آنچه مسلم است مهجوریت قرآن در سوره فرقان بیان شده است و پیامبر اکرم (صلی الله وعلیه وآله وسلم)ازامت خویش به درگاه خداوند شکوه می‌کند. اما آنچه درابتدا ذکرشد مواردی از توجه ظاهری مردم به قرآن است و قبل ازهر چیز باید بدانیم هدف ازنزول این کتاب آسمانی چیست؟ وخدای متعال با فرو فرستادن آن به دنبال کدام مقصد است؟

دراین نوشتارعوامل و پیامدهای مبهم بودن ومهجوریت درمیان مسلمانان مورد بررسی قرار می گیرد.و موضوع بحث شامل علل و نتایج نافرمانی غفلت و فراموشی وعدم تاثیرقرآن ازسوی مسلمانان می‌شود ازاینرو موضع گیری های کافران و مشرکان و مخالفان قرآن مورد بحث قرارنمی گیرد.بدیهی است بحث از راه های مهجوریت زدایی از قرآن نیز ازمباحثی است که پرداختن به آن ضرورت دارد ولی به جهت رعایت اختصار از طرح آن در این مقاله خودداری می‌کنیم.

عوامل مهجوریت قرآن
تلاش برای جدا کردن اهل بیت(ع) از قرآن مطابق حدیث شریف ثقلین،قرآن وعترت پیامبر (ص) دو ودیعه الهی و دو گوهر گرانبهای به جای مانده از رسول خدا(ص)هستند که مایه سعادت انسان ها و جوامع بشری محسوب می شوند.

انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما

جدایی ناپذیری ثقلین بدین معنا نیست که امام همواره مصحفی را به همراه خود داشته باشد،بلکه به معنای عدم انفکاک امامت و وحی قرآنی از یکدیگراست.
امامان مبین ومفسر قرآن کریم و شارح جزئیات و تفاصیل و نحوه اجرای کلیات آن هستند و قرآن نیز انسان ها را به‌عنوان معصومین(ع) ارجاع و به سنت آنها بها می دهد.

اگر پیامبر(ص) در حدیث ثقلین از جدایی ناپذیری ثقلین سخن نمی گفت جای توهم بود که تمسک به هر یک،به تنهایی برای هدایت بشرکافی است،اما بخش پایانی حدیث بر خلاف این پندار باطل قرآن وعترت را به‌عنوان دو حجت مستقل که در مدار تبیین دین کامل،یعنی دین قابل اعتماد وعمل به همبستگی دارند وهیچکدام از دیگری مستغنی نیستند،مطرح می سازد.

قرآن وعترت برای ارائه دین کامل وصالح برای اعتقاد وعمل دو ثقل متحدند و براساس حدیث ثقلین،عترت منهای قرآن عترت منهای عترت خواهد بود.وهمچنین قرآن منهای عترت،قرآن منهای قرآن خواهد بود،پس قرآن وعترت در ارائه دین جامع به منزله یک حجت الهی هستند. قرآن کتابی است که باطل درآن راه ندارد. اهل بیت عصمت وطهارت(ع) نیزبا توجه به دارا بودن مقام عصمت درسخن واعمال آنها باطل راه پیدانمی کند و خدای متعال ایشان را از هرگونه پلیدی پاک وپاکیزه گردانیده است.

بدین جهت قرآن وعترت درحق بودن یکی هستند ومیان حق وحق جدایی معنا ندارد.بنابراین تلاش شیطان وشیطان پرستان درجدایی میان قرآن وعترت ناکام بوده و خواهند بود،نتیجه این تلاش آن است که خود آنها از قرآن وعترت جدا شوند و آن که ازحق جدا شود بی شک در دام باطل خواهد افتاد.چرا که هر آنچه حق نباشد باطل است.

بنابراین آنانکه به دنبال سعادت و خوشبختی همراه با هدایت هستند،بی تردید گمشده خویش را باید دراین دو جستجو کنند،آن هم نه به صورت مجزا وجدا از هم،زیرا قرآن بدون عترت وعترت بدون قرآن،علاوه بر مهجوریت آن دو موجب گمراهی مردم نیز خواهد شد.

