ایاتی که به اهمیت آب اشاره کرده اند

قرآن كریم، از هنگام نزول تا هم اكنون، سرچشمه پیدایش و سرمایه پرورش بزرگترین و پاكترین روح ها، بلندترین همت ها، استوارترین اراده‌ها، عمیق‌ترین افكار، عالیترین معارف، نغزترین ادبیات و دل‌انگیزترین هنرها در عرصه‌های گسترده و حوزه‌های گوناگون حیات فكری و فرهنگی و علمی و اجتماعی و ادبی و هنری مسلمانان در همه اكناف عالم و در پهنه تاریخ پر افتخار فرهنگ و تمدن اسلامی بوده است.
قرآن كریم برخلاف روشها و اندیشه‌های كلامی و فقهی و فلسفی، كه بیش از هزار سال است در جامعه اسلامی رایج و شایع شده‌اند، توجه و عنایت فوق‌العاده‌ای به طبیعت و عناصر طبیعت دارد (در این میان، آب از عمده‌ترین عناصر طبیعت به شمار می‌آید)، به طوری كه در میان ادیان الهی هیچكدام به اندازه دین مبین اسلام، به ویژه قرآن كریم، به موضوع «آب» نپرداخته‌اند؛ تنوع موضوعی، تفصیل مباحث آب و تاكیدات قرآن به ارزش و اهمیت آب، بیانگر این حقیقت است كه توجه قرآن به طبیعت و بالاخص آب همه سویه بوده است.
واژه «ماء» اصل عبری آن «مُی- میم» و سریانی آن «میا» است كه در عربی تغییر شكل داد و «ماء» شد. این لغت در اصل به معنی «هر مایع غیر جامد» است چه آب مطلق باشد یا آبهای مضاف، ولی وقتی به صورت «ماء» مطلق استفاده می‌شود منسوب به آب خالص است.
واژه «ماء» در قرآن كریم 59 بار به صیغه مفرد و 4 بار با متصل شدن به ضمائر به كار رفته است. ماء به صیغه مفرد در موضوعات گوناگون كاربرد داشته است:
1) ماء به معنای باران: در آیات سوره‌های بقره (آیات 23 و 164)، انعام (آیه 99)، اعراف (آیات 50 و 57)، انفال (آیه 11)، یونس (آیه 24)، رعد (آیه 17)، ابراهیم (آیه 32)، حجر (آیه 22)، نحل (آیات 10 و 65)، كهف (آیه 45)، طه (آیه 53)، حج (آیات 5 و 63)، مؤمنون (آیه 18)، فرقان (آیه 48)، نمل (آیه 60)، عنكبوت (آیه 63)، روم (آیه 24)، لقمان (آیه 10)، فاطر (آیه 27)، زمر (آیه 21)، فصلت (آیه 39)، زخرف (آیه 11)، ق (آیه 9)، قمر (آیه 11)، نبأ (آیه 14) و عبس (آیه 25).
2) ماء به معنای بستر و عرش خداوندی: سوره هود (آیه 7).
3) ماء به معنای آب وضو: سوره نساء (43) و سوره مائده (6).
4) ماء به معنای طوفان و سیل سهمگین:‌ سوره هود (آیات 43 و 44).
5) ماء به معنای مطلق آب: سوره رعد (آیه 4)
6) ماء به معنای منشأ خلقت و ماده اصلی موجودات زنده: سوره انبیاء (آیه 30) و سوره نور (آیه 45).
7) ماء به معنای نطفه در خلقت انسان: سوره‌های طارق (آیه 6)، مرسلات (آیه 20)، سجده (آیه 8) و فرقان (آیه 54).
8) ماء به معنای جوی و نهر آب: در توصیف جویها و نهارهای آب بهشتی.
9) ماء و سراب: در سوره نور (آیه 39) اعمال ناباوران به سرابی تشبیه شده است.
10) ماء در معنای چشمه‌سارها: سوره نازعات (آیات 30 و 31) و سوره قمر (آیه 12).
11) آب آشامیدنی در جهنم: سوره ابراهیم (آیه 16) و سوره محمد (آیه 15).
12) ماء به معنای چاه آب: سوره‌های قصص (آیه 23)، قمر (آیات 27-28)، ملك (آیه 30) و كهف (آیه 41).
13) آب آشامیدنی جاری در بهشت: سوره واقعه (آیات 27 تا 31).
همچنین بیش از صد آیه به طور متفرق درباره آب در طبیعت وجود دارد كه هر كدام به ویژگیها و نقش آب اشاراتی مستوفی دارند و گاه مسائل علمی آن را یادآوری كرده، حتی در برخی موارد نیز به چگونگی تصفیه آبها نیز اشاره می‌كند كه بعد از گذشت 14 قرن از این اطلاعات، شگفت‌آور است.

آب در قرآن اهمیتی عمیق دارد. خداوند در آیات متعدد انسان را به تفكر در آب و شكرگزاری این نعمت بزرگ یادآور شده است [1].آب به عنوان بركت خداوندی است كه حیات می‌بخشد، حیات را حفظ می‌كند و بشر و زمین را پاكیزه می‌گرداند. عرش خدا بر روی آب و بهشت به صورت باغهایی كه نهرهایی زیر آنها جاری است تشریح می‌شود. به نظر می‌رسد كه در قرآن آب با ارزش‌ترین آفریده خداوند بعد از انسان می‌باشد. خاصیت «حیات‌دهندگی» آب در آیات متعدد قرآن اشاره شده است (مثلاً آیات 48 و 49 سوره فرقان: و خداوند آب را از ابرها پایین فرستاده و به وسیله آن زمین را پس از مردنش حیات داده است). آب نه تنها حیات می‌بخشد بلكه هر حیاتی اصلش از آب است (ما هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم)[2]
در قرآن كریم: آب، رزق الهی است و باید از آن بجا استفاده شود؛ پدیدآورنده و نازل‌كنندة آب آشامیدنی خداست؛ اوست كه با آب انسانها و حیوانات را سیراب می‌كند؛ خداوند بر انسانها به سبب نازل كردن آب آشامیدنی منّت گذارده؛ وجود چشمه‌سارها را بر روی زمین از آیات الهی معرفی كرده؛ چشمه‌های بهشتی را یكی از بهره‌های متقین در بهشت توصیف كرده؛ جهنمیان را از آب آشامیدنی محروم توصیف كرده، به طوری كه از بهشتیان درخواست آب آشامیدنی می‌كنند.
قرآن می‌فرماید خداوند انتقال دهندة آب به سرزمینهای خشك است. ایمان و تقوا و استغفار و توبه و پایداری در راه عقیده را از عوامل فراوانی و بركت آب معرفی كرده است[3]. همچنین قرآن كریم در آیات متعدد آسمان و ابرهایی كه به وسیلة باد متراكم می‌شود و چاه و دریا و زمین و كوه‌ها را از منابع تولید و تأمین آب می‌داند.
آب برای مسلمانان اهمیت ویژه‌ای برای استفاده در طهارت، وضو، غسل و غیره دارد. امام صادق (ع) آب و طهارت را كلید قرب و مناجات با خدا معرفی نموده‌اند: «چون اراده طهارت و وضو نمودی چنان به سوی آب روان شو كه گویی به سوی رحمت خدای تعالی می‌روی كه خداوند تعالی آب و طهارت را كلید قرب و مناجات خویش و نشانی برای راهنمایی مردم به سوی خوان خویش مقرر فرموده است و چنان كه رحمت خداوند گناهان بندگان را پاك می‌كند نجاست‌های ظاهر را جز با آب نمی‌توان پاك كرد. پس چنان كه هر نعمت دنیوی را با آب، حیات بخشید به رحمت و فضل خویش حیات قلب باطنی و عبادات را نیز به وسیله آب (كه همانا طهارت است) زندگی و كمال بخشید. در صفا، پاكی، شفافیت، فراوانی آن و امتزاج لطیف‌اش با هر چیز بیاندیش و آن را در تطهیر اعضای بدنت كه خدا به تطهیرشان امر فرموده به كار گیر و واجبات و سنن تطهیر را بجای آور كه در هر یك از آنها فواید بسیاری نهفته است پس چون آب را گرامی داشته و آن را به كار گیری، به زودی چشمه‌های فواید بسیاری برایت جوشیده خواهد شد».[4]
قرآن كریم دو عبارت صریح راجع به صرفه‌جویی آب و مدیریت تقاضا دارد: اول اینكه منابع آب ثابت (معین) است (و آن خدایی كه از آسمان آبی به قدر و اندازه نازل می‌كند...)[5] و ثانیاً در مصرف آب نباید اسراف شود (از نعمتهای خدا بخورید و بیاشامید و اسراف مكنید كه خدا مسرفان را دوست ندارد)[6].
اسراف و زیاده‌روی از صفات زشت و ناپسند و مورد غضب خداوند است[خداوند در آیه 43 سوره مؤمن می‌فرماید: «اسراف‌كنندگان اهل آتش‌اند». به استناد این آیه، اسراف از جمله گناهان كبیره است، زیرا ملاك گناهان كبیره وعده بر عذاب است.]؛
قرآن خاطر نشان می‌كند كه بركت آب برای گیاهان نیز می‌باشد: گیاهان از همه نوع[7] و همه رنگ[8] توسط بارانی كه خداوند فرو می‌فرستد تغذیه می‌شوند. خداوند در آیه 38 سوره انعام، انسان را با مقایسه وی با حیوانات از حقوق آنها آگاه می‌نماید: «محققاً بدانید كه هر جنبنده‌ای در زمین و هر پرنده‌ای كه با دو بال در هوا پرواز می‌كند همگی طایفه‌ای مانند شما بشر هستند».
خداوند در آیه 48 سوره روم این مراحل را بیان فرموده‌اند:
اللَّهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَیَبْسُطُهُ فِی السَّمَاء كَیْفَ یَشَاء وَیَجْعَلُهُ كِسَفًا فَتَرَی الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن یَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ
«خدا آن كسی است كه بادها را می‌فرستد تا ابرها را در آسمان به حركت درآورد و سپس آنها را در پهنه آسمان آن‌گونه كه بخواهد می‌گستراند و بعد متراكم می‌سازد.. آنگاه قطره‌های باران را می‌بینی كه از لابه‌لای آن خارج می‌شود. پس آن را (به كشتزار) هر یك از بندگانش بخواهد می‌رساند تا آنها شادمان گردند»
«خدا آن كسی است كه بادها را می‌فرستد تا ابرها را در آسمان به حركت درآورد...»
آیه 48 سوره روم آمده است كه ....
«ما بادها را برای بارور ساختن (ابرها و گیاهان) فرستادیم و از آسمان آبی نازل كردیم و شما را با آن آب سیراب ساختیم ...» (حجر 22)
«خداوند كسی است كه بادها را فرستاد تا ابرهایی را به حركت درآورند، سپس ما این ابرها را به سوی زمین مرده‌ای راندیم و به وسیله آن زمین را پس از مردنش زنده می‌كنیم... » (فاطر 9)
«اگر او اراده كند بادها را ساكن می‌سازد تا آنها بر پشت دریا بی‌حركت بمانند. در این نشانه‌هایی است برای هر صبر كننده شكركزار» (شوری 33)
«... و در تغییر بادها و ابرهایی كه میان زمین و آسمان مسخرند نشانه‌هایی برای اندیشمندان وجود دارد» (بقره 164)
«و او خدایی است كه بادها را برای بشارت پیشاپیش رحمت خود فرو فرستاد و از آسمان آبی را برای شما آبی نازل كردیم» (فرقان 48)
آیه 43 سوره نور، مراحل تشكیل ابرهای كومولونیمبوس را چنین بیان می‌كند:
أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُكَامًا فَتَرَی الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاء وَیَصْرِفُهُ عَن مَّن یَشَاء یَكَادُ سَنَا بَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ
«آیا ندیدی كه خداوند ابرها را به آرامی حركت می‌دهد، سپس میان آنها پیوند می‌دهد و بعد آن را متراكم می‌سازد؟! در این حال دانه‌های باران را می‌بینی كه از لابه‌لای آن خارج می‌شود و از آسمان- از كوه‌هایی كه در آن است (ابرهایی كه همچون كوه انباشته شده‌اند)- دانه‌های تگرگ نازل می‌كند و هر كس را بخواهد به وسیله آن زیان می‌رساند و از هر كس بخواهد این زیان را برطرف می‌كند. نزدیك است درخشندگی آن (ابرها) چشمها را ببرد»
آیه 12 سوره رعد نیز برق را نشانه ابرهای سنگین بیان می‌كند:
هُوَ الَّذِی یُرِیكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنْشِیءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ
«او كسی است كه برق را به شما نشان می‌دهد كه هم مایه ترس و هم مایه امید است و ابرهای سنگین‌بار ایجاد می‌كند»
خداوند همچنین در آیه 24 سوره روم، نقش رعد و برق را در بارندگی و رشد گیاه بیان می‌فرماید:
وَمِنْ آیَاتِهِ یُرِیكُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِكَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ
«و از نشانه‌های دیگر او این است که برق را به شما نشان می‌دهد كه هم مایه ترس و هم مایه امید است (ترس از صاعقه و امید به نزول باران) و از آسمان آبی فرو می‌فرستد كه زمین را پس از مردنش به وسیله آن زنده می‌کند. در این رابطه برای اندیشمندان نشانه‌هایی وجود دارد»
آیه 11 سوره زخرف
وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا كَذَلِكَ تُخْرَجُونَ
«و آن خدایی كه از آسمان آبی به قدر و اندازه نازل می‌كند و به آن صحرا و دیار مرده خشك را زنده گردانیدیم و همین‌گونه مردگان هم از قبرها بیرون می‌آیند»
در آیات 48 و 49 سوره فرقان خداوند می‌فرماید:
وَهُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا - لِنُحْیِیَ بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا وَنُسْقِیَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِیَّ كَثِیرًا
«و او خدایی است كه بادها را برای بشارت پیشاپیش رحمت خود فرو فرستاد و از آسمان آبی برای شما نازل كردیم تا با آن باران زمین خشك و مرده را زنده سازیم و آنچه آفریدیم از چهارپایان و آدمیان بسیاری را سیراب گردانیم»
در آیه 9 سوره ق چنین آمده است[9]:
وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَكًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِیدِ
«ما از آسمان آب با بركت را نازل كردیم و با آن باغهای میوه و دانه چیده شده رویاندیم»
وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِی الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ
«و او در دریاها چشمه‌های تجدید کننده رشته کوه مانند دارد»[ آیه 24 سوره رحمان]
آیه 40 سوره نور
أَوْ كَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَكَدْ یَرَاهَا وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ
«و یا (وضع كافران) مانند تاریکیهای دریای ژرف می‌ماند که در آن موج روی موج و بالای موج ابر پوشانده شده است. تاریکیهائی که روی یكدیگر سوارند. اگر آدم دست خود دربیاورد نمی‌تواند آن را ببیند و آنکه خدا برای وی نوری قرار نداده نوری ندارد».
وَمِنْ آیَاتِهِ الْجَوَارِ فِی الْبَحْرِ كَالْأَعْلَامِ - إِن یَشَأْ یُسْكِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاكِدَ عَلَی ظَهْرِهِ
«از دیگر آیات وی موجهای کوه مانند در دریا است- اگر بخواهد باد را می‌خواباند و آنها در سطح دریا راکد می‌شوند»[ آیات 32 و 33 سوره شوری]
سوره‌های فرقان (آیه 53)، نمل (آیه 61)، فاطر (آیه 12) و رحمن (آیات 22-19)
وَجَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا
«و میان دو دریا دیوار مانع قرار داد»[ سوره نمل آیه 61]
مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ - بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ
«دو دریائی که به هم وصلند را ترکیب خاص خود داد. میان آنها مرز ناپیدائی است، از حد خود فراتر نمی‌روند»[ آیات 19 و 20 سوره الرحمن].
وَهُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَیْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا
«و اوست که دو دریای مختلف را هر کدام ترکیب خاص خود داده، این یکی شیرین گوارا و این دیگری شور تلخ است. میان آنها مرز ناپیدا و حد فاصل ممنوعه‌ای قرار داد»[ آیه 53 سوره فرقان]
قرآن در اين آیه ها به آب‌های زیرزمینی و ذخیره آب باران در زمین اشاره نموده است:
أَلَمْ تـَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْـزَلَ مِـنَ السَّـمـاءِ مـاءً فـَسـَـلَـكـَهُ یَـنابـِیـعَ فِی الاَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا ...[ 21 سوره زمر]
«آیا نمی‌بینی کـه خـدا از آسمان آبی نـازل گردانید و آن را به شكل چشمه‌هایی وارد زمین ساخت و آنگاه انواع نباتات بدان برویاند ...»
وَأَنْـزَلْـنَـا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بـِقَـدَرٍ فَأَسْـكَـنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَی ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ[آیه 18 سوره مؤمنون]
«و از آسمان، آبی به اندازه فرو فرستادیم، پس آن را در زمـیـن جـای ‌دادیم و همانا در برگرداندن آن قـادریـم» (از آیات فوق نكته‌های زیر در مورد ذخیره آب در زیر زمین استفاده می‌شود:
خداوند پوسته رویی زمین را به گونه‌‌ای آفرید كه چون باران فرود آید، آب در آن نفوذ می‌كند و در زیر زمین انباشته می‌گردد و به سفره‌های بزرگی از آب تبدیل می‌شود)
- قرآن مجید در ضمن آیه 27 سوره مرسلات به دو راز بزرگ كوه‌ها اشاره نموده و می‏فرماید:
وَ جَعَلْنا فِیها رَوَاسِی شَامِخَاتٍ وَ اَسْقَیْناكُم مَاءً فُراتَاً
«بر روی زمین كوه‏های استوار و بلند آفریدیم و برای شما آب گوارا فراهم ساختیم
وجعلنا من الماء كل شی‏ء حی (و هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم).
تصریحات دینی كه از سرچشمه وحی صادر شده به ما گوشزد می‌كند كه اولین پدیده مادی كه خدا آفرید آب بود. در احادیث اهل بیت علیه‌السلام، درباره آفرینش آغازین، تعبیرات مختلف وجود دارد:
1. نور مطلق 2. نور محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) 3. نور محمد و علی (علیه السلام) 4. نور محمد، علی و فاطمه (سلام لله علیها) 5. نور محمد و علی و فاطمه و حسن و حسین (علیه السلام) 6. نور چهارده معصوم (علیهم السلام) 7. هوا 8. قلم 9. حروف 10. عرش 11. دره بیضاء 12. آتش و 13. آب (گلستانی در كتاب سرچشمه حیات، درباره هر یك از این موارد، روایاتی را آورده و در پایان به جمع‌بندی و تحلیل آنها پرداخته است).
آیه شریفه: «و او است كه آسمان‏ها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب بود»[10] ، شاید دلالت بر این داشته باشد كه پیش از پیدایش جهان هستی، از آسمان‏ها گرفته تا زمین، آب پدید آمده است. قرآن كریم در چند جا اشاره دارد كه ریشه زندگی، هم در منشا و پیدایش و هم درصحنه هستی و تداوم حیات، همه از آب است:
وَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ
«هر چیز زنده‏ای را از آب پدید آوردیم‏»[11]
وَاللَّهُ خَلَقَ كُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاءٍ
«خدا هر جنبنده‏ای را از آب آفرید»[12]
درباره انسان می‏گوید: «و او است كه از آب بشری آفرید»[13]

