مسأله حقانيت دين اسلام در ارتباط با ساير اديان را همراه با آيه هاي قرآن
مسأله حقانيت دين اسلام در ارتباط با ساير اديان را همراه با آيه هاي قرآن
با سلام وعرض ادب خدمت دوستان خوبم.
در جواب های خوب وکامل دوستان مسأله حقانيت دين اسلام در ارتباط با ساير اديان را همراه با آيه هاي قرآن خدمت شما توضیح می دهم:
براي بحث فوق از دو راه كلي 1. عقل 2. آيات قرآن كريم، مسأله حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان و مكاتب را پي ميگيريم.
الف - راه عقل
1. براي داوري در مورد حقانيت يك دين و عدم حقانيت اديان ديگر، بايد ابتدا با اصول عقايد و آموزههاي اديان آشنا شد و آنگاه آن را به وسيله عقل كه حجت دروني انسان است، محك زد. ما در چنين مراجعهاي، اصول عقايد و معارف دين اسلام را مبتني بر ادله و براهين متقن و يقيني عقلي مييابيم يعني يكايك اين اصول به وسيله براهين متعدد يقيني اثبات ميگردد. با وجود براهيني كه دربارهي اصل توحيد اقامه ميشود، اديان و مكاتب غيرتوحيدي كه اعتقاد به ثنويت (دوخدايي)، تثليث (سه خدائي) يا چند
خدايي از اركان اعتقادي آنها محسوب ميشود، ابطال ميگردد. در همين زمينه، آنچه كه از ادله يقيني عقلي بر نفي جسميت يا رؤيت خداوند اقامه ميشود مكاتب و مذاهبي را كه مبتني بر چنين عقايدي هستند، رد ميكند. در خصوص دو دين بزرگ يهوديت و مسيحيت، نيز با همين حجت دروني يعني احكام و براهين يقيني عقل اگر به بررسي آموزههاي اين دو دين بنشينيم به نتيجهي مشابه ساير مكاتب خواهيم رسيد.
2. در خصوص اديان الهي و آسماني بايد گفت كه حقيقت و گوهر همه آنان، دعوت به انقياد و تسليم در برابر خداوند متعال است لكن دستور العملهاي مربوط به چگونگي تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان، كه در اصطلاح از آن به «شريعت» ياد ميشود، متفاوت است. يعني با توجه به اختلاف زمان و مكان و مخاطب اين دستورالعملها مراحل مختلفي را گذرانده و متناسب با آن رو به تكامل بوده است. علاوه بر اين، اصول عقايد و گوهر اديان نيز در مقام بيان و تبيين از عمق و تفصيل بيشتري برخوردار گرديده است.
در حقيقت، دين توحيدي واحد است و شرايع متعدد است «انّ الدين عند الله الاسلام؛ به درستي كه دين در نزد خدا اسلام (تسليم در برابر حق) است»، (آل عمران (3)، آيه 19).
با ظهور هر پيامبري شريعت قبلي پالايش يافته و در شكل كاملتري عرضه شده است. از اين رو پيامبران همه مبلغ دين واحد بودند، و به همين جهت، يكي پس از ديگري مژده آمدن پيامبر جديد را ميدادند و به اين مطلب در كتاب مقدس يهوديت و مسيحيت تصريح شده است، (تورات، كتاب هوشيع نبي 9:5ـ10).
بنابراين پيروي صحيح از آئين يهود، با آمدن حضرت عيسي، در تبعيت از ايشان خواهد بود و پيروي صحيح از آئين مسيح با ظهور پيامبر اسلام، در تبعيت از حضرت نبي اكرم خواهد بود. در نتيجه، تفاوت شرايع آسماني به معناي درجات متكامل از يك راه و يك حقيقت است. با توجه به بيان فوق:
الف) عقل، با قطع نظر از مسأله تحريف در شرايع گذشته، حكم به لزوم پيروي از جامعترين و كاملترين پيام و دستورالعمل الهي كه در آخرين شريعت يعني اسلام متجلي شده است مينمايد.