۲/عدم آشنایی نسبت به نقش قرآن در زندگی انسان.
هر قدر انسان به عظمت و منزلت قرآن و نقش آن در زندگی خویش جاهل باشد به همان میزان شوق و ذوق او در اطاعت از آن کمتر خواهد شد.

وقتی انسان نداند که این کتاب چه فایده و برکاتی برای او دارد به یقین رغبتی در توجه و پیروی از آن نشان نمی دهد،متأسفانه برخی با نگرش تک بعدی به قرآن گمان کرده اند،قرآن مجموعه ای از احکام فردی و توصیه های اخلاقی است که پیروانش را به یک سری توصیه های اخلاقی عبادی و فردی دعوت کرده است غافل از اینکه قرآن در زمینه های گوناگون از جمله مباحث اخلاقی،سیاسی،اجتماعی،حکوتی،تربیتی جامعه شناسی، فقهی و... دستورالعمل لازم را به پیروان خود ارائه داده است.

امام خمینی(ره) با موضع گیری در برابر جریانی که قرآن و اسلام را از احکام سیاسی-اجتماعی تهی می داند می فرماید:"باید به این نادانان گفت که: قرآن کریم و رسول الله (ص) آن قدرکه در حکومت و سیاست احکام دارند در سایر امور احکام و دستورات ندارند.بلکه بسیاری از احکام عبادی اسلام،عبادی سیاسی است که غفلت از آنها این،مصیبت ها را به بار آورده است.پیامبراسلام(ص) حکومت تشکیل دادند مثل سایر حکومت های جهان."

۳)فرهنگ و آداب و رسوم
قرآن در بین ما حضور دارد و محبوب است،اگر چه مهجور است،مردم قرآن را تلاوت می‌کنند و تا اندازه ای به آن آشنا هستند اما بیشتر برای قصد ثواب و اموات خوانده می‌شود و این در فرهنگ ما وجود دارد. اگر خارج از وقت اذان صدای تلاوت اذان بشنوند تصور می‌کنند کسی از دنیا رفته است در حقیقت بسیاری از موارد خواندن قرآن در نزد عموم یادآور مرگ است چرا که وقتی مردم،عزیزی از دست می دهند با تدارک حجله و پخش تلاوت قرآن حزن و اندوه خود را ابراز می دارند. قرآن کریم کتاب زندگی و عمل است حال آنکه بیشتر برای مردگان قرائت می‌شود و زندگان از آن کتاب مقدس و معارف نابش غافلند.

امام خمینی(ره) می‌گوید:"ما مفتخریم و ملت ما سراسر متعهد به اسلام و قرآن،ملت ما مفتخر است که پیرو مذهبی است که می خواهد حقایق قرآنی که سراسر آن از وحدت بین مسلمین بلکه بشریت دم می زند،از مقبره ها و گورستان نجات داده و به‌عنوان بزرگترین نسخه نجات دهنده بشر از جمیع قیودی که بر پای و دست و قلب و عقل او پیچیده است و او را به سوی فنا و نیستی و بردگی طاغوتیان می کشاند،نجات دهد."


۴)غفلت
از جمله اموری که موجب مهجوریت قرآن می‌شود غفلت است اهمیت غفلت نسبت به اطاعت و پیروی از قرآن کمتر از غفلت از یاد خدا نیست،زیرا قرآن کتابی است که سرنوشت خوب و بد پیشینیان را جهت بهره مندی از جنبه های مختلف تاریخ برای هر نسل و هر عصری بیان داشته است، تا انسان از این گنجینه الهی در جهت خودسازی استفاده کند،عوامل پیروزی و شکست اسباب سعادت و بدبختی همه و همه در این تحفه الهی نهفته است. به طور یقین غفلت از چنین نعمت بزرگی وزر و بال سنگینی را در پی خواهد داشت لذا قرآن خطر آن را به همگان گوشزد کرده و می فرماید:"و اینگونه بخشی از اخبار پیشینیان را برای تو بازگو می‌کنیم و ما از نزد خود ذکر(قرآن)دادیم هرکس از آن روی گردان شود روز قیامت بار سنگینی (از گناه ومسئولیت)را بر دوش خواهد داشت.درحالی که جاودانه در آن خواهد ماندو بد باری است برای آنها در روز قیامت"