بركت آب :
 

« و نزلنا من السماء ماء مباركا فانبتنا به جنات و حب الحصيد» (ق- 9)
« و از آسمان آبي پر بركت نازل كرديم و بوسيله آن باغها و دانه هايي را كه درو مي كنند رويانديم.»
دراين آيه شريفه آب به صفت مبارك توصيف گرديده وخداوند نزولات آسماني را آب هاي مبارك ناميده است. كلمه مبارك يعني بركت يافته و واژه بركت را چنين معنا مي كنند: ثبوت الخير.

طهارت آب:
 

« و هو الذي ارسل الريح بشرا بين يدي رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا» (الفرقان- 48)
«اوكسي است كه بادها را بشارتگراني پيش ازرحمتش فرستاد، و ازآسمان آبي پاك كننده نازل كرديم.»
دراين آيه خداوند عاليترين وصف (كه همانا طهارت و پاكيزگي مي باشد) را به آب نسبت مي دهد، همان وصفي كه دارندگان آن محبوب و مورد رحمت خداوند وجود هستند:
«...ان الله يحب التوابين ويحب المتطهرين» (البقره- 222)
«...خداوند، توبه كنندگان رادوست دارد، وپاكان را (نيز) دوست دارد.»
آب نيز طاهرومطهر است ومي تواندنزديك كننده وعامل تقرب يافتن بندگان به مصدر لايزال الهي باشد.

جريان آب:
 

« قل أرأيتم ان اصبح ماؤكم غورا فمن ياتيكم بماء معين» (الملك- 30)
« بگو: به من خبردهيد اگرآبهاي(سرزمين) شما در زمين فرو رود، چه كسي مي تواند آب جاري و گوارا دردسترس شما قرار دهد؟!»
دراين آيه شريفه خداوند نكته اي جدي و مهم راطرح مي كند كه مسأله غور الماء وافت منابع آبي كره زمين وبه عبارتي كاهش سطح ايستابي منابع آب مي باشد.

فراواني آب:
 

« والو استقموا علي الطريقه لاسقيناهم ماء غدقا» (الجن-16)
« و اينكه اگر آنها [جن و انس] در راه (ايمان) استقامت ورزند، با آب فراوان سيرابشان مي كنيم.»

گوارايي آب:
 

« وجعلنا فيها رواسي شامخات و اسقيناكم ماء فراتا» (المرسلات-27)
« و درآن كوههاي استواروبلندي قرار داديم، وآبي گوارا به شما نوشانديم.»
از جمله صفات آب در قرآن كلمه فرات است. اين واژه در لغت عرب به معناي عذب و شيريني است.
راغب مي گويد: «الفرات الماء العذب»
در اين آيه ابتدا به كوههاي بلند و سربرافراشته اشاره مي شود و در پي آن سيراب نمودن انسان ها با آب خوش و شيرين بيان مي شود و اين از الطاف بزرگ الهي است كه آب باران، چشمه ها، نهرها و قنوات را كه از جمله منابع آب شرب مي باشند را شيرين و فرات قرار داده است، برخلاف آب هاي اقيانوس ها و درياها كه به تعبير قرآن « ملح اجاج» است، يعني شور و نمكين.

ريزش آب:
 

« و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا» (النباء-14)
« و از ابرهاي باران زا آبي فراوان نازل كرديم،»
صفت ديگري كه خداوند براي آب طرح مي كند كلمه « ثجاج» است، اين واژه از ماده ثج به معناي جريان وريزش است. ماء ثجاج آبي است كه جريان و ريزش زيادي دارد. خداوند فرمود از ابرهاي فشرده آب ريزان و جاري فرو فرستاديم.
و اضرب لهم مثل الحيوه الدنيا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض فاصبح هشيما تذروه الرياح و كان الله علي كل شيء مقتدرا(كهف/45)
اي پيامبرزندگي دنيا را براي آنان به آبي تشبيه كن كه ازآسمان فرو مي فرستيم وبوسيله آن، گياهان زمين( سرسبزمي شود ) درهم فرو مي رود.اما بعد از مدتي مي خشكد؛ و بادها آن را به هر سو پراكنده مي كند؛ و خداوند بر همه چيز تواناست.
انما مثل الحياه الدنيا كماء انزلناه من السماء فاختلط به نبات الارض مما ياكل الناس والانعام حتي اذا اخذت الارض زخرفها وازينت و ظن اهلها انهم قادرون عليها اتاها امرنا ليلا او نهارا فجعلناها حصيدا كان لم تغن بالامس كذلك نفصل الايات لقوم يتفكرون(يونس/24)
« مثل زندگی دنيا ،همانند آبی است که ازآسمان نازل کرده ايم ، که در پی آن ، گياهان ( گوناگون) زمين – که مردم و چهارپايان ازآن می خورند – می رويد؛ تا زمانی که زمين ،زيبايی خودرا يافته وآراسته مي گردد واهل آن مطمئن مي شوند كه مي توانند از آن بهره مند گردند،( ناگهان) فرمان ما، شب هنگام يا در روز،(براي نابودي آن) فرا مي رسد؛ (سرما يا صاعقه اي را برآن مسلط مي سازيم؛) وآنچنان آن را درو مي كنيم كه گويي ديروزهرگز (چنين كشتزاري) نبوده است! اين گونه،آيات خود رابراي گروهي كه مي انديشند، شرح ميدهيم.»
ب) نقش محوري آب در حيات و زندگي بشريت موجب گرديد كه خداوند سبحان خواندن خويش و نحوه خداخواني را به نوعي به آب تشبيه نمايد و باطل جويان و گمراهان را به كساني تشبيه سازدكه به سوي آب دست دراز مي كنند تا قدري از آن به لبان تشنه خويش رسانند؛ اما هرگزكامشان سيراب نمي گردد و جامي به لبشان نمي رسد.
«له دعوه الحق و الذين يدعون من دونه لايستجيبون لهم بشيء الا كباسط كفيه الي الماء ليبلغ فاه وما هو ببالغه وما دعاء الكافرين الا في ضلال» (الرعد-14)
«دعوت حق از آن اوست؛ و كساني را كه (مشركان) غير از خدا مي خوانند، (هرگز) به دعوت آنها پاسخ نمي گويند. آنها همچون كسي هستند كه كفهاي (دست) خود را به سوي آب مي گشايد تا آب به دهانش برسد، و هرگز نخواهد رسيد. و دعاي كافران، جز در ضلال (و گمراهي) نيست.»
« والذين كفروا اعمالهم كسراب بقيعه يحسبه الظمان ماء حتي اذا جاءه لم يجده شيئا و وجد الله عنده فوفاه حسابه و الله سريع الحساب » (النور-39)
«كساني كه كافر شدند، اعمالشان همچون سرابي است در يك كوير كه انسان تشنه از دور آن را آب مي پندارد؛ اما هنگامي كه به سراغ آن مي آيد چيزي نمي يابد، و خدا را نزد آن مي يابدكه حساب او را بطور كامل مي دهد؛ و خداوندسريع الحساب است.»