ب) همچنين عقل، در بررسي آموزههايي كه توسط يهوديت و مسيحيت امروزي تبيين ميشود، آنها را مخالف با براهين يقيني خود مييابد.
اعتقاد به تثليث، (رساله اول به قرنتيان 8:6 و انجيل يوحنا: 5/20)، تجسم و رؤيت، (همان و سفر پيدايش، 32:24 ـ 30)... اموري است كه براهين عقلي آن را از هيچ مكتب و مذهبي نميپذيرد بلكه آن را نشانهي عدم حقانيت و در واقع تحريف آنها ميداند. به پارهاي ديگر از تحريفات صورت گرفته در اين دو دين بزرگ اشارهاي گذرا ميكنيم تا بر اساس حكم عقل، خود داوري كنيد:
الف) اتهامات ناروا به پيامبران: علاوه بر رسوخ تحريفات بنيادي و اعتقادي در كتاب مقدس، پارهاي اتهامات ناروا و غيراخلاقي به بعضي از پيامبران نسبت داده شده است كه قلم از بيان آن شرم دارد، (ر.ك: انجيل يوحنا، 2:1ـ11، سفر تكوين، 19:30 ـ 38 و براي آشنايي بيشتر ر.ك: انيس الاعلام، ج 3 و بشارات عهدين، محمد صادقي، ص 73 و 177) در حالي كه براهين عقلي لزوم عصمت پيامبران را اثبات ميكند.
ب) وجود افسانهها وجود افسانههاي بيپايه در كتاب مقدس، يكي ديگر از جنبههاي تحريف آن است. از جمله ميتوان به كشتي گرفتن حضرت يعقوب با خدا و غلبهاي او بر خدا، اشاره كرد، (سفر پيدايش، 32:34ـ30).
ج) گناه فطري مسيحيان معتقدند، آدم در بهشت به گناه آلوده شد و اين گناه به همه فرزندان او نيز منتقل ميشود؛ يعني انسان بالفطره گناهكار است و هرگونه تلاش و عمل انسان در رهايي از اين خطا سودي نخواهد بخشيد و تصليب و به دار كشيده شدن حضرت عيسي، كفارهي گناه فطري انسان است.
د) تقويت ظلم: يكي ديگر از آموزههاي نامعقول كتاب مقدس، توجيه ظلم و ستم و دعوت به سكوت در برابر حاكمان ظالم، به بهانهي اينكه آنان حاكم و سايهي خدا در زميناند، ميباشد، (انجيل متي، 5:38 و اكثر نامههاي پولس به روميان).
وجود اين گونه آموزههاي غيرعقلاني در كنار طرح مسأله تثليث و تجسيم و وجود تناقضات متعدد در متن كتاب مقدس، (در كتاب «انيس الاعلام»، ج 2، 125 مورد تناقض موجود در كتاب مقدس مورد بررسي قرار گرفته است) دليل بر عدم حقانيت مسيحيت و يهوديت امروزي است. خلاصهي سخن اينكه راه شناخت حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان و شرايع، مراجعه به آموزههاي آنها و داوري است اگر كسي مراجعه كند، خواهد يافت كه اسلام در سه وادي 1ـ عقايد 2ـ اخلاق و فضائل 3ـ احكام فردي و اجتماعي، نه تنها كاملتر از ساير اديان بلكه قابل مقايسه و طرف نسبت با آنها نيست و در تمام دوره زندگي بشر، عقايد و شريعتي به اين جامعيت و عمق و اتقان و استواري بر بنيان عقل، وجود ندارد.
امام خميني(ره) در اين زمينه، در كتاب چهل حديث مينويسد: «اثبات حقانيت دين اسلام، احتياج به هيچ مقدمه ندارد جز نظر كردن به خود آن و مقايسهي بين آن و ساير اديان و شرايع»، (چهل حديث، امام خميني، شرح حديث دوازدهم، ص 201).