۵)حجاب های بین انسان و قرآن
از جمله عواملی که زمینه مهجوریت قرآن را فراهم می سازد حجاب هایی است که انسان میان خود و قرآن ایجاد می‌کند به گونه ای که در عین ارتباط با قرآن،از درک معارف و حقایق آن محروم می‌شود.بدین صورت از فیض گسترده قرآن بی بهره می ماند،در اینجا به برخی از این حجاب ها اشاره می‌کنیم:

الف:آلودگی به گناه:
در متون دینی برای گناه به جز کیفر اخروی؛آثار و پیامدهای زیانبار بسیاری برشمرده شده است از جمله آن که گناه سبب می‌شود تا گناهکار از فهم قرآن و استفاده از معارف معنوی وحی محروم بماند و نتواند از تلاوت آیات به معارف آن برسد زیرا با انجام گناه آمادگی قلب برای درک راستی ها و درستی ها از میان می رود.
درحقیقت گناه مانند بیماری مهلکی است که انسان را از پا در می آورد و روح ایمان اطاعت و بندگی را از او سلب می‌کند تا جایی که سر از تکذیب و استهزای آیات الهی درمی آورد.

ب)احساس بی نیازی 
انسان اگر سلوک علمی و عملی خود را برای پیوند با قرآن،خوشایند بپندارد،این حالت حجاب و بازدارنده بزرگی است که انسان را از فیض پردامنه قرآن محروم می سازد برای نمونه کسی که اهل تجوید است همان علم جزیی و ارتباط ظاهری با قرآن در نظرش بزرگ جلوه می‌کند و آن را کمال بالاترین پایه پیوند با قرآن می پندارد یا قرآن پژوهانی که به طور معمول به وجوه قرائتها و آرای گوناگون لغت شناسان و نزول آیات و تاریخ قرآن می پردازند؛چنان می انگارند که اشتغال به همین گزاره ها بالاترین بستگی و پیوند با قرآن است.فقه پژوهان و دیگر عالمان نیز همان استدلال به پاره ای آیات در قالب اصطلاحات لفظی فرا یافته های علمی را وضع خوشایند می پندارند و به آن خرسندند،در صورتی که اینگونه پیوندها نه تنها کافی و تمام نیست،که چه بسا برای بهره مندی های معنوی و خودسازی باطنی در پرتو دستورالعمل های قرآن حجاب و بازدارنده باشد.

پیامدهای مهجوریت قرآن 
مهجور قرارگرفتن قرآن نتایج زیانبار فردی و اجتماعی در پی دارد که به اهم آنها اشاره می‌شود:

۱)ترویج منکرات 
امیرمؤمنان امام علی (ع) درخطبه ۱۴۷نهج البلاغه با اشاره به مهجوریت قرآن از آینده تأسف بار مسلمانان چنین خبر می دهد:"همانا پس از من روزگاری بر شما خواهد رسید که چیزی پنهان تر از حق و آشکارتر از باطل و فراوان تر از دروغ به خدا و پیامبرش نباشد و نزد مردم آن زمان کالایی زیانمندتر از قرآن وجود ندارد اگر آن را درست بخوانند و تفسیر کنند و متاعی پرسودتر از قرآن یافت نمی شود آنگاه که آن را تحریف کنند و معانی دلخواه خود را رواج دهند در شهرها چیزی ناشناخته تر از معروف و نشناخته تر از منکر نیست.

۲)مهجوریت پیروان قرآن
حضرت علی(ع) در فراز دیگری از همان خطبه می فرماید:"حاملان قرآن؛آنرا واگذاشته و حافظان قرآن آنرا فراموش می‌کنند،پس در آن روز قرآن و پیروانش در میان مردم رانده ومهجور می شوند".

۳)بیگانه شدن جامعه با قرآن
حضرت در ادامه همان خطبه با اشاره به غربت قرآن و پیروانش فرموده اند"و هر دو غریبانه در یک راه ناشناخته سرگردانند و پناهگاهی در میان مردم ندارند پس قرآن و پیروانش درمیان مردمند اما گویا حضور ندارند،با مردمند ولی از آنها بریده اند زیرا گمراهی و هدایت هرگز هماهنگ نشوند گر چه کنار یکدیگر قرارگیرند.