آب و خلقت انسان
 

«آيا در اول قطره آب نمي نبود (37) و پس از نطفه علقه و سپس آفريده و آراسته گرديد
(38) و آنگاه از آن و صنف نر و ماده پديد آورده (39)» (سوره 75/ آيه 37 تا 39)
«آن خدايي كه تو را از هيچ خلق كرد و به صورتي تمام و كامل بياراست و با اعتدال برگزيد (7) بهر صورتي كه خواست مي تواند خلق كند.» (سوره 82/ آيه 7-8)
• ما انسان را از آب نطفه مختلط خلق كرديم و براي او گوش و چشم قرار داديم.
(سوره76 / آيه 2)
• سپس آن را نيكو بياراست و از روح خود در آن بدميد و شما را داراي گوش و چشم و قلب و هوش گردانيد باز بسيار اندك شكر و سپاسگزاري حق مي كنيد. (سوره 32/ آيه 9)

طهارت آب :
 

خداوند در مورد این موضوع می فرماید :« و هو الذي ارسل الريح بشرا بين يدي رحمته و انزلنا من السماء ماء طهورا » ( الفرقان- 48) ترجمه:«اوكسي است كه بادها را بشارتگراني پيش ازرحمتش فرستاد، و ازآسمان آبي پاك كننده نازل كرديم». دراين آيه خداوند عاليترين وصف( كه همانا طهارت و پاكيزگي مي باشد) را به آب نسبت مي دهد، همان وصفي كه دارندگان آن محبوب و مورد رحمت خداوند وجود هستند :«... ان الله يحب التوابين ويحب المتطهرين » ( البقره - 222) ترجمه:«...خداوند، توبه كنندگان رادوست دارد، وپاكان را (نيز) دوست دارد.»آب نيز طاهرومطهر است ومي تواندنزديك كننده وعامل تقرب يافتن بندگان به مصدر لايزال الهي باشد .

جريان آب :
 

خداوند می فرماید :« قل أرأيتم ان اصبح ماؤكم غورا فمن ياتيكم بماء معين » ( الملك- 30) ترجمه:« بگو: به من خبردهيد اگرآبهاي(سرزمين) شما در زمين فرو رود، چه كسي مي تواند آب جاري و گوارا دردسترس شما قرار دهد؟!».
همچنین خداوند در سوره مبارکه رعد می فرماید : « انزل من السماء ماء فسالت اودیه بقدرها فاحتمل السیل زبدا رابیا و مما یوقدون علیه فی النار ابتغاء حلیه او متاع زبد مثله کذلک یضرب الله الحق و الباطل، فاما الزبد فیذهب جفاء و اما ما ینفع الناس فیمکث فی الارض کذلک یضرب الله الامثال » ( رعد/17)؛ خدا از آسمان آبی نازل کرد که در هر رودی به قدر وسعت و ظرفیتش سیل آب جاری شد و بر روی سیل کفی برآمد چنانچه فلزاتی را نیز که برای تحمل و زینت (مانند طلا و نقره) یا برای اثاث و ظروف (مانند آهن و مس) در آتش ذوب کنند مثل آب کفی برآورد، خدا به مثل این (آب و کف و فلزات روی آنها) برای حق و باطل مثل می زند که (باطل چون) آن کف به زودی نابود می شود و اما آن آب و فلز که به خیر و منفعت مردم است مدتی در زمین درنگ می کند؛ خدا مثل ها را برای فهم بدین روشنی بیان می کند .

فراواني آب :
 

خداوند در قرآن اشاره می کند :« والو استقموا علي الطريقه لاسقيناهم ماء غدقا » ( الجن-16) ترجمه:«و اينكه اگر آنها [جن و انس] در راه (ايمان) استقامت ورزند، با آب فراوان سيرابشان مي كنيم». همان گونه كه در بخش قبلي به اين آيه اشاره شد، خداوند آب را پاداش و مزد استقامت و پايداري بر صراط حق كه بدون شك دشوارتر از آغاز نمودن آن مي باشد، قرار داده است

گوارايي آب :
 

خداوند می فرماید :« وجعلنا فيها رواسي شامخات و اسقيناكم ماء فراتا » ( المرسلات-27) ترجمه: « و درآن كوههاي استواروبلندي قرار داديم، وآبي گوارا به شما نوشانديم.» از جمله صفات آب در قرآن كلمه فرات است. اين واژه در لغت عرب به معناي عذب و شيريني است. راغب مي گويد : « الفرات الماء العذب ». در اين آيه ابتدا به كوههاي بلند و سربرافراشته اشاره مي شود و در پي آن سيراب نمودن انسان ها با آب خوش و شيرين بيان مي شود و اين از الطاف بزرگ الهي است كه آب باران، چشمه ها، نهرها و قنوات را كه از جمله منابع آب شرب مي باشند را شيرين و فرات قرار داده است، برخلاف آب هاي اقيانوس ها و درياها كه به تعبير قرآن « ملح اجاج » است، يعني شور و نمكين.ذكر كوه ها در كنار آب مطبوع و گوارا اشاره به اين نكته است كه كوه ها نيز منبع ذخيره نزولات آسماني و منابع آبي هستند و بين كوه، باران و آب ارتباط تنگاتنگي برقرار است

ريزش آب :
 

خداوند می گوید :« و انزلنا من المعصرات ماء ثجاجا » ( النباء-14) ترجمه:« و از ابرهاي باران زا آبي فراوان نازل كرديم،». صفت ديگري كه خداوند براي آب طرح مي كند كلمه « ثجاج» است، اين واژه از ماده ثج به معناي جريان وريزش است. ماء ثجاج آبي است كه جريان و ريزش زيادي دارد. خداوند فرمود از ابرهاي فشرده آب ريزان و جاري فرو فرستاديم. از مجموع صفاتي كه در خصوص آب در قرآن طرح شد مي توان به برخي خصوصيات آب شرب و كيفيت آن در قرآن پي برد و گويا حضرت احديت مشخصات و شاخصه هاي آب مطلوب و مورد نياز شرب بشر را درقالب و چهارچوب اين صفات براي انسان ها توصيف مي فرمايد؛ آبي كه پاكيزه (عاري از آلودگي هاي ميکروبی وشيميايی)،مفيد ومبارک(عاری از آلودگي های فيزيكي و مواد معلق)، در دسترس ( سهولت دستيابي و هزينه كمتر استحصال) ، خوشگوار ( عاري از طعم و بو و مزه)، شيرين ( وجود املاح و مواد موجود در آب بر اساس آنچه امروزه بشر تحت عنوان استانداردهاي املاح موجود آب وضع نموده است) ريزان و جاري باشد. آبي كه بشر بدان نيازمند است و بايد مورد بهره برداري قرار گيرد داراي چنين مشخصه هايي مي باشد .
خداوند در این مورد می فرماید :« ونزلنا من السماء ماء مباركا فانبتنا به جنات و حب الحصيد » ( ق- 9 ) ترجمه:«و از آسمان آبي پر بركت نازل كرديم و بوسيله آن باغها و دانه هايي را كه درو مي كنند رويانديم.»دراين آيه شريفه آب به صفت مبارك توصيف گرديده وخداوند نزولات آسماني را آب هاي مبارك ناميده است .
وَ قَطَّعْنَاهُمُ اثْنَتَيْ عَشْرَةَ أَسْبَاطاً أُمَماً وَ أَوْحَيْنَا إِلَى مُوسَى إِذِ اسْتَسْقَاهُ قَوْمُهُ أَنِ اضْرِب بِّعَصَاكَ الْحَجَرَ فَانبَجَسَتْ مِنْهُ اثْنَتَا عَشْرَةَ عَيْناً قَدْ عَلِمَ كُلُّ أُنَاسٍ مَّشْرَبَهُمْ وَ ظَلَّلْنَا عَلَيْهِمُ الْغَمَامَ وَ أَنزَلْنَا عَلَيْهِمُ الْمَنَّ وَالسَّلْوَى كُلُواْ مِن طَيِّبَاتِ مَا رَزَقْنَاكُمْ وَ مَا ظَلَمُونَا وَ لَـكِن كَانُواْ أَنفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ (160) الاعراف
آيه هاي11 و12 سوره قمر
فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاء بِمَاء مُّنْهَمِرٍ (11) وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُيُوناً فَالْتَقَى الْمَاء عَلَى أَمْرٍ قَدْ قُدِرَ (12)
خداوند درهاي آسمان را گشود تا سيلابي از آب فرود آيد و آبهاي درون زمين با شدت از دل زمين بيرون آمد (فجرنا ) تا امر خدا محقق گردد .
آیه 21 سوره زمر و 30 ملك، كه از آب به عنوان یكی از نعمت‏های بزرگ الهی كه انسان را به خداشناسی رهنمون می‏سازد.

پي نوشت ها :
 

[1]- آیا به آبی كه می‌نوشید اندیشیده‌اید؟ آیا شما آن را از ابر نازل كرده‌اید یا ما آن را نازل می‌كنیم؟ هر گاه بخواهیم این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم پس چرا شكر نمی‌كنید؟» (آیات 68 تا 70 سوره واقعه). «بگو: به من خبر دهید اگر آبهای (سرزمین) شما در زمین فرو رود چه كسی می‌تواند آب جاری و گوارا در دسترس شما قرار دهد؟» (آیه 30 سوره ملك)
[2]- انبیاء آیه 30
[3]- اگر مردم پاك و پرهیزگار شوند رحمت الهی بیشتر نازل می‌شود و گاهی بر اثر گناهان فراوان بارش كم می‌شود، در آیه 96 سوره اعراف می‌خوانیم: «اگر مردم ساكن در آبادی‌ها ایمان آورند و تقوا پیشه كنند بركات آسمان و زمین را بر آنان می‌گشاییم». در این كه مقصود از بركات آسمان و زمین چیست در میان مفسران اختلاف نظر است، برخی آن را به نزول باران و روییدن گیاهان تفسیر كرده‌اند و برخی به اجابت دعاها و حل مشكلات زندگی و این احتمال نیز وجود دارد كه مقصود از بركات آسمانی، بركات معنوی و منظور از بركات زمینی، بركات مادی باشد. ولی با توجه به آیات قبل از این آیه كه سخن از مجازات مجرمان به وسیله سیلاب از آسمان یا طغیان چشمه‌ها و یا صاعقه‌ها و زلزله‌هاست به نظر می‌رسد تفسیر اول مناسب‌تر باشد و اشاره به این حقیقت است كه اگر انسان تقوا پیشه كند و با ایمان باشد به جای عذاب، از آسمان و زمین بر او بركت خواهد بارید و این انسان است كه بركات را به بلاها تبدیل می‌كند. آیه 16 سوره جن، نیز استقامت در راه حق را سبب نزول آب بیان می‌نماید: «اگر بر طریقه راست پایداری كنند از آبی فراوان سیرابشان كنیم». علامه طباطبایی نوشته است: مقصود از «طریقه» در آیه 16 سوره جن، راه اسلام است كه پایداری بر آن موجب وسعت در روزی مادی مردم می‌شود و این آیه به معنی آیه 96 سوره اعراف می‌باشد. ایشان در تفسیر آیه 96 اعراف نیز آورده‌اند كه: مقصود از بركات آسمانی، باران و برف و سرما و گرما در وقت خود و مقدار سودمند از آنهاست و مقصود از بركات زمینی گیاه، میوه و ... است.
[4] - مصباح‌الشریعه و مفتاح الحقیقه باب دهم
[5] - زخرف 11
[6] - اعراف 31 و همچنین در آیه 27 سوره اسراء مسرفین و مبذرین، برادران شیاطین و در آیه 43 سوره مؤمن، اسراف‌كنندگان اهل آتش معرفی شده‌اند.
[7] - آیه 99 سوره انعام
[8] - آیه 27 سوره فاطر
[9] - آیات نمل (آیه 60)، حج (آیات 5 و 63)، نحل (آیات 10 و 11)، كهف (آیه 45)، ابراهیم (آیه 32)، یونس (آیه 24)، بقره (آیات 22 و 164)، انعام (آیه99)، سجده (آیه27)، فاطر (آیات 9 و 27)، عنكبوت (آیه63)، نوح (آیه11)، جاثیه (آیه5) و فصلت (آیه39) نیز به این واقعه اشاره كرده‌اند
[10]- «و هو الذی خلق السماوات و الارض فی ستة ایام و كان عرشه علی الماء» - هود 7- علامه طباطبایی در زیر این آیه، می‌نویسد: «هر چه كه ما از اشیاء زنده می‌بینیم از آب خلق شده است پس ماده حیات آب است و بودن عرش بر آب كنایه از این است كه ملك (حكومت و سلطه و قدرت ) خداوند تعالی در آن روز در این آب كه ماده حیات است، مستقل بوده است»
[11]- آیه 30 سوره انبیاء
[12]- آیه 45 سوره نور
[13]- «و هو الذی خلق من الماء بشرا»- فرقان 54

 

آب درقرآن

برابر عربی آن «ماء» و ۶۳ بار در قرآن آمده است.
این آیات اشاره دارند که عرش خداوند بر روی آب بوده و حیات همه جان‌داران به آب وابسته است و نیز از نقش‌های گوناگون آن در زمین از احیای زمین، سرسبزی طبیعت ، رویش گیاهان رنگارنگ، پیدایش مراتع، مزارع و باغ‌ها با درختان مختلف و انواع گوناگون میوه‌ها، سخن رفته است. به نزول آب بر کوه‌های بلند و تأمین آب گوارای آشامیدنی، ایجاد نهرها و رودهای بزرگ و تسخیر آب دریاها برای انسان نیز اشاره شده است.
منابع و مخازن آب چون دریاها، آسمان، کوه‌ها، نهرها، چشمه‌ها و چاه، از دیگر مسائل مربوط به آب است که آیات قرآن به آن اشاره دارند. آیاتی چند نیز از وجود آب در جهان آخرت به صورت یکی از نعمت‌های بهشت ، خبر داده است. قرآن کریم در همه این آیات، ذهن انسان را از توجّه به علل و عوامل مادّی تأمین آب منصرف ساخته و به عامل اصلی تأمین آن، یعنی خداوند سبحان، معطوف داشته است؛امّا پیش‌تر و برتر از آن بر اموری دارای اهداف تربیتی و هدایتی تأکید شده که مهم‌ترین آن‌ها از این قرار است:



نگاه کلّی به آیات مربوط به آب نشان می‌دهد که از بین نقش‌های آن در حیات همه موجودات زنده، بر منافع مستقیم و غیرمستقیم آب برای انسان تأکید شده است و سیاق بخش فراوانی از این آیات نظیر«کلوُاواشرَبوُا» [۲] یا «أَسقَینکم» [۳] یا «فَأَنزَلنا مِنَ‌السَّماءِ ماء» [۴] درصدد برشمردن نعمت‌های الهی است؛ ازاین‌رو، این بخش از آیات‌ به‌طور صریح یا غیر صریح، بندگان خدا را به شکر این نعمت بزرگ می‌خواند.
در آیات ۴۸ تا ۵۰ فرقان [۵] با اشاره به نزول آب طهور از آسمان و احیای سرزمین‌های مرده و فراهم کردن آب مورد نیاز دام‌ها و انسان‌ها، مردم را به یادآوری این نعمت الهی دعوت می‌کند: «وَ لَقَد صَرَّفنهُ بَینَهُم لِیذّکروُا فَأَبی أَکثَرُ النّاسِ إِلاّ کفورًا.» در آیات ۵۷ و ۵۸ اعراف [۶] همین بیان، با دعوت مردم به سپاس‌گزاری از این نعمت همراه شده است: «کذلِک نُصَرِّفُ الأیتِ لِقَوم یشکروُن.» آیه ۶۸ تا ۷۰ واقعه [۷] با دعوت از مخاطبان به تدبّر در آب آشامیدنی و تأکید بر این‌که فقط خداوند آن آب گوارا را از ابرها فروفرستاده و قادر است با تغییر نظام حاکم بر نزول آب، آن را به آبی شور و تلخ تبدیل کند، خدا را مستحق سپاس‌گزاری دانسته و به شکر نعمت آب تشویق کرده است [۸] : «أَفَرءَیتُمُ المـاءَ الَّذی تَشرَبونَ _ ءَأَنتُم أَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ أَم نَحنُ المُنزِلونَ _ لَو نَشاءُ جَعَلنهُ أُجاجاً فَلولا تَشکرُون.» درآیه ۱۲ فاطر [۹] نیز از دو دریای شور و شیرین و منافع آن دو یاد کرده و غرض از یادآوری این نعمت را شکرگزاری مردم دانسته است.



آیه به معنای نشان آشکاری است که شخص را راهنمایی می‌کند. [۱۰] با این‌که همه موجودات عالَم از جمله آب ، از آیات الهی است که نشان از آفریننده آن دارد، در هیچ‌یک از آیاتِ مربوط به آب، آفرینش یا وجود آب، آیه خدا شناسانده نشده؛ بلکه نزول آب از آسمان و درپی آن، إحیای زمین، رویش گیاهان و درختان مختلف با انواع گوناگون میوه‌ها که درک آن برای همه افراد بشر محسوس است، از آیات الهی دانسته شده است: «هُوَ الَّذی أَنزلَ مِنَ‌السَّماءِ ماءً لَکم مِنهُ شَرابٌ و مِنهُ شَجَرٌ فیهِ تُسیمُونَ _ ینبِتُ لَکم بِهِ الزَّرعَ و الزَّیتونَ و النَّخیلَ و الأَعنبَ و مِن کلِّ الثَّمرت إِنَّ فِی ذلِک لاَیةً لِقوم یتفَکرون.» [۱۱] [۱۲] در این بخش از آیات، گاه نزول آب از آسمان از نشانه‌های ربوبیت مستمر الهی شناسانده شده که چگونه خدای حکیم، آب را با تدبیر و تقدیر حکیمانه، به اندازه بر زمین مرده می‌ریزد و با آن به زمین و اهل آن حیات می‌بخشد. [۱۳] [۱۴] [۱۵] در آیه ۱۶۴ بقره [۱۶] نزول آب و در پی آن، افزون بر إحیای زمین، پراکنده شدن جنبندگان نیز از آیه‌های الهی شمرده شده است: «إِنَّ فِی خَلقِ‌السَّمـوتِ والأرَضِ... و ما أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن ماء فَأحیا بِهِ الأَرضَ بَعدَ مَوتِها و بَثَّ فیها مِن کلِّ دابَّة... لاََیـت لِقَوم یعقِلون.»
در آیاتی دیگر، همین پدیده، نشانه تحقّق معاد و قدرت خداوند بر احیای دوباره مردگان دانسته شده است: «و‌مِن ءَایـتِهِ أَنّک تَری‌الأَرضَ خـشِعَةً فَإِذا أَنزَلنا عَلیهَا الماءَ اهتَزَّت و رَبَت إِنَّ الّذِی أَحیاها لَمُحیِ المَوتی إِنَّهُ عَلی کلِّ شَیء قَدیر». [۱۷] «وَاللّهُ أَنزل مِنَ السَّماءِ ماءً فَأحیا بِهِ‌الأَرضَ بَعدَ مَوتِها إِنَّ فِی ذلک لاََیةً لِقوم یسمَعونَ». [۱۸] [۱۹]
در آیاتی دیگر، بدون تصریح به نشانه بودن، بلکه با تشبیه احیای دوباره انسان‌ها پس از مرگ به رویش گیاهان از زمین در پی نزول آب، احیای زمین با آب را نشانه قدرت خداوند بر امکان و وقوع معاد می‌داند: «وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ‌السَّماءِ ماءً بِقَدَر فَأَنشَرنا بِهِ بَلدَةً مَیتاً کذلِک تُخرَجون». [۲۰] نیز ق [۲۱] اعراف [۲۲]‌؛ فاطر . [۲۳]

آب درقرآن

برابر عربی آن «ماء» و ۶۳ بار در قرآن آمده است.
این آیات اشاره دارند که عرش خداوند بر روی آب بوده و حیات همه جان‌داران به آب وابسته است و نیز از نقش‌های گوناگون آن در زمین از احیای زمین، سرسبزی طبیعت ، رویش گیاهان رنگارنگ، پیدایش مراتع، مزارع و باغ‌ها با درختان مختلف و انواع گوناگون میوه‌ها، سخن رفته است. به نزول آب بر کوه‌های بلند و تأمین آب گوارای آشامیدنی، ایجاد نهرها و رودهای بزرگ و تسخیر آب دریاها برای انسان نیز اشاره شده است.
منابع و مخازن آب چون دریاها، آسمان، کوه‌ها، نهرها، چشمه‌ها و چاه، از دیگر مسائل مربوط به آب است که آیات قرآن به آن اشاره دارند. آیاتی چند نیز از وجود آب در جهان آخرت به صورت یکی از نعمت‌های بهشت ، خبر داده است. قرآن کریم در همه این آیات، ذهن انسان را از توجّه به علل و عوامل مادّی تأمین آب منصرف ساخته و به عامل اصلی تأمین آن، یعنی خداوند سبحان، معطوف داشته است؛امّا پیش‌تر و برتر از آن بر اموری دارای اهداف تربیتی و هدایتی تأکید شده که مهم‌ترین آن‌ها از این قرار است:



نگاه کلّی به آیات مربوط به آب نشان می‌دهد که از بین نقش‌های آن در حیات همه موجودات زنده، بر منافع مستقیم و غیرمستقیم آب برای انسان تأکید شده است و سیاق بخش فراوانی از این آیات نظیر«کلوُاواشرَبوُا» [۲] یا «أَسقَینکم» [۳] یا «فَأَنزَلنا مِنَ‌السَّماءِ ماء» [۴] درصدد برشمردن نعمت‌های الهی است؛ ازاین‌رو، این بخش از آیات‌ به‌طور صریح یا غیر صریح، بندگان خدا را به شکر این نعمت بزرگ می‌خواند.
در آیات ۴۸ تا ۵۰ فرقان [۵] با اشاره به نزول آب طهور از آسمان و احیای سرزمین‌های مرده و فراهم کردن آب مورد نیاز دام‌ها و انسان‌ها، مردم را به یادآوری این نعمت الهی دعوت می‌کند: «وَ لَقَد صَرَّفنهُ بَینَهُم لِیذّکروُا فَأَبی أَکثَرُ النّاسِ إِلاّ کفورًا.» در آیات ۵۷ و ۵۸ اعراف [۶] همین بیان، با دعوت مردم به سپاس‌گزاری از این نعمت همراه شده است: «کذلِک نُصَرِّفُ الأیتِ لِقَوم یشکروُن.» آیه ۶۸ تا ۷۰ واقعه [۷] با دعوت از مخاطبان به تدبّر در آب آشامیدنی و تأکید بر این‌که فقط خداوند آن آب گوارا را از ابرها فروفرستاده و قادر است با تغییر نظام حاکم بر نزول آب، آن را به آبی شور و تلخ تبدیل کند، خدا را مستحق سپاس‌گزاری دانسته و به شکر نعمت آب تشویق کرده است [۸] : «أَفَرءَیتُمُ المـاءَ الَّذی تَشرَبونَ _ ءَأَنتُم أَنزَلتُموهُ مِنَ المُزنِ أَم نَحنُ المُنزِلونَ _ لَو نَشاءُ جَعَلنهُ أُجاجاً فَلولا تَشکرُون.» درآیه ۱۲ فاطر [۹] نیز از دو دریای شور و شیرین و منافع آن دو یاد کرده و غرض از یادآوری این نعمت را شکرگزاری مردم دانسته است.



آیه به معنای نشان آشکاری است که شخص را راهنمایی می‌کند. [۱۰] با این‌که همه موجودات عالَم از جمله آب ، از آیات الهی است که نشان از آفریننده آن دارد، در هیچ‌یک از آیاتِ مربوط به آب، آفرینش یا وجود آب، آیه خدا شناسانده نشده؛ بلکه نزول آب از آسمان و درپی آن، إحیای زمین، رویش گیاهان و درختان مختلف با انواع گوناگون میوه‌ها که درک آن برای همه افراد بشر محسوس است، از آیات الهی دانسته شده است: «هُوَ الَّذی أَنزلَ مِنَ‌السَّماءِ ماءً لَکم مِنهُ شَرابٌ و مِنهُ شَجَرٌ فیهِ تُسیمُونَ _ ینبِتُ لَکم بِهِ الزَّرعَ و الزَّیتونَ و النَّخیلَ و الأَعنبَ و مِن کلِّ الثَّمرت إِنَّ فِی ذلِک لاَیةً لِقوم یتفَکرون.» [۱۱] [۱۲] در این بخش از آیات، گاه نزول آب از آسمان از نشانه‌های ربوبیت مستمر الهی شناسانده شده که چگونه خدای حکیم، آب را با تدبیر و تقدیر حکیمانه، به اندازه بر زمین مرده می‌ریزد و با آن به زمین و اهل آن حیات می‌بخشد. [۱۳] [۱۴] [۱۵] در آیه ۱۶۴ بقره [۱۶] نزول آب و در پی آن، افزون بر إحیای زمین، پراکنده شدن جنبندگان نیز از آیه‌های الهی شمرده شده است: «إِنَّ فِی خَلقِ‌السَّمـوتِ والأرَضِ... و ما أَنزَلَ اللّهُ مِنَ السَّماءِ مِن ماء فَأحیا بِهِ الأَرضَ بَعدَ مَوتِها و بَثَّ فیها مِن کلِّ دابَّة... لاََیـت لِقَوم یعقِلون.»
در آیاتی دیگر، همین پدیده، نشانه تحقّق معاد و قدرت خداوند بر احیای دوباره مردگان دانسته شده است: «و‌مِن ءَایـتِهِ أَنّک تَری‌الأَرضَ خـشِعَةً فَإِذا أَنزَلنا عَلیهَا الماءَ اهتَزَّت و رَبَت إِنَّ الّذِی أَحیاها لَمُحیِ المَوتی إِنَّهُ عَلی کلِّ شَیء قَدیر». [۱۷] «وَاللّهُ أَنزل مِنَ السَّماءِ ماءً فَأحیا بِهِ‌الأَرضَ بَعدَ مَوتِها إِنَّ فِی ذلک لاََیةً لِقوم یسمَعونَ». [۱۸] [۱۹]
در آیاتی دیگر، بدون تصریح به نشانه بودن، بلکه با تشبیه احیای دوباره انسان‌ها پس از مرگ به رویش گیاهان از زمین در پی نزول آب، احیای زمین با آب را نشانه قدرت خداوند بر امکان و وقوع معاد می‌داند: «وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ‌السَّماءِ ماءً بِقَدَر فَأَنشَرنا بِهِ بَلدَةً مَیتاً کذلِک تُخرَجون». [۲۰] نیز ق [۲۱] اعراف [۲۲]‌؛ فاطر . [۲۳]

اوصاف آب در قرآن کریم

اوصاف آب در قرآن کریم

قرآن کریم، از هنگام نزول تا هم اکنون، سرچشمه پیدایش و سرمایه پرورش بزرگترین و پاکترین روح ها، بلندترین همت ها، استوارترین اراده‌ها، عمیق‌ترین افکار، عالیترین معارف، نغزترین ادبیات و دل‌انگیزترین هنرها در عرصه‌های گسترده و حوزه‌های گوناگون حیات فکری و فرهنگی و علمی و اجتماعی و ادبی و هنری مسلمانان در همه اکناف عالم و در پهنه تاریخ پر افتخار فرهنگ و تمدن اسلامی بوده است

قرآن کریم برخلاف روشها و اندیشه‌های کلامی و فقهی و فلسفی، که بیش از هزار سال است در جامعه اسلامی رایج و شایع شده‌اند، توجه و عنایت فوق‌العاده‌ای به طبیعت و عناصر طبیعت دارد (در این میان، آب از عمده‌ترین عناصر طبیعت به شمار می‌آید)، به طوری که در میان ادیان الهی هیچکدام به اندازه دین مبین اسلام، به ویژه قرآن کریم، به موضوع «آب» نپرداخته‌اند؛ تنوع موضوعی، تفصیل مباحث آب و تاکیدات قرآن به ارزش و اهمیت آب، بیانگر این حقیقت است که توجه قرآن به طبیعت و بالاخص آب همه سویه بوده است. ...