در پايان اين بخش، به اين نكته اشاره ميكنيم كه داوري عقل و سنجش و حكم عقل به حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان، خود دليلي بر نفي پلوراليزم است.
ب - راه آيات:
با توجه به خواستهي جنابعالي مبني بر استفاده آيات قرآن كريم در زمينه حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان، دومين راه و روش را بر مبناي استفاده از آيات قرآن كريم قرار داديم. آيات قرآني كه بيان خواهيم كرد، علاوه بر دلالت بر انحصار دين حق در اسلام و در نتيجه نفي پلوراليزم و تكثرگرايي ديني، به صراحت با برخي از اصول و مباني پلوراليزم مخالف است و آن را ابطال ميكند. مجموع آيات در اين زمينه را در سه بخش قرار ميدهيم:
1. آياتي كه بر صراحت، تنها اسلام را دين حق و صراط مستقيم معرفي ميكند و عقايد پيروان ساير اديان را باطل معرفي كرده و آنان را به پيروي از اسلام دعوت ميكند.
ـ «و من يبتغ غيرالاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخرة من الخسرين»، (آلعمران (3) / 85).
ـ «و لن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتّبع ملّتهم، قل انّ هدي الله هو الهدي و لئن اتّبعت اهوائهم بعد الذي جاءك من العلم مالك من الله من ولي و لا نصير»، (بقره (2) / 120).
ـ «و قالت اليهود عُزير ابن الله و قالت النصاري المسيح ابن الله ذلك قولهم بافواههم يضاهئون قول الّذين كفروا من قبل قاتلهم الله اني يؤفكون»، (توبه (9) / 30).
و آيات فراوان ديگر كه شما را به قرآن كريم ارجاع ميدهيم: سوره آلعمران(3) / 61 (مباهله با مسيحيان)؛ سوره توبه / 32ـ31؛ سوره نساء / 157؛ سورهي نساء / 171؛ سوره مائده / 51؛ سوره مائده / 73؛ سوره فتح / آيه 28؛ سوره صف / 9؛ سوره مريم / 91 ـ 88؛ سوره بقره / 79).
2. آياتي كه با مبناي شكاكيت و نسبيّت گرايي و عدم امكان دستيابي به حقيقت، كه از مباني و پيشفرضهاي پلوراليزم ديني است، در تضاد و تقابل است و نشان ميدهد كه از ديدگاه قرآن، به هيچ وجه شكاكيت و نسبيّت مورد پذيرش نيست و رسيدن به حقيقت امكانپذير است. اين آيات عبارتند از:
الف. آياتي كه شكاكان را مورد سرزنش قرار ميدهد. (نحل / 66 - جاثيه / 32).
ب. آياتي كه ادله انبيا را روشن و آشكار، و شكّ شكاكان را بيوجه معرفي ميكند، ( ابراهيم / 10 ـ 9).
ج. آياتي كه امر به تبعيت از علم و يقين و اجتناب از پيروي از ظن و گمان و شك دارد. ( اسراء / 36 - يونس / 36 - نجم / 28).
3. پلوراليزم ديني، بر اساس برخي از مباني جديد هرمنوتيك استوار است كه ميپندارد عبارات و متون ديني صامت يعني خالي از معانياند و قهرا هر نوع شناختي از دين، كاملاً شخصي ميباشد. آيات و روايات بسياري با اين مبنا به صراحت مخالفت دارند:
ـ «و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛ كتاب و ميزان را نازل كرديم تا مردم به قسط و عدل قيام كنند»، (حديد / 25).
اگر هر كسي بر اساس صامت بودن قرآن، برداشتي از آن داشته باشد، معيار تمييز بين عدالت و ظلم در قرآن وجود نخواهد داشت و به تبع اقامهي عدل بر اساس آن معيار واحد در جامعه، ممكن نخواهد شد.
ـ «و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيء؛ اين كتاب (قرآن) را بر تو فرستاديم تا حقيقت هر چيز را بيان كند»، (سوره نحل / 89).