۴)گمراهی مردم:
حدیث ثقلین که از معتبر ترین احادیث به شمار می رود و شیعه و اهل سنت به سندهای مختلف آن را از زبان پیامبراکرم(ص)نقل کرده اند. از این حدیث استفاده می‌شود پیوند با قرآن و اهل بیت(ع) موجب سعادت انسان در دنیا و آخرت خواهد شد.طبق این حدیث پیروی از قرآن و اهل بیت(ع) در ردیف هم قرار دارد.
بنابراین ادعای پیروی ازاهل بیت بدون تمسک به قرآن کریم چیزی جزگمراهی در پی نخواهد داشت.
همانگونه که قبلاً اشاره شد حضرت علی (ع) پیروی از قرآن را عین هدایت و دوری از آن را ضلالت و گمراهی می شمارد.

۵)تسلط بیگانگان
استعمارگران و سلطه طلبان غربی همواره با تز جدایی دین از سیاست که همان جدایی قرآن از سیاست است تلاش کرده اند باحذف قرآن از صحنه زندگی مسلمانان زمینه تسلط خود را بر جوامع اسلامی فراهم سازند؛امام خمینی(ره) بیان می دارد:"از نخست وزیر اسبق استعمارگر انگلستان نقل شده که تا قرآن بین مسلمین است ما نمی توانیم درمقاصد خود پیشرفت کنیم،هدف اصلی دولت های استعمارگر محو قرآن و علمای اسلام است و برای وصول به اهداف استعماری خود،نغمه ای را به وسیله عمال خبیث خود آغاز می‌کنند.

ناپلئون بناپارت امپراطور فرانسه پس از تصرف برخی از کشورهای اسلامی هنگامی که آیاتی از قرآن را برای وی ترجمه کردند؛گفت:آنچه من از این کتاب استفاده کردم این است که اگر مسلمانان به دستورات جامع این کتاب عمل کنند روی ذلت و خواری را نخواهند دید مگراینکه ما در میان آنها و قرآن جدایی بیفکنیم.

۶)مجازات الهی
نافرمانی و اعراض از قرآن فراموشی و غفلت از حقایق و درس های آموزنده آن که همگی از مصادیق بارز مهجوریت به شمار می رود انسان را چنان به بیراهه می کشد که بارهای سنگینی از انواع گناهان و انحرافات فکری و عقیدتی را بر او می گذارد البته ممکن است در این دنیا سنگینی این بار را درک نکند ولی در روز قیامت سنگینی این گناه بزرگ را در حالی درک می‌کند که هیچ راه فراری جز رسیدن به سزای عمل خویش ندارد خدای متعال در سوره طه می فرماید: «فاما یاتینکم منی هدی فمن اتبع هدای فلا یضل ولا یشقی و من اعرض عن ذکری فان له معیشه ضنکا و نحشره یوم القیامه اعمی... »

هرگاه هدایت من به سراغ شما آید هرکس از هدایت من پیروی کند نه گمراه می‌شود و نه در رنج خواهد بود و هرکس از یاد من روی گردان شود زندگی سختی خواهد داشت و روز قیامت او را نابینا محشور می‌کنیم،می گوید پروردگارا چرا نابینا محشورم کردی؟من که بینا بودم،می فرماید آنگونه که آیات ما بر تو آمد و تو آنها را فراموش کردی امروز نیز تو فراموش خواهی شد.

یکی از مصادیق بارز و روشن هدایت و ذکر الهی قرآن کریم است همانگونه که برخی از مفسران،مراد از ذکر را در جمله و من اعرض از ذکری« قرآن» دانسته اند. 
لیکن گذشته از بیان مراد از«ذکر»و هدایت در آیه شریفه و گذشته از تفسیر لفظی از آیات یاد شده از قرائن و دلایل بسیار واضح و روشن دیگر در می یابیم که قرآن کریم بهترین و بارزترین مصداق «هدایت»و «ذکر»است.

در روایتی از پیامبراکرم (ص)نقل شده که آن حضرت فرمود:"من قرأ القرآن ولم یعمل به حشره الله یوم القیامه اعمی،هرکس قرآن بخواند ولی آنرا به کار نبندد خداوند او را روز قیامت نابینا محشور می‌کند".