قرآن کریم، از هنگام نزول تا هم اکنون، سرچشمه پیدایش و سرمایه پرورش بزرگترین و پاکترین روح ها، بلندترین همت ها، استوارترین اراده‌ها، عمیق‌ترین افکار، عالیترین معارف، نغزترین ادبیات و دل‌انگیزترین هنرها در عرصه‌های گسترده و حوزه‌های گوناگون حیات فکری و فرهنگی و علمی و اجتماعی و ادبی و هنری مسلمانان در همه اکناف عالم و در پهنه تاریخ پر افتخار فرهنگ و تمدن اسلامی بوده استقرآن کریم برخلاف روشها و اندیشه‌های کلامی و فقهی و فلسفی، که بیش از هزار سال است در جامعه اسلامی رایج و شایع شده‌اند، توجه و عنایت فوق‌العاده‌ای به طبیعت و عناصر طبیعت دارد (در این میان، آب از عمده‌ترین عناصر طبیعت به شمار می‌آید)، به طوری که در میان ادیان الهی هیچکدام به اندازه دین مبین اسلام، به ویژه قرآن کریم، به موضوع «آب» نپرداخته‌اند؛ تنوع موضوعی، تفصیل مباحث آب و تاکیدات قرآن به ارزش و اهمیت آب، بیانگر این حقیقت است که توجه قرآن به طبیعت و بالاخص آب همه سویه بوده استواژه «ماء» اصل عبری آن «مُی- میم» و سریانی آن «میا» است که در عربی تغییر شکل داد و «ماء» شد. این لغت در اصل به معنی «هر مایع غیر جامد» است چه آب مطلق باشد یا آبهای مضاف، ولی وقتی به صورت «ماء» مطلق استفاده می‌شود منسوب به آب خالص استواژه «ماء» در قرآن کریم 59 بار به صیغه مفرد و 4 بار با متصل شدن به ضمائر به کار رفته است. ماء به صیغه مفرد در موضوعات گوناگون کاربرد داشته است1- ماء به معنای باران: در آیات سوره‌های بقره (آیات 23 و 164)، انعام (آیه 99)، اعراف (آیات 50 و 57)، انفال (آیه 11)، یونس (آیه 24)، رعد (آیه 17)، ابراهیم (آیه 32)، حجر (آیه 22)، نحل (آیات 10 و 65)، کهف (آیه 45)، طه (آیه 53)، حج (آیات 5 و 63)، مؤمنون (آیه 18)، فرقان (آیه 48)، نمل (آیه 60)، عنکبوت (آیه 63)، روم (آیه 24)، لقمان (آیه 10)، فاطر (آیه 27)، زمر (آیه 21)، فصلت (آیه 39)، زخرف (آیه 11)، ق (آیه 9)، قمر (آیه 11)، نبأ (آیه 14) و عبس (آیه 259
2- ماء به معنای بستر و عرش خداوندی: سوره هود (آیه 7 3- ماء به معنای آب وضو: سوره نساء (43) و سوره مائده (6
4-  ماء به معنای طوفان و سیل سهمگین:‌ سوره هود (آیات 43 و 44
5- ماء به معنای مطلق آب: سوره رعد (آیه 4
6- ماء به معنای منشأ خلقت و ماده اصلی موجودات زنده: سوره انبیاء (آیه 30) و سوره نور (آیه 45
7- ماء به معنای نطفه در خلقت انسان: سوره‌های طارق (آیه 6)، مرسلات (آیه 20)، سجده (آیه 8) و فرقان (آیه 54 8- ماء به معنای جوی و نهر آب: در توصیف جویها و نهارهای آب بهشتی9- ماء و سراب: در سوره نور (آیه 39) اعمال ناباوران به سرابی تشبیه شده است10-ماء در معنای چشمه‌سارها: سوره نازعات (آیات 30 و 31) و سوره قمر (آیه 12 11- آب آشامیدنی در جهنم: سوره ابراهیم (آیه 16) و سوره محمد (آیه 15 12- ماء به معنای چاه آب: سوره‌های قصص (آیه 23)، قمر (آیات 27-28)، ملک (آیه 30) و کهف (آیه 41 13- آب آشامیدنی جاری در بهشت: سوره واقعه (آیات 27 تا 31 همچنین بیش از صد آیه به طور متفرق درباره آب در طبیعت وجود دارد که هر کدام به ویژگیها و نقش آب اشاراتی مستوفی دارند و گاه مسائل علمی آن را یادآوری کرده، حتی در برخی موارد نیز به چگونگی تصفیه آبها نیز اشاره می‌کند که بعد از گذشت 14 قرن از این اطلاعات، شگفت‌آور است

آب در قرآن اهمیتی عمیق دارد. خداوند در آیات متعدد انسان را به تفکر در آب و شکرگزاری این نعمت بزرگ یادآور شده است آب به عنوان برکت خداوندی است که حیات می‌بخشد، حیات را حفظ می‌کند و بشر و زمین را پاکیزه می‌گرداند. عرش خدا بر روی آب و بهشت به صورت باغهایی که نهرهایی زیر آنها جاری است تشریح می‌شود. به نظر می‌رسد که در قرآن آب با ارزش‌ترین آفریده خداوند بعد از انسان می‌باشد. خاصیت «حیات‌دهندگی» آب در آیات متعدد قرآن اشاره شده است (مثلاً آیات 48 و 49 سوره فرقان: و خداوند آب را از ابرها پایین فرستاده و به وسیله آن زمین را پس از مردنش حیات داده است). آب نه تنها حیات می‌بخشد بلکه هر حیاتی اصلش از آب است (ما هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم)[2در قرآن کریم: آب، رزق الهی است و باید از آن بجا استفاده شود ، پدیدآورنده و نازل‌کنندة آب آشامیدنی خداست،  اوست که با آب انسانها و حیوانات را سیراب می‌کند  ، خداوند بر انسانها به سبب نازل کردن آب آشامیدنی منّت گذارده  ،  وجود چشمه‌سارها را بر روی زمین از آیات الهی معرفی کرده،   چشمه‌های بهشتی را یکی از بهره‌های متقین در بهشت توصیف کرده،   جهنمیان را از آب آشامیدنی محروم توصیف کرده، به طوری که از بهشتیان درخواست آب آشامیدنی می‌کنندقرآن می‌فرماید خداوند انتقال دهندة آب به سرزمینهای خشک است. ایمان و تقوا و استغفار و توبه و پایداری در راه عقیده را از عوامل فراوانی و برکت آب معرفی کرده است[3]. همچنین قرآن کریم در آیات متعدد آسمان و ابرهایی که به وسیلة باد متراکم می‌شود و چاه و دریا و زمین و کوه‌ها را از منابع تولید و تأمین آب می‌داندآب برای مسلمانان اهمیت ویژه‌ای برای استفاده در طهارت، وضو، غسل و غیره دارد. و آب و طهارت  را بزرگان دین کلید قرب و مناجات با خدا معرفی نموده‌اند: «چون اراده طهارت و وضو نمودی چنان به سوی آب روان شو که گویی به سوی رحمت خدای تعالی می‌روی که خداوند تعالی آب و طهارت را کلید قرب و مناجات خویش و نشانی برای راهنمایی مردم به سوی خوان خویش مقرر فرموده است و چنان که رحمت خداوند گناهان بندگان را پاک می‌کند نجاست‌های ظاهر را جز با آب نمی‌توان پاک کرد. پس چنان که هر نعمت دنیوی را با آب، حیات بخشید به رحمت و فضل خویش حیات قلب باطنی و عبادات را نیز به وسیله آب (که همانا طهارت است زندگی و کمال بخشید. در صفا، پاکی، شفافیت، فراوانی آن و امتزاج لطیف‌اش با هر چیز بیاندیش و آن را در تطهیر اعضای بدنت که خدا به تطهیرشان امر فرموده به کار گیر و واجبات و سنن تطهیر را بجای آور که در هر یک از آنها فواید بسیاری نهفته است پس چون آب را گرامی داشته و آن را به کار گیری، به زودی چشمه‌های فواید بسیاری برایت جوشیده خواهد شد».[4قرآن کریم دو عبارت صریح راجع به صرفه‌جویی آب و مدیریت تقاضا دارد: اول اینکه منابع آب ثابت (معین) است (و آن خدایی که از آسمان آبی به قدر و اندازه نازل می‌کند...)[5] و ثانیاً در مصرف آب نباید اسراف شود (از نعمتهای خدا بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید که خدا مسرفان را دوست ندارد)[6]. اسراف و زیاده‌روی از صفات زشت و ناپسند و مورد غضب خداوند است[خداوند در آیه 43 سوره مؤمن می‌فرماید: «اسراف‌کنندگان اهل آتش‌اند». به استناد این آیه، اسراف از جمله گناهان کبیره است، زیرا ملاک گناهان کبیره وعده بر عذاب است. 
قرآن خاطر نشان می‌کند که برکت آب برای گیاهان نیز می‌باشدگیاهان از همه نوع و همه رنگ توسط بارانی که خداوند فرو می‌فرستد تغذیه می‌شوند. خداوند در آیه 38 سوره انعام، انسان را با مقایسه وی با حیوانات از حقوق آنها آگاه می‌نماید: «محققاً بدانید که هر جنبنده‌ای در زمین و هر پرنده‌ای که با دو بال در هوا پرواز می‌کند همگی طایفه‌ای مانند شما بشر هستند

خداوند در آیه 48 سوره روم این مراحل را بیان فرموده‌انداللَّهُ الَّذِی یُرْسِلُ الرِّیَاحَ فَتُثِیرُ سَحَابًا فَیَبْسُطُهُ فِی السَّمَاء کَیْفَ یَشَاء وَیَجْعَلُهُ کِسَفًا فَتَرَی الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ فَإِذَا أَصَابَ بِهِ مَن یَشَاء مِنْ عِبَادِهِ إِذَا هُمْ یَسْتَبْشِرُونَ ( خدا آن کسی است که بادها را می‌فرستد تا ابرها را در آسمان به حرکت درآورد و سپس آنها را در پهنه آسمان آن‌گونه که بخواهد می‌گستراند و بعد متراکم می‌سازد.. آنگاه قطره‌های باران را می‌بینی که از لابه‌لای آن خارج می‌شود. پس آن را (به کشتزار) هر یک از بندگانش بخواهد می‌رساند تا آنها شادمان گردند)
( خدا آن کسی است که بادها را می‌فرستد تا ابرها را در آسمان به حرکت درآورد...)
آیه 48 سوره روم آمده است که .... (  ما بادها را برای بارور ساختن (ابرها و گیاهان) فرستادیم و از آسمان آبی نازل کردیم و شما را با آن آب سیراب ساختیم ...) (حجر 22)
( خداوند کسی است که بادها را فرستاد تا ابرهایی را به حرکت درآورند، سپس ما این ابرها را به سوی زمین مرده‌ای راندیم و به وسیله آن زمین را پس از مردنش زنده می‌کنیم... » (فاطر 9)
(  اگر او اراده کند بادها را ساکن می‌سازد تا آنها بر پشت دریا بی‌حرکت بمانند. در این نشانه‌هایی است برای هر صبر کننده شکرگزار» (شوری 33) 
(و در تغییر بادها و ابرهایی که میان زمین و آسمان مسخرند نشانه‌هایی برای اندیشمندان وجود دارد» (بقره 164)
( و او خدایی است که بادها را برای بشارت پیشاپیش رحمت خود فرو فرستاد و از آسمان آبی را برای شما آبی نازل کردیم» (فرقان 48)
آیه 43 سوره نور، مراحل تشکیل ابرهای کومولونیمبوس را چنین بیان می‌کندأَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یُزْجِی سَحَابًا ثُمَّ یُؤَلِّفُ بَیْنَهُ ثُمَّ یَجْعَلُهُ رُکَامًا فَتَرَی الْوَدْقَ یَخْرُجُ مِنْ خِلَالِهِ وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مِن جِبَالٍ فِیهَا مِن بَرَدٍ فَیُصِیبُ بِهِ مَن یَشَاء وَیَصْرِفُهُ عَن مَّن یَشَاء یَکَادُ سَنَا بَرْقِهِ یَذْهَبُ بِالْأَبْصَارِ 
(آیا ندیدی که خداوند ابرها را به آرامی حرکت می‌دهد، سپس میان آنها پیوند می‌دهد و بعد آن را متراکم می‌سازد؟! در این حال دانه‌های باران را می‌بینی که از لابه‌لای آن خارج می‌شود و از آسمان- از کوه‌هایی که در آن است (ابرهایی که همچون کوه انباشته شده‌اند)- دانه‌های تگرگ نازل می‌کند و هر کس را بخواهد به وسیله آن زیان می‌رساند و از هر کس بخواهد این زیان را برطرف می‌کند. نزدیک است درخشندگی آن (ابرها) چشمها را ببرد)
آیه 12 سوره رعد نیز برق را نشانه ابرهای سنگین بیان می‌کندهُوَ الَّذِی یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنْشِیءُ السَّحَابَ الثِّقَالَ 
( او کسی است که برق را به شما نشان می‌دهد که هم مایه ترس و هم مایه امید است و ابرهای سنگین‌بار ایجاد می‌کند) 
خداوند همچنین در آیه 24 سوره روم، نقش رعد و برق را در بارندگی و رشد گیاه بیان می‌فرمایدوَمِنْ آیَاتِهِ یُرِیکُمُ الْبَرْقَ خَوْفًا وَطَمَعًا وَیُنَزِّلُ مِنَ السَّمَاء مَاء فَیُحْیِی بِهِ الْأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِهَا إِنَّ فِی ذَلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَعْقِلُونَ 
(  و از نشانه‌های دیگر او این است که برق را به شما نشان می‌دهد که هم مایه ترس و هم مایه امید است (ترس از صاعقه و امید به نزول باران) و از آسمان آبی فرو می‌فرستد که زمین را پس از مردنش به وسیله آن زنده می‌کند. در این رابطه برای اندیشمندان نشانه‌هایی وجود دارد
آیه 11 سوره زخرف 
وَالَّذِی نَزَّلَ مِنَ السَّمَاء مَاء بِقَدَرٍ فَأَنشَرْنَا بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا کَذَلِکَ تُخْرَجُونَ 
(  و آن خدایی که از آسمان آبی به قدر و اندازه نازل می‌کند و به آن صحرا و دیار مرده خشک را زنده گردانیدیم و همین‌گونه مردگان هم از قبرها بیرون می‌آیند)
در آیات 48 و 49 سوره فرقان خداوند می‌فرمایدوَهُوَ الَّذِی أَرْسَلَ الرِّیَاحَ بُشْرًا بَیْنَ یَدَیْ رَحْمَتِهِ وَأَنزَلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء طَهُورًا - لِنُحْیِیَ بِهِ بَلْدَةً مَّیْتًا وَنُسْقِیَهُ مِمَّا خَلَقْنَا أَنْعَامًا وَأَنَاسِیَّ کَثِیرًا 
( و او خدایی است که بادها را برای بشارت پیشاپیش رحمت خود فرو فرستاد و از آسمان آبی برای شما نازل کردیم تا با آن باران زمین خشک و مرده را زنده سازیم و آنچه آفریدیم از چهارپایان و آدمیان بسیاری را سیراب گردانیم) 
در آیه 9 سوره ق چنین آمده است[9]: وَنَزَّلْنَا مِنَ السَّمَاء مَاء مُّبَارَکًا فَأَنبَتْنَا بِهِ جَنَّاتٍ وَحَبَّ الْحَصِیدِ 
(ما از آسمان آب با برکت را نازل کردیم و با آن باغهای میوه و دانه چیده شده رویاندیم)
وَلَهُ الْجَوَارِ الْمُنشَآتُ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلَامِ 
( و او در دریاها چشمه‌های تجدید کننده رشته کوه مانند دارد»[ آیه 24 سوره رحمان )