ـ «و تلك حدود الله يبيّنها لقوم يعلمون؛ اين است احكام خدا، بيان ميكند آن را براي قومي كه دانا هستند»، (سوره بقره / 230).
ـ «لا اكراه في الدين قد تبيّن الرشد من الغيّ؛ هيچ اكراهي در دين نيست به درستي كه راه هدايت از گمراهي، روشن گرديد»، (سوره بقره / 256).
آيات فوق، قرآن كريم را بيان كنندهي راه راست از گمراهي و بيانكنندهي حدود الهي و بيانگر هر چيز، معرفي ميكند و اين با مبناي هرمنوتيك جديد يعني خالي بودن عبارات و متون از بار معنايي و تأثيرپذيري از دانشهاي بشري و در نتيجه شخصي بودن برداشتها از عبارت (و نه معرفتي بودن اين برداشتها) ناسازگار و درست در نقطه مقابل است.
حاصل سخن
با مراجعه به حكم عقل و آيات قرآن كريم، به هيچ وجه پلوراليسم و كثرتگرايي ديني به معناي حقانيت همهي اديان، قابل پذيرش نيست. لكن توجه به يك نكته ضروري است:
نكته:
دين حق و صراط مستقيم واحد است ولي معذّر و حجت متعدد است. بايد مسأله حقانيت را از معذّريت و حجّت جدا كرد. پيروان ساير اديان، خارج از شريعت حق و مطلوب الهي هستند اما در صورت وجود دو شرط: 1ـ جهل به اسلام 2ـ پايبندي به آئين خود، داراي حجت و مستمسك خواهند بود و راهشان هر چند «صراط مستقيم» و دين حق نيست اما قابل اعتذار است و در روز قيامت نزد خداوند معذورند. قرآن از اين گروه به «مستضعف» ياد كرده است. اين گروه ضمن معذور بودن، در صورت تحقق آن روشها، بهرهاي از سعادت خواهند برد و به درجهاي از سعادت نائل خواهند شد.
نكته دوم: حقيقت دين يك چيز بيش نيست ولي وحدت آن، از سنخ وحدت عددي نيست بلكه از قبيل وحدت تشكيكي است يعني داراي مراتب است كه قرآن از اين مراتب به «سبل» تعبير كرده است. صراط مستقيم واحد است اما سبل به تعدد و اختلاف سالكين و متعبدين متعدد است «والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»، (سورهي عنكبوت / 69).
صراط مستقيم همان شاهراه هدايت است كه سبل امن الهي به آن منتهي ميشوند و هر كس به همان مقدار كه از سبل امن الهي پيروي كند از صراط مستقيم هم بهرهمند خواهد شد و هر كس همهي سبل امن الهي را طي كند از صراط مستقيم به طور كامل بهرهمند خواهند شد «قد جائكم من الله نور و كتاب مبين يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات الي النور و يهديهم الي صراط مستقيم»، (سوره مائده / 18 و رجوع كنيد به الميزان، ج 1، ذيل آيه 6 و 7 سورهي حمد، بحث صراط و سبيل).
براي آشنائي بيشتر منابع زير معرفي ميگردد:
مختصر:
كتاب نقد، شماره 4، ص 242، مقالهي «نگاهي درون ديني به پلوراليزم ديني، عبدالحسين خسروپناه»
مفصل:
1. كتاب سويههاي پلوراليزم، محمدحسن قدردان قراملكي، كانون انديشه جوان «نقد عقلي و برون ديني از پلوراليزم ديني است»
2. كتاب قرآن و پلوراليزم، محمدحسن قدردان قراملكي، كانون انديشه جوان «نقد درون ديني و با استناد به آيات قرآن، از پلوراليزم ديني است».
موفق باشید
در جواب های خوب وکامل دوستان مسأله حقانيت دين اسلام در ارتباط با ساير اديان را همراه با آيه هاي قرآن خدمت شما توضیح می دهم:
براي بحث فوق از دو راه كلي 1. عقل 2. آيات قرآن كريم، مسأله حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان و مكاتب را پي ميگيريم.