امید است با پیروی از پیشوایان دین؛به دستورات قرآن عمل و زمینه ترویج فرهنگ قرآنی را در جامعه فراهم سازیم تا مشمول شکایت پیامبراکرم (ص) از مهجوریت قرآن واقع نشویم.

چرا زلال قرآن در جامعه ما جاری نیست ؟

و درکدام بهار درنگ خواهی کرد و سطح روح پر از برگ سبز خواهد شد.

کمی درنگ و یک سئوال؛شاید این شروع خوبی باشد برای پیدا کردن نشانی یک دوست،دوستی که در هجوم سایه ها مفقودش کرده ای جایی میان خواب و بیداری میان وهم و حقیقت میان قوانین عبوس روزمرگی و آن قدر میان سایه ها مانده ای که حالا حتی به بودنت هم مشکوکی و با این همه چیزی ته دلت می‌گوید کمی آن طرف تر کسی هست کسی که از تو عبورکرده از رگ گردن نزدیکتر،درکنج دلت نشسته، با تار و پود دل و جانت و همه وجودت آمیخته و با یک سئوال تو" تنها با یک سئوال،در تو حلول می‌کند و سوگند می خورد که «پروردگارت تو را رها نکرده و دشمن نیز نداشته است.

راستی رسم رفاقت با کسی که حتی وقتی فراموشش می‌کنی باز او لحظه ای از تو غافل نمی شود چیست؟

شاید به جا آوردن چنین رفاقتی را باید از بزرگانی بیاموزیم که بنا به گفته خودشان از رهگذری شاگردی قرآن به جوهر حقیقت و دولت عشق رسیدند و هم آنان بودند که با الهام از قرآن هویت تاریخی ما را رقم زدند هویتی که تحت مناسبات جدید دنیای کنونی کم کم دارد زیر غبار فراموشی رنگ می بازد آن هم نه به این دلیل که حرف تازه ای نداشته یا آفت زمان به آن آسیب زده باشد؛بلکه تنها به این علت که به غفلت نگاه از آن برگرفته ایم و آن چنانکه باید همچون گذشتگان در آن تعمق و با آن انس نداشته ایم.

دراین گزارش برآنیم تا با استناد به دیدگاه های جوانان و برخی کارشناسان علوم قرآنی با ارائه دورنمایی از وضعیت موجود در نحوه ارتباط و بهره گیری از قرآن دلایل مهجوریت آن را نیز بکاویم.شاید شما درباره راه های شکلی بهره گیری از قرآن و ارتباط با آن چیزهایی خوانده یا شنیده باشید و همچنین به حسب برداشتی که از این مطالب داشته اید گاهی به خواندن خود آیات و گاهی به خواندن ترجمه آیات و گاهی نیز به خواندن هر دو اهتمام داشته باشید اما مسلم است که هنوز الگویی روشمند درباره نحوه ارتباط درست با این کتاب،حداقل در شکل عمومی ارائه نشده است و این نکته ای است که به‌ویژه برای اغلب جوانانی که در آغاز آشنایی و مطالعه جدی این کتاب هستند،همچنان مبهم و بی پاسخ مانده است با این همه شاید بتوان گفت که این تنها یکی از مشکلاتی است که بر سر راه بهره گیری از این کتاب وجود دارد.

حمید فتحی۲۴ساله دانشجوی رشته ریاضی و دبیر یکی از دبیرستان های تهران در این باره می‌گوید:حدود دو سال است که جدی تر از قبل قرآن را مطالعه می‌کنم به طور کلی فکر می‌کنم قرآن کتابی است که درباره همه چیز زندگی مطلب دارد هم به جنبه های مادی و هم به جنبه های معنوی زندگی پرداخته است اما مشکلی که من با آن مواجه ام این است که وقتی سئوال برایم پیش می آید نمی دانم چه باید بکنم برای مثال می خواهم بدانم حروف مقطعه قرآن چه معنایی دارد و ما قرار است از اینها چه چیزی را بفهمیم یا این که چرا در یک سوره بعضی از آیات چندین بار تکرار شده اند،نمی دانم سئوال هایم را از چه کسی بپرسم تفاسیری هم که وجود دارند به آنها دسترسی ندارم و حتی اگر به آنها دسترسی داشته باشم بعید می دانم برایم قابل درک باشد،چون تاجایی که می دانم بسیار سنگین و به صورت تخصصی نوشته شده اند و فکر می‌کنم اگر سراغشان بروم باید احتمالاً تمام زندگی ام را تعطیل کنم و تمام وقتم را صرف خواندن تفسیر کنم.این دبیر ریاضی همچنین می‌گوید چرا در مملکت ما این طور جا افتاده که انگار قرآن متعلق به قشر خاصی است من فکر می‌کنم مخصوصاً در بین جوان ها این طور جا افتاده که مثلاً قرآن مال آنهایی است که اهل رفتن به مسجدند برای مثال اگر یک نفر اهل گوش دادن به نوار است یا شکل ظاهریش خیلی امروزی است و به عبارتی متفاوت با جوانان اهل مسجد است دیگر نمی تواند از قرآن استفاده کند من با همین مقدار مطالعه ای که در این دو سال داشتم مطمئن هستم که همه آدم ها مخاطب قرآن هستند و هر کس به سراغش برود می تواند در حد و اندازه خودش از آن استفاده کند.