                      آیه 40 سوره نور 
أَوْ کَظُلُمَاتٍ فِی بَحْرٍ لُّجِّیٍّ یَغْشَاهُ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ مَوْجٌ مِّن فَوْقِهِ سَحَابٌ ظُلُمَاتٌ بَعْضُهَا فَوْقَ بَعْضٍ إِذَا أَخْرَجَ یَدَهُ لَمْ یَکَدْ یَرَاهَا وَمَن لَّمْ یَجْعَلِ اللَّهُ لَهُ نُورًا فَمَا لَهُ مِن نُّورٍ 
( و یا (وضع کافران) مانند تاریکیهای دریای ژرف می‌ماند که در آن موج روی موج و بالای موج ابر پوشانده شده است. تاریکیهائی که روی یکدیگر سوارند. اگر آدم دست خود دربیاورد نمی‌تواند آن را ببیند و آنکه خدا برای وی نوری قرار نداده نوری ندارد.)
وَمِنْ آیَاتِهِ الْجَوَارِ فِی الْبَحْرِ کَالْأَعْلَامِ - إِن یَشَأْ یُسْکِنِ الرِّیحَ فَیَظْلَلْنَ رَوَاکِدَ عَلَی ظَهْرِهِ 
( از دیگر آیات وی موجهای کوه مانند در دریا است- اگر بخواهد باد را می‌خواباند و آنها در سطح دریا راکد می‌شوند»[ آیات 32 و 33 سوره شوریسوره‌های فرقان (آیه 53)، نمل (آیه 61)، فاطر (آیه 12) و رحمن (آیات 22-19وَجَعَلَ بَیْنَ الْبَحْرَیْنِ حَاجِزًا 
( و میان دو دریا دیوار مانع قرار داد)  [ سوره نمل آیه 61:  

مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ یَلْتَقِیَانِ - بَیْنَهُمَا بَرْزَخٌ لَّا یَبْغِیَانِ 
( دو دریائی که به هم وصلند را ترکیب خاص خود داد. میان آنها مرز ناپیدائی است، از حد خود فراتر نمی‌روند»[ آیات 19 و 20 سوره الرحمن]. وَهُوَ الَّذِی مَرَجَ الْبَحْرَیْنِ هَذَا عَذْبٌ فُرَاتٌ وَهَذَا مِلْحٌ أُجَاجٌ وَجَعَلَ بَیْنَهُمَا بَرْزَخًا وَحِجْرًا مَّحْجُورًا 
(   و اوست که دو دریای مختلف را هر کدام ترکیب خاص خود داده، این یکی شیرین گوارا و این دیگری شور تلخ است. میان آنها مرز ناپیدا و حد فاصل ممنوعه‌ای قرار داد»[ آیه 53 سوره فرقانقرآن در این آیه ها به آب‌های زیرزمینی و ذخیره آب باران در زمین اشاره نموده استأَلَمْ تـَرَ أَنَّ اللَّهَ أَنْـزَلَ مِـنَ السَّـمـاءِ مـاءً فـَسـَـلَـکـَهُ یَـنابـِیـعَ فِی الاَرْضِ ثُمَّ یُخْرِجُ بِهِ زَرْعًا مُّخْتَلِفًا ...[ 21سوره زمر (آیا نمی‌بینی کـه خـدا از آسمان آبی نـازل گردانید و آن را به شکل چشمه‌هایی وارد زمین ساخت و آنگاه انواع نباتات بدان برویاند .)
وَأَنْـزَلْـنَـا مِنَ السَّمَاءِ مَاءً بـِقَـدَرٍ فَأَسْـکَـنَّاهُ فِی الْأَرْضِ وَإِنَّا عَلَی ذَهَابٍ بِهِ لَقَادِرُونَ[آیه 18 سوره مؤمنون:    (و از آسمان، آبی به اندازه فرو فرستادیم، پس آن را در زمـیـن جـای ‌دادیم و همانا در برگرداندن آن قـادریـم» (از آیات فوق نکته‌های زیر در مورد ذخیره آب در زیر زمین استفاده می‌شودخداوند پوسته رویی زمین را به گونه‌‌ای آفرید که چون باران فرود آید، آب در آن نفوذ می‌کند و در زیر زمین انباشته می‌گردد و به سفره‌های بزرگی از آب تبدیل می‌شود.
قرآن مجید در ضمن آیه 27 سوره مرسلات به دو راز بزرگ کوه‌ها اشاره نموده و می‏فرمایدوَ جَعَلْنا فِیها رَوَاسِی شَامِخَاتٍ وَ اَسْقَیْناکُم مَاءً فُراتَاً ( بر روی زمین کوه‏های استوار و بلند آفریدیم و برای شما آب گوارا فراهم ساختیم 
وجعلنا من الماء کل شی‏ء حی (و هر موجود زنده‌ای را از آب آفریدیم .)
تصریحات دینی که از سرچشمه وحی صادر شده به ما گوشزد می‌کند که اولین پدیده مادی که خدا آفرید آب بود. در احادیث  هم، درباره آفرینش آغازین، تعبیرات مختلف وجود دارد:آیه شریفه: «و او است که آسمان‏ها و زمین را در شش روز آفرید و عرش او بر آب بود»[10] ، شاید دلالت بر این داشته باشد که پیش از پیدایش جهان هستی، از آسمان‏ها گرفته تا زمین، آب پدید آمده است. قرآن کریم در چند جا اشاره دارد که ریشه زندگی، هم در منشا و پیدایش و هم درصحنه هستی و تداوم حیات، همه از آب استوَجَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ کُلَّ شَیْءٍ حَیٍّ 
( هر چیز زنده‏ای را از آب پدید آوردیم‏) 
وَاللَّهُ خَلَقَ کُلَّ دَابَّةٍ مِن مَّاءٍ ( خدا هر جنبنده‏ای را از آب آفرید»
درباره انسان می‏گوید: «و او است که از آب بشری آفرید»

 به استناد اشارات فوق هدف نگارش من ازین مقاله بررسی اهمیت آب در قرآن به لحاظ آمار وارقام است . کلمه"ماء"به معنی آب درقرآن در حدود ۵۹ بارتکرار شده است واین خود دلیلی محکم براهمیت این ماده هستی بخش است . واز سوی دیگر تحلیل گران امروزه سیاسی معتقدند دلیل جنگ آینده دولتها و ملتها مساله آب وکمبود آن است . با آن که هفتاد درصد سطح زمین را آب فراگرفته، با این همه در طول تاریخ بشر مساله آب و مدیریت آن مهم ترین دغدغه بشر بوده است؛ زیرا آب شیرین و بهداشتی و قابل مصرف درکشاورزی نسبت به حجم عظیم آب های شور بسیار اندک است. در بسیاری از مناطق به سبب دور بودن از منابع آبی چون رودها و دریاها و حضور وحشتناک بیابان و کویر، آب مشکل جدی بشر می‌باشد و حتی جنگ های بسیاری رخ داده و خون های بسیاری برای آب و مهار و کنترل آن ریخته شده است.

وحرف آخر این که اگر به حجم آیاتی که قرآن درباره آب و نقش آن تنها در کشاورزی و رویش سبزه زارها و گیاهان و درختان متنوع و حبوبات و دانه های روغنی و غیرروغنی و مانند آن پرداخته شود با حجم انبوهی از آیات مواجه می‌شویم که گزارش همه آن ها در این نوشتار کوتاه شدنی نیست.

ومن چند مقاله دیگری را پیرامون آب به عنوان های ذیل آماده نموده ام که به فرصت های بعدی به نشر خواهم رساند :

1-نقش آب در زندگی

2-اهمیت آب در اشعار شاعران

3-منابع آبی در ولایت غور

4-دسترسی مردم غور به آب

 

کدام شب، شب قدر است؟

از دل این پرسش خداوند پرسشهای بسیار دیگری متولد شده اند که آنها نیز پاسخ می طلبند. معنای محصل قدر و تقدیر و شب قدر و فرود آمدن فرشتگان و روح در این شب چیست؟ از دیر زمان عالمان مسلمان در پی پاسخ به این پرسشها زحمات بسیاری متحمل شده اند. اما تا چه حد موفق شده اند که به پاسخی قانع کننده برسند جای تامل دارد. برای آشنایی بیشتر خوانندگان به برخی از این پرسش و پاسخها که ممکن است در این ایام برای هر کسی پیش آید می پردازیم:

۱-   شب قدر چیست؟

شب قدر بر طبق بیان قرآن کریم نامی است برای شبی که در آن قرآن کریم بر پیامبر عظیم الشان نازل شد و عالم معنای بی نهایت آنقدر فرود آمد تا توانست پا به عرصه عالم این جهانی با نهایت گذاشت و با آن پیوند خورد. خداوند در سوره قدر می فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ ، ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم.

۲- چرا «قدر»؟

گفته شده است که شب قدر را از آن رو «قدر» نامیده اند که خداى تعالى در آن شب حوادث را تقدیر و اندازه‏گیرى می کند. به این معنا که زندگى ، مرگ ، رزق ، سعادت ، شقاوت و چیزهایى از این قبیل را از آن شب تا شب قدر سال آینده مشخص می سازد. شاهد بر این معنا را آیه سوره دخان دانسته اند که در وصف شب قدر می فرماید: انا انزلناه فی لیله المبارکه انا کنّا منذرین، فیها یفرق کل امر حکیم، امرا من عندنا انا کنا مرسلین رحمة من ربک،(۴۴دخان، ۲-۴)«ما قرآن را در شبی مبارک نازل کردیم، به راستی که ما هشدار دهنده بودیم، در آن هر کاری استوار فیصله می یابد. کاری است از جانب ما، ما فرستنده بودیم.» مرحوم علامه طباطبایی در ذیل آیه همین معنا را خواسته اند از تحلیل زبان آیه استخراج کنند و می نویسند چون فرق به معناى جدا سازى و مشخص کردن دو چیز از یکدیگر است، این همان تقدیر و اندازه‏گیرى است.[۲]

در حدیثی معتبر امام باقر(ع) در تفسیر این آیه می فرمایند: در این شب خیر و شر، طاعت و معصیت، مرگ و زندگی و روزی سال مسجل می شود. ولی در عین حال مشیت الهی نیز همچنان در کار است.[۳]سؤالی که در اینجا مطرح می شود این است که اصولاً مقدر کردن امور سالانه به چه معناست؟ چرا سال به سال؟ مگر در علم ازلی خداوند مقدرات عالم نبوده است که احتیاج به انجام آن در شب های قدر است. آیا عملکرد انسان در این شبها نقش تعیین کننده دارد؟ در این صورت نقش اختیار انسان و عملکرد او در قبل و بعد از این شب، در زندگی او چگونه قابل توجیه است؟  آیا مقدرات الهی چنانچه قرآن کریم می فرماید از ابتدای خلقت بوده است:خلق کل شیء فقدره تقدیرا(۲۵فرقان،۲) وکان امر الله قدراً مقدورا(۳۳احزاب،۳۸) و کل شیء عنده بمقدار(۱۳رعد،۸) یا اینکه همانگونه که در حدیث شیخ صدوق در معانی الاخبار آمده است همه مقدرات تا روز قیامت در شب قدر انجام گرفته است. ان الله تعالی قدّر فیها ما هو کائن الی یوم القیامه[۴]یا به اخبار مربوط به شب قدر توجه کنیم که آن را هر ساله در  شب قدر دانسته است. مگر اینکه گفته شود این سه مرتبه از تقدیر الهی است.