الف - راه عقل
1. براي داوري در مورد حقانيت يك دين و عدم حقانيت اديان ديگر، بايد ابتدا با اصول عقايد و آموزههاي اديان آشنا شد و آنگاه آن را به وسيله عقل كه حجت دروني انسان است، محك زد. ما در چنين مراجعهاي، اصول عقايد و معارف دين اسلام را مبتني بر ادله و براهين متقن و يقيني عقلي مييابيم يعني يكايك اين اصول به وسيله براهين متعدد يقيني اثبات ميگردد. با وجود براهيني كه دربارهي اصل توحيد اقامه ميشود، اديان و مكاتب غيرتوحيدي كه اعتقاد به ثنويت (دوخدايي)، تثليث (سه خدائي) يا چند
خدايي از اركان اعتقادي آنها محسوب ميشود، ابطال ميگردد. در همين زمينه، آنچه كه از ادله يقيني عقلي بر نفي جسميت يا رؤيت خداوند اقامه ميشود مكاتب و مذاهبي را كه مبتني بر چنين عقايدي هستند، رد ميكند. در خصوص دو دين بزرگ يهوديت و مسيحيت، نيز با همين حجت دروني يعني احكام و براهين يقيني عقل اگر به بررسي آموزههاي اين دو دين بنشينيم به نتيجهي مشابه ساير مكاتب خواهيم رسيد.
2. در خصوص اديان الهي و آسماني بايد گفت كه حقيقت و گوهر همه آنان، دعوت به انقياد و تسليم در برابر خداوند متعال است لكن دستور العملهاي مربوط به چگونگي تأمين سعادت دنيوي و اخروي انسان، كه در اصطلاح از آن به «شريعت» ياد ميشود، متفاوت است. يعني با توجه به اختلاف زمان و مكان و مخاطب اين دستورالعملها مراحل مختلفي را گذرانده و متناسب با آن رو به تكامل بوده است. علاوه بر اين، اصول عقايد و گوهر اديان نيز در مقام بيان و تبيين از عمق و تفصيل بيشتري برخوردار گرديده است.
در حقيقت، دين توحيدي واحد است و شرايع متعدد است «انّ الدين عند الله الاسلام؛ به درستي كه دين در نزد خدا اسلام (تسليم در برابر حق) است»، (آل عمران (3)، آيه 19).
با ظهور هر پيامبري شريعت قبلي پالايش يافته و در شكل كاملتري عرضه شده است. از اين رو پيامبران همه مبلغ دين واحد بودند، و به همين جهت، يكي پس از ديگري مژده آمدن پيامبر جديد را ميدادند و به اين مطلب در كتاب مقدس يهوديت و مسيحيت تصريح شده است، (تورات، كتاب هوشيع نبي 9:5ـ10).
بنابراين پيروي صحيح از آئين يهود، با آمدن حضرت عيسي، در تبعيت از ايشان خواهد بود و پيروي صحيح از آئين مسيح با ظهور پيامبر اسلام، در تبعيت از حضرت نبي اكرم خواهد بود. در نتيجه، تفاوت شرايع آسماني به معناي درجات متكامل از يك راه و يك حقيقت است. با توجه به بيان فوق:
الف) عقل، با قطع نظر از مسأله تحريف در شرايع گذشته، حكم به لزوم پيروي از جامعترين و كاملترين پيام و دستورالعمل الهي كه در آخرين شريعت يعني اسلام متجلي شده است مينمايد.
ب) همچنين عقل، در بررسي آموزههايي كه توسط يهوديت و مسيحيت امروزي تبيين ميشود، آنها را مخالف با براهين يقيني خود مييابد.