حرف های فتحی مرا به یاد واژه ای در خود قرآن که بسیار هم تکرار شده انداخت؛واژه ناس و اینکه قرآن برای همه مردم است و تمام مردم و عالم مخاطب آن هستند بی هیچ قید و شرطی و فارغ از هر رنگ و نژاد و مسلک و مرامی؛اما با این شرط که این ناس خودش را با قرآن نزدیک و دوست کند و برداشت درستی از آیات قرآن داشته باشد.

مینا شهسواری ۲۷ساله دانشجوی ادبیات فارسی هم عملکرد نامطلوب بعضی از دست اندرکاران امور قرآنی را علت دلزدگی جوانان از قرآن می داند ومی گوید«اینکه می‌گویند قرآن کتاب زندگی است،ما در کدام کتاب درسی مان از مدرسه گرفته تا دانشگاه این را دیده ایم به جز درس معارف و یکی دو واحد قرآن کجا ما درباره این کتاب می خوانیم؟ما جسته و گریخته از قول عالمان می شنویم که مثلاً قرآن درباره نجوم و...حرف های زیادی دارد اما نمی دانیم که اینگونه مطالب را درکدام منبع یا نشریات می توانیم مطالعه کنیم" 

به باورکارشناسان این عرصه؛مهجوریت قرآن در جامعه ما،دلایل بسیار ریشه ای تر و جدی تر دارد دکتر غلامرضا زکیانی استاد دانشگاه می‌گوید"قرآن تنها برای جوانان مهجور نیست بلکه برای همه مهجور است،برای بزرگان برای روحانیت و به طور کلی برای تمام اقشار جامعه،قرآن برای همه مهجور است.برای زن و مرد با سواد و بی سواد حوزه ای و دانشگاهی و...طبیعی است که وقتی این بعد برای همگان وجود دارد برای جوانان به طریق اولی وجود دارد برای اینکه دیگران لااقل یک قیدی و تعبدی از سال های گذشته دارند اما جوانان ما در معرض بمباران اطلاعاتی از طریق ماهواره،اینترنت و...هستند اگر تقصیری هست قطعاً مربوط به جوانان نیست بلکه مربوط به بزرگترهاست و ما موظف هستیم که این مشکل راحل کنیم."

دکتر زکیانی در تحلیل علل مهجوریت قرآن می‌گوید«عده ای گمان می‌کنند علت مهجوریت قرآن عربی بودن زبان آن است اما من فکر می‌کنم که این طور نیست چون باید در این صورت آنهایی که عرب زبان هستند و زبان مادری شان عربی است قرآن همه زندگی شان شده باشد که البته این طور نیست ضمن این که ترجمه های خوب و روانی از قرآن به بازار آمده که کاملاً مشکل زبان را حل می‌کند»این استاد دانشگاه در ادامه تحلیل خود به اختلاف مذاهب در صدر اسلام اشاره می‌کند و می‌گوید«اختلاف باعث شد که هر مذهب برای اثبات حقانیت خود بیشتر به احادیث مراجعه کند و این موضوع باعث شد مراجعه به احادیث رواج بیشتری پیداکند و مراجعه به قرآن کمتر شود»

اما چرا قرآن که مورد اشتراک شیعه و سنی است این قدر مهجور شده است و کمتر مورد استناد قرار می گیرد؟