در هر صورت مرحوم علامه شعرانی در پاورقی تفسیر منهج الصادقین در ذیل آیه دوم سوره قدر می نویسد: «مقدرات مردم که علم خدا بدان تعلق گرفته است از ازل مبین بود، چون علم خدا ازلی است و آنچه خداوند به سبب دعا و اسباب دیگر محو و اثبات می کند در همه  اوقات است و خداوند وعده اجابت را منحصر به شب قدر نساخته است. اینکه تقدیر مقدرات در شب قدر خواهد بود از مشکلاتی است که معنی آن بر ما معلوم نیست. مگر اینکه بگوییم دعا در این شب به اجابت نزدیک تر است.»[۵]

۳- شب قدر در چه ماهی قرار دارد؟

شب قدر به اتفاق شیعه و سنی یکی از شبهای ماه مبارک رمضان است. این ماه تنها ماه از ماههای سال است که قرآن کریم از آن نام برده است. خداوند در سوره قدر می فرماید: إِنَّا أَنزَلْنَهُ فى لَیْلَةِ الْقَدْرِ ، ما این قرآن را در شب قدر نازل کردیم و
در جای دیگر می فرماید: شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن هدى للناس و بینات من الهدی و الفرقان(۲بقره،۱۸۵) ماه رمضان ماهی است که در آن قرآن، برای هدایت بشر، نازل شد. این کتاب داری آیات راهگشاست و تفکیک کننده حق از باطل است.

۴- اهمیت شب قدر به چیست؟

به احتمال قوی اهمیت این شب به اهمیت حوادثی است که در آن اتفاق افتاده است و به تبع آن در آن اتفاق می افتد. مهمترین اهمیت  ماه رمضان در این است که قرآن کریم، و حتی، (بنابر برخی روایات) دیگر کتب آسمانی، در یکی از شبهای آن نازل شده است.[۶]برکت این حادثه چنان وسیع است که تمام حیات بشر را تحت تاثیر خود قرار داده و ظرفیت آن را داشته است که انسان را از تیرگی و ظلمات به روشنی و نور رهنمون سازد. شب قدر باعث گردید تا تاریخ به صورتی دیگر صیرورت یابد و مقدرات عالم به گونه ای متفاوت رقم بخورد.

هیچ نعمت بشر به لحاظ اهمیت به پای نعمت قرآن که کلام خدا و ظهور حق در عالم ماست نمی رسد. این نعمت سند سعادت و رستگاری آدمیان است. شاید به شکرانه برکت نزول این متن در در این ماه مبارک بوده است که به مسلمانان گفته شده است تمام این ماه را عید بگیرند و در آن روزه بدارند و با قرآن انس گیرند. باشد که به تقوایی نائل شوند که در پرتو پاکی ناشی از آن، تمام سال خود را بیمه کنند.

سفارش به قدر شناسی از این شب کانونی سال، در دستورات دینی نیز در همین راستا قابل توجیه است. که هزار ماه که یک عمر طولانی است و تقریباً برابر حکومت خاندان اموی(۱۰۹۶ ماه) بر اریکه قدرت است با ارزش این شب که همراه قرآن است برابری نمی کند،[۷]قرآن کریم ظرفیت عمل آن شب را معادل ظرفیت عمل هزار ماه (۸۳ سال و اندی)دیگر، که در آن شب قدر نباشد، اعلام کرده است. عمل خیر در این شبها از عمل خیر هزار شب بدون قرآن، افزون است.[۸]درهای آسمان در این شب با فرود قرآن باز شد و در پرتو آن شیطان در آن شب به زنجیر شد و اعمال بندگان در آن قبول حق گشت.[۹]

۵- چه چیز قرآن در شب قدر نازل شد؟

در قرآن کریم واژه «قرآن» هم به معنای تمام قرآن و هم به معنای جزء قرآن مورد استفاده قرار گرفته است. همین تنوع استعمال باعث گردیده است که مفسرین دیدگاههای متفاوتی در مورد آنچه در شب قدر نازل شد پیدا کنند. مهمترین این دیدگاهها عبارتند از:

الف) از نظر افرادی چون محمد بن اسحاق، شعبی، فخر رازی، زمخشری از اهل سنت و ابن شهر اشوب و شیخ مفید، سید مرتضی، و از معاصرین نعمت الله صالحی و محمد هادی معرفت از شیعه،: هر امر زمانی و تاریخی، شروع و آغازی دارد و شب قدر، شب آغاز نزول قران بوده است. دلیل این قول کلام خداوند است که مى‏فرماید : و قال الذین کفروا لو لا نزل علیه القرآن جملة واحدة کذلک لنثبت به فؤادک و رتلناه ترتیلا . کفار گفتند: چرا قرآن به یکباره نازل نشد؟ بدین سان به یکباره فرود نیامده است تا دلت را بدان استوار کنیم و آن را کم کم و پیاپی بر خواندیم. و قرآنا فرقناه لتقراه على الناس على مکث و نزلناه تنزیلا. قرآن را جدا جدا کردیم تا بر مردم با درنگ بخوانی، و آن را به تدریج نازل کردیم.[۱۰]

ب) احتمالی را فخر رازی و تعدادی از مفسرین دیگر مطرح کرده اند که بر طبق آن:  هر سال در ماه رمضان آیات مورد نیاز سال بر پیامبر(ص) نازل شده است. دلیل آنان عام بودن واژه رمضان است که شامل هر ماه رمضان می شود.

ج) در بین مفسرین و اهل حدیث سنی و شیعه مثل طبری، فخر رازی، سیوطی، شیخ صدوق، فیض کاشانی، عیاشی و علامه طباطبایی نظر سومی وجود دارد که در بین عموم این نظر مشهورتر است. بر طبق این نظر قرآن کریم دو نزول داشته است. یک نزول دفعی و یک نزول تدریجی. آنچه در شب قدر نازل شد، نزول قرآن به طور کامل و دفعی بود. همین قرآن یکبار دیگر بطور تدریجی متناسب با شرایط مختلف اجتماعی نازل گردید. این دیدگاه بر طبق روایاتی تنظیم شده است که می گوید قرآن کریم شب قدر به یکباره به بیت العزة در آسمان اول[۱۱]یا بیت المعمور در آسمان چهارم نازل شد[۱۲] سپس بر رسول خدا به مناسبت های مختلف در طول ۲۳ سال یا ۲۰ سال نازل گردید.

محدثین و اخباریین نمی توانند این احادیث را نادیده گرفته و از آنها عبور کنند. اما آنچه فراروی ذهن نقاد وجود دارد سه پرسش است: میزان صحت سندی این روایات در چه حد است؟ دوم محتوای آن تا چه اندازه معقول است و نهایتاً فایده عملی نزول دفعی آنهم از جانب خداوند حکیم که کار بیهوده انجام نمی دهد چیست؟

مرحوم نعمت الله صالحی اسناد و محتوای این روایات را مفصل به نقد کشیده است و چون بحثی فنی است و ممکن است برای خوانندگان سودمند نباشد از آن می گذریم. خلاصه نقد آقای معرفت، از محتوای این احادیث را، به نقل از کتاب «التمهید» به صورت مختصر می آوریم. ایشان می نویسد:

۱- شیخ مفید و سید مرتضی می گویند: اصولاً روایات در فهم قرآن دلیل تعبدی نیستند، چون تعبد در عمل است نه در عقیده و درک. از آنجا که روایات نزول یکباره، اخبار واحد و گاه متعارض هستند و نه موجب علم است نه مفید پذیرش تعبدی در عمل، به آن اخبار اعتنا نمی کنیم.

۲- فهم مردم زمان نزول قرآن از واژه قرآن، قرآن کامل نبوده است بنابراین وقتی قرآن می فرماید: شهر رمضان الذى انزل فیه القرآن هدى للناس و بینات من الهدی و الفرقان(۲بقره،۱۸۵) منظور، مطابق فهم مخاطبین، تمام قرآن نیست.

۳- این قرآن با الفاظ و عبارات و تفصیلات و خصوصیاتش عقلاً نمی تواند یکجا و در یک شب نازل شده باشد.

۴- در بسیاری از آیات قرآن اشاره به حوادث گذشته زندگی مسلمانان مثل مهاجرت، مهاجر و انصار، جنگ بدر و احد و تبوک، مسجد ضرار و …دارد، اگر این آیات در شب قدر نازل شده بود، از نظر ادبی نباید با فعل گذشته به کار می رفت بلکه باید با فعل مستقبل (آینده دور) بیاید. اگر این آیات به چیزی که اتفاق نیفتاده است بگوید قبلاً اتفاق افتاده است، برای پیامبر سخنانی بی معنا و غیر واقعی و کذب نازل شده است.

۵- در صورتی که قرآن در شب قدر نازل شده باشد، ناسخ و منسوخ، عام و خاص، مطلق و مقید در آن معنا نداشت.

۶- اینکه قرآن در شب قدر به از یک جایگاه بلند به جایگاه بلند دیگر مثل آسمان چهارم برسد چه اهمیتی دارد که خداوند در قرآن کریم این حادثه را از هزار ماه برتر بداند.

تمام این اشکالات بر نظریه سوم وارد است، مگر اینکه گفته شود: قرآن شب قدر، با قرآن فعلی تفاوت داشته است. بنابراین برای فرار از این انتقادات، برخی از علمای دین دست به تاویل روایات زده اند. شیخ صدوق در کتاب اعتقاداتش بدون هیچ دلیلی می گوید: همه قرآن در آن شب نازل نشد بلکه تنها علمی اجمالی از قرآن به پیامبر(ص) داده شد. فیض کاشانی نیز، بدون هیچ دلیل نقلی، ولی با یک تاویل ذوقی در تفسیر صافی می گوید: بیت المعمور همان قلب پیامبر بوده است و آسمان چهارم مرتبه چهارم عالم ماده است. او جماد، نبات و حیوان را سه آسمان و مرتبه انسانیت را به مرتبه آسمان چهارم تاویل کرده است. علامه طباطبایی در تفسیر المیزان برای نزول دفعی و تدریجی دو استدلال ارائه کرده اند. یکی استدلال لغوی و دیگر استدلالی عقلی. در استدلال لغوی می گویند: فرق میان انزال و تنزیل این است که انزال به معناى نازل کردن دفعى و یک پارچه است ، و تنزیل به معناى نازل کردن تدریجى است. استدلال دوم اینکه: کلمه( قرآن ) اسم کتابى است که خداى تعالى آنرا بر پیامبر گرامیش محمد (صلى‏الله‏علیه‏وآله‏وسلّم) نازل کرده ، و به این جهت آن را قرآن نامیده که خواندنى شد. قرآن دارای مراتبی است: یک مرتبه وجود حقیقی و دیگر مرتبه وجود ظاهری، وجود ظاهری آن در قالب الفاظ است[۱۳] ولی وجود باطنی آن کل واحدی است که بر قلب پیامبر(ص) در شب قدر نازل شده است.

مهمترین پرسشی که از تاویل کنندگان اخبار نزول دفعی می پرسیم این است که: آیا خداوند وقتی می خواهد از ماه رمضان و شب قدر و مسئله نزول قرآن در آن شب سخن بگوید به همین قرآن در دست مردم اشاره می کند یا قرآن پنهان از چشم مردم و متفاوت که کسی به آن دسترسی ندارد؟  به چه دلیل شیخ صدوق «قرآن» را نه خود قرآن بلکه علم اجمالی
به قرآن معنا می کند؟ چه دلیلی وجود دارد که بیت المعمور همان قلب پیامبر(ص) است؟ چرا مرحوم علامه منظور از قرآن را نه خود قرآن بلکه وجود باطنی دور از دسترس همگان تلقی کرده اند؟ حال آنکه خداوند حکیم به هنگام سخن گفتن با بندگان خود از آنچه قابل فهم مخاطبین است به عنوان قرآن نام می برد. از طرف دیگر در پاسخ به استدلال لغوی مرحوم علامه باید گفت: اکثریت قاطع آیاتی که با واژه انزال در قرآن به کار رفته است، ظهور در نزول تدریجی دارند نه آنگونه که ایشان خواسته اند از لغت استفاده کنند و بگویند انزال به معنای نزول دفعی است. مثلاً این آیه که مخاطب آن عموم مردم هستند، چگونه قابل حمل بر نزول دفعی است؟ لقد انزلنا الیکم آیات مبینات.(۲۴نور، ۳۴) ما برای شما آیاتی روشن نازل کردیم.