اعتقاد به تثليث، (رساله اول به قرنتيان 8:6 و انجيل يوحنا: 5/20)، تجسم و رؤيت، (همان و سفر پيدايش، 32:24 ـ 30)... اموري است كه براهين عقلي آن را از هيچ مكتب و مذهبي نميپذيرد بلكه آن را نشانهي عدم حقانيت و در واقع تحريف آنها ميداند. به پارهاي ديگر از تحريفات صورت گرفته در اين دو دين بزرگ اشارهاي گذرا ميكنيم تا بر اساس حكم عقل، خود داوري كنيد:
الف) اتهامات ناروا به پيامبران: علاوه بر رسوخ تحريفات بنيادي و اعتقادي در كتاب مقدس، پارهاي اتهامات ناروا و غيراخلاقي به بعضي از پيامبران نسبت داده شده است كه قلم از بيان آن شرم دارد، (ر.ك: انجيل يوحنا، 2:1ـ11، سفر تكوين، 19:30 ـ 38 و براي آشنايي بيشتر ر.ك: انيس الاعلام، ج 3 و بشارات عهدين، محمد صادقي، ص 73 و 177) در حالي كه براهين عقلي لزوم عصمت پيامبران را اثبات ميكند.
ب) وجود افسانهها وجود افسانههاي بيپايه در كتاب مقدس، يكي ديگر از جنبههاي تحريف آن است. از جمله ميتوان به كشتي گرفتن حضرت يعقوب با خدا و غلبهاي او بر خدا، اشاره كرد، (سفر پيدايش، 32:34ـ30).
ج) گناه فطري مسيحيان معتقدند، آدم در بهشت به گناه آلوده شد و اين گناه به همه فرزندان او نيز منتقل ميشود؛ يعني انسان بالفطره گناهكار است و هرگونه تلاش و عمل انسان در رهايي از اين خطا سودي نخواهد بخشيد و تصليب و به دار كشيده شدن حضرت عيسي، كفارهي گناه فطري انسان است.
د) تقويت ظلم: يكي ديگر از آموزههاي نامعقول كتاب مقدس، توجيه ظلم و ستم و دعوت به سكوت در برابر حاكمان ظالم، به بهانهي اينكه آنان حاكم و سايهي خدا در زميناند، ميباشد، (انجيل متي، 5:38 و اكثر نامههاي پولس به روميان).
وجود اين گونه آموزههاي غيرعقلاني در كنار طرح مسأله تثليث و تجسيم و وجود تناقضات متعدد در متن كتاب مقدس، (در كتاب «انيس الاعلام»، ج 2، 125 مورد تناقض موجود در كتاب مقدس مورد بررسي قرار گرفته است) دليل بر عدم حقانيت مسيحيت و يهوديت امروزي است. خلاصهي سخن اينكه راه شناخت حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان و شرايع، مراجعه به آموزههاي آنها و داوري است اگر كسي مراجعه كند، خواهد يافت كه اسلام در سه وادي 1ـ عقايد 2ـ اخلاق و فضائل 3ـ احكام فردي و اجتماعي، نه تنها كاملتر از ساير اديان بلكه قابل مقايسه و طرف نسبت با آنها نيست و در تمام دوره زندگي بشر، عقايد و شريعتي به اين جامعيت و عمق و اتقان و استواري بر بنيان عقل، وجود ندارد.
امام خميني(ره) در اين زمينه، در كتاب چهل حديث مينويسد: «اثبات حقانيت دين اسلام، احتياج به هيچ مقدمه ندارد جز نظر كردن به خود آن و مقايسهي بين آن و ساير اديان و شرايع»، (چهل حديث، امام خميني، شرح حديث دوازدهم، ص 201).
در پايان اين بخش، به اين نكته اشاره ميكنيم كه داوري عقل و سنجش و حكم عقل به حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان، خود دليلي بر نفي پلوراليزم است.