دکتر زکیانی در ادامه ضمن تأکید بر این نکته که اهل بیت (علیهم السلام) نیز هر چه دارند از قرآن دارند می افزاید:شیعه ای که تحقق علمی و عینی اسلام است افتخارش به این است که از قرآن بر آمده و همه چیزش در قرآن است و اهل بیت(ع) او همه چیز را از قرآن می دانند،در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) نقل شده است که کسی از آن حضرت پرسید:به شما وحی می‌شود؟حضرت فرمود:نه؛به من وحی نمی شود اما من هرچه دارم از حکومت قرآن و تدبردر قرآن دارم.

اتفاقاً ما در سایه قرآن اهل بیت(ع) را بهتر می شناسیم و برعکس در سایه اهل بیت(ع) هم قرآن را بهتر می شناسیم اهل بیت(ع) نیز هر چه دارند از قرآن دارند آیا همین دلیل کافی نیست که به اهمیت ارتباط با قرآن پی ببریم.

دور از دسترس عموم قرار دادن رجوع به قرآن و نیز تأکید بیش از اندازه بر اهمیت مسئله تجوید و بسنده کردن به آیات احکام از دیگر دلایلی هستند که دکتر زکیانی در تحلیل علل مهجوریت قرآن بیان می‌کند و می‌گوید: اگر بتوانیم آماری از شیوه نگرش مردم به دین بگیریم خواهیم دید که اغلب مردم دین را از منظر احکام می بینند؛یعنی باید و نبایدهایی مثل روزه و حجاب،نماز در حالی که در قرآن فقط پانصد آیه مربوط به احکام است،یعنی ده در صد،حال سئوال این است که پس نود در صد باقی آیات قرآن درباره چیست؟خداوند این همه از توحید و نبوت و معاد و دیگر مسائل اعتقادی در قرآن سخن گفته به طوری که در هیچ جای دیگری نظیرش را نداریم چرا این ها در بین ما نیستند؟ ازطرفی چنان قرآن را دور از دسترس فرض کرده ایم که اغلب افراد تصور می‌کنند که این کتاب نمی تواند جنبه کاربردی داشته باشد.

دکتر زکیانی با اشاره به دو بعد تربیتی و تفسیری در قرآن می‌گوید:تلقی عمومی این است که چون قرآن دارای بطون است بنابراین فهم قرآن تخصصی می خواهد که از عهده ما خارج است در این که قرآن تخصص می خواهد شکی نیست و در اینکه قرآن بطونی دارد تردیدی نیست اما باید این را به یاد داشته باشیم که قرآن دارای دو بعد است بعد تربیتی و بعد تفسیری آن چیزی که تخصص می خواهد بعد تفسیری قرآن است اما بعد تربیتی آنکه تمام خطاب هایش مانند «یا أیهاالانسان»ویا«أیها الذین آمنوا»بسیار ساده ودر حد درک عمومی می باشد و برای همگان قابل فهم می باشد.

در زمینه یافتن راهکارهای کارآمد به منظور کم کردن فاصله مردم و به‌ویژه جوانان با قرآن برخی بر این باورند که بهره گیری از زبانی متفاوتــمثل زبان هنری ــمی تواند تأثیری به مراتب عمیق ترو مؤثر تر داشته باشد،فرج الله سلحشور یکی از فیلم سازان کشورمان بر این باور است.او که خود از فیلم سازان داستان های قرآنی است و همچنین کارگردان فیلم حضرت یوسف(ع) است،می گوید:اگر بخواهیم قرآن از این مهجوریت در بیاید بایستی آن را در قالب داستان،رمان،فیلم،تئاتر و سریال عرضه کنیم،تا جوانان از ارزش های ناب قرآن آگاه شوند و قرآن از این مهجوریت بیرون بیاید.

سلحشور ضمن گله از عملکرد صدا و سیما و رسانه های جمعی می‌گوید:من گمان می‌کنم جمهوری اسلامی همان قدر که برای امور اقتصادی صنعتی سیاسی یا نظامی بها می دهد اگر همان مقدار هم برای امور فرهنگی و مذهبی بها قائل می شد قرآن در بین جوانان ما این قدر مهجور نبود.

