامی، 1406ق.
دورکیم، امیل، قواعد و روش جامع شناسی، م: علی محمد کاردان، تهران: انتشارات دانشگاه تهران،1373 ش.
راغب اصفهانی، حسین بن محمد، ق 4، مفردات فی غریب القرآن، تحقیق و ضبط محمد. سید کیلانی، بیروت: دارالمعرفه، 1407 ق.
طبرسی، فضل بن حسن، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، تهران: ناصرخسرو، 1365.
کلینی، محمدبن یعقوب،- ق329،الکافی، تصحیح علی اکبر غفاری، تهران: دارالکتب الاسلامیه، 1388 ق.
الکرم عبدالعزیز، دیوان الامام علی بن ابیطالب (علیه السلام) قم : انتشارات کتابخانه ارومیه، بی تا.
مجلسی، محمد باقر، بحارالانوار، تهران : دارالکتب الاسلامیه، 1362 ش.
المحمودی، محمد باقر، نهج السعاده فی مستدرک نهج البلاغه، بیروت: موسسه الاعلمی للمطبوعات، 1397 ق.
معادیخواه، عبدالمجید، فرهنگ آفتاب، فرهنگ تفصیلی مفاهیم نهج البلاغه، تهران، نشر ذره، 1372.
مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، بیروت : دارالعلم للملایین، 1979 م.
نصربن مزاحم،- ق 212، وقعه الصفین، تحقیق و شرح عبدالسلام و محمد هارون، قم: مکتبه المرعشی النجفی، 1403 ق.
1- فراهیدی 1/90
2- دورکیم 74
3- مجلسی 59/67
4- نهج البلاغه ، خطبه 176
5- مجلسی 53/78
6- ابن ابی الحدید 279/20
الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب (سوره مباركه زمر آيه 18)