ب - راه آيات:
با توجه به خواستهي جنابعالي مبني بر استفاده آيات قرآن كريم در زمينه حقانيت دين اسلام و عدم حقانيت ساير اديان، دومين راه و روش را بر مبناي استفاده از آيات قرآن كريم قرار داديم. آيات قرآني كه بيان خواهيم كرد، علاوه بر دلالت بر انحصار دين حق در اسلام و در نتيجه نفي پلوراليزم و تكثرگرايي ديني، به صراحت با برخي از اصول و مباني پلوراليزم مخالف است و آن را ابطال ميكند. مجموع آيات در اين زمينه را در سه بخش قرار ميدهيم:
1. آياتي كه بر صراحت، تنها اسلام را دين حق و صراط مستقيم معرفي ميكند و عقايد پيروان ساير اديان را باطل معرفي كرده و آنان را به پيروي از اسلام دعوت ميكند.
ـ «و من يبتغ غيرالاسلام دينا فلن يقبل منه و هو في الاخرة من الخسرين»، (آلعمران (3) / 85).
ـ «و لن ترضي عنك اليهود و لا النصاري حتي تتّبع ملّتهم، قل انّ هدي الله هو الهدي و لئن اتّبعت اهوائهم بعد الذي جاءك من العلم مالك من الله من ولي و لا نصير»، (بقره (2) / 120).
ـ «و قالت اليهود عُزير ابن الله و قالت النصاري المسيح ابن الله ذلك قولهم بافواههم يضاهئون قول الّذين كفروا من قبل قاتلهم الله اني يؤفكون»، (توبه (9) / 30).
و آيات فراوان ديگر كه شما را به قرآن كريم ارجاع ميدهيم: سوره آلعمران(3) / 61 (مباهله با مسيحيان)؛ سوره توبه / 32ـ31؛ سوره نساء / 157؛ سورهي نساء / 171؛ سوره مائده / 51؛ سوره مائده / 73؛ سوره فتح / آيه 28؛ سوره صف / 9؛ سوره مريم / 91 ـ 88؛ سوره بقره / 79).
2. آياتي كه با مبناي شكاكيت و نسبيّت گرايي و عدم امكان دستيابي به حقيقت، كه از مباني و پيشفرضهاي پلوراليزم ديني است، در تضاد و تقابل است و نشان ميدهد كه از ديدگاه قرآن، به هيچ وجه شكاكيت و نسبيّت مورد پذيرش نيست و رسيدن به حقيقت امكانپذير است. اين آيات عبارتند از:
الف. آياتي كه شكاكان را مورد سرزنش قرار ميدهد. (نحل / 66 - جاثيه / 32).
ب. آياتي كه ادله انبيا را روشن و آشكار، و شكّ شكاكان را بيوجه معرفي ميكند، ( ابراهيم / 10 ـ 9).
ج. آياتي كه امر به تبعيت از علم و يقين و اجتناب از پيروي از ظن و گمان و شك دارد. ( اسراء / 36 - يونس / 36 - نجم / 28).
3. پلوراليزم ديني، بر اساس برخي از مباني جديد هرمنوتيك استوار است كه ميپندارد عبارات و متون ديني صامت يعني خالي از معانياند و قهرا هر نوع شناختي از دين، كاملاً شخصي ميباشد. آيات و روايات بسياري با اين مبنا به صراحت مخالفت دارند:
ـ «و انزلنا معهم الكتاب و الميزان ليقوم الناس بالقسط؛ كتاب و ميزان را نازل كرديم تا مردم به قسط و عدل قيام كنند»، (حديد / 25).
اگر هر كسي بر اساس صامت بودن قرآن، برداشتي از آن داشته باشد، معيار تمييز بين عدالت و ظلم در قرآن وجود نخواهد داشت و به تبع اقامهي عدل بر اساس آن معيار واحد در جامعه، ممكن نخواهد شد.
ـ «و نزلنا عليك الكتاب تبيانا لكل شيء؛ اين كتاب (قرآن) را بر تو فرستاديم تا حقيقت هر چيز را بيان كند»، (سوره نحل / 89).
ـ «و تلك حدود الله يبيّنها لقوم يعلمون؛ اين است احكام خدا، بيان ميكند آن را براي قومي كه دانا هستند»، (سوره بقره / 230).