۶- شروع قرآن در شب قدر (ماه رمضان) بوده است، یا هنگامه بعثت (ماه رجب)؟

متفقاً گفته شده است که اولین وحی بر پیامبر پنج ایه اول سوره علق بوده است. اگر این آیات بنابر گفته اهل سنت در شب قدر و در ماه مبارک رمضان نازل شده باشد مشکلی پیش نمی آید ولی اگر بنا بر قول مشهور نزد شیعه بعثت رسول الله را ۲۷ رجب بدانیم، جمع بین بعثت در ماه رجب و نزول قرآن در ماه رمضان بسیار دشوار  است. توجیه هایی می توان داشت: ۱- بگوییم ۲۷ رجب قرآن نازل نشد، بلکه فقط مژده نبوت به ایشان داده شد و در ماه مبارک رمضان اولین آیات بر پیامبر(ص) نازل گردید. ۲- ایات سوره علق در ماه رجب بر پیامبر اکرم(ص) نازل شد. اولین سوره کامل نیز سوره حمد یا فاتحه الکتاب(پیشگفتار کتاب) بوده است که ممکن است در همان اوایل بعثت برای نماز پیامبر فرود آمده باشد. پس از طی دوره فترت که گفته اند وحی بر پیامبر نازل نشد در شب قدر اولین آیات قرآن همچون سوره مدثر بر پیامبر اکرم(ص) نازل گشته باشد. ۳- تغییراتی که هر دو سال یکبار توسط قریش تحت عنوان نسیء در ماههای حرام انجام می شد و قرآن کریم
در اواخر عمر پیامبر آن را ممنوع فرمود[۱۴] باعث اختلال در ماهها گشته است. بر این اساس محتمل است که آن سال رجب در ماه رمضان بوده است.

۷-   شب قدر کدام شب از یک از شبهای ماه مبارک رمضان است؟

در کتب روایی شیعه و سنی احادیث بسیاری در مورد شب قدر وجود دارد. سیوطی در تفسیر خود، دّر المنثور، حدود ۸۵ روایت در مورد شب قدر آورده است. در غالب این روایات آمده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارک رمضان و در یکی از شبهای فرد آن است که با روایات شیعی توافق دارد. این روایات شب ۲۱، ۲۳، ۲۵، ۲۷، ۲۹ را شب قدر دانسته است.
طبری در تفسیر خود نقل می کند که کل قرآن در شب ۲۴ رمضان نازل شد. (ج۱، ص۸۰) سیوطی در در المنثور هم همین را گفته است. در تفسیر عیاشی نیز از شیعه این روایت از امام صادق نقل شده است که شب نزول قرآن شب ۲۴ است. اما روایت شب ۲۴ و ۳۰ با فرد بودن شب قدر سازگار نیست. از بین شب های فرد، بیشترین روایات اهل سنت مربوط به شبهای ۲۳ و ۲۵ و ۲۷ است.[۱۵] در روایات صحیح شیعه شبهای ۲۱ و ۲۳ بیشترین مویدات را دارد و شب ۲۳ ماه رمضان از قوت بیشتری برخوردار است.[۱۶] اما در مورد شب ۱۹ باید گفت کمترین تاییدی از نظر روایت ندارد. مرحوم کلینی در کافی سه روایت در مورد شب ۱۹ نقل کرده است که دو روایت ضعیف و یک روایت صحیح است[۱۷] و در هر سه گفته شده است که شب ۱۹ مقدمه شب قدر است. پس با یک روایت صحیح غیر صریح، نمی توان به شب قدر بودن شب ۱۹ اعتقاد پیدا کرد. بعلاوه اینکه روایات زیادی از شیعه و سنی نقل شده است که شب قدر در دهه آخر ماه مبارت رمضان است[۱۸]که شامل شب ۱۹ نمی شود. هیچ یک از روایات نقل شده در مورد ۱۹ نیز صریحا نگفته است که شب ۱۹، شب قدر است. بنابراین شب قدر که قرآن در آن نازل شده است نمی تواند، شب ۱۹ ماه مبارک رمضان باشد.

به نظر می رسد علت اینکه مردم ایران بیشترین اهتمام را به شب نوزدهم و بیست و یکم دارند و کمتر از آن دو شب، به شب ۲۳، که طبق روایات شیعه شب قدر بودن آن بیشتر محتمل است، توجه دارند ارتباط آن با ضربت خوردن مولای متقیان علی علیه السلام است. شب قدر شب مبارکی است و شب شهادت شب حزن و اندوه است.


۸- چرا شب قدر مشخص نشده است؟

دسترسی به هر امر ارزشمند هزینه خود را دارد و هر چه چیزی ارزشمند تر باشد هزینه آن هم بیشتر است. چیزی که ارزش آن از هزار ماه بیشتر است نباید به راحتی در اختیار افراد قرار گیرد، چرا که باعث می شود تا ارزش آن کمتر شود. پس احتمالاً پنهان بودن این شب در شبهای ماه رمضان و عدم وضوح شب قدر برای گستردگی و افزایش عبادت بندگان و انس بیشتر آنان با خداوند بوده است.

در هر صورت معصومین شب قدر را مردد بین چند شب نقل کرده اند.[۱۹] و پیامبر اکرم(ص) همه دهه آخر ماه مبارک رمضان را بیدار بودند و رختخواب خود را جمع می فرمودند و خانواده خود را بیدار نگاه می داشتند و به عبادت می پرداختند[۲۰] به خوبی روشن نیست که عدم تشخص شب قدر فقط مربوط به غیر معصومین است[۲۱] یا برای معصومین نیز از امور غیبی محسوب می شده که برای آنان آشکار نبوده است و اگر از پنهان بودن آن غرضی داشته اند این مقصد و فلسفه شامل حال معصومین نیز می شده است.

۹- شب قدر به زمان نزول اختصاص دارد یا هر سال تکرار می شود؟

با وجودی که شب قدر اصالتاً همان سال اول نزول قرآن بوده است ولی قرآن کریم می فرماید: تنزل الملائکه و الروح، فعل مضارع تکرار و استمرار را می رساند یعنی شب قدر منحصر در آن شب نزول قرآن در همان سال نیست، بلکه با تکرر سنوات آن شب هم مکرر مى‏شود. روایات و عملکرد معصومین نیز بر این نکته تاکید دارند که هر سال در همان هنگام نزول قرآن، شب قدری تکرار می شود[۲۲]و فرشتگان و روح در آن نازل می شوند.[۲۳] به تعبیر امام صادق(ع)لیله القدر هی اول السنه و هی آخر السنه.[۲۴]

پس در هر سال قمرى، در ماه رمضان شب قدرى هست با این تفاوت که در آن شب دیگر قرآن نازل نمی شود بلکه تنها فرشته و روح فرود می آیند، و رحمت الهی را بر بشر فرود می آورند ولی چگونگی آن به درستی و روشنی معلوم نیست.

۱۰- حوادث منقول در مورد شب قدر طبق چه افقی اتفاق می افتد؟

اختلاف افق در شهرها گاهی تا سه شب متفاوت است و در این حالت سه شب، شب ۲۳ ماه مبارک رمضان است. حال پرسش این است که آیا هر سه شب شب قدر است و در هر سه شب قرآن نازل شده است و مقدرات در هر سه شب، بنابر افق آدمیان تعیین می شود و در هر سه شب عمل صالح ثواب عمل هزار ماه دارد یا آن که شب قدر مطابق با افقی است که قرآن در آن نازل شده است؟ باید اعتراف کرد که پاسخها به این پرسش قانع کننده نیست. پس آیا برای درک شب قدر راهی جز پاس داشتن همه این شبها وجود دارد؟




[۱]
www.baztab.com کد خبر : ۵۰۷۲۰

[۲] محمد حسین طباطبایی، ج۲، ص۱۸-۲۵

[۳] محمد بن یعقوب کلینی، کافی، دارالکتب الاسلامیه ج۴، ص۱۵۷، ح۶، تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۳۱، ح ۸۶-۸۱

[۴] شیخ صدوق، معانی الاخبار، انتشارات جامعه مدرسین، ۱۴۲۹، ص۴۲۹

[۵] ملا فتح الله کاشانی، منهج الصادقین، کتاب فروشی اسلامیه، چ چهارم، ۱۳۴۶،ج۱۰، ص۳۰۳

[۶] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۷

[۷] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۱۰ و تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۱، ح۴۳ و ۴۴

[۸] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۴ و ۶٫ تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۳۲، ح۸۹-۹۴

[۹] در المنثور،   و کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۲

[۱۰] ۲۵فرقان، ۳۲ و  ۱۷اسراء،۱۰۶

[۱۱] انزل القرآن لیله القدر جمله واحدهً الی السماء الدنیا و وضع فی بیت العزّة ثم انزل نجوماً علی النبی فی عشرین سنه. الاتقان، ج۱، ۳۹-۴۹

[۱۲] ابی نصر محمد بن مسعود بن عیاش، ج۱، ص۸۰، المکتبه العلمیه الاسلامیه نزل القرآن فی شهر رمضان فی لیله القدر جمله واحدهً الی البیت المعمور فی السماء الرابعه ثم نزل من البیت المعمور فی مده عشرین سنه و ان الله اعطی نبیه العلم جملهً. اعتقادات الصدوق، باب ۳۱

[۱۳] کتاب اُحکمت آیاتهُ ثم فصّلت من لدن حکیم خبیر(هود، ۱) انه فی اُم الکتاب لدینا لعلیٌ حکیم. (زخرف، ۴) انه قرانٌ کریم فی کتاب مکنون لا یمَسُّهُ الا المطهرون (واقعه،۷۷-۷۹) لقد جئناهم بکتاب فصَّلناهُ علی علمٍ (اعراف، ۵۲)

[۱۴] انما النسیء زیاده فی الکفر یضل به الذین کفروا یحلونه عاماً و یحرمون عاما لیواطئوا عده ما حرم الله زین لهم سوء اعمالهم. ۹توبه،۳۷

[۱۵] جلال الدین سیوطی(۹۱۱)، الدر المنثور، دار احیاء التراث العربی، ص۵۲۲-۵۳۳

[۱۶] کافی، ج۴، ص۱۵۶، ح۱٫ تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۱۹، ح۳۳و ص۶۲۵، ۵۵ و ۵۷و۵۸ و ص۶۲۶، ص۶۱ و ص۶۲۷، ح۶۶ و۶۷ و ص۶۲۸، ح۷۰ و ۷۱

[۱۷] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح ۸ و ۹ و۱۲٫ حدیث اول عبد الله بن مومن مختلف فیه است. حدیث سوم نیز عده من اصحاب عن رجل نقل کرده اند که حدیث مرسل است.

[۱۸] کافی، ج۴، ص۱۵۷، ح۶، نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۵، ح۵۶ وص۶۲۶، ح۵۹

[۱۹] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۶، ح۶۰

[۲۰] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۹، ح۷۸

[۲۱] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۳۹، ح۱۰۵

[۲۲] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۲۶، ح۵۹

[۲۳] تفسیر نور الثقلین، ج۵، ص۶۳۷، ح۱۰۴

فضیلت و اعمال شب قدر

فضیلت و اعمال شب قدر

از پيامبر گرامي اسلام (ص) نيز نقل است: از خداوند به دور باد و نفرين بر كسي كه به شب قدر برسد و زنده باشد، اما آمرزيده نشود.

 

"انس بن مالك" از پيامبر (ص) نقل كرده كه فرمودند: ماه مبارك به شما رو آورده است و در اين ماه شبي است كه برتر از هزار ماه است و هر كس از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات بي‌نصيب مانده است و محروم نمي‌ماند از بركات شب قدر، مگر كسي كه خويشتن را محروم كرده است.

 

از امام باقر (ع) نيز درباره به وجود آمدن شب قدر نقل است: كه اگر خداوند كارهاي مؤمنان را چند برابر نكند به سر حد كمال نمي‌رسند، اما از راه لطف كارهاي نيكوي آن‌ها را چند برابر مي‌فرمايد تا كاستي هايشان جبران شود.

بر اين اساس، راز سعادتمند شدن انسان‌ها در شب قدر، عمل اختياري صالحي است كه با عنايت خداوند، بركت يافته و چند برابر مي‌شود.

 

از حضرت رسول (ص) نيز پيرامون شب زنده داري شب قدر نقل است كه فرمودند: كسي كه شب قدر را شب زنده‌داري كند، تا شب قدر آينده، عذاب دوزخ از او دور گردد.

 

امام موسي بن جعفر (ع) نيز درباره شب قدر فرمودند: كسي كه در شب قدر غسل كرده و تا سپيده صبح شب زنده‌داري كند، گناهانش آمرزيده مي‌شود.

 

تمامي اين روايات بر اين مطلب دلالت دارند كه برخي مقدرات و پاداش‌ها، مانند دور شدن از عذاب دوزخ، نتيجه كار خود بندگان است و سرنوشت هر انساني در شب قدر به دست خودش رقم مي‌خورد.

در شب قدر به خواندن دعاهايي از جمله "جوش كبير"، "دعاي افتتاح" و "ابوحمزه ثمالي" سفارش شده زيرا انسان با يادآوري لطف، گذشت، كرم، رحمت و بخشش بي‌پايان خداي مهربان او را در كنار و دستگير خويش مي‌بيند و نور اميد در دلش مي درخشد.

 

اعمال شب های قدر
شب نوزدهم :اين شب با عظمت آغاز شبهاى قدر است،و شب قدر آن شبى است كه در طول سال،شبى به خوبى‏ و فضليت آن يافت نمی ‏شود،و عمل در اين شب (شب قدر)از عمل در طول هزار ماه بهتر است،و تقدير امور سال در اين شب صورت‏ می‏گيرد،و فرشتگان و روح كه اعظم فرشتگان الهى است،در اين شب به اذن پروردگار به زمين فرود می ‏آيند،و به محضر امام زمان(عج) می ‏رسند و آنچه را كه براى هر فرد مقدّر شده بر آن حضرت عرضه می‏دارند.