سلحشور همچنین ضمن تأکید برضرورت به کارگیری روش های خلاقانه و نو درعرصه ترویج قرآن تصریح می‌کند: تا زمانی که قرآن در قالب سنتی اش تبلیغ شود و تبلیغ درخصوص ارزش های الهی و قرآنی به منبر وکتاب است آن هم در سطح بسیار محدود مهجوریت قرآن همچنان ادامه خواهد داشت.

علاوه بر آنچه دکتر زکیانی و فرج الله سلحشور در بررسی و تحلیل علل مهجوریت قرآن و نیز ضرورت بهره گیری از این کتاب آسمانی به معنای عام آن عنوان کرد می توان این موضوع را به‌ویژه در جنبه کاربردی آن از منظر دیگری نیز مورد دقت قرار داد جنبه ای که امروزه بسیاری از روانشناسان و مربیان تربیتی برآن تأکید می‌کنند و بر واکنش های مثبت آن اذعان دارند.

دکتر فرید فدایی نویسنده و روان شناس در این باره می‌گوید«یکی از مشکلات دوره جاری در همه جهان عبارت است از فشارهای روانی بیش از حدی است که برخی از آنها ناشی از صنعتی شدن جهان است به این معنی که جامعه ای که دارای ارزش های ثابت است تبدیل به جامعه ای با ارزش های متغیر می‌شود دگرگونی ها تبدیل به قاعده می شوند و در نتیجه انسان مرتباً نیاز به سازگاری با شرایط جدید دارد این همان حالتی است که تحت عنوان فشار روانی از آن یاد می‌شود و یکی از عواملی که می تواند درکاهش این فشار روانی تأثیر داشته باشد اعتقاد به وجود خداوند است به این ترتیب که انسان با آگاهی از اینکه یک نیروی ماورایی همیشه مراقب اوست و هر رویدادی حکمتی دارد،احساس آرامش می‌کند.

با توجه به اینکه انسان مذهبی هر رویدادی را گرچه در آغاز به نظر ناخوشایند آید به‌عنوان امتحانی از جانب خداوند تلقی می‌کند و در نتیجه با آرامش و با صرف نیرو می کوشد تا به صورت سازنده برآن مشکل غلبه کند اگر چنین ایمان و اعتقادی درکار نباشد انسان با توجه به توانایی محدود خود در برابر فشارها از پا در می آید از اینرو هر عاملی که انسان را متوجه وجود خداوند و معنی دار بودن حیات کند،می تواند در کاهش فشارهای روانی و در نتیجه در بهبود کیفیت زندگی و کم کردن تنش ها پرخاش گری ها و جرایم ــ که نمود یک جامعه پر اضطراب است نقش داشته باشد.

دکتر فدایی با اشاره به این نکته که امروز با پژوهش های زیادی در زمینه روان شناسی و قرآن رو به رو هستیم که تأثیر کارکردهای دینی را بر بهبود نشانه های روانی اثبات می‌کنند،یادآور می‌شود:در ایران نیز پژوهش های قابل توجهی انجام گرفته است که نشان می دهد تلاوت آیات قرآن حتی برای کسی که در حال بیهوشی است باعث کمتر شدن میزان نیاز او به داروهای هوش بری می‌شود بنابراین اگر شنیدن کلام خداوند به تنهایی تا این حد مفید باشد آنگاه باید دید شنیدن و مطالعه این کتاب همراه با ادراک محتوای آن تا چه حد می تواند بر جسم و بلکه بر جان انسان تأثیر مثبت و حیات بخش داشته باشد زیرا قرآن بهترین وسیله برای آگاه شدن همه انسان ها از قدرت لایزال و چشمه پر مهر خداوندی است بنابراین یکی از عوامل پیشگیری،درمان و توان بخشی در برابر سختی های زندگی،آشنایی با قرآن است.

امید آنکه همه ما به یاد داشته باشیم که اگر چه به‌عنوان یک انسان عادی قادر نیستیم به کنه قرآن برسیم اما به تعبیر خود قرآن می توانیم به این دعوت پاسخ دهیم و به قدر وسع خودمان از نور آن بهره مند شویم چنانکه در قرآن آمده است «و هر آیینه قرآن را برای یادآوری و پند گرفتن آسان ساختیم،پس آیا پند گیرنده ای هست؟»