ـ «لا اكراه في الدين قد تبيّن الرشد من الغيّ؛ هيچ اكراهي در دين نيست به درستي كه راه هدايت از گمراهي، روشن گرديد»، (سوره بقره / 256).
آيات فوق، قرآن كريم را بيان كنندهي راه راست از گمراهي و بيانكنندهي حدود الهي و بيانگر هر چيز، معرفي ميكند و اين با مبناي هرمنوتيك جديد يعني خالي بودن عبارات و متون از بار معنايي و تأثيرپذيري از دانشهاي بشري و در نتيجه شخصي بودن برداشتها از عبارت (و نه معرفتي بودن اين برداشتها) ناسازگار و درست در نقطه مقابل است.
حاصل سخن
با مراجعه به حكم عقل و آيات قرآن كريم، به هيچ وجه پلوراليسم و كثرتگرايي ديني به معناي حقانيت همهي اديان، قابل پذيرش نيست. لكن توجه به يك نكته ضروري است:
نكته:
دين حق و صراط مستقيم واحد است ولي معذّر و حجت متعدد است. بايد مسأله حقانيت را از معذّريت و حجّت جدا كرد. پيروان ساير اديان، خارج از شريعت حق و مطلوب الهي هستند اما در صورت وجود دو شرط: 1ـ جهل به اسلام 2ـ پايبندي به آئين خود، داراي حجت و مستمسك خواهند بود و راهشان هر چند «صراط مستقيم» و دين حق نيست اما قابل اعتذار است و در روز قيامت نزد خداوند معذورند. قرآن از اين گروه به «مستضعف» ياد كرده است. اين گروه ضمن معذور بودن، در صورت تحقق آن روشها، بهرهاي از سعادت خواهند برد و به درجهاي از سعادت نائل خواهند شد.
نكته دوم: حقيقت دين يك چيز بيش نيست ولي وحدت آن، از سنخ وحدت عددي نيست بلكه از قبيل وحدت تشكيكي است يعني داراي مراتب است كه قرآن از اين مراتب به «سبل» تعبير كرده است. صراط مستقيم واحد است اما سبل به تعدد و اختلاف سالكين و متعبدين متعدد است «والذين جاهدوا فينا لنهدينّهم سبلنا»، (سورهي عنكبوت / 69).
صراط مستقيم همان شاهراه هدايت است كه سبل امن الهي به آن منتهي ميشوند و هر كس به همان مقدار كه از سبل امن الهي پيروي كند از صراط مستقيم هم بهرهمند خواهد شد و هر كس همهي سبل امن الهي را طي كند از صراط مستقيم به طور كامل بهرهمند خواهند شد «قد جائكم من الله نور و كتاب مبين يهدي به الله من اتّبع رضوانه سبل السلام و يخرجهم من الظلمات الي النور و يهديهم الي صراط مستقيم»، (سوره مائده / 18 و رجوع كنيد به الميزان، ج 1، ذيل آيه 6 و 7 سورهي حمد، بحث صراط و سبيل).
براي آشنائي بيشتر منابع زير معرفي ميگردد:
مختصر:
كتاب نقد، شماره 4، ص 242، مقالهي «نگاهي درون ديني به پلوراليزم ديني، عبدالحسين خسروپناه»
مفصل:
1. كتاب سويههاي پلوراليزم، محمدحسن قدردان قراملكي، كانون انديشه جوان «نقد عقلي و برون ديني از پلوراليزم ديني است»
2. كتاب قرآن و پلوراليزم، محمدحسن قدردان قراملكي، كانون انديشه جوان «نقد درون ديني و با استناد به آيات قرآن، از پلوراليزم ديني است».
موفق باشید
+ نوشته شده در شنبه سیزدهم آبان ۱۳۹۱ ساعت 0:9 توسط ربیع صادقی
|
الذين يستمعون القول فيتبعون احسنه اولئک الذين هداهم الله و اولئک هم اولوا الالباب (سوره مباركه زمر آيه